فرزآن

رواق / Ravaq

Health FA ↓ 593 episodes

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

Author

فرزآن

Category

Health

Podcast website

redcircle.com

Latest episode

Jul 11, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی ۴۳۵ 07.12.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۵ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن با مدعی مگوييد اسرار عشق و مستی تا بی‌خبر بميرد در درد خودپرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آيد ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی؟ سلطان من خدا را زلفت شکست ما را تا کی کند سياهی چندين درازدستی؟ در گوشه‌ی سلامت مستور چون توان بود تا نرگس تو با ما گويد رموز مستی...

ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی ۴۳۴ 06.12.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن ای دل مباش يک دم خالی ز عشق و مستی وآنگه برو که رستی از نيستی و هستی گر جان به تن ببينی مشغول کار او شو هر قبله‌ای که بينی بهتر ز خودپرستی با ضعف و ناتوانی همچون نسيم خوش باش بيماری اندر اين ره بهتر ز تندرستی در مذهب طريقت خامی نشان کفر است آری طريق رندی چالاکی است و چستی تا علم و عقل بينی بی‌معرفت نشينی يک نکته‌ات بگويم خود را مبين...

ای که بر مه از خط مشکین نقاب انداختی ۴۳۳ 03.12.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۳ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ای که بر ماه از خط مشکين نقاب انداختی لطف کردی سايه‌ای بر آفتاب انداختی تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت حاليا نيرنگ نقشی خوش بر آب انداختی طاعت من گرچه از مستی خرابم رد مکن کاندرین شغلم به امید ثواب انداختی گوی خوبی بردی از خوبان خلخ شاد باش جام کيخسرو طلب کافراسياب انداختی داور داراشکوه ای آن که تاج آفتاب از سر تعظيم بر خاک جناب...

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی ۴۳۲ 02.12.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۲ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی وصف رخ چو ماهش در پرده راست نايد مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی شد حلقه قامت من تا بعد از اين رقيبت زين در دگر نراند ما را به هيچ بابی در انتظار رويت ما و اميدواری وز عشوه‌ی وصالت ما و خيال و خوابی مخمور آن دو چشمم آيا کجاست جامی بيمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی؟ حافظ چه...

لبش می‌بوسم و درمی‌کشم می ۴۳۱ 01.12.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۱ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل لبش می‌بوسم و درمی‌کشم می به آب زندگانی برده‌ام پی نه رازش می‌توانم گفت با کس نه کس را می‌توانم ديد با وی لبش می‌بوسد و خون می‌خورد جام رخش می‌بيند و گل می‌کند خوی بده جام می و از جم مکن ياد که می‌داند که جم کی بود و کی کی؟ بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب رگش بخراش تا بخروشم از وی گل از خلوت به باغ آورد مسند بساط زهد همچون غنچه کن طی چو چشمش مست...

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می ۴۳۰ 30.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می علاج کی کنمت آخرالدواء الکی ذخيره‌ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار که می‌رسند ز پی رهزنان بهمن و دی چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو منه ز دست پياله چه می‌کنی هی هی (چو هست آب حیاتت به دست تشنه ممیر فلا تمت و من الماء کل شئ حی) شکوه سلطنت و حسن کی ثباتی داد! ز تخت جم سخنی مانده است و افسر کی خزينه‌داری ميراث‌خوا...

ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می ۴۲۹ 29.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ساقی بيا که شد قدح لاله پر ز می طامات تا به چند و خرافات تا به کی؟ بگذر ز کبر و ناز که ديده‌ست روزگار چين قبای قيصر و طرف کلاه کی هشيار شو که مرغ سحر مست گشت هان بيدار شو که خواب عدم در پی است هی خوش نازکانه می‌چمی ای شاخ نوبهار کآشفتگی مبادت از آشوب باد دی بر مهر چرخ و شيوه‌ی او اعتماد نيست ای وای بر کسی که شد ايمن ز مکر وی فردا شرا...

سحرگاهان که مخمور شبانه ۴۲۸ 26.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سحرگاهان که مخمور شبانه گرفتم باده با چنگ و چغانه نهادم عقل را ره‌توشه از می ز شهر هستيش کردم روانه نگار می‌فروشم عشوه‌ای داد که ايمن گشتم از مکر زمانه ز ساقی کمان‌ابرو شنيدم که ای تير ملامت را نشانه نبندی زان ميان طرفی کمروار اگر خود را ببينی در ميانه برو اين دام بر مرغی دگر نه که عنقا را بلند است آشيانه که بندد طرف وصل از حسن شاهی که با خود...

چراغ روی تو را شمع چرخ پروانه ۴۲۷ 25.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن چراغ روی تو را شمع چرخ پروانه مرا ز حال تو با حال خويش پروا نه خرد که قيد مجانين عشق می‌فرمود به بوی سنبل زلف تو گشت ديوانه به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد؟ هزار جان گرامی فدای جانانه من رميده ز غيرت ز پا فتادم دوش نگار خويش چو ديدم به دست بيگانه چه نقشه‌ها که برانگيختيم و سود نداشت فسون ما بر او گشته است افسانه بر آتش رخ زيبای او به...

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه ۴۲۶ 23.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۶ از خون دل نوشتم نزديک دوست نامه اني رايت دهرا من هجرک القيامه دارم من از فراقش در ديده صد علامت ليست دموع عيني هذا لنا العلامه هر چند کآزمودم از وی نبود سودم من جرب المجرب حلت به الندامه پرسيدم از طبيبی احوال دوست گفتا في بعدها عذاب في قربها السلامه گفتم ملامت آيد گر گرد دوست گردم و الله ما راينا حبا بلا ملامه حافظ چو طالب آمد جامی به جان شيرين حتي يذوق منه کاسا من...

دامن‌کشان همی‌شد در شَرب زرکشیده ۴۲۵ 22.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۵ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن دامن‌کشان همی‌شد در شرب زرکشيده صد ماهرو ز رشکش جيب قصب دريده از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی چون قطره‌های شبنم بر برگ گل چکيده لفظی فصيح شيرين، قدی بلند چابک رویی لطيف زيبا، چشمی خوش کشيده ياقوت جان‌فزايش از آب لطف زاده شمشاد خوش‌خرامش در ناز پروريده آن لعل دلکشش بين وان خنده‌ی پرآشوب وان رفتن خوشش بين وان گام آرميده آن آهوی سيه‌چشم...

از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای ۴۲۴ 19.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن از من جدا مشو که توام نور ديده‌ای آرام جان و مونس قلب رميده‌ای از دامن تو دست ندارند عاشقان پيراهن صبوری ايشان دريده‌ای از چشم زخم دهر مبادت گزند از آنک در دلبری به غايت خوبی رسيده‌ای منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان معذور دارمت که تو او را نديده‌ای آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا بيش از گليم خويش مگر پا کشيده‌ای؟ Support this podcast...

دوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده ۴۲۳ 18.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوش رفتم به در ميکده خواب‌آلوده خرقه تردامن و سجاده شراب‌آلوده آمد افسوس‌کنان مغبچه‌ی باده‌فروش گفت بيدار شو ای رهرو خواب‌آلوده شست‌وشویی کن و آن گه به خرابات خرام تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده به هوای لب شيرين‌پسران چند کنی جوهر روح به ياقوت مذاب آلوده؟ به طهارت گذران منزل پيری و مکن خلعت شيب چو تشريف شباب آلوده پاک و صافی شو و از چاه...

ای که با سلسله‌ی زلف دراز آمده‌ای ۴۲۲ 17.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که با سلسله‌ی زلف دراز آمده‌ای فرصتت باد که ديوانه‌نواز آمده‌ای ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت چون به پرسيدن ارباب نياز آمده‌ای پيش بالای تو ميرم چه به صلح و چه به جنگ چون به هر حال برازنده‌ی ناز آمده‌ای آب و آتش به هم آميخته‌ای از لب لعل چشم بد دور که بس شعبده‌باز آمده‌ای آفرين بر دل نرم تو که از بهر ثواب کشته غمزه‌ی خود را به نماز آمد...

در سرای مغان رفته بود و آب‌زده ۴۲۱ 16.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن در سرای مغان رفته بود و آب‌زده نشسته پير و صلایی به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده ز شور و عربده‌ی شاهدان شيرين کار شکر شکسته سمن ريخته رباب زده سلام کردم و با من به روی خندا...

ناگهان پرده برانداخته‌ای يعنی چه ۴۲۰ 15.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ناگهان پرده برانداخته‌ای يعنی چه مست از خانه برون تاخته‌ای يعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب اين چنين با همه درساخته‌ای يعنی چه شاه خوبانی و منظور گدايان شده‌ای قدر اين مرتبه نشناخته‌ای يعنی چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی بازم از پای درانداخته‌ای يعنی چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر ميان و از ميان تيغ به ما آخته‌ای يعنی چه هر ک...

وصال او ز عمر جاودان به ۴۱۹ 12.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۹ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به به شمشيرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به به داغ بندگی مردن بر اين در به جان او که از ملک جهان به خدا را از طبيب من بپرسيد که آخر کی شود اين ناتوان به گلی کان پايمال سرو ما گشت بود خاکش ز خون ارغوان به به خلدم دعوت ای زاهد مفرما که اين سيب زنخ زان بوستان به دلا دايم گدای کوی او ب...

گر تیغ بارد در کوی آن ماه ۴۱۸ 11.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۸ مستفعلن‌فع مستفعلن‌فع گر تيغ بارد در کوی آن ماه گردن نهاديم الحکم لله آيين تقوا ما نيز دانيم ليکن چه چاره با بخت گمراه ما شيخ و واعظ کمتر شناسيم يا جام باده يا قصه کوتاه من رند و عاشق در موسم گل آن گاه توبه؟ استغفرالله مهر تو عکسی بر ما نيفکند آيينه‌رويا! آه از دلت آه الصبرٌ مُرٌّ و العمرُ فانٍ يا ليت شعری حَتام القاه حافظ چه نالی؟ گر وصل خواهي خون بايدت خورد در گا...

عیشم مدام است از لعل دلخواه ۴۱۷ 10.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۷ مستفعلن‌فع مستفعلن‌فع عيشم مدام است از لعل دلخواه کارم به کام است الحمدلله ای بخت سرکش تنگش به بر کش گه جام زر کش گه لعل دلخواه ما را به رندی افسانه کردند پيران جاهل شيخان گمراه از دست زاهد کرديم توبه و از فعل عابد استغفرالله جانا چه گويم شرح فراقت چشمی و صد نم جانی و صد آه کافر مبيناد اين غم که ديده‌ست از قامتت سرو از عارضت ماه شوق لبت برد از ياد حافظ درس شبانه ور...

خنک نسیم معنبر شمامه‌ی دلخواه ۴۱۶ 09.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن خنک نسيم معنبر شمامه‌ای دلخواه که در هوای تو برخاست بامداد پگاه دليل راه شو ای طاير خجسته‌لقا که ديده آب شد از شوق خاک آن درگاه به ياد شخص نزارم که غرق خون دل است هلال را ز کنار افق کنيد نگاه منم که بی تو نفس می‌کشم؟ زهی خجلت مگر تو عفو کنی ور نه چيست عذر گناه؟ ز دوستان تو آموخت در طريقت مهر سپيده‌دم که صبا چاک زد شعار سياه به عشق روی تو ر...

ای پیک راستان خبر یار ما بگو ۴۱۵ 08.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای پيک راستان خـبر يار ما بگو احوال گل به بلبل دستان‌سرا بگو ما محرمان خلوت انسيم غم مخور با يار آشنا سخن آشنا بگو جان‌پرور است قصه‌ی ارباب معرفت رمزی برو بپرس حديثی بيا بگو بر اين فقير نامه‌ی آن محتشم بخوان با اين گدا حکايت آن پادشا بگو برهم چو می‌زد آن سر زلفين مشکبار با ما سر چه داشت؟ ز بهر خدا بگو جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فش...

گلبن عیش می‌دمد ساقی گل‌عذار کو ۴۱۴ 05.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۴ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن گلبن عيش می‌دمد ساقی گلعذار کو؟ باد بهار می‌وزد باده‌ی خوشگوار کو؟ هر گل نو ز گلرخی ياد همی‌کند ولی گوش سخن‌شنو کجا ديده‌ی اعتبار کو؟ مجلس بزم عيش را غاليه‌ی مراد نيست ای دم صبح خوش‌نفس نافه‌ی زلف يار کو؟ حسن‌فروشی گلم نيست تحمل ای صبا دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو؟ شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد خصم زبان‌دراز شد خنجر آبدار کو؟ گفت...

خط عذار یار که بگرفت ماه از او ۴۱۳ 04.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن خط عذار يار که بگرفت ماه از او خوش حلقه‌ای‌ست ليک به در نيست راه از او ابروی دوست گوشه‌ی محراب دولت است آنجا بسای چهره و حاجت بخواه از او ای جرعه‌نوش مجلس جم سينه پاک دار کآيينه‌ای‌ست جام جهان‌بين که آه از او کردار اهل صومعه‌ام کرد می‌پرست اين دود بين که نامه‌ی من شد سياه از او سلطان غم هر آنچه تواند بگو بکن من بُرده‌ام به باده‌فروشا...

مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان‌ابرو ۴۱۲ 03.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۲ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی نگارين‌گلشنش روی است و مشکين‌سايبان ابرو هلالی شد تنم زين غم که با طغرای ابرويش که باشد مه که بنمايد ز طاق آسمان ابرو رقيبان غافل و ما را از آن چشم و جبين هر دم هزاران گونه پيغام است و حاجب در ميان ابرو روان گوش...

تاب بنفشه می‌دهد طره‌ی مشک‌سای تو ۴۱۱ 02.11.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۱ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن تاب بنفشه می‌دهد طره‌ی مشک‌سای تو پرده‌ی غنچه می‌درد خنده‌ی دلگشای تو ای گل خوش‌نسيم من بلبل خويش را مسوز کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو دولت عشق بين که چون از سر فقر و افتخار گوشه‌ی تاج سلطنت می‌شکند گدای تو خرقه‌ی زهد و جام می گر چه نه درخور هم‌اند اين همه نقش می‌زن...

Listen to the رواق / Ravaq podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.