فرزآن

رواق / Ravaq

Health FA ↓ 605 Folgen

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

Besuch unbedingt die Website des Podcasts und unterstütze die Macher: redcircle.com

Autor

فرزآن

Kategorie

Health

Podcast-Website

redcircle.com

Neueste Folge

27. Jul 2026

Wo hören?

Podcasts in der App Replaio Radio Bald verfügbar

Podcasts kommen bald in die App. Installiere sie jetzt und erlebe als Erster einen ganz neuen Blick auf Podcasts

Bei Google Play herunterladen Kostenlos installieren Android fast 10 Mio. Downloads · Bewertung 4,8 iOS bald

Folgen

می خواه و گل‌افشان کن از دهر چه می‌جویی؟ ۴۹۵ 27.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۵ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن می خواه و گل افشان کن، از دهر چه می‌جویی؟ این گفت سحر بلبل، ای گل تو چه می‌گویی؟ مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقي را لب گيری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن تا سرو بياموزد از قد تو دلجویی تا غنچه‌ی خندانت دولت به که خواهد داد ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رویی؟ امروز که بازارت پرجوش خريدار است درياب و بنه گ...

ای دل گر از آن چاه زنخدان به در آیی ۴۹۴ 26.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۴ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی هر جا که روی زود پشيمان به درآیی شايد که به آبی فلکت دست نگيرد گر تشنه‌لب از چشمه‌ی حيوان به درآیی هش دار که گر وسوسه‌ی عقل کنی گوش آدم‌صفت از روضه‌ی رضوان به درآیی در تيره‌شب هجر تو جانم به لب آمد وقت است که همچون مه تابان به درآیی چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ۴۹۳ 25.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۳ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پاياب شکيبایی دايم گل اين بستان شاداب نمی‌ماند درياب ضعيفان را در وقت توانایی ای درد توام درمان در بستر ناکامی وی ياد توام مونس در گوشه‌ی تنهایی در دايره‌ی قسمت ما نقطه‌ی تسليميم لطف آن چه تو انديشی حکم آن چه تو...

سلامی چو بوی خوش آشنایی ۴۹۲ 22.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۲ فعولن فعولن فعولن فعولن سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم ديده‌ی روشنایی درودی چو نور دل پارسايان بدان شمع خلوتگه پارسایی نمی‌بينم از همدمان هيچ بر جای دلم خون شد از غصه ساقی کجایی ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا فروشند مفتاح مشکل‌گشایی عروس جهان گر چه در حد حسن است ز حد می‌برد شيوه‌ی بی‌وفایی دل خسته‌ی من گرش همتی هست نخواهد ز سنگين‌دلان موميایی می صوفی‌افکن کجا می‌ف...

به چشم کرده‌ام ابروی ماه‌سیمایی ۴۹۱ 21.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به چشم کرده‌ام ابروی ماه سيمایی خيال سبزخطی نقش بسته‌ام جایی اميد هست که منشور عشقبازی من از آن کمانچه‌ی ابرو رسد به طغرایی سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت در آرزوی سر و چشم مجلس‌آرایی مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زد بيا ببين که کرا می‌کند تماشایی به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنيد که می‌رويم به داغ بلندبالایی زمام دل به کسی داده‌ام من در...

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ۴۹۰ 20.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن در همه دير مغان نيست چو من شيدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آيينه‌ی شاهی‌ست غباری دارد از خدا می‌طلبم صحبت روشن‌رایی کرده‌ام توبه به دست صنم باده‌فروش که دگر می نخورم بی رخ بزم‌آرایی شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی کشتی باده بياور که مرا بی رخ دوست گشت هر گوشه‌ی چشم از غم دل دريایی اين حديثم چ...

ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی ۴۸۹ 19.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۹ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن ای در رخ تو پيدا انوار پادشاهی در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی کلک تو بارک الله بر ملک و دين گشاده صد چشمه آب حيوان از قطره سياهی بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم ملک آن توست و خاتم فرمای هر چه خواهی در حکمت سليمان هر کس که شک نمايد بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی باز ار چه گاه‌گاهی بر سر نهد کلاهی مرغان قاف دانند آيين پادشاهی تيغی که آ...

سحرم هاتف میخانه به دولت‌خواهی ۴۸۸ 18.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۸ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن سحرم هاتف ميخانه به دولتخواهی گفت بازآی که ديرينه‌ی اين درگاهی همچو جم جرعه‌ی ما کش که ز سر دو جهان پرتو جام جهان‌بين دهدت آگاهی بر در ميکده رندان قلندر باشند که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی خشت زير سر و بر تارک هفت اختر پای دست قدرت نگر و منصب صاحب‌جاهی سر ما و در ميخانه که طرف بامش به فلک بر شد و ديوار بدين کوتاهی قطع اين مرحله بی‌ همرهی...

ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی ۴۸۷ 15.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۷ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی تا راهرو نباشی کی راهبر شوی در مکتب حقايق پيش اديب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی دست از مس وجود چو مردان ره بشوی تا کيميای عشق بيابی و زر شوی خواب و خورت ز مرتبه‌ی خويش دور کرد آنگه رسی به خويش که بی‌خواب و خور شوی گر نور عشقِ حق به دل و جانت اوفتد بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی يک دم غريق بحر خدا ش...

بلبل به شاخ سرو به گلبانگ پهلوی ۴۸۶ 14.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ویدیویی که در برنامه‌ی این نمره درباره‌ش صحبت کردیم بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی می‌خواند دوش درس مقامات معنوی يعني بيا که آتش موسی نمود گل تا از درخت نکته توحيد بشنوی جمشيد جز حکايت جام از جهان نبرد زنهار دل مبند بر اسباب دنيوی اين قصه‌ی عجب شنو از بخت واژگون ما را بکشت يار به انفاس عيسوی دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر کای نور چ...

ساقیا سایه‌ی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵ 13.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ساقيا سايه‌ی ابر است و بهار و لب جوی من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی گوش بگشای که بلبل به فغان می‌گويد خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی بوی يکرنگی از اين نقش نمی‌آيد، خيز دلق آلوده‌ی صوفی به می ناب بشوی سفله‌طبع است جهان بر کرمش تکيه مکن ای جهان‌ديده ثبات قدم از سفله مجوی دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر از در عيش درآ و به ره عيب مپوی...

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ۴۸۴ 12.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۴ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ور نه هر فتنه که بينی همه از خود بينی به خدایی که تویی بنده‌ی بگزيده او که بر اين چاکر ديرينه کسی نگزينی گر امانت به سلامت ببرم باکی نيست بی‌دلی سهل بود گر نبود بی‌دينی ادب و شرم تو را خسرو مهرويان کرد آفرين بر تو که شايسته‌ی صد چندينی عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار ظاهرا مصلحت وقت در آن می‌بينی صبر بر ج...

سحرگه رهروی در سرزمینی ۴۸۳ 11.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۳ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سحرگه رهروی در سرزمينی همی گفت اين معما با قرينی که ای صوفی شراب آن گه شود صاف که در شيشه بماند اربعينی خدا زان خرقه بيزار است صد بار که صد بت باشدش در آستينی گر انگشت سليمانی نباشد چه خاصيت دهد نقش نگينی مروت گر چه نامی بی‌نشان است نيازی عرضه کن بر نازنينی ثوابت باشد ای دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشه‌چينی نمی‌بينم نشاط عيش در کس نه درمان دل...

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی ۴۸۲ 04.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۲ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی اين خون که موج می‌زند اندر جگر مرا در کار رنگ و روی نگاری نمی‌کنی مشکين از آن نشد دم خلقت که چون صبا بر خاک کوی دوست گذاری نمی‌کنی ترسم کز اين چمن نبری آستين گل کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی در آستين جان تو صد نافه...

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی ۴۸۱ 02.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بشنو اين نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی آخرالامر گل کوزه‌گران خواهی شد حاليا فکر سبو کن که پر از باده کنی گر از آن آدميانی که بهشتت هوس است عيش با آدمی‌ای چند پری‌زاده کنی خاطرت کی رقم فيض پذيرد هيهات مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی تکيه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی اجرها باشد...

ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی ۴۸۰ 01.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» اجرای قطعه‌ی عسل غزل نمره ۴۸۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنی سود و سرمايه بسوزی و محابا نکنی دردمندان بلا زهر هلاهل دارند قصد اين قوم خطا باشد هان تا نکنی رنج ما را که توان برد به يک گوشه‌ی چشم شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی ديده‌ی ما چو به اميد تو درياست چرا به تفرج گذری بر لب دريا نکنی؟ نقل هر جور که از خلق کريمت کردند قول صاحب‌غرضان است تو آن ها نک...

صبح است ژاله می‌چکد از ابر بهمنی ۴۷۹ 30.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی برگ صبوح ساز و بده جام يک منی در بحر مایی و منی افتاده‌ام بيار می تا خلاص بخشدم از مایی و منی خون پياله خور که حلال است خون او در کار يار باش که کاری‌ست کردنی ساقی به دست باش که غم در کمين ماست مطرب نگاه دار همين ره که می‌زنی می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی سا...

نوش کن جام شراب یک منی ۴۷۸ 29.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۸ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن نوش کن جام شراب يک منی تا بدان بيخ غم از دل برکنی دل گشاده دار چون جام شراب سرگرفته چند چون خم دنی چون ز جام بيخودی رطلی کشی کم زنی از خويشتن لاف منی سنگسان شو در قدم نی همچو آب جمله رنگ‌آميزی و تردامنی دل به می دربند تا مردانه‌وار گردن سالوس و تقوا بشکنی خيز و جهدی کن چو حافظ تا مگر خويشتن در پای معشوق افکنی Support this podcast at — https://...

دو یار زیرک و از باده‌ی کهن دو منی ۴۷۷ 28.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دو يار زيرک و از باده‌ی کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشه‌ی چمنی من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم اگر چه در پی‌ام افتند هر دم انجمنی هر آن که کنج قناعت به گنج دنيا داد فروخت يوسف مصری به کمترين ثمنی بيا که رونق اين کارخانه کم نشود به زهد همچو تویی يا به فسق همچو منی ببين در آينه‌ی جام نقش‌بندی غيب که کس به ياد ندارد چنين عجب زمنی ز تندباد حو...

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی ۴۷۶ 27.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پيک خلوت رازی و ديده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو که جان عزيزم ز دست رفت خدا را ز لعل روح‌فزايش ببخش آن که تو دانی خيال تيغ تو با ما حديث تشنه و آب است اسير خويش گرفتی بکش چنان که تو دانی اميد در کمر زرکشت چگونه ببندم دقيقه‌ای‌ست ن...

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی ۴۷۵ 23.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۵ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل گفتند خلايق که تویی يوسف ثانی چون نيک بديدم به حقيقت به از آنی شيرين‌تر از آنی به شکرخنده چه گویم؟ ای خسرو خوبان که تو شيرين زمانی تشبيه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدين تنگ‌دهانی صد بار نگفتی که دهم زان دهنت کام؟ چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟ گویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم تو خدنگ از سپر ج...

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی ۴۷۴ 22.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی که هم ناديده می‌بينی و هم ننوشته می‌خوانی ملامتگو چه دريابد ميان عاشق و معشوق؟ نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهانی بيفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور که از هر رقعه‌ی دلقش هزاران بت بيافشانی گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است خدا را يک نفس بنشين گره بگشا ز پيشانی ملک در سجده‌ی آدم زمين‌ب...

وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی ۴۷۳ 21.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۳ فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن وقت را غنيمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حيات ای جان اين دم است تا دانی کام‌بخشی گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت داد عيش بستانی پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ کاين همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی پيش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت با طبيب نامحرم حال درد پنهانی زاهد پشيمان را ذوق باده خواهد کشت عاقلا مکن کاری کآورد پشيمانی محتسب ن...

احمد الله علی معدلة السلطانی ۴۷۲ 20.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن احمدُ اللهَ علي مَعدِلَةِ السُّلطاني احمدِ شيخ اويسِ حسنِ ايلخانی خانِ بِن خان و شهنشاهِ شهنشاه‌نژاد آن که می‌زيبد اگر جان جهانش خوانی ديده ناديده به اقبال تو ايمان آورد مرحبا ای به چنين لطف خدا ارزانی ماه اگر بی تو برآيد به دو نيمش بزنند دولت احمدی و معجزه‌ی سبحانی جلوه‌ی بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی بر...

ز دلبرم که رساند نوازش قلمی ۴۷۱ 17.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ز دلبرم که رساند نوازش قلمی؟ کجاست پيک صبا گر همی کند کرمی؟ قياس کردم و تدبير عقل در ره عشق چو شبنمی است که بر بحر می‌کشد رقمی بيا که خرقه‌ی من گرچه رهن ميکده‌هاست ز مال وقف نبينی به نام من درمی حديث چون و چرا دردسر دهد ای دل پياله گير و بياسا ز عمر خويش دمی طبيب راه‌نشين درد عشق نشناسد برو به دست کن ای مرده‌دل مسيح‌دمی دلم گرفت ز سالوس و...

Höre den Podcast رواق / Ravaq in Replaio

Radio und Podcasts in einer App - kostenlos und ohne Anmeldung. Installiere sie noch heute und verpasse den Start nicht

Bei Google Play herunterladen

Replaio ist kein Herausgeber von Podcasts; die Namen der Sendungen, Cover und Audioinhalte gehören ihren Autoren und werden über öffentliche RSS-Feeds verbreitet