فرزآن

رواق / Ravaq

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

Autor

فرزآن

Categoría

Health

Web del podcast

redcircle.com

Último episodio

11 de jul. de 2026

¿Dónde escuchar?

Podcasts en la app Replaio Radio Muy pronto

Los podcasts llegarán muy pronto a la app. Instálala ahora y sé el primero en descubrir una forma totalmente nueva de vivir los podcasts

Descárgala en Google Play Instálala gratis Android 5 M+ de descargas · valoración de 4,8 iOS muy pronto

Episodios

سحرگه رهروی در سرزمینی ۴۸۳ 11.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۳ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سحرگه رهروی در سرزمينی همی گفت اين معما با قرينی که ای صوفی شراب آن گه شود صاف که در شيشه بماند اربعينی خدا زان خرقه بيزار است صد بار که صد بت باشدش در آستينی گر انگشت سليمانی نباشد چه خاصيت دهد نقش نگينی مروت گر چه نامی بی‌نشان است نيازی عرضه کن بر نازنينی ثوابت باشد ای دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشه‌چينی نمی‌بينم نشاط عيش در کس نه درمان دل...

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی ۴۸۲ 04.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۲ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی اين خون که موج می‌زند اندر جگر مرا در کار رنگ و روی نگاری نمی‌کنی مشکين از آن نشد دم خلقت که چون صبا بر خاک کوی دوست گذاری نمی‌کنی ترسم کز اين چمن نبری آستين گل کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی در آستين جان تو صد نافه...

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی ۴۸۱ 02.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بشنو اين نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی آخرالامر گل کوزه‌گران خواهی شد حاليا فکر سبو کن که پر از باده کنی گر از آن آدميانی که بهشتت هوس است عيش با آدمی‌ای چند پری‌زاده کنی خاطرت کی رقم فيض پذيرد هيهات مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی تکيه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی اجرها باشد...

ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی ۴۸۰ 01.07.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» اجرای قطعه‌ی عسل غزل نمره ۴۸۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنی سود و سرمايه بسوزی و محابا نکنی دردمندان بلا زهر هلاهل دارند قصد اين قوم خطا باشد هان تا نکنی رنج ما را که توان برد به يک گوشه‌ی چشم شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی ديده‌ی ما چو به اميد تو درياست چرا به تفرج گذری بر لب دريا نکنی؟ نقل هر جور که از خلق کريمت کردند قول صاحب‌غرضان است تو آن ها نک...

صبح است ژاله می‌چکد از ابر بهمنی ۴۷۹ 30.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی برگ صبوح ساز و بده جام يک منی در بحر مایی و منی افتاده‌ام بيار می تا خلاص بخشدم از مایی و منی خون پياله خور که حلال است خون او در کار يار باش که کاری‌ست کردنی ساقی به دست باش که غم در کمين ماست مطرب نگاه دار همين ره که می‌زنی می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی سا...

نوش کن جام شراب یک منی ۴۷۸ 29.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۸ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن نوش کن جام شراب يک منی تا بدان بيخ غم از دل برکنی دل گشاده دار چون جام شراب سرگرفته چند چون خم دنی چون ز جام بيخودی رطلی کشی کم زنی از خويشتن لاف منی سنگسان شو در قدم نی همچو آب جمله رنگ‌آميزی و تردامنی دل به می دربند تا مردانه‌وار گردن سالوس و تقوا بشکنی خيز و جهدی کن چو حافظ تا مگر خويشتن در پای معشوق افکنی Support this podcast at — https://...

دو یار زیرک و از باده‌ی کهن دو منی ۴۷۷ 28.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دو يار زيرک و از باده‌ی کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشه‌ی چمنی من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم اگر چه در پی‌ام افتند هر دم انجمنی هر آن که کنج قناعت به گنج دنيا داد فروخت يوسف مصری به کمترين ثمنی بيا که رونق اين کارخانه کم نشود به زهد همچو تویی يا به فسق همچو منی ببين در آينه‌ی جام نقش‌بندی غيب که کس به ياد ندارد چنين عجب زمنی ز تندباد حو...

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی ۴۷۶ 27.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پيک خلوت رازی و ديده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو که جان عزيزم ز دست رفت خدا را ز لعل روح‌فزايش ببخش آن که تو دانی خيال تيغ تو با ما حديث تشنه و آب است اسير خويش گرفتی بکش چنان که تو دانی اميد در کمر زرکشت چگونه ببندم دقيقه‌ای‌ست ن...

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی ۴۷۵ 23.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۵ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل گفتند خلايق که تویی يوسف ثانی چون نيک بديدم به حقيقت به از آنی شيرين‌تر از آنی به شکرخنده چه گویم؟ ای خسرو خوبان که تو شيرين زمانی تشبيه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدين تنگ‌دهانی صد بار نگفتی که دهم زان دهنت کام؟ چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟ گویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم تو خدنگ از سپر ج...

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی ۴۷۴ 22.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی که هم ناديده می‌بينی و هم ننوشته می‌خوانی ملامتگو چه دريابد ميان عاشق و معشوق؟ نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهانی بيفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور که از هر رقعه‌ی دلقش هزاران بت بيافشانی گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است خدا را يک نفس بنشين گره بگشا ز پيشانی ملک در سجده‌ی آدم زمين‌ب...

وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی ۴۷۳ 21.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۳ فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن وقت را غنيمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حيات ای جان اين دم است تا دانی کام‌بخشی گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت داد عيش بستانی پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ کاين همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی پيش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت با طبيب نامحرم حال درد پنهانی زاهد پشيمان را ذوق باده خواهد کشت عاقلا مکن کاری کآورد پشيمانی محتسب ن...

احمد الله علی معدلة السلطانی ۴۷۲ 20.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن احمدُ اللهَ علي مَعدِلَةِ السُّلطاني احمدِ شيخ اويسِ حسنِ ايلخانی خانِ بِن خان و شهنشاهِ شهنشاه‌نژاد آن که می‌زيبد اگر جان جهانش خوانی ديده ناديده به اقبال تو ايمان آورد مرحبا ای به چنين لطف خدا ارزانی ماه اگر بی تو برآيد به دو نيمش بزنند دولت احمدی و معجزه‌ی سبحانی جلوه‌ی بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی بر...

ز دلبرم که رساند نوازش قلمی ۴۷۱ 17.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ز دلبرم که رساند نوازش قلمی؟ کجاست پيک صبا گر همی کند کرمی؟ قياس کردم و تدبير عقل در ره عشق چو شبنمی است که بر بحر می‌کشد رقمی بيا که خرقه‌ی من گرچه رهن ميکده‌هاست ز مال وقف نبينی به نام من درمی حديث چون و چرا دردسر دهد ای دل پياله گير و بياسا ز عمر خويش دمی طبيب راه‌نشين درد عشق نشناسد برو به دست کن ای مرده‌دل مسيح‌دمی دلم گرفت ز سالوس و...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ۴۷۰ 16.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ ساقیا جامی به من ده تا بياسايم دمی زيرکی را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت صعب روزی بوالعجب کاری پريشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی در طريق عشقبازی امن و آسايش بلاست ريش باد آن دل...

اتت روائح‌ رند الحمی و زاد غرامي ۴۶۹ 15.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن اَتَت رَوائِحُ رَندِ الحِمیٰ وَ زادَ غِرامي فدای خاک در دوست باد جان گرامی پيام دوست شنيدن سعادت است و سلامت مَنِ المُبَّلِغُ عَنّي اِلیٰ سُعادَ سَلامي؟ بیا به شام غریبان و آب ديده‌ی من بین به سان باده‌ی صافی در آبگينه‌ی شامی اِذا تَغَرَّدَ عَن ذِي الاَراکِ طائِرُ خَيرٍ فَلا تَفَرَّدَ عَن رَوضِها اَنِينُ حَمامي بسی نماند که روز فراق یار...

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی ۴۶۸ 14.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۸ فعلات و فاعلاتن فعلات و فاعلاتن که برد به نزد شاهان ز من گدا پيامی که به کوی بزم درد‌نوشان دو هزار جم به جامی؟ شده‌ام خراب و بدنام و هنوز اميدوارم که به همت عزيزان برسم به نيک‌نامی تو که کيميافروشی نظری به قلب ما کن که بضاعتی نداريم و فکنده‌ايم دامی عجب از وفای جانان که تفقدی نفرمود نه به نامه‌ای پيامی نه به خامه‌ای سلامی اگر اين شراب خام است اگر آن حريف پخته به هز...

زآن می عشق کزو پخته شود هر خامی ۴۶۷ 13.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن زان می عشق کزو پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بياور جامی روزها رفت که دست من مسکين نگرفت ساق شمشادقدی ساعد سيم‌اندامی روزه هر چند که مهمان عزيز است ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است که چو صبحی بدمد در پی‌اش افتد شامی يار من چون بخرام...

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ۴۶۶ 10.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۶ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولی وين دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم، چندان که نگه کردم در کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحت‌انديشی دور است ز درويشی هم سينه پر از آتش هم ديده پرآب اولی من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت اين قصه اگر گويم با چنگ و رباب اولی تا بی‌سروپا باشد اوضاع فلک زين دست در سر هوس ساقی در دست...

رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی ۴۶۵ 09.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی مسکين چو من به عشق گلی گشته مبتلا و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلی می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم می‌کردم اندر آن گل و بلبل تاملی گل يار حسن گشته و بلبل قرين عشق آن را تفضلی نه و اين را تبدلی چون کرد در دلم اثر آواز عندليب گشتم چنان که هيچ نماندم تحملی بس گل شکفته می‌شود ا...

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی ۴۶۴ 07.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالی در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل آيد به هيچ معنی زين خوبتر مثالی شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی آن دم که با تو باشم يک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم يک لحظه هست سالی چون من خيال رويت جانا به خواب بينم؟ کز خواب می‌نبيند چشمم...

سلام الله ما کر اللیالی ۴۶۳ 06.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۳ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سلامُ اللهِ ما کَرَّ اللَّيالي و جاوَبتِ المَثاني و المَثالي عليٰ وادِي الاَراکِ و مَن عليها و دارٍ باللِّویٰ فوقَ الرِّمالي دعاگوی غريبان جهانم و اَدعو بِالتَّواتُر و التَّوالي به هر منزل که رو آرد (خدایا) خدا را نگه دارش به لطف لايزالی منال ای دل که در زنجير زلفش همه جمعيت است آشفته‌حالی ز خطّت صد جمال ديگر افزود که عمرت باد صد سال جلالی تو...

یا مبسما یحاکی درجا من اللعالی ۴۶۲ 03.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۲ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن يا مُبسِماً يُحاکي دُرجاً مِن اللّآلي يا رب چه درخور آمد گِردش خط هلالی حالی خيال وصلت خوش می‌دهد فريبم تا خود چه نقش بازد اين صورت خيالی می ده که گر چه گشتم نامه‌سياه عالم نوميد کی توان بود از لطف لايزالی ساقی بيار جامی و از خلوتم برون کش تا در به در بگردم قلاش و لاابالی از چار چيز مگذر گر عاقلی و زيرک امن و شراب بی‌غش، معشوق و جای...

کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی ۴۶۱ 02.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن کتبتُ قصةَ شوقي و مَدمَعي باکي بيا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی بسا که گفته‌ام از شوق با دو ديده‌ی خود اَيا منازلَ سلمي فَاين سَلماکی عجيب واقعه‌ای و غريب حادثه‌ای اَنَا اصطَبَرتُ قَتيلاً و قاتلي شاکي که را رسد که کند عيب دامن پاکت که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی صبا عبي...

سلیمی منذ حلت بالعراقی ۴۶۰ 01.06.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۶۰ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سُليميٰ مُنذُ حَلَّت بالعِراقي الُاقي مِن نواها، ما اُلاقي الا ای ساروان منزل دوست اِلي رُکبانِکم طالَ اشتياقي خرد در زنده‌رود انداز و می نوش به گلبانگ جوانان عراقی رَبيعُ العمر في مَرعيٰ حِماکُم حَماکَ اللهُ يا عهد التَّلاقي بيا ساقی بده رطل گرانم سَقاکَ اللهُ مِن کَأسٍ دِهاقي جوانی باز می‌آرد به يادم سماع چنگ و دست‌افشان ساقی می باقی بده تا...

زین خوش‌رقم که بر گل رخسار می‌کشی ۴۵۹ 31.05.2026

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن زين خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی خط بر صحيفه‌ی گل و گلزار می‌کشی اشک حرم‌نشين نهانخانه‌ی مرا زان سوی هفت پرده به بازار می‌کشی هر دم به ياد آن لب ميگون و چشم مست از خلوتم به خانه‌ی خمار می‌کشی کاهل‌روی چو باد صبا را به بوی زلف هر دم به قيد سلسله در کار می‌کشی گفتی سر تو بسته‌ی فتراک ما شود سهل است اگر تو زحمت اين بار می‌کشی با چشم و...

Escucha el podcast رواق / Ravaq en Replaio

Radio y podcasts en una sola app - gratis y sin registro. Instálala hoy y no te pierdas el estreno

Descárgala en Google Play

Replaio no es editor de podcasts; los nombres de los programas, las portadas y el audio pertenecen a sus autores y se distribuyen a través de canales RSS públicos