فرزآن
رواق / Ravaq
میترسید بیآنکه بداند میترسد.غمگین بود بیآنکه بداند از چه.میخواست برود، بیآنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بیآنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم میپردازه و سادهتر از اسمش، ریشهی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی میکنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی ۴۵۸ 30.05.2026 1:01:05
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقيران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل ليلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی نقطهی عشق نمودم به تو هان سهو مکن ور نه چون بنگری از دايره بيرون باشی کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش کی روی؟ ره ز که پرسی؟...
اطلاعیه نمره چند 27.05.2026 1:19
سلام Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
هزار جهد بکردم که یار من باشی ۴۵۷ 20.02.2026 1:02:36
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن هزار جهد بکردم که يار من باشی مرادبخش دل بیقرار من باشی شبی به کلبهی احزان عاشقان آیی دمی ندیم دل سوگوار من باشی چراغ ديدهی شبزندهدار من گردی انيس خاطر اميدوار من باشی از آن عقيق که خونين دلم ز عشوهی او اگر کنم گلهای غمگسار من باشی چو خسروان ملاحت به بندگان نازند تو در ميانه خداوندگار من باشی در آن چمن که بتان دست عاشقان گيرند گرت ز...
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی ۴۵۶ 12.02.2026 48:57
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۶ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی چنگ در پرده همين میدهدت پند ولی وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی من نگويم که کنون با که نشين و چه بنوش که تو خود دانی اگر زيرک و عاقل باشی در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حيف باشد که ز کار همه غافل باشی نقد عمرت ببرد غصهی دنيا به گزاف گر شب و روز در اين فکرت باطل باش...
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی ۴۵۵ 07.02.2026 1:06:02
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی ای پسر جام میام ده که به پيری برسی چه شکرهاست در اين شهر که قانع شدهاند شاهبازان طريقت به مقام مگسی دوش در خيل غلامان درش میرفتم گفت: ای عاشق بيچاره تو باری چه کسی؟ با دل خونشده چون نافه خوشش بايد بود هر که مشهور جهان گشت به مشکيننفسی لَمَعَ البرقُ من الطّورِ و آنَستُ به فَلعلّی لَکَ آتٍ بشهابٍ قبسی ک...
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی ۴۵۴ 07.01.2026 1:07:45
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ز کوی يار میآيد نسيم باد نوروزی از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزی چو امکان خلود ای دل در اين فيروزهايوان نيست مجال عيش فرصت دان به فيروزی و بهروزی سخن در پرده میگويم بهار و...
ای که دایم به خویش مغروری ۴۵۳ 06.01.2026 1:06:12
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۳ فاعلاتن مفاعلن فعلن ای که دايم به خويش مغروری گر تو را عشق نيست معذوری گرد ديوانگان عشق مگرد که به عقل عقيله مشهوری مستی عشق نيست در سر تو رو که تو مست آب انگوری روی زرد است و آه دردآلود عاشقان را دوای رنجوری بگذر از نام و ننگ خود حافظ ساغر می طلب که مخموری Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
طفیل هستی عشقاند آدمی و پری ۴۵۲ 04.01.2026 1:05:57
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن طفيل هستی عشقاند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بینصيب مباش که بنده را نخرد کس به عيب بیهنری می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند به عذر نيمشبی کوش و گريه سحری چو مستعد نظر نيستی وصال مجوی که جام جم نکند سود وقت بیبصری تو خود چه لعبتی ای شهسوار شيرينکار که در برابر چشمی و غايب از نظری هزار جان مقدس بسوخت زين غيرت...
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری ۴۵۱ 31.12.2025 59:33
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۱ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن خوش کرد ياوری فلکت روز داوری تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری آن کس که اوفتاد و خدايش گرفت دست گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند اقرار بندگی کن و اظهار چاکری ساقی به مژدگانی عيش از درم درآی تا يک دم از دلم غم دنيا به دربری در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست آن به کز اين گريوه سبکبار بگذری سلطان و فکر لشکر و...
روزگاریست که ما را نگران میداری ۴۵۰ 30.12.2025 1:08:44
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن روزگاریست که ما را نگران میداری مخلصان را نه به وضع دگران میداری گوشهی چشم رضایی به منت باز نشد اين چنين عزت صاحبنظران میداری؟ ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار دست در خون دل پرهنران میداری نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ همه را نعرهزنان جامهدران میداری چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ سر چرا بر من دلخسته گران مید...
ای که مهجوری عشاق روا میداری ۴۴۹ 28.12.2025 1:08:47
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که مهجوری عشاق روا میداری عاشقان را ز بر خويش جدا میداری تشنهی باديه را هم به زلالی درياب به اميدی که در اين ره به خدا میداری دل ببردی و بحل کردمت ای جان ليکن به از اين دار نگاهش که مرا میداری ساغر ما که حريفان دگر مینوشند ما تحمل بکنیم ار تو روا میداری ای مگس حضرت سيمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری تو به تقص...
ای که در کوی خرابات مقامی داری ۴۴۸ 27.12.2025 1:00:47
«««««میبهـا🍷»»»»» غزل نمره ۴۴۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که در کوی خرابات مقامی داری جم وقت خودی ار دست به جامی داری ای که با زلف و رخ يار گذاری شب و روز فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند گر از آن يار سفرکرده پيامی داری خال سرسبز تو خوش دانه عيشیست ولی بر کنار چمنش وه که چه دامی داری بوی جان از لب خندان قدح میشنوم بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری چون به ه...
بیا با ما مورز این کینهداری ۴۴۷ 24.12.2025 56:14
«««««میبهـا🍷»»»»» غزل نمره ۴۴۷ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل بيا با ما مورز اين کينه داری که حق صحبت ديرينه داری نصيحت گوش کن کاين در بسی به از آن گوهر که در گنجينه داری به فرياد خمار مفلسان رس خدا را گر می دوشينه داری وليکن کی نمايی رخ به رندان تو کز خورشيد و مه آيينه داری بد رندان مگو ای شيخ و هش دار که با حکم خدایی کينه داری نمیترسی ز آه آتشينم تو دانی خرقهی پشمينه داری نديدم خوشتر از شعر تو حافظ...
صبا تو نکهت آن زلف مشکبو داری ۴۴۶ 23.12.2025 1:04:33
«««««میبهـا🍷»»»»» غزل نمره ۴۴۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن صبا تو نکهت آن زلف مشکبو داری به يادگار بمانی که بوی او داری دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست توان به دست تو دادن گرش نکو داری در آن شمايل مطبوع هيچ نتوان گفت جز اين قدر که رقيبان تندخو داری نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد که گوش و هوش به مرغان هرزهگو داری ز جرعهی تو سرم مست گشت نوشت باد خود از کدام خم است اين که در سبو داری؟ به سرکشی...
تو را که هرچه مراد است در جهان داری ۴۴۵ 21.12.2025 1:00:00
«««««🍷میبهــا»»»»» غزل نمره ۴۴۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن تو را که هر چه مراد است در جهان داری چه غم ز حال پریشان عاشقان داری؟ بخواه جان و دل از بنده و روان بستان که حکم بر سر آزادگان روان داری ميان نداری و دارم عجب که هر ساعت ميان مجمع خوبان کنی ميانداری بياض روی تو را نيست نقش درخور از آنک سوادی از خط مشکين بر ارغوان داری بنوش می که سبکروحی و لطيف مدام علیالخصوص در آن دم که سر گران داری مکن...
شهریست پر ظریفان وز هر طرف نگاری ۴۴۴ 20.12.2025 1:05:33
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن شهریست پرظريفان و از هر طرف نگاری ياران صلای عشق است گر میکنيد کاری چشم فلک نبيند زين طرفهتر جوانی در دست کس نيفتد زين خوبتر نگاری هرگز که ديده باشد جسمی ز جان مرکب؟ بر دامنش مبادا زين خاکيان غباری چون من شکستهای را از پيش خود چه رانی کهأم غايت توقع بوسیست يا کناری می بیغش است درياب وقتی خوش است بشتاب سال دگر که دارد اميد نوبه...
ویژهبرنامهی یلدا 18.12.2025 25:22
نور ز خورشید جوی بو که برآید Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری ۴۴۳ 17.12.2025 56:36
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری خورد ز غيرت روی تو هر گلی خاری ز کفر زلف تو هر حلقهای و آشوبی ز سحر چشم تو هر گوشهای و بيماری مرو چو بخت من ای چشم مست يار به خواب که در پی است ز هر سويت آه بيداری نثار خاک رهت نقد جان من هر چند که نيست نقد روان را بر تو مقداری دلا هميشه مزن لاف زلف دلبندان چو تيره رای شوی کی گشايدت کاری؟ سرم برفت و زمانی...
به جان او که گرم دسترس به جان بودی ۴۴۲ 16.12.2025 1:07:49
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به جان او که گرم دسترس به جان بودی کمينه پيشکش بندگانش آن بودی بگفتمی که بها چيست خاک پايش را اگر حيات گرانمايه جاودان بودی به بندگی قدش سرو معترف گشتی گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی به خواب نيز نمیبينمش چه جای وصال چو اين نبود و نديديم باری آن بودی اگر دلم نشدی پايبند طرهی او کیاش قرار در اين تيرهخاکدان بودی به رخ چو مهر فلک بینظير...
چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی ۴۴۱ 15.12.2025 56:21
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی که حال ما نه چنين بودی ار چنان بودی بگفتمی که چه ارزد نسيم طرهی دوست گرم به هر سر مویی هزار جان بودی عیان شدی که بها چیست خاک کویش را اگر حیات گرانمایه جاودان بودی برات خوشدلی ما چه کم شدی يا رب گرش نشان امان از بد زمان بودی؟ گرم زمانه سرافراز داشتی و عزيز سرير عزتم آن خاک آستان بودی ز پرده کاش برون آمدی...
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی ۴۴۰ 14.12.2025 1:04:12
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۴۰ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن سحر با باد میگفتم حديث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کليد گنج مقصود است بدين راه و روش میرو که با دلدار پيوندی قلم را آن زبان نبود که سر عشق گويد باز ورای حد تقرير است شرح آرزومندی الا ای يوسف مصری که کردت سلطنت مغرور پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی جهان پير رعنا را ترحم در جبلت نيست ز مهر او چه...
دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی ۴۳۹ 13.12.2025 1:01:17
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی کز عکس روی او شب هجران سر آمدی تعبير چیست؟ يار سفرکرده میرسد ای کاش هر چه زودتر از در درآمدی ذکرش به خير ساقی فرخندهفال من کز در مدام با قدح و ساغر آمدی خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی آن عهد ياد باد که از بام و در مرا هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی خامان ره نرفته چه...
سبت سلمی بصدغیها فوادی ۴۳۸ 10.12.2025 1:06:16
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سَبت سلمي بصُدغَيها فوادي و روحي کل يوم لي يُنادي نگارا بر من بیدل ببخشای و واصلني علي رغم الاعادي حبيبا در غم سوداي عشقت توکلنا علي رب العبادی امن انکرتني عن عشق سلمي تَز اول آن روی نِهکو بِوادی که همچون مهت ببوتن دل و ایره غريق العشق في بحر الودادی به پیماچان غرامت بسپريمن غرت يک ویروشتی از اَما دی غم اين دل بواتت خورد ناچار و غر نه وابن...
ای قصهی بهشت ز کویت حکایتی ۴۳۷ 09.12.2025 1:03:07
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۷ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای قصهی بهشت ز کويت حکايتی شرح جمال حور ز رويت روايتی انفاس عيسی از لب لعلت لطيفهای و آب خضر ز نوش لبانت کنايتی هر پاره از دل من و از غصه قصهای هر سطری از خصال تو وز رحمت آيتی کی عطرسای مجلس روحانيان شدی گل را اگر نه بوی تو کردی رعايتی در آرزوی خاک در يار سوختيم ياد آور ای صبا که نکردی حمايتی ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت...
آن غاليهخط گر سوی ما نامه نوشتی ۴۳۶ 08.12.2025 1:06:48
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۳۶ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن آن غاليهخط گر سوی ما نامه نوشتی گردون ورق هستی ما درننوشتی هر چند که هجران ثمر وصل برآرد دهقان جهان کاش که اين تخم نکشتی آمرزش نقد است کسی را که در اين جا ياریست چو حوری و سرایی چو بهشتی در مصطبهی عشق تنعم نتوان کرد چون بالش زر نيست بسازيم به خشتی مفروش به باغ ارم و نخوت شداد يک شيشه می و نوش لبی و لب کشتی تا کی غم دنيای دنی ای دل...
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.