فرزآن

رواق / Ravaq

Health FA ↓ 593 episodes

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

Author

فرزآن

Category

Health

Podcast website

redcircle.com

Latest episode

Jul 11, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

در عهد پادشاه خطابخش جرم‌پوش ۲۸۵ 29.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان در عهد پادشاه (عطا) خطابخش جرم‌پوش حافظ قرابه‌کش شد و مفتی پياله‌نوش صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست تا ديد محتسب که سبو می‌کشد به دوش احوال شيخ و قاضی و شرب‌ (مدام) اليهودشان کردم سوال صبحدم از پير می‌فروش گفتا نه گفتنی‌ست سخن گر چه محرمی درکش زبان و پرده نگه دار و (سر بپوش) می بنوش ساقی بهار می‌رسد و وجه می نماند فکری بکن که خون د...

هاتفی از گوشه‌ی میخانه دوش ۲۸۴ 28.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۴ مفتعلن مفتعلن فاعلن هاتفی از گوشه‌ی ميخانه دوش گفت ببخشند گنه می بنوش لطف (عفو) الهی بکند کار خويش مژده‌ی رحمت برساند سروش لطف خدا بيشتر از جرم ماست نکته‌ی سربسته چه (گویی) دانی خموش اين خرد خام به ميخانه بر تا می لعل آوردش خون به جوش گر چه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش گوش من و حلقه‌ی گيسوی يار روی من و خاک در می‌فروش رندی حافظ نه گناهی‌ست صعب ب...

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش ۲۸۳ 27.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش که دور شاه شجاع است می دلير بنوش شد آن که اهل نظر بر کناره می‌رفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش به صوت (بانگ) چنگ بگوييم آن حکايت‌ها که از نهفتن آن ديگ سينه می‌زد جوش شراب خانگی ترس محتسب خورده به روی يار بنوشيم و بانگ نوشانوش ز کوی ميکده دوشش به دوش می‌بردند امام شهر (خواجه) که سجاده می‌کشيد به دوش دل...

ببرد از من قرار و طاقت و هوش ۲۸۲ 26.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۲ مفاعیلن مفاعیلن فعولن ببرد از من/ قرار و طا/قت و هوش بت سنگين‌دل سيمين‌بناگوش نگاری چابکی شنگی (پریوش) کله‌دار ظريفی مهوشی ترکی قباپوش ز تاب آتش سودای عشقش به سان ديگ دايم می‌زنم جوش چو پيراهن شوم آسوده‌خاطر گرش همچون قبا گيرم در آغوش اگر پوسيده گردد استخوانم نگردد مهرت از جانم فراموش دل و دينم دل و دينم ببرده‌ست برودوشش برودوشش برودوش دوای تو دوای توست حافظ لب نوش...

یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش ۲۸۱ 23.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن يا رب (آن) اين نو/گل خندان/ که سپردی/ به منش می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور دور (دار) باد آفت دور (قمر) فلک از جان و تنش گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد (پیک) صبا چشم دارم که سلامی برسانی ز منش به ادب نافه‌گشایی کن از آن زلف سياه جای دل‌های عزيز است به هم برمزنش گو دلم حق وفا (بر) با خط و خالت دارد محترم...

چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش ۲۸۰ 22.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش به هر شکسته که پيوست تازه شد جانش کجاست همنفسی تا (که شرح غصه دهم) به شرح عرضه دهم که دل چه می‌کشد از روزگار هجرانش؟ زمانه از ورق گل مثال روی تو (ساخت) بست ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش تو خفته‌ای (جُسته‌ای) (بسی شدیم) و (بدین سفینه) نشد عشق را کرانه پديد تبارک الله از اين ره که نيست پايانش برید باد صبا نامه‌...

خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش ۲۷۹ 21.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۹ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل خوشا شيراز و وضع بی‌مثالش خداوندا نگه دار از زوالش ز رکن‌آباد ما صد لوحش‌الله که عمر خضر می‌بخشد زلالش ميان جعفرآباد و مصلا عبيرآميز می‌آيد شمالش به شيراز آی و فيض روح قدسی بجوی (بخواه) از مردم صاحب‌کمالش که نام قند مصری برد (آینجا) آنجا (کی آمد شکر مصری به شیراز) که شيرينان ندادند انفعالش صبا زان لولی شنگول سرمست چه داری آگهی؟ چون است حالش؟...

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش ۲۷۸ 20.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش که تا يک دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش سماط دهر دون‌پرور ندارد شهد آسايش مذاق حرص و آز ای دل بشو‌ی از تلخ و از شورش بياور می که نتوان شد ز مکر آسمان ايمن به لعب زهره‌ی چنگی‌ و مريخ سلحشورش بيا تا در می صافی‌ت راز دهر بنمايم به شرط آن که ننمایی به کج‌طبعان دل‌کورش کمند صيد بهرامی بيفکن جام جم بردا...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش ۲۷۷ 19.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش گل در انديشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نيست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش جای آن است که خون موج زند در دل لعل زين تغابن که خزف می‌شکند بازارش بلبل از فيض گل آموخت سخن ور نه نبود اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش ای که در کوچه معشوقه‌ی ما می‌گذری بر حذر باش که سر می‌شکند ديوار...

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش ۲۷۶ 16.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۶ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات باغبان گر/ پنج روزی/ صحبت گل/ بايدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بايدش ای دل اندر بند زلفش از پريشانی منال مرغ زيرک چون به دام افتد تحمل بايدش رند عالم‌سوز را با مصلحت‌بينی چه کار؟ کار مُلک است آن که تدبير و تامل بايدش تکيه بر تقوا و دانش در طريقت کافری‌ست راهرو گر صد هنر دارد توکل بايدش با چنين زلف و رخش بادا (رخی بادش) نظربازی حرام هر...

صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش ۲۷۵ 15.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان صوفی گـ/لی بچين و/ مرقع به/ خار بخش وين زهد (تلخ) خشک را به می خوشگوار بخش طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه تسبيح و طيلسان به می و ميگسار بخش زهد گران که شاهد و ساقی نمی‌خرند در حلقه‌ی چمن به نسيم بهار بخش شکرانه را که چشم تو روی بتان نديد (شکرانه آنکه روی تو چشم بدان ندید) ما را به عفو و لطف خداوندگار بخش راهم شراب لعل زد ای مير عاشقا...

به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش ۲۷۴ 14.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به دور لا/له قدح گیـ/ر و بی‌ريا/ می‌باش به بوی گل نفسی همدم صبا می‌باش نگويمت که همه ساله می‌پرستی کن سه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش چو پير سالک عشقت به می حواله کند بنوش و منتظر رحمت خدا می‌باش گرت هواست که چون جم به سر غيب رسی بيا و همدم جام جهان‌نما می‌باش چو غنچه گرچه فروبستگی‌ست کار جهان تو همچو باد بهاری گره‌گشا می‌باش وفا مجوی...

اگر رفیق شفیقی درست‌پیمان باش ۲۷۳ 13.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن اگر رفیـ/ق شفيقی/ درستُ پیـ/مان باش حريف (حجره) خانه و گرمابه و گلستان باش شکنج زلف پريشان به دست باد مده مگو که خاطر عشاق گو پريشان باش گرت هواست که با خضر همنشين باشی نهان ز چشم سکندر چو آب حيوان باش زبور عشق نوازی نه کار هر مرغی‌ست بيا و نوگل اين بلبل غزل‌خوان باش طريق خدمت و آيين بندگی‌کردن خدای را که رها کن به ما و سلطان باش دگر به صي...

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش ۲۷۲ 12.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۲ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن بازآی و/ دل تنگ/ مرا مون/س جان باش وين سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در ميکده‌ی (مصطبه‌ی) عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش دلدار (أن یار) که گفتا به توام دل نگران است گو می‌رسم اينک به سلامت نگران باش خون شد دلم از حسرت آن لعل روان‌بخش ای دُرج مح...

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس ۲۷۱ 09.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دارم از زلف سياهش گله چندان که مپرس که چنان ز او شده‌ام بی‌سروسامان که مپرس کس به اميد وفا ترک دل و دين مکناد که چنانم من از اين کرده پشيمان که مپرس به يکی جرعه که آزار کسش در پی نيست زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس زاهد از ما به سلامت بگذر کاين می لعل دل و دين می‌برد از دست بدان سان که مپرس گفت‌وگوهاست در اين راه که جان بگدازد هر کسی...

درد عشقی کشيده‌ام که مپرس ۲۷۰ 08.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۰ فاعلاتن مفاعلن فعلن درد عشقی کشيده‌ام که مپرس (رخت جایی کشیده‌ام که مپرس) زهر (درد) هجری چشيده‌ام که مپرس گشته‌ام در جهان و آخر کار دلبری برگزيده‌ام که مپرس آنچنان در هوای خاک درش می‌رود آب ديده‌ام که مپرس من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنيده‌ام که مپرس سوی من لب چه می‌گزی که مگوی؟ لب لعلی گزيده‌ام که مپرس بی تو در کلبه‌ی گدایی خويش رنج‌هایی کشيده‌ام که مپرس همچ...

دلا رفیق سفر بخت نیک‌خواهت بس ۲۶۹ 07.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دلا رفيق سفر بخت نيکخواهت بس نسيم روضه‌ی شيراز پيک راهت بس دگر ز منزل جانان سفر مکن درويش که سير معنوی و کنج خانقاهت بس هوای مسکن مالوف و عهد يار قديم ز رهروان سفرکرده عذرخواهت بس به صدر مصطبه بنشين و ساغر می نوش که اين قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس وگر کمين بگشايد غمی ز گوشه‌ی دل حريم درگه پير مغان پناهت بس زيادتی مطلب کار بر خود آسان کن ص...

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس ۲۶۸ 06.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس زين چمن سايه‌ی آن سرو روان (چمان) ما را بس من و همصحبتی اهل ريا؟ دورم باد از گرانان جهان رطل گران ما را بس قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند ما که رنديم و گدا دير مغان ما را بس بنشين بر لب جوی و گذر عمر ببين کاين اشارت ز جهان گذران ما را بس نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان گر شما را نه بس اين سود و زيان ما را ب...

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس ۲۶۷ 05.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۷ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکين کن نفس منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام پرصدای ساربانان بينی و بانگ جرس محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار کز فراقت سوختم ای مهربان فرياد رس من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب گوشمالی ديدم از هجران که اينم پند بس عشرت شبگير کن (بی‌ترس) می نوش کاندر (شهر) راه عشق...

دلم رمیده‌ی لولی‌وشی‌ست شورانگیز ۲۶۶ 02.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دلم (ربوده‌ی) رميده‌ی لولی‌وشی‌ست شورانگيز دروغ‌وعده و قتال‌وضع و رنگ‌آميز فدای پيرهن چاک ماهرويان باد هزار جامه‌ی تقوا و خرقه‌ی پرهيز خيال خال تو با خود به خاک خواهم برد که تا ز خال تو خاکم شود عبيرآميز فرشته عشق نداند که چيست (قصه مخوان) ای ساقی بخواه جام و گلابی به خاک آدم ريز پياله بر کفنم بند تا سحرگه حشر به می ز دل ببرم هول روز رستاخ...

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز ۲۶۵ 01.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۵ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان برنيامد از تمنای لبت کامم هنوز بر اميد جام لعلت دردی‌آشامم هنوز روز اول رفت دينم در سر زلفين تو تا چه خواهد شد در اين سودا سرانجامم هنوز ساقيا يک جرعه‌ ده زان آب آتشگون که من در ميان پختگان عشق او خامم هنوز از خطا گفتم شبی (موی) زلف تو را مشک ختن می‌زند هر لحظه تيغی مو بر اندامم هنوز پرتو روی تو (را) تا در خلوتم ديد آفتاب می‌رود (می‌د...

خیز و در کاسه‌ی زر آب طربناک انداز ۲۶۴ 31.03.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن خيز و در کاسه زر آب طربناک انداز پيشتر زان که شود کاسه‌ی سر خاک انداز عاقبت منزل ما وادی خاموشان است حاليا غلغله در گنبد افلاک انداز ملک اين مزرعه دانی که ثباتی (نکند) ندهد آتشی از جگر جام در املاک انداز به سر سبز تو ای سرو که (چون) گر خاک شوم ناز از سر بنه و سايه بر اين خاک انداز دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست از لب خود به شفاخانه‌ی تر...

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز ۲۶۳ 30.03.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بيا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش (غریو) و ولوله در جان شيخ و شاب انداز مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی که گفته‌اند نکویی کن و در آب انداز ز کوی ميکده برگشته‌ام ز راه خطا مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز بيار زان می گلرنگ مشک‌بو جامی شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز اگر چه مست و خرابم تو نيز لطفی کن نظر بر اين دل سرگشته‌ی خراب انداز به نيم‌...

حال خونين‌دلان که گوید باز ۲۶۲ 29.03.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۲ فعلاتن مفاعلن فعلن حال خونين‌دلان که گويد باز؟ وز فلک خون خم که جويد باز؟ شرمش از چشم می‌پرستان باد نرگس مست اگر برويد باز جز فلاطون خم‌نشين شراب سر حکمت به ما که گويد باز؟ هر که چون لاله کاسه‌گردان (بود) شد زين جفا رخ به خون بشويد باز نگشايد دلم چو غنچه اگر ساغری از لبش نبويد باز بس که در پرده چنگ گفت سخن ببرش موی تا نمويد باز گرد بيت‌الحرام خم حافظ گر نميرد به سر...

درآ که در آن خسته توان درآید باز ۲۶۱ 26.03.2025

«««««🎉می‌بهـا🎉»»»»» غزل نمره ۲۶۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن درآ که در دل خسته توان درآيد باز بيا که در تن مرده روان درآيد باز بيا که فرقت تو چشم من چنان دربست که فتح باب وصالت مگر گشايد باز غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت ز خيل شادی روم رخت زدايد باز به پيش آينه‌ی دل هر آن چه می‌دارم بجز خيال جمالت نمی‌نمايد باز بدان مثل که شب آبستن است (دور) روز از تو ستاره می‌شمرم تا که شب چه زايد باز بيا که بل...

Listen to the رواق / Ravaq podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.