فرزآن

رواق / Ravaq

Health FA ↓ 593 episodes

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

Author

فرزآن

Category

Health

Podcast website

redcircle.com

Latest episode

Jul 11, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو ۴۱۰ 01.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» اینستاگرام آیدا غزل نمره ۴۱۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زينت تاج و نگين از گوهر والای تو آفتاب فتح را هر دم طلوعی می‌دهد از کلاه خسروی رخسار مه‌سيمای تو جلوه‌گاه طاير اقبال باشد هر کجا سايه اندازد همای چترگردون‌سای تو از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف نکته‌ای هرگز نشد فوت از دل دانای تو آب حيوانش ز منقار بلاغت می‌چکد طوطی خوش‌لهجه يعنی کلک...

ای خون‌بهای نافه‌ی چین خاک راه تو ۴۰۹ 29.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای خون‌بهای نافه‌ی چين خاک راه تو خورشيد سايه‌پرور طرف کلاه تو نرگس کرشمه می‌برد از حد برون خرام ای جان فدای شيوه‌ی چشم سياه تو خونم بخور که هيچ ملک با چنین جمال از دل نيايدش که نويسد گناه تو آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی زان شد کنار ديده و دل تکيه گاه تو با هر ستاره‌ای سر و کار است هر شبم از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو ياران همنشين...

ای آفتاب آينه‌دار جمال تو ۴۰۸ 28.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۸ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای آفتاب آينه‌دار جمال تو مشک سياه مجمره‌گردان خال تو صحن سرای ديده بشستم ولی چه سود کاين گوشه نيست درخور خيل خيال تو اين نقطه‌ی سياه که آمد مدار نور عکسی‌ست در حديقه‌ی بينش ز خال تو در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن يا رب مباد تا به قيامت زوال تو مطبوع‌تر ز نقش تو صورت نبست باز طغرانويس ابروی مشکين مثال تو در چين زلفش ای دل مسکين چگ...

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو ۴۰۷ 27.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو يادم از کشته‌ی خويش آمد و هنگام درو گفتم ای بخت بخفتيدی و خورشيد دميد گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو گر روی پاک و مجرد چو مسيحا به فلک از چراغ تو به خورشيد رسد صد پرتو تکيه بر اختر شبگرد مکن کاين عيار تاج کاووس ببرد ربود و کمر کيخسرو گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش دور خوبی گذران است نصيحت بشنو چشم بد...

گفتا برون شدی به تماشای ماه نو ۴۰۶ 26.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن گفتا برون شدی به تماشای ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد رو عمری‌ست تا دلم ز اسیران زلف توست غافل ز حفظ جانب ياران خود مشو مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما کان جا هزار نافه‌ی مشکين به نيم جو تخم وفا و مهر در اين کهنه‌کشته‌زار آنگه عيان شود که رسد موسم درو ساقی بيار باده که رمزی بگويمت از سر اختران کهن‌سير و ماه نو شکل هلال هر سر مه می‌د...

به جان پیر خرابات و حق صحبت او ۴۰۵ 25.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به جان پير خرابات و حق صحبت او که نيست در سر من جز هوای خدمت او بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است بيار باده که مستظهرم به همت او چراغ صاعقه‌ی آن سحاب روشن باد که زد به خرمن ما آتش محبت او بر آستانه‌ی ميخانه گر سری بينی مزن به پای که معلوم نيست نيت او بيا که دوش به مستی سروش عالم غيب نويد داد که عام است فيض رحمت او مکن به چشم حقارت نگاه در م...

می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این ۴۰۴ 22.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از اين بر در ميکده می‌کن گذری بهتر از اين در حق من لبت اين لطف که می‌فرمايد سخت خوب است وليکن قدری بهتر از اين آن که فکرش گره از کار جهان بگشايد گو در اين کار بفرما نظری بهتر از اين ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه‌ی عاقل هنری بهتر از اين؟ دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم مادر دهر ندارد پسری بهت...

شراب لعل کش و روی مه‌جبينان بین ۴۰۳ 21.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن شراب لعل کش و روی مه‌جبينان بين خلاف مذهب آنان جمال اينان بين به زير دلق ملمع کمندها دارند درازدستی اين کوته‌آستينان بين به خرمن دو جهان سر فرو نمی‌آرند دماغ و کبر گدايان و خوشه‌چينان بين بهای نيم کرشمه هزار جان طلبند نياز اهل دل و ناز نازنينان بين حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت وفای صحبت ياران و همنشينان بين اسير عشق شدن چاره‌ی خلاص من...

نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مهرو ببین ۴۰۲ 20.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۲ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن نکته‌ای دلکش بگويم خال آن مه‌رو ببين عقل و جان را بسته‌ی زنجير آن گيسو ببين عيب دل کردم که وحشی‌وضع و هرجایی مباش گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين حلقه‌ی زلفش تماشاخانه‌ی باد صباست جان صد صاحب دل آن جا بسته‌ی يک مو ببين عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند ای ملامتگو خدا را رو مبين آن رو ببين زلف دل‌دزدش صبا را بند بر گردن نهاد با هواداران ر...

چون شوم خاک رهش دامن بیافشاند ز من ۴۰۱ 19.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۱ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن چون شوم خاک رهش دامن بيفشاند ز من ور بگويم دل بگردان رو بگرداند ز من روی رنگين را به هر کس می‌نمايد همچو گل ور بگويم بازپوشان بازپوشاند ز من چشم خود را گفتم آخر يک نظر سيرش ببين گفت می‌خواهیمگر تا جوی خون راند ز من او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود کام بستانم از او يا داد بستاند ز من گر چو شمعش پيش ميرم بر غمم خندان شود ور برنجم خ...

بالابلند عشوه‌گر نقش‌باز من ۴۰۰ 18.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۰۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن بالابلند عشوه‌گر نقش‌باز من کوتاه کرد قصه زهد دراز من ديدی دلا که آخر پيری و زهد و علم با من چه کرد ديده معشوقه‌باز من؟ می‌ترسم از خرابی ايمان که می‌برد محراب ابروی تو حضور نماز من گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق غماز بود اشک و عيان کرد راز من مست است يار و ياد حريفان نمی‌کند ذکرش به خير ساقی مسکين‌نواز من يا رب کی آن صبا بوزد کز نسيم...

کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن ۳۹۹ 15.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن به باد ده سر و دستار عالمی، يعنی کلاه‌گوشه به آيين سروری بشکن به زلف گوی که آيين دلبری بگذار به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن برون خرام و ببر گوی خوبی از همه‌کس سزای حور بده رونق پری بشکن به آهوان نظر شير آفتاب بگير به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد ت...

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن ۳۹۸ 14.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۸ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای نور چشم من سخنی هست گوش کن چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن پيران سخن ز تجربه گويند گفتمت هان ای پسر که پير شوی پند گوش کن در راه عشق وسوسه‌ی اهرمن بسی‌ست پيش آی و گوش دل به پيام سروش کن تسبيح و خرقه لذت مستی نبخشدت همت در اين عمل، طلب از می‌فروش کن بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق خواهی که زلف يار کشی ترک هوش کن با دوستان مضايقه در...

ز در درآ و شبستان ما منور کن ۳۹۷ 13.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ز در درآ و شبستان ما منور کن هوای مجلس روحانيان معطر کن به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان بيا بيا و تماشای طاق و منظر کن ستاره‌ی شب هجران نمی‌فشاند نور به بام قصر برآ و چراغ مه برکن ز خاک مجلس ما ای نسیم باغ بهشت ببر شمامه به فردوس و عود مجمر کن از اين مزوجه و خرقه نيک در تنگم به يک کرشمه صوفی‌کشم قلندر کن چو شاهدان چمن زيردست حسن توا...

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن ۳۹۶ 12.10.2025

«««««می‌بهـا🍷»»»»» غزل نمره ۳۹۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن صبح است ساقيا قـدحی پرشـراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پيشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده‌ی گلگون خراب کن خورشيد می ز مشرق ساغر طلوع کرد گر برگ عيش می‌طلبی ترک خواب کن روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند زنهار کاسه‌ی سر ما پرشراب کن ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم با ما به جام باده‌ی صافی خطاب کن کار صواب باده پرستی‌ست...

گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن ۳۹۵ 11.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن گلبرگ را ز سنبل مشکين نقاب کن وانگه نقاب درکش و عالم خراب کن بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را چون شيشه‌های ديده‌ی ما پرگلاب کن ايام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد ساقی به دور باده‌ی گلگون شتاب کن بگشا به شيوه‌‌، نرگسِ پرخوابِ مست را و از رشک، چشمِ نرگسِ رعنا به خواب کن بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گير بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن زآنجا که...

ای روی ماه‌منظر تو نوبهار حسن ۳۹۴ 08.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای روی ماه‌منظر تو نوبهار حسن خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر در زلف بی‌قرار تو پيدا قرار حسن ماهی نتافت همچو تو از برج نيکویی سروی نخاست چون قدت از جويبار حسن خرم شد از ملاحت تو عهد دلبری فرخ شد از لطافت تو روزگار حسن از دام زلف و دانه‌ی خال تو در جهان يک مرغ دل نماند نگشته شکار حسن دايم به لطف دايه‌...

منم که شهره‌ی شهرم به عشق ورزیدن ۳۹۳ 07.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن منم که شهره‌ی شهرم به عشق ورزيدن منم که ديده نيالودم به بد ديدن وفا کنيم و ملامت کشيم و خوش باشيم که در طريقت ما کافری‌ست رنجيدن به پير ميکده گفتم که چيست راه نجات بخواست جام می و گفت عيب پوشيدن مراد دل ز تماشای باغ عالم چيست به دست مردم چشم از رخ تو گل چيدن به می‌پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش‌خودپرستيدن به رحمت سر زلف ت...

دانی که چیست دولت؟ ۳۹۲ 06.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۲ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن دانی که چيست دولت؟ ديدار يار ديدن در کوی او گدایی بر خسروی گزيدن از جان طمع بريدن آسان بود وليکن از دوستان جانی مشکل توان بريدن خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ و آنجا به نيک‌نامی پيراهنی دريدن گه چون نسيم با گل راز نهفته گفتن گه سر عشقبازی از بلبلان شنيدن بوسيدن لب يار اول ز دست مگذار کآخر ملول گردی از دست و لب گزيدن فرصت شمار...

خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن ۳۹۱ 05.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن تا ببينم که سرانجام چه خواهد بودن غم دل چند توان خورد که ايام نماند گو نه دل باش و نه ايام چه خواهد بودن مرغ کم‌حوصله را گو غم خود خور که بر او رحم آن کس که نهد دام چه خواهد بودن باده خور غم مخور و پند مقلد منيوش اعتبار سخن عام چه خواهد بودن دست رنج تو همان به که شود صرف به کام دانی آخر که به ناکام چه خ...

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن ۳۹۰ 04.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۹۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان افسر سلطان گل پيدا شد از طرف چمن مقدمش يا رب مبارک باد بر سرو و سمن خوش به جای خويشتن بود اين نشست خسروی تا نشيند هر کسی اکنون به جای خويشتن خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن تا ابد معمور باد اين خانه کز خاک درش هر نفس با بوی رحمان می‌وزد باد يمن شوکت پور پشنگ و تيغ عالمگير او در همه شهنامه‌ها شد داس...

چو گل هر دم به بویت جامه بر تن ۳۸۹ 01.10.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۸۹ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل چو گل هر دم به بويت جامه در تن کنم چاک از گريبان تا به دامن تنت را ديد گل گویی که در باغ چو مستان جامه را بدريد بر تن تنت در جامه چون در جام باده دلت در سينه چون در سيم آهن من از دست غمت مشکل برم جان ولی دل را تو آسان بردی از من به قول دشمنان برگشتی از دوست نگردد هيچ کس با دوست دشمن دلم را مشکن و در پا مينداز که دارد در سر زلف تو مسکن مکن کز...

بهار و گل طرب‌انگيز گشت و توبه‌شکن ۳۸۸ 30.09.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۸۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بهار و گل طرب‌انگيز گشت و توبه‌شکن به شادی رخ گل بيخ غم ز دل برکن رسيد باد صبا، غنچه در هواداری ز خود برون شد و بر خود دريد پيراهن طريق صدق بياموز از آب صافی‌‌دل به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن ز دستبرد صبا گرد گل کلاله نگر شکنج گيسوی سنبل ببين به روی سمن عروس غنچه رسيد از حرم به طالع سعد به عينه دل و دين می‌برد به وجه حسن صفير بلبل شوريده و...

شاه شمشادقدان خسرو شیرین‌دهنان ۳۸۷ 29.09.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۸۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن شاه شمشادقدان خسرو شيرين‌دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف‌شکنان مست بگذشت و نظر بر من درويش انداخت گفت ای چشم و چراغ همه شيرين‌سخنان تا کی از سيم و زرت کيسه تهی خواهد بود؟ بنده‌ی من شو و برخور ز همه سيم‌تنان کمتر از ذره نه‌ای پست شو و مهر بورز تا به عشرتگه خورشيد رسی چرخ‌زنان بر جهان تکيه مکن ور قدحی می داری شادی زهره‌جبينان خور و نازک‌ب...

خدا را کم نشین با خرقه‌پوشان ۳۸۶ 28.09.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۸۶ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل خدا را کم نشين با خرقه‌پوشان رخ از رندان بی‌سامان مپوشان در اين خرقه بسی آلودگی هست خوشا وقت قبای می‌فروشان در اين صوفی‌وشان دردی نديدم که صافی باد عيش دردنوشان تو نازک‌طبعی و طاقت نياری گرانی‌های مشتی دلق‌پوشان چو مستم کرده‌ای مستور منشين چو نوشم داده‌ای زهرم منوشان بيا و از غبن اين سالوسيان بين صراحی خون‌دل و بربط خروشان ز دلگرمی حافظ بر حذ...

Listen to the رواق / Ravaq podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.