فرزآن

رواق / Ravaq

Health FA ↓ 593 episodes

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

Author

فرزآن

Category

Health

Podcast website

redcircle.com

Latest episode

Jul 11, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت ۰۸۸ 28.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان شنيده‌ام سخنی خوش، که پير کنعان گفت فراق يار نه آن می‌کند که بتوان گفت حديث هول قيامت که گفت واعظ شهر کنايتی‌ست که از روزگار هجران گفت نشان يار سفرکرده از که پرسم باز (راست) که هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت فغان که آن مه نامهربان مهرگسل (دشمن‌دوست، سنگین‌دل) به ترک صحبت ياران خود چه آسان گفت من و مقام رضا بعد از اين و شکر (جور) رقيب که دل ب...

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت ۰۸۷ 27.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۷ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت افشای راز خلوتيان خواست کرد شمع شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت زين آتش نهفته که در سينه من است خورشيد شعله‌ايست که در آسمان گرفت می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم دوران چو نقطه عاقبتم در ميان گرفت آن روز شوق س...

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت ۰۸۶ 24.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ساقی بيا که يار ز رخ پرده برگرفت کارِ چراغِ خلوتيان باز درگرفت آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت وين پير سالخورده جوانی ز سر گرفت آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود عيسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت هر سروقد (حوروش) که بر مه و خور حسن می‌فروخت چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت ز...

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت ۰۸۵ 23.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان شربتی از لب لعلش نچشيديم و برفت روی مه‌پيکر او سير نديديم و برفت گويی از صحبت ما نيک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت بس که ما فاتحه و حرز يمانی خوانديم وز پی‌اش سوره اخلاص دميديم و برفت عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد (عشوه می‌داد که از کوی ملامت نرویم) ديدی آخر که چنين عشوه خريديم و برفت شد چمان در چمن حسن و لطافت لي...

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت ۰۸۴ 22.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ساقی بيار باده، که ماه صيام رفت درده قدح، که موسم ناموس و نام رفت وقت عزيز رفت، بيا تا قضا کنيم عمری که بی‌حضور صراحی و جام رفت مستم کن آنچنان که ندانم ز بيخودی در عرصه‌ی خيال، که آمد کدام رفت بر بوی آن که جرعه‌ی جامت به ما رسد در مصطبه، دعای تو هر صبح و شام رفت دل را که مرده بود، حياتی به جان رسيد تا بویی از نسيم می‌اش در مشام رفت زا...

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت ۰۸۳ 21.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۳ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان گر ز دست زلف مشکينت خطایی رفت رفت ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت برق عشق ار خرمن (خرقه‌ی) پشمينه‌پوشی سوخت سوخت جور شاهی کامران گر بر گدايی رفت رفت در طريقت رنجش خاطر نباشد، می بيار هر کدورت را که بينی، چون صفايی رفت رفت عشقبازی را تحمل بايد ای دل پای دار گر ملالی بود بود و گر خطايی رفت رفت گر دلی از غمزه‌ی دلدار باری برد برد ور ميا...

آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت ۰۸۲ 20.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۲ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل آن ترک (یار) پری‌چهره که دوش از بر ما رفت آيا چه خطا ديد، که از راه ختا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم (نور) جهان‌بين کس واقف ما نيست، که از ديده چه‌ها رفت دور از رخ تو (او) دم به دم از گوشه‌ی چشمم سيلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت از پای فتاديم چو آمد غم (شب) هجران در درد بمر...

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ۰۸۱ 17.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان صبحدم مرغ چمن، با گل نوخاسته گفت ناز کم کن، که در اين باغ بسی چون تو شکفت گل بخنديد که از راست نرنجيم ولی هيچ عاشق سخن سخت (تلخ) به معشوق نگفت تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد هر که خاک در ميخانه به رخسار نرفت در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا زلف سنبل به نسيم سحری می‌آشفت گفتم ای مسند جم، جام جهان‌بينت کو گفت افسوس که آن دولت بيدار بخفت گر طمع...

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت ۰۸۰ 16.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان عيب رندان مکن ای زاهد پاکيزه‌سرشت که گناه دگران، بر تو نخواهند نوشت من اگر نيکم و گر بد، تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار، که کشت همه کس طالب يارند، چه هشيار و چه مست همه جا خانه‌ی عشق است، چه مسجد، چه کنشت سر تسليم من و خشت در ميکده‌ها مدعی گر نکند فهم سخن، گو سر و خشت نااميدم مکن از سابقه‌ی لطف ازل تو (چه دانی که پس پرده) که خو...

کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت ۰۷۹ 15.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان کنون که می‌دمد از بوستان نسيم بهشت من و شراب فرح‌بخش و يار حورسرشت گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز که خيمه سايه‌ی ابر است و بزمگه لب کشت چمن حکايت (به رمز در) ارديبهشت می‌گويد نه عاقل (عارف) است که نسيه خريد و نقد بهشت به می عمارت دل (جان) کن که اين جهان خراب بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد چو شمع صومعه افروزی...

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت ۰۷۸ 14.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۸ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ديدی که يار جز سر جور و ستم نداشت بشکست عهد و از غم ما هيچ غم نداشت يا رب مگيرش ار چه دل چون کبوترم افکند و کشت و عزت (حرمت) صيد حرم نداشت بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه يار حاشا که رسم لطف و طريق کرم نداشت با اين همه هر آن که نه خواری کشيد از او هر جا که رفت هيچ کسش محترم نداشت هر راهرو که ره به حريم درش نبرد مسکين بريد وادی و ره در حر...

بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت ۰۷۷ 13.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۷ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا، خوش ناله‌های زار داشت گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست گفت ما را جلوه‌ی معشوق در (بر) اين کار داشت يار اگر ننشست با ما، نيست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گدایی (گدایان) عار داشت درنمی‌گيرد نياز و ناز ما با حسن دوست خرم آن کز نازنينان بخت برخوردار داشت خيز تا بر کلک آن نق...

جز آستان توام در جهان پناهی نیست ۰۷۶ 10.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان جز آستان توام، در جهان پناهی نيست سر مرا بجز اين در، حواله‌گاهی نيست عدو چو تيغ کشد (اگر تو تیغ کشی)، من سپر بيندازم که تيغ ما، بجز از ناله‌ای و آهی نيست چرا ز کوی (راه) خرابات روی برتابم؟ کز اين بهم به جهان، هيچ رسم (روی) و راهی نيست زمانه گر بزند (فکند) آتشم به خرمن عمر بگو بسوز، که بر من به برگ کاهی نيست غلام نرگس جماش آن سهی سروم که از...

خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست ۰۷۵ 09.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان خواب آن نرگس فتان تو بی چيزی نيست تاب آن زلف پريشان تو بی چيزی نيست از لبت شير روان بود که من می‌گفتم اين شکر گرد نمکدان تو بی چيزی نيست جان درازی تو بادا که يقين می‌دانم در کمان ناوک مژگان تو بی چيزی نيست (چشمه‌ی آب حیات است دهانت اما زیر لب چاه زنخدان تو بی چیزی نیست) مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق ای دل اين ناله و افغان تو بی چيزی نيست...

حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست ۰۷۴ 08.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان حاصل کارگه کون و مکان، اين همه نيست باده پيش آر، که اسباب جهان اين همه نيست از دل و جان، شرف صحبت جانان غرض است غرض اين است، وگرنه دل و جان اين همه نيست منت سدره و طوبی ز پی سايه مکش که چو خوش بنگری ای سرو روان، اين همه نيست دولت آن است که بی‌خون دل آيد به کنار ور نه با سعی و عمل باغ جنان اين همه نيست پنج روزی که در اين مرحله مهلت داری خوش...

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست ۰۷۳ 07.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان روشن از پرتو رويت، نظری نيست که نيست منت خاک درت، بر بصری نيست که نيست ناظر روی تو صاحب‌نظرانند (ولی) آری سر گيسوی تو در هيچ سری نيست که نيست اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب خجل از کرده‌ی خود پرده‌دری نيست که نيست تا به دامن ننشيند ز نسيمت(ش) گردی سيل‌خيز از نظرم (مژه‌ام) رهگذری نيست که نيست تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزند با صبا گفت و ش...

بحری‌ست بحر عشق که هیچش کناره نیست ۰۷۲ 06.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۲ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان بحری‌ست بحر عشق، که هيچش کناره نيست آن جا جز آن که جان بسپارند، چاره نيست هر (دم) گه که دل به عشق دهی، خوش دمی بود در کار خير، حاجت هيچ استخاره نيست ما را ز (به) منع عقل مترسان و می بيار کان شحنه در ولايت ما، هيچ کاره نيست از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد جانا گناه طالع و جرم ستاره نيست او را به چشم پاک توان ديد چون هلال هر ديده جای...

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست ۰۷۱ 03.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۱ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست هر چه گويد در حق ما جای هيچ اکراه نيست در طريقت هر چه پيش سالک آيد خير اوست در (بر) صراط مستقيم ای دل کسی گمراه نيست تا چه بازی رخ نمايد بيدقی خواهيم راند عرصه‌ی شطرنج رندان را مجال شاه نيست چيست اين سقف بلند (استاده‌ی) ساده‌ی بسيارنقش؟ زين معما هيچ دانا در جهان آگاه نيست اين چه استغناست يا رب وين چه قا...

مردم دیده‌ی ما جز به رخت ناظر نیست ۰۷۰ 02.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۷۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان مردم ديده‌ی ما، جز به رخت ناظر نيست دل سرگشته‌ی ما، غير تو را ذاکر نيست اشکم احرام طواف حرمت می‌بندد گر چه از خون دل ريش، دمی طاهر نيست بسته‌ی دام و قفس باد چو مرغ وحشی طاير سدره اگر در طلبت طاير نيست عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار مکنش عيب که بر نقد روان قادر نيست عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد هر که را در طلبت همت او قاصر نيست از روان‌بخش...

کس نیست که افتاده‌ی آن زلف دوتا نیست ۰۶۹ 01.07.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۹ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن کس نيست که افتاده‌ی آن زلف دوتا نيست در رهگذر کيست که (این دام بلا) دامی ز بلا نيست؟ چون چشم تو دل می‌برد از گوشه‌نشينان همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست روی تو مگر آينه‌ی (صُنع) لطف الهی‌ست حقا که چنين است و در اين روی و ريا نيست نرگس طلبد شيوه‌ی چشم تو زهی چشم مسکين خبرش از سر و در ديده حيا نيست از بهر خدا زلف مپيرای که ما را شب نيس...

ماهم این هفته شد از شهر و به چشمم سالی‌ست ۰۶۸ 30.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان خوانش غزل 1:06:04 ماهم اين هفته (شد از شهر) برون رفت و به چشمم سالی‌ست حال هجران تو چه دانی که چه مشکل‌ حالی‌ست مردم ديده ز لطف رخ او در رخ او عکس خود ديد گمان برد که مشکين خالی‌ست می‌چکد شير هنوز از لب همچون شکرش گر چه در شيوه‌گری هر مژه‌اش قتالی‌ست اي که انگشت‌نمایی به کرم در همه شهر وه که در کار غريبان عجبت اهمالی‌ست بعد از اينم نبود شا...

یارب این شمع دل‌افروز ز کاشانه‌ی کیست ۰۶۷ 29.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان يا رب (آن) اين شمع دل افروز، ز کاشانه‌ی کيست؟ جان ما سوخت، بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانه‌برانداز دل و دين من است تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کيست باده‌ی لعل لبش، کز لب من دور مباد راح روح که و پيمان‌ده پيمانه کيست؟ دولت صحبت آن شمع سعادت‌پرتو بازپرسيد خدا را، که به پروانه کيست (می‌دمد) می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد که دل نازک او،...

بنال بلبل اگر با منت سر یاری‌ست ۰۶۶ 26.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان بنال بلبل اگر با منت سر ياری‌ست که ما دو عاشق زاريم و کار ما زاری‌ست در آن (زمان) زمين که نسيمی وزد ز طره‌ی دوست چه جای دم زدنِ نافه‌های تاتاری‌ست بيار باده که رنگين کنيم جامه زرق که مست جام غروريم و نام هشياريست خيال زلف تو پختن نه کار (خامان است) هر خاميست که زير سلسله رفتن طريق عياری‌ست لطيفه‌ای‌ست نهانی، که عشق از او خيزد که نام آن نه ل...

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست ۰۶۵ 25.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۶۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست؟ ساقی کجاست؟ گو سبب انتظار چيست؟ هر وقت خوش که دست دهد، مغتنم شمار کس را وقوف نيست، که (فرجام) انجام کار چيست پيوند عمر، بسته به مويی‌ست، هوش دار غمخوار خويش باش، غم روزگار چيست؟ معنی آب زندگی و روضه‌ی ارم جز طرف جويبار و می خوشگوار چيست؟ مستور و مست، هر دو چو از يک قبيله‌اند ما دل به عشوه‌ی که دهيم...

اگرچه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی‌ست ۰۶۴ 24.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان اگر چه عرض هنر پيش يار بی‌ادبی‌ست زبان خموش وليکن دهان پر از عربی‌ست پری نهفته رخ و ديو در کرشمه‌ی حسن بسوخت ديده ز حيرت که اين چه بوالعجبی‌ست در اين چمن گل بی‌خار کس (نمی‌چیند) نچيد آری چراغ مصطفوی با شرار بولهبی‌ست سبب مپرس که چرخ از چه سفله‌پرور شد که کام‌بخشی او را بهانه بی‌سببی‌ست به نيم جو نخرم طاق خانقاه و رباط مرا که مصطبه ايوان و پ...

Listen to the رواق / Ravaq podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.