فرزآن

رواق / Ravaq

Health FA ↓ 593 episodes

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

Author

فرزآن

Category

Health

Podcast website

redcircle.com

Latest episode

Jul 11, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست ۰۶۳ 23.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۶۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست در غنچه‌ای هنوز و صدت عندليب هست هرچند دورم از تو که دور از تو کس مباد لیکن امید وصل توأم عنقریب هست گر آمدم به کوی تو چندان غريب نيست چون من در آن ديار هزاران (فراوان) غريب هست در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست هر جا که هست پرتو روی حبيب هست آن جا که کارِ (حسن) صومعه را جلوه می‌دهند ناقوس دير راهب و نام ص...

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست ۰۶۲ 22.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۲ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات مرحبا ای پيک مشتاقان، بده پيغام دوست تا کنم جان از سر رغبت، فدای نام دوست واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس طوطی طبعم، ز عشق شکر و بادام دوست زلف او دام است و خالش دانه‌ی آن دام و من (زلف و او دام است و خالش دانه و مسکین دلم) بر اميد دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست سر ز مستی برنگيرد تا به صبح روز حشر هر که چون من در ازل، يک جرعه خورد از...

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست ۰۶۱ 19.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست بيار نفحه‌ای از گيسوی معنبر دوست به جان او که به شکرانه جان برافشانم اگر به سوی من آری پيامی از بر دوست و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار برای ديده بياور غباری از در دوست من گدا و تمنای وصل او؟ هيهات مگر به خواب ببينم خيال منظر دوست دل صنوبريم همچو بيد لرزان است ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست اگر چه دوست ب...

این پیک نامور که رسید از دیار دوست ۰۶۰ 18.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۶۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان آن (این) پيک نامور (نامه‌بر)، که رسيد از ديار دوست و آورد حرزِ جان، ز خط مشکبار دوست خوش می‌دهد نشانِ جلال و جمال يار خوش می‌کند حکايت عز و وقار دوست (تا در طلب شود دل امیدوار دوست) دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم زين نقد قلبِ خويش که کردم نثار دوست شکر خدا که از مدد بخت کارساز بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست سير سپهر و دور قمر را چه...

دارم امید عاطفتی از جناب دوست ۰۵۹ 17.06.2024

«««««می‌به‍ـا»»»»» غزل نمره ۰۵۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان دارم اميد عاطفتی از جناب دوست کردم جنايتی و اميدم به عفو اوست دانم که بگذرد ز سر جرم من، که او گرچه پريوش است، وليکن فرشته خوست چندان گريستم که، هر کس که برگذشت در اشک من چو ديد روان، گفت کاين چه جوست هيچ است آن دهان و نبينم از او نشان موی است آن ميان و ندانم که آن چه موست دارم عجب ز نقش خيالش، که چون نرفت از ديده‌ام که دم به دمش کار...

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ۰۵۸ 16.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۵۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما می‌رود، ارادت اوست نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر نهادم آينه‌ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد که چون شکنج ورق‌های غنچه، توبرتوست نه من سبوکش اين دير رندسوزم و بس بسا سرا که در اين کارخانه سنگ و (خاکِ) سبوست مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را که باد غاليه‌سا گشت و خاک عنبربو...

آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست ۰۵۷ 15.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۵۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان آن سيه‌چرده که شيرينی عالم با اوست چشم ميگون، لب خندان، دل خرم با اوست گر چه شيرين‌دهنان پادشهانند، ولی او سليمان زمان است که خاتم با اوست روی‌ِ خوب است و کمالِ هنر و دامن پاک لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست خال مشکين که بر آن عارض گندمگون است سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست دلبرم عزم سفر کرد خدا را ياران چه کنم با دل مجروح که مرهم با او...

دل سراپرده‌ی محبت اوست ۰۵۶ 12.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۵۶ فاعلاتن مفاعلن فعلان دل، سراپرده‌ی محبت اوست ديده آيينه‌دار طلعت اوست من که سر درنياورم به دو کون گردنم زير بار منت اوست تو و طوبی و ما و قامت يار فکر هر کس به قدر همت اوست گر من آلوده‌دامنم چه عجب (زیان) همه عالم گواه عصمت اوست من که باشم در آن حرم که صبا پرده‌دار (خاک‌بوس) حريم حرمت اوست بي خيالش مباد منظر چشم زانکه اين گوشه جای (خاص) خلوت اوست هر گل نو که شد چمن‌آ...

خم زلف تو دام کفر و دین است ۰۵۵ 11.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۵۵ مفاعیلن مفاعیلن فعولن خم زلف تو، دام کفر و دين است ز کارستان او، يک شمه اين است جمالت معجز حسن است ليکن حديث غمزه‌ات سحر مبين است ز چشم شوخ تو، جان کی توان برد که دايم با کمان اندر کمين است بر آن چشم سيه، صد آفرين باد که در عاشق‌کشی سحرآفرين است عجب علمی‌ست علم هيات عشق که چرخ هشتمش، هفتم زمين است تو پنداری که بدگو رفت و جان برد حسابش با کرام الکاتبين است مشو حافظ ز...

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ۰۵۴ 10.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۵۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان ز گريه مردم چشمم، نشسته در خون است ببين که در طلبت، حال مردمان چون است به ياد لعل تو و چشم مست ميگونت ز جام غم، می لعلی که می‌خورم خون است ز مشرق سر کو، آفتاب طلعت تو اگر طلوع کند، طالعم همايون است حکايت لب شيرين، کلام فرهاد است شکنج طره‌ی ليلی، مقام مجنون است دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است سخن بگو که کلامت لطيف و موزون است ز دور باده به...

منم که گوشه‌ی میخانه خانقاه من است ۰۵۳ 09.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره‌ی ۰۵۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان منم که گوشه‌ی ميخانه خانقاه من است دعای پير مغان، ورد صبحگاه من است گرم ترانه‌ی چنگ صبوح نيست، چه باک نوای من به سحر، آه عذرخواه من است ز پادشاه و گدا، فارغم بحمدالله گدای خاک در دوست، پادشاه من است غرض ز مسجد و ميخانه‌ام، وصال شماست جز اين خيال ندارم، خدا گواه من است مگر به تيغ اجل خيمه برکنم، ور نی رميدن از در دولت، نه رسم و راه من است...

روزگاری‌ست که سودای بتان دین من است ۰۵۲ 08.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۵۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان روزگاری‌ست که سودای بتان، دين من است غمِ اين کار، نشاط دل غمگين من است ديدن روی تو را، ديده جان‌بين بايد وين کجا مرتبه‌ی چشم جهان‌بين من است؟ يار من باش، که زيب فلک و زينت دهر از مه روی تو و اشک چو پروين من است تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد (داد) خلق را ورد زبان مدحت و تحسين من است دولت فقر خدايا به من ارزانی دار کاين کرامت (سعادت)، سبب...

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است ۰۵۱ 05.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۵۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان لعل سيراب به خون تشنه، لب يار من است وز پی ديدن او، دادن جان کار من است شرم از آن چشم سيه بادش و مژگان دراز هر که دل بردن او ديد و در انکار من است ساربان رخت به دروازه مبر، کان (کین) سر کوی شاهراهی‌ست، که منزلگه (سرمنزل) دلدار من است بنده‌ی طالع خويشم، که در اين قحط وفا عشق آن لولی سرمست، خريدار (وفادار) من است طبله عطر گل و زلف (دُرج) عبي...

به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است ۰۵۰ 04.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۵۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان به دام زلف تو دل مبتلای خويشتن است بکش به غمزه که اينش سزای خويشتن است گرت ز دست برآيد مراد خاطر ما به دست باش که خيری به جای خويشتن است به جانت ای بت شيرين دهن که همچون شمع شبان تيره مرادم فنای خويشتن است چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل مکن که آن گل خندان (خودرو) به‌ رای خويشتن است به مشک چين و چگل نيست بوی گل محتاج که نافه‌هاش ز بند قبا...

روضه‌ی خلد برین خلوت درویشان است ۰۴۹ 03.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۴۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان روضه‌ی خلد برين خلوت درويشان است مايه‌ی محتشمی خدمت درويشان است گنج عزلت (عزت) که طلسمات عجايب دارد فتح آن در نظر رحمت درويشان است قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت (قصر جنت که به دربانیش آمد رضوان) منظری از چمن نُزهت درويشان است آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سياه کيميايی‌ست که در صحبت درويشان است آن که پيشش بنهد تاج تکبر خورشيد کبريايی‌س...

صوفی از پرتوی می راز نهانی دانست ۰۴۸ 02.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۴۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان صوفی از پرتو می، راز نهانی دانست گوهر هر کس از اين لعل، توانی دانست قدر مجموعه‌ی گل، مرغ سحر داند و بس که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست (گواه سخن) عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده بجز از عشق تو، باقی همه فانی دانست آن شد اکنون که ز ابنای (افسوس) عوام انديشم محتسب نيز در (خود) اين عيشِ نهانی دانست دلبر آسايش ما مصلحت وقت نديد ور نه از ج...

به کوی میکده هر سالکی که ره دانست ۰۴۷ 01.06.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۴۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان به کوی ميکده هر سالکی که ره دانست دری دگر زدن انديشه‌ای تبه دانست زمانه افسر رندی نداد جز به کسی که سرفرازی عالم در اين کله دانست بر آستانه‌ی ميخانه هر که يافت رهی ز فيض جام می اسرار خانقه دانست (خوش آن نظر که لب جام و روی ساقی را هلال یک شبه و ماه چارده دانست) هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند رموز جام جم از نقش خاک ره دانست ورای طاعت د...

گل در بر می بر کف و معشوق به کام است ۰۴۶ 29.05.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره‌ی ۰۴۶ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل گل در بر و می بر کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنين روز غلام است گو شمع مياريد در اين جمع که امشب در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است در مذهب ما باده حلال است وليکن بی روی تو ای سرو گل‌اندام حرام است در مجلس ما عطر مياميز که ما را هر دم ز سر زلف تو خوش‌بوی مشام است (هر لحظه ز گیسوی) گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است چشمم همه بر ل...

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است ۰۴۵ 28.05.2024

غزل نمره ۰۴۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان در اين زمانه رفيقی که خالی از خلل است صراحی می ناب و سفينه غزل است جريده رو که گذرگاه عافيت تنگ است پياله گير که عمر عزيز بی بدل است (گواه سخن) نه من ز بی‌عملی در جهان ملولم و بس ملالت علما هم ز علم بی‌عمل است به "چشم عقل" در اين رهگذار پرآشوب جهان و کار جهان بی‌ثبات و بی‌محل است (گواه سخن) بگير طره مه‌چهره‌ای و قصه مخوان که سعد و نحس ز تاثير زهره و...

کنون که بر کفِ گل جامِ باده‌ی صاف است ۰۴۴ 27.05.2024

غزل نمره‌ی ۰۴۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان کنون که بر کفِ گل جامِ باده‌ی صاف است به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است بخواه دفترِ اشعار و راه صحرا گير چه وقتِ مدرسه و بحثِ کشفِ کَشاف است فقيه مدرسه دی مست بود و فتوا داد که می حرام ولی به ز مال اوقاف است به درد و صاف تو را حکم نيست، خوش (دم) درکش که هر چه ساقیِ ما کرد (داد) عين الطاف است ببُر ز خلق و ز عنقا قياس کار بگير که صيت گوشه‌نشينان ز قاف تا قا...

صحن بستان ذوق‌بخش و صحبت یاران خوش است ۰۴۳ 26.05.2024

غزل نمره ۰۴۳ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات صحن بستان ذوق‌بخش و صحبت ياران خوش است وقت گل خوش باد کز وی وقت ميخواران خوش است از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود آری آری طيب انفاس هواداران خوش است ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق دوست را با ناله شب‌های بيداران خوش است نيست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست شيوه‌ی رند...

حال دل با تو گفتنم هوس است ۰۴۲ 25.05.2024

«««««می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۰۴۲ فاعلاتن مفاعلن فعلان حال دل با تو گفتنم هوس است خبر دل شنفتنم هوس است طمع خام بين که قصه‌ی فاش از رقيبان نهفتنم هوس است شب قدری چنين عزيز و شريف با تو تا روز خفتنم هوس است وه که دردانه‌ای چنين نازک در شب تار سفتنم هوس است اي صبا امشبم مدد فرمای که سحرگه شکفتنم هوس است از برای شرف به نوک مژه خاک راه تو رفتنم هوس است همچو حافظ به رغم مدعيان شعر رندانه گفتنم هوس است Sup...

اگرچه باده فرح‌بخش و باد گل‌بيز است ۰۴۱ 22.05.2024

غزل نمره ۰۴۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان اگر چه باده فرح‌بخش و باد گل‌بيز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تيز است صراحی‌یی و حريفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ايام فتنه‌انگيز است در آستين مرقع پياله پنهان کن که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ريز است به آب ديده بشوييم خرقه‌ها از می (ز رنگ باده بشوییم خرقه‌ها در اشک) که موسم ورع و روزگار پرهيز است مجوی عيش خوش از دور باژگون سپهر که صاف اين سر خم جمله در...

المنة لله که در میکده باز است ۰۴۰ 21.05.2024

غزل نمره ۰۴۰ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن المنه لله که در ميکده باز است زان رو که مرا بر در او روی نياز است خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی وان می که در آن جاست حقيقت نه مجاز است از وی همه مستی و غرور است و تکبر وز ما همه بيچارگی و عجز و نياز است رازی که بر غير نگفتيم و نگوييم با دوست بگوييم که او محرم راز است شرح شکن زلف خم‌اندرخم جانان کوته نتوان کرد که اين قصه دراز است بار دل مجنون و خم طره...

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است ۰۳۹ 20.05.2024

لینک گوگل پادکست برای زمانی که کست‌باکس نافرمانی می‌کنه غزل نمره ۰۳۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد خانه‌(سایه)پرور ما از که کمتر است ای نازنين‌پسر(صنم) تو چه مذهب گرفته‌ای کت خون ما حلال‌تر از شير مادر است چون نقش غم ز دور ببينی شراب خواه تشخيص کرده‌ايم و مداوا مقرر است از آستان پير مغان سر چرا کشيم دولت در آن سرا و گشايش در آن در است يک قصه بيش نيست غم عشق...

Listen to the رواق / Ravaq podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.