فرزآن
رواق / Ravaq
میترسید بیآنکه بداند میترسد.غمگین بود بیآنکه بداند از چه.میخواست برود، بیآنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بیآنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم میپردازه و سادهتر از اسمش، ریشهی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی میکنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد ۱۱۳ 01.09.2024 1:14:13
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۱۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد که تاب من به جهان طرهی فلانی داد دلم خزانهی اسرار بود و دست قضا درش ببست و کليدش به دلستانی داد شکستهوار به درگاهت آمدم که طبيب به موميایی لطف توام نشانی داد تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش که دست دادش و ياری ناتوانی داد برو معالجهی خود کن ای نصيحتگو شراب و شاهد شيرين که را زيانی داد گذشت بر من مس...
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد ۱۱۲ 31.08.2024 1:11:37
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۱۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرين داد صبر و آرام تواند به من مسکين داد وان که گيسوی تو را رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من غمگين داد من همان روز ز فرهاد طمع ببريدم که عنان دل شيدا به لب شيرين داد گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست آن که آن داد به شاهان به گدايان اين داد خوش عروسیست جهان از ره صورت ليکن هر...
عکس روی تو چو در آینهی جام افتاد ۱۱۱ 28.08.2024 1:18:57
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۱۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان عکس روی تو چو در آينهی جام افتاد عارف از خندهی می، در طمع خام افتاد (عاشق سوخته دل) حسن روی تو به يک جلوه که در آينه کرد (جلوهای کرد رخت روز ازل زیر نقاب) اين همه نقش در آيينهی اوهام افتاد اين همه عکس می و نقش (مخالف) نگارين که نمود يک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد کز (از) کجا سر غمش در دهن عام افتاد م...
پیرانهسرم عشق جوانی به سر افتاد ۱۱۰ 27.08.2024 1:13:01
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۱۰ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن پيرانهسرم عشق جوانی به سر افتاد وان راز که در دل بنهفتم به در افتاد از راه نظر مرغ دلم گشت هواگير ای ديده نگه کن که به دام که درافتاد دردا که از آن آهوی مشکين سيهچشم چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد از رهگذر خاک سر کوی شما بود هر نافه که در دست نسيم سحر افتاد مژگان تو تا تيغ جهانگير برآورد بس کشتهی دلزنده که بر يکدگر افتاد بس ت...
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد ۱۰۹ 26.08.2024 1:12:01
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۹ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن ديریست که دلدار پيامی نفرستاد ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران پيکی ندوانيد و سلامی (پیامی) نفرستاد سوی من وحشیصفتِ عقلرميده آهوروشی کبکخرامی نفرستاد دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست و از آن خط چون سلسله دامی نفرستاد فرياد که آن ساقی شکرلب سرمست دانست که مخمورم و جامی نفرستاد چندان که زدم لاف کرامات و...
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ۱۰۸ 25.08.2024 1:14:01
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ساحت کون و مکان عرصهی ميدان تو باد زلف خاتون ظفر شيفتهی پرچم توست ديده فتح ابد عاشق جولان تو باد ای که انشا عُطارِد صفت شوکت توست عقل کل چاکر طغراکش ديوان تو باد طيرهی جلوه طوبی قد چون سرو تو شد غيرت خلد برين ساحت بستان (ایوان) تو باد نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد هر چه در عالم امر است به فرمان تو...
حسن تو همیشه در فزون باد ۱۰۷ 24.08.2024 1:10:46
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۷ مفعول و مفاعلن فعولن حسن تو هميشه در فزون باد رويت همه ساله لالهگون باد واندر سر ما خيال عشقت هر روز که باد (هست) در فزون باد هر سرو که در چمن درآيد در خدمت قامتت نگون باد چشمی که نه فتنهی تو باشد از گوهر اشک غرق (بحر) خون باد چشم تو ز بهر دلربايی در کردن سحر ذوفنون باد هر جا که دليست، در غم تو بیصبر و قرار و بیسکون باد قد همه دلبران عالم پيش الف قدت چو نون باد...
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ۱۰۶ 21.08.2024 1:09:45
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت توست به هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد جمال (کمال) صورت و معنی ز امن (یمن) صحت توست که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد در اين چمن چو درآيد خزان به يغمایی رهش به سرو سهیقامت بلند مباد در آن بساط (مقام) که حسن تو جلوه آغازد مجال طعنهی بدبين و بدپسند (خودپسند) مباد...
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ۱۰۵ 20.08.2024 1:13:01
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ور نه انديشهی اين کار فراموشش باد آن که يک جرعه می از دست تواند دادن دست با شاهد مقصود در آغوشش باد پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرين بر نظر پاک خطاپوشش باد شاه ترکان سخن مدعيان میشنود شرمی از مظلمهی خون سياووشش باد گر چه از کبر سخن با من درويش نگفت جان فدای شکرين پستهی خاموشش باد چشمم از آينه...
جمالت آفتاب هر نظر باد ۱۰۴ 19.08.2024 1:08:14
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل جمالت آفتاب هر نظر باد ز خوبی روی خوبت خوبتر باد همای زلف شاهين شهپرت را دل شاهان عالم زير پر باد کسی کو بسته زلفت نباشد چو زلفت درهم و زير و زبر باد دلی کو عاشق رويت نباشد هميشه غرقه در خون جگر باد بتا چون غمزهات ناوک فشاند دل مجروح من پيشش سپر باد چو لعل شکرينت بوسه بخشد مذاق جان من ز او پرشکر باد مرا از توست هر دم تازه عشقی تو را هر ساعتی...
روز وصل دوستداران یاد باد ۱۰۳ 18.08.2024 1:10:43
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۳ فاعلاتن فاعلاتن فاعلان روز وصل دوستداران ياد باد ياد باد آن روزگاران ياد باد کامم از تلخی غم چون زهر گشت بانگ نوش شادخواران (بادهخواران) ياد باد گر چه ياران فارغند از ياد من از من ايشان را هزاران ياد باد مبتلا گشتم در اين بند و بلا کوشش آن حق گزاران ياد باد گر چه صد رود است (از چشمم روان) در چشمم مدام زندهرود و باغِ کاران ياد باد راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند ا...
دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد ۱۰۲ 17.08.2024 1:14:17
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۲ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان دوش آگهی ز يار سفرکرده داد باد من نيز دل به باد دهم هر چه باد باد کارم بدان رسيد که همراز خود کنم هر شام برق لامع و هر بامداد باد در چين طرهی تو دل بیحفاظ من هرگز نگفت مسکن مالوف ياد باد امروز قدر پند عزيزان شناختم يا رب روان ناصح ما از تو شاد باد خون شد دلم به ياد تو هر گه که در چمن بند قبای غنچه گل میگشاد باد از دست رفته بود وج...
شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیاد ۱۰۱ 14.08.2024 1:12:51
«««««🍷میبهـا»»»»» ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود meybaha@gmail.com غزل نمره ۱۰۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان شراب و عيش نهان چيست؟ کار بیبنياد زديم بر صف رندان و هر چه بادا باد گره ز دل بگشا و از سپهر ياد مکن که فکر هيچ مهندس چنين گره نگشاد ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ از اين فسانه هزاران هزار دارد ياد قدح به شرط ادب گير زان که ترکيبش ز کاسهی سر جمشيد و بهمن است و قباد که آگه است که کاووس و کی کج...
دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد ۱۰۰ 13.08.2024 1:11:52
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۰۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان دی پير میفروش که ذکرش به خير باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز ياد گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد سود و زيان و مايه چو خواهد شدن ز دست از بهر اين معامله غمگين مباش و شاد بادت به دست باشد اگر دل نهی به هيچ در معرضی که تخت سليمان رود به باد حافظ گرت ز پند حکيمان ملالت است کوته کنيم قصه که عمرت دراز...
دل من در هوای روی فرخ ۰۹۹ 12.08.2024 1:05:01
«««««🍷میبهـا»»»»» ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود Meybaha@gmail.com غزل نمره ۰۹۹ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل دل من در هوای روی فرخ بود آشفته همچون موی فرخ بجز هندوی زلفش هيچ کس نيست که برخوردار شد از روی فرخ سياهی نيکبخت است آن که دايم بود همراز و هم زانوی فرخ شود چون بيد لرزان سرو آزاد اگر بيند قد دلجوی فرخ بده ساقی شراب ارغوانی به ياد نرگس جادوی فرخ دوتا شد قامتم همچون کمانی ز غم پيوسته چون ابروی فرخ ن...
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح ۰۹۸ 11.08.2024 1:10:01
«««««🍷میبهـا»»»»» ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود Meybaha@gmail.com غزل نمره ۰۹۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان اگر به مذ/هب تو خو/ن عاشق اس/ت مباح صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح (سواد زلف تو تفسیر جاعل الظلمات) (بیاض روی تو تبیان فالق الاصباح) ز چين زلف کمندت کسی نيافت خلاص نه زآن کمانچهی ابرو و تير چشم نجاح ز ديدهام شده يک (صد) چشمه در کنار روان که آشنا نکند در ميان آن ملاح لب چو آب حيات تو هس...
تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج ۰۹۷ 10.08.2024 1:01:42
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج سزد اگر همهی دلبران دهندت باج دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و ختن به چين زلف تو ماچين و هند داده خراج بیاض روی تو روشنتر است از رخ روز سواد زلف تو تاریکتر ز ظلمت داج دهان تنگ تو داده به آب خضر بقا لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج از اين مرض به حقيقت شفا نخواهم يافت که از تو درد دل ای جان نمیرسد به علاج چ...
درد ما را نیست درمان الغیاث ۰۹۶ 07.08.2024 1:02:10
غزل نمره ۰۹۶ فاعلاتن فاعلاتن فاعلان درد ما را نيست درمان الغياث هجر ما را نيست پايان الغياث دين و دل بردند و قصد جان کنند الغياث از جور خوبان الغياث در بهای بوسهای جانی طلب میکنند اين دلستانان الغياث خون ما خوردند اين کافردلان ای مسلمانان چه درمان الغياث همچو حافظ روز و شب بیخويشتن گشتهام سوزان و گريان الغياث Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت ۰۹۵ 06.08.2024 1:09:44
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۵ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مدامم مست میدارد نسيم جعد گيسويت خرابم میکند هر دم فريب چشم جادويت پس از چندين شکيبايی شبی يا رب توان ديدن که شمع ديده افروزيم در محراب ابرويت سواد لوح بينش را عزيز از بهر آن دارم که جان را نسخهای باشد ز لوح× (نقش) خال هندويت تو گر (اگر) خواهی که جاويدان جهان يک سر بيارایی صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رويت و گر رسم فنا خواهی...
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت ۰۹۴ 05.08.2024 1:10:38
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن زان يار دلنوازم، شکریست با شکايت گر نکتهدان عشقی، بشنو تو (خوش بشنو) اين حکايت بیمزد بود و منت هر خدمتی که کردم يا رب مباد کس را مخدوم بیعنايت رندان تشنهلب را آبی (جامی) نمیدهد کس گویی ولیشناسان رفتند از اين ولايت در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کانجا سرها بريده بينی بیجرم و بیجنايت چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی جانا رو...
چه لطف بود که ناگاه رشحهی قلمت ۰۹۳ 04.08.2024 1:00:00
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان چه لطف بود که ناگاه رشحهی قلمت حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت به نوک خامه رقم کردهای سلام مرا که کارخانهی دوران مباد بیرقمت نگويم از من بیدل به سهو کردی ياد که در حساب خرد نيست سهو (نیست) بر قلمت دلم مقیم در توست حرمتش میدار به شکر آنکه خدا داشتهاست محترمت مرا ذليل مگردان به شکر اين نعمت که داشت دولت سرمد عزيز و محترمت بيا که با سر...
میر من خوش میروی کاندر سروپا میرمت ۰۹۲ 03.08.2024 1:08:04
«««««میبهـا🍷»»»»» غزل نمره ۰۹۲ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن مير من خوش میروی کاندر سر و پا ميرمت خوش خرامان شو که پيش قد رعنا ميرمت گفته بودی کی بميری پيش من، تعجيل چيست؟ خوش تقاضا میکنی پيش تقاضا ميرمت عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست؟ گو که بخرامد که پيش سرو بالا ميرمت آن که عمری شد که تا بيمارم از سودای او گو نگاهی کن که پيش چشم شهلا ميرمت گفتهای لعل لبم هم درد بخشد هم دوا گاه پيش درد...
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت ۰۹۱ 31.07.2024 1:10:11
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۱ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای غايب از نظر به خدا میسپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت تا دامن کفن نکشم زير پای خاک باور مکن که دست ز دامن بدارمت محراب ابرويت (ابروان) بنما تا سحرگهی دست دعا برآرم و در گردن آرمت گر بايدم شدن سوی هاروت بابلی صد گونه جادویی بکنم تا بيارمت خواهم که پيش ميرمت ای بیوفا طبيب بيمار بازپرس که در انتظارمت صد جوی آب بستهام از ديده ب...
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت ۰۹۰ 30.07.2024 1:07:16
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان اي هدهد صبا به سبا میفرستمت بنگر که از کجا به کجا میفرستمت حيف است طايری چو تو در خاکدان غم زين جا به آشيان وفا میفرستمت در راه عشق مرحلهی قرب و بعد نيست میبينمت عيان و دعا میفرستمت هر صبح و شام قافلهای از دعای خير در صحبت شَمال و صبا میفرستمت تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب جان عزيز خود به نوا میفرستمت ای غايب از نظر که شدی همن...
یارب سببی ساز که یارم به سلامت ۰۸۹ 29.07.2024 1:07:35
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۹ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن يا رب سببی ساز که يارم به سلامت بازآيد و برهاندم از بند (چنگ) ملامت خاک ره آن يار سفرکرده بياريد تا چشم جهانبين کنمش جای اقامت فرياد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ای آن که به تقرير و بيان دم زنی از عشق ما با تو نداريم سخن خير و سلامت درويش...
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.