فرزآن

رواق / Ravaq

Health FA ↓ 593 episodes

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

Author

فرزآن

Category

Health

Podcast website

redcircle.com

Latest episode

Jul 11, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

مرحبا طایر فرخ‌پی فرخنده‌پيام ۳۱۰ 03.06.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۱۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مرحبا طاير فرخ‌پی فرخنده‌پيام خير مقدم چه خبر؟ دوست (یار) کجا؟ راه کدام؟ يا رب اين قافله را لطف ازل (همره) بدرقه باد که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام ماجرای من و معشوق مرا پايان نيست هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام گل ز حد برد تنعم (به کرم) نفسی رخ بنما سرو می‌نازد و خوش نيست خدا را بخرام زلف دلدار چو زنار همی‌فرمايد برو ای شيخ که شد...

عشقبازی و جوانی و شراب لعل‌فام ۳۰۹ 02.06.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۹ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات عشقبازی و جوانی و شراب لعل‌فام مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام ساقی شکردهان و مطرب شيرين‌سخن همنشينی نيک‌کردار و نديمی نيک‌نام شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی دلبری در حسن و خوبی غيرت ماه تمام بزمگاهی دل‌نشان چون قصر فردوس برين گلشنی پيرامنش چون روضه‌ی دارالسلام صف‌نشينان نيکخواه و پيشکاران باادب دوستداران صاحب‌اسرار و حريفان دوست‌کا...

ای رخت چون خلد و بعلت سلسبیل ۳۰۸ 01.06.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۸ فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ای رخت چون/ خلد و لعلت/ سلسبيل سلسبيلت کرده جان و دل سبيل سبزپوشان خطت بر گرد لب همچو مورانند (حورانند) گرد سلسبيل ناوک چشم تو در هر گوشه‌ای همچو من افتاده دارد صد قتيل يا رب اين آتش که در جان من است سرد کن زان سان که کردی بر خليل من نمی‌يابم مجال ای دوستان گر چه دارد او جمالی بس جميل پای ما لنگ است و منزل دوردست دست ما کوتاه و خرما بر نخيل ی...

هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل ۳۰۷ 31.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۷ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمايل هر کو شنيد گفتا لله دَرُّ قائل تحصيل عشق و رندی آسان نمود اول آخر بسوخت جانم در کسب اين فضايل حلاج بر سر دار اين نکته خوش سرايد از شافعی نپرسند امثال اين مسائل گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم گفت آن زمان که نبود جان در ميانه حائل دل داده‌ام به ياری شوخی کشی نگاری مرضية السجايا محمودة الخصائل در عين...

اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول ۳۰۶ 28.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن اگر به کو/ی تو باشد/ مرا مجا/ل وصول رسد به دولت وصل تو کار (وصلت نوای) من به اصول قرار برده ز من آن دو (سنبل) نرگس رعنا فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول چو بر در تو من بی‌نوای بی‌زر و زور به هيچ باب ندارم ره خروج و دخول کجا روم چه کنم چاره از کجا جويم (کجا روم چه کنم چون شوم چه چاره کنم) که گشته‌ام ز غم و جور روزگار ملول من شکسته‌ی بدحال ز...

به وقت گل شدم از توبه‌ی شراب خجل ۳۰۵ 27.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به وقت (عهد) گل/ شدم از تو/به‌ی شرا/ب خجل که کس مباد ز کردار ناصواب خجل صلاح ما همه دام ره است و من زين (بخت) بحث نيم ز شاهد و ساقی به هيچ باب خجل بود که يار نرنجد ز ما (نپرسد گنه) به خلق کريم که از سوال ملوليم و از جواب خجل ز خون که رفت شب دوش از سراچه چشم شديم در نظر (شب‌روان) رهروان خواب خجل رواست نرگس مست ار فکند سر در پيش که شد ز شيوه...

دارای جهان نصرت دین خسروی کامل ۳۰۴ 26.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۴ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن دارای/ جهان نصر/ت دين خسرو/ی کامل يحیای مظفر ملک عالم عادل ای درگه اسلام‌پناه تو گشاده بر روی (جهان) زمين روزنه‌ی جان و در دل تعظيم تو بر جان و خرد واجب و لازم انعام تو بر کون و مکان فايض و شامل روز ازل از کلک تو يک (نقطه) قطره سياهی بر روی مه افتاد که شد حل مسائل خورشيد چو آن خال سيه ديد به دل گفت ای کاج که من بودمی آن هندوی مقبل شا...

شممت روح وداد و شمت و برق وصال ۳۰۳ 25.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وصال بيا که بوی تو را ميرم ای نسيم شمال اَحادياً بجِمال الحبيب قِف و انزل که نيست صبر جميلم ز اشتياق جمال حکايت (شکایت) شب هجران (فروگذار ای دل) فروگذاشته به به شکر آن که برافکند پرده روز وصال بيا که پرده‌ی گلريز هفت (کاری) خانه چشم کشيده‌ايم به تحرير کارگاه خيال چو يار بر سر صلح است و عذر (می‌خواهد) می‌طلب...

خوش‌خبر باشی ای نسیم شمال ۳۰۲ 24.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۲ فاعلاتن مفاعلن فعلن خوش خبر باشی ای نسيم شمال که (کی) به ما می‌رسد زمان وصال قصة العشق لاانفصام لها فُصِمَت‌ هاهُنا لسان (مقال) القال ما لسلمی و من بذی سَلَمٍ؟ اين جيراننا و کيف الحال؟ عفتِ الدّار بعد عافية فاسالوا حالها عن الاطلال فی کمال الجمال نلت مُنی صرف الله عنک عينَ کمال يا بريد الحمی حماک الله مرحبا مرحبا تعال تعال عرصه‌ی بزمگاه خالی ماند از حريفان و (رطل)...

ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک ۳۰۱ 21.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای دل ريش مرا با (بر) لب تو حق نمک حق نگه دار که من می‌روم الله معک تویی آن گوهر پاکيزه که در عالم قدس ذکر خير تو بود حاصل تسبيح ملک در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن کس عيار زر خالص نشناسد چو محک گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو ديديم و نه يک بگشا پسته‌ی خندان و شکرريزی کن خلق را از دهن خويش مينداز به شک چرخ بر...

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک ۳۰۰ 20.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۳۰۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک مرا اميد وصال تو زنده می‌دارد و گر نه هر دمم از هجر توست بيم هلاک نفس نفس اگر از باد نشنوم (بویت) بويش زمان زمان چو گل از غم کنم گريبان چاک رود به خواب دو چشم از خيال تو؟ هيهات بود صبور دل اندر فراق تو؟ حاشاک اگر تو زخم زنی به که ديگری مرهم و گر تو زهر دهی به که ديگری ترياک بض...

اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک ۲۹۹ 19.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک از (در) آن گناه که نفعی رسد به غير چه باک برو به هر چه تو داری بخور دريغ مخور که بی‌دريغ زند روزگار تيغ هلاک چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه (ملک) پری به مذهب همه کفر طريقت است امساک به خاک پای تو ای سرو نازپرور من که روز واقعه پا وامگيرم از سر خاک مهندس فلکی راه دير شش‌جهتی چنان ببست که ره نيست (جز به) زير د...

مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق ۲۹۸ 18.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن مقام امـ/ن و می بی‌/غش و رفیـ/ق شفيق گرت مدام ميسر شود زهی توفيق جهان و کار جهان جمله هيچ (در) بر هيچ است هزار بار من اين نکته کرده‌ام تحقيق دريغ و درد که تا اين زمان ندانستم که کيميای سعادت رفيق بود رفيق به مأمنی رو و فرصت شمر غنيمت (عمر) وقت (به هوش باش و غنیمت شمار فرصت عمر) که در کمينگه عمرند قاطعان طريق بيا که توبه ز لعل نگار و خنده‌ی...

زبان خامه ندارد سر بیان فراق ۲۹۷ 17.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن زبان خامه ندارد سر بيان فراق وگرنه (چگونه) شرح دهم با تو داستان فراق دريغ مدت عمرم که بر اميد وصال به سر رسيد و نيامد به سر زمان فراق سری که بر سر گردون به فخر می‌سودم به راستان که نهادم بر آستان فراق چگونه باز کنم بال در هوای وصال که ريخت مرغ دلم پر در آشيان فراق؟ کنون چه چاره که در بحر غم به گردابی فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق بسی نماند...

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف ۲۹۶ 14.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۶ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (۶غزل) طالع اگر/ مدد دهد/ دامنش آ/ورم به کف گر بکشم (بکِشد) زهی طرب ور بکُشد زهی شرف طرف کرم ز کس نبست اين دل پراميد من گر چه (صبا) سخن همی‌برد قصه‌ی من به هر طرف از خم ابروی (وی‌أم) توام هيچ گشايشی نشد وه که در اين خيال کج عمر عزيز شد تلف ابروی دوست کی شود دست‌کش خيال من کس نزده‌ست از اين کمان تير مراد بر هدف چند به ناز پرورم مهر بتان س...

سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ ۲۹۵ 13.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن سحر به بو/ی گلستان/ دمی شدم/ در باغ که تا (ه)چو بلبل بی‌دل کنم علاج دماغ به جلوه‌ی گل سوری نگاه می‌کردم که بود در شب تيره به روشنی چو چراغ چنان به حسن و جوانی خويشتن مغرور که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ زبان کشيده چو تيغی به سرزنش سوسن دهان گشاده شقايق چو مردم ايغاغ ي...

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع ۲۹۴ 12.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۴ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب‌نشين کوی سربازان و رندانم چو شمع روز و شب (شبروی) خوابم نمی‌آيد به چشم غم‌پرست بس که در بيماری هجر تو گريانم چو شمع رشته‌ی صبرم به مقراض غمت ببريده شد همچنان در آتش مهر تو (خندانم) سوزانم چو شمع گر کميت اشک گلگونم نبودی گرم‌رو کی شدی روشن به گيتی راز پنهانم چو شمع در ميان آب و آتش همچنان سرگرم توس...

بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع ۲۹۳ 11.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع برکشد آينه از جيب افق چرخ و در آن بنمايد رخ گيتی به هزاران انواع در زوايای طربخانه‌ی جمشيد فلک ارغنون ساز کند زهره به آهنگ سماع چنگ در غلغله آيد که کجا شد منکر جام در قهقهه (گوید) آيد که کجا شد مناع وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگير که به هر حالتی اين است بهين اوضاع (که به هر حال...

قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع ۲۹۲ 10.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قسم به حشـ/مت و جاه و/ جلال شا/ه شجاع که نيست با کسم از بهر مال و جاه نزاع شراب خانگيم بس می مغانه بيار حريف باده رسيد ای رفيق توبه وداع خدای را به می‌ام شست‌و‌شوی خرقه کنيد که من نمی‌شنوم بوی خير از اين اوضاع ببين که رقص‌کنان می‌رود به ناله‌ی چنگ کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع به عاشقان نظری کن به شکر اين نعمت که من غلام مطيعم تو پادشاه...

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش ۲۹۱ 07.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۱ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ما آزموده‌ايم در اين شهر بخت خويش بيرون کشيد بايد از اين ورطه رخت خويش از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم آتش زدم چو گل به تن لخت‌لخت خويش دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خويش کای دل صبور باش که آن يار تندخوی بسيار (ترشرویی) تندروی نشيند ز بخت خويش خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد بگذر ز عهد سست و سخن‌ه...

دلم رمیده‌ شد و غافلم من درویش ۲۹۰ 06.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۹۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دلم رميده شد و غافلم من درويش که آن شکاری سرگشته را چه آمد پيش چو بيد بر سر ايمان خويش می‌لرزم که دل به دست کمان‌ابرویی‌ست کافرکيش بنازم آن مژه‌ی شوخ عافيت‌کش را که موج می‌زندش آب نوش بر سر نيش ز آستين طبيبان هزار خون بچکد گرم به تجربه دستی نهند بر دل ريش به کوی ميکده گريان و سرفکنده روم چرا که شرم همی‌آيدم ز حاصل خويش نه عمر خضر بماند نه...

مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش ۲۸۹ 05.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش ليکنش مهر و وفا نيست خدايا بدهش دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش من همان به که از او نيک نگه دارم دل که بد و نيک نديده‌ست و ندارد نگهش بوی شير از لب همچون شکرش می‌آيد گر چه خون می‌چکد از شيوه‌ی چشم سيهش چارده‌ساله بتی چابک‌ و شيرين دارم که به جان حلقه به گوش است مه چاردهش از...

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش ۲۸۸ 04.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۸ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن کنار آب و پای بيد و طبع شعر و ياری خوش معاشر دلبری شيرين و ساقی گلعذاری خوش الا ای دولتی طالع که قدر وقت می‌دانی گوارا بادت اين عشرت که داری روزگاری خوش هر آن کس را که (بر) در خاطر ز عشق دلبری باری‌ست سپندی گو بر آتش نه که دارد (داری) کاروباری خوش عروس (نظم) طبع را زيور ز فکر بکر می‌بندم بود کز (نقش) دست ايامم به دست افتد نگاری خوش ش...

ای همه شکل تو زیبا و همه جای تو خوش ۲۸۷ 03.05.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش دلم از عشوه‌ی (یاقوت) شيرين شکرخای تو خوش همچو گلبرگ طری (بود) هست وجود تو لطيف همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش شيوه و ناز تو شيرين، خط‌وخال تو مليح چشم و ابروی تو زيبا قد و بالای تو خوش هم گلستان خيالم ز تو پرنقش‌ونگار هم مشام دلم از زلف سمن‌سای تو خوش در ره عشق که از سيل بلا نيست گذار کرده‌ام خاطر خود...

دوش پنهان گفت با من کاردانی تیزهوش ۲۸۶ 30.04.2025

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۸۶ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان دوش با من گفت پنهان کاردانی تيزهوش و از شما پنهان نشايد کرد سر می‌فروش گفت آسان گير بر خود کارها کز روی طبع سخت (می‌گیرد) می‌گردد جهان بر مردمان سختکوش وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش با دل خونين لب خندان بياور همچو جام نی گرت زخمی رسد چون چنگ آیی در خروش تا نگردی آشنا زين پرده رمزی نشنوی گوش...

Listen to the رواق / Ravaq podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.