farshad shahri

saadia / سعدیا

Arts FA ↓ Odcinki: 81

|خوانش غزلیات سعدی ه ر اپیزود شامل یک غزل تدوین شده با موسیقی از یک آهنگساز ایرانی است | در پایان هر ۱۰ غزل یک فایل شامل ۱۰ غزل پیشین بدون موسیقی منتشر میشود

Koniecznie odwiedź stronę podcastu i wesprzyj twórcę: castbox.fm

Autor

farshad shahri

Kategoria

Arts

Strona podcastu

castbox.fm

Ostatni odcinek

8 lip 2026

Gdzie słuchać?

Podcasty w aplikacji Replaio Radio Już wkrótce

Podcasty trafią do aplikacji już wkrótce. Zainstaluj teraz i jako pierwszy zobacz nowe podejście do podcastów

Pobierz z Google Play Zainstaluj za darmo Android 5 mln+ pobrań · ocena 4,8 iOS niedługo

Odcinki

شراب از دست خوبان سلسبیل‌ست-غزل 74 08.07.2026

|موسیقی: کارن همایونفر| سلسبیل: نام چشمه‌ای در بهشت که در قرآن نیز به آن اشاره شده| سَبیلبودن خون: رایگان بودن جان| رُطب: استعاره از لب معشوق| چاشنی: مزه، حلاوت و شیرینی| خرما بر نخیل: کنایه از دور از دسترس بودن| وسمه: گیاهی برای رنگ کردن ابرو| خَضیب: رنگ شده| کَحیل: چشم سرمه کشیده| قَتیل: کشته شده| رَحیل: کوچ و سفر| لیلی(نخست): معشوق قصه‌ی مجنون و لیلی| لیلی طویل است: شبی طولانی‌ست| میل: واحد مسا...

دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل‌ست-غزل 73 05.07.2026

|موسیقی: پوریا اخواص، کاوه صالحی| • دیده برگرفتن: صرف نظر کردن| صباح: بامداد| مُقبل: نیک و خوشبخت| چاه زَنخدان: استعاره از گودی چانه| شفا: درمان| قدم بیرون نهادن: کنایه از ترک کردن کاری| باش: بگذار| ساربان: شُتربان| «بیت ۱۰»-منزل(مصرع اول) توقفگاه؛ منزل(مصرع دوم) مُقام| خو باز کردن ترک عادت کردن

پای سرو بوستانی در گِل است-غزل 72 29.06.2026

|موسیقی: حسین علیزاده| طالعش میمون: سرنوشتش خجسته‌ست| مُقبل: خوشبخت| شَنعَت(شُنعت): سرزنش| دعوی: دادخواهی| مُستعجِل: عجله‌کننده| بَذل: بخشش| مجنون: دیوانه، شیدا

دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است-غزل71 26.06.2026

|موسیقی: کامبیز روشن‌روان| مگر: همانا| توبه: بازگشتن از گناه| آبگینه بر سنگ: حکایت سنگ و شیشه که به آسانی شکسته می‌شود| خُفیه: خَفا، پنهانی| باد در چنگ است: کنایه از کار بیهوده| بی‌مشاهده‌ات: بدون دیدار روی تو| فراخنا: مقابل تنگنا، گشادگی| حَبَشی: منسوب به حبشه کشور سیاهان در شرق آفریقا| خودرنگ: داری رنگ طبیعی و متعلق به خود

بدون تدوین-غزل61 تا 70 23.06.2026

بدون تدوین| غزل ۶۱ تا ۷۰

ای که از سرو روان قد تو چالاک‌ترست-غزل 70 21.06.2026

|موسیقی: پیمان یزدانیان| حَربه: وسیله یا عملی که از آن برای رسیدن به هدف استفاده می‌کنند، آلت جنگ مثل شمشیر| اَجَل: زمان مرگ| چُست: سریع| چالاک: تند و سریع| 

عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشترست-غزل 69 15.06.2026

|موسیقی: پیمان یزدانیان| عِشرت: خوش‌گذرانی| سَماع: در لغت به معنای «شنیدن». در اصطلاح ِ صوفیه به معنای «خوانندگی، نوازندگی، پایکوبی و نیز مطلقِ موسیقی» به کار رفته| سَمَن: یاسمن| خُمار: در اینجا حالت مستی| شقایقِ خودروی: در اینجا سرخی گونه‌ی معشوق| گو مَباش: گیرم نباشد| خوش‌خوی: خوش اخلاق| حدیث: سخن| عارِضِیْن: دو عارض، دو طرف صورت| گیر: فرض کن| مَفتول: پیچ‌‌پیچ| مُقام: اقامت| 

چشمت خوش است و بر اثر خواب خوش‌تر است-غزل 68 11.06.2026

|موسیقی: حسین علیزاده| خوش: زیبا| بر اثر خواب خوشتر است: زیرا خواب حالتِ خمار آن را دو چندان می‌کند| زنهار: اَمان(در اینجا بیانگر تحسین است)| خنده(بیت دوّم): شِکُفتگی| سیراب: پُرطراوت| گفتم: با خود گفتم| خوابِ خوشَم بود: «م» در اینجا ضمیر مفعولی‌ست، یعنی «مرا آرزوی خواب خوش بود»| یک زمان: یک لحظه| خوابگاه: اتاق خواب| عاشق سر بر کنارِ دوست: عاشقی که در کنار یا در آغوش یار به خواب رفته است»| کیمُخْت...

فریاد من از فراق یار است-غزل 67 06.06.2026

موسیقی: حسین علیزاده| افغان: فریاد، ناله، زاری. «وَافغان» را «وَفغان» بخوانید. در چاپِ یغمایی «افغان» آمده.| نگار(مصرع۴): نقش، نقاشی. «رخسارهٔ من به خونْ نگار است» یعنی « چهرهٔ من با اشکِ خونینم نقش و نگار یافته»| فُرقَت: جدایی| آوَخ: دریغا، افسوس| فگار: اَفگار، آزرده

هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است-غزل 66 29.05.2026

موسیقی: مهدی مهراد، آسو کهزادی| صاحب‌نظر: کسی که از بینش‌ و ادراک درست برخوردار است| بصر: دیده، چشم| نَفَسم صادق نیست: راستگو نیستم، در ادعای خود صادق نیستم| آدمی‌صورت: کسی که شکل و شمایل انسان دارد| آدمی‌خوی: کسی که از نظر اخلاق و باطن انسان است، انسان واقعی| مُسْتَسْقی: در این بیماری فرد مدام احساس تشنگی میکند| خَصْم: دشمن| نخواهم به در آمد: مایل نیستم رها شوم| نَگْسِلَد: قطع نمی‌شود| لؤلؤ: مر...

عیب یاران و دوستان هنر است-غزل 65 31.12.2025

موسیقی: کریستف رضاعی| عیب: بدی| هنر: حُسن، فضل| مُهرِمِهر: نشان عشق| نقشِ بر حَجَر: نوشته‌ی حک شده روی سنگ(کنایه از چیزِ ثابت و ماندگار)| منظور: موردِ توجه| گو: بُگذار| جانِ‌معنی: جانی که از جنس معنویت باشد| پراکندگان: انسانهای پریشان حال| شیرین: عزیز| دونِ قدرِ اوست: در خور او نیست| حدِّامکان: اوجِ توانایی| به طوع: از روی میل و رغبت| چه سر است: چه تصمیمی دارد

این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است-غزل 64 11.12.2025

موسیقی: کامبیز روشن روان| نافه: کیسه‌ای به اندازه یک نارنج در زیر شکم آهو‌ی نرِ خُتَن، در زیر پوست که ماده‌ای قهوه‌ای رنگ و روغن مانند و خوش بو به نام مُشک بیرون می‌آید| مرغِ آشنا: احتمالا مراد «بُلبُل» است| کَصحاب: که اصحاب، زیرا یاران| مِسمار: میخ| حریفان: یاران|

از هرچه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است-غزل 63 07.12.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان| می‌رود: فعل «رفتن» در اینجا یعنی «گفته شدن، بر زبان جاری شدن»| روح‌پَرور: جان بخش| وجودِ حاضرِ غایب: وجود در اینجا به معنای «شخص، کَس» است و البته «وجود» در شعر سعدی و حافظ به معنای «تَن و بدن» نیز است| گو: بُگذار| شمع گو بمیر: بگذار شمع خاموش شود|چون: وقتی| مُنوّر: روشن| اَبْنای روزگار: مردم| می‌روم(بیت پنجم): اینجا «رفتن» به معنای «تصمیم گرفتن» است| نُزْل: هدیه، پیشکش| مِ...

اِی لُعبتِ خندان لبِ لَعلَت که مَزیده‌ست؟-غزل 62 04.12.2025

موسیقی: میلاد درخشانی| لُعبت: محبوب زیبا‌رو| لعل: سنگ قیمتی به رنگ سرخ روشن| که: چه کسی| مزیدن: چشیدن| بِهْ: میوهٔ بِه، در اینجا استعاره از «چانهٔ محبوب»| خِضْر: به روایا کسی‌ست که به سبب نوشیدن آب حیات عمر جاودان یافت| حلالت نکنم: به تو روا ندارم، حرامت باشد| چشمهٔ حیوان: چشمه آبِ حیات| سِکَندَر: اسکندر| جمله: همه| برآمیزی: معاشرت کُنی| بَختِ رمیده: بختِ گُریز پا| عام: همگان| نسیم سحرش پرده دریده...

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست-غزل 61 24.11.2025

موسیقی: کامبیز روشن روان| افسوس بر آن دیده: باید به حال آن چشم تأسف خورد| مدَّعیان: کسانی که ادعای زهد و تقوا دارند| نقش: پیکر| پری: در اینجا استعاره از معشوق بسیار زیبا| دایره‌ی نیمه کشیده‌ست: نیم‌دایره رسم کرده| پایْ به سنگیت برآید: یعنی «بزخورد کردن پای کسی به سنگ و در نتیجه زمین خوردن او| رَحمَت کردن: دلسوزی کردن| کمانْ‌مهره: کمانی که با آن گلوله و مُهرهٔ گِلین پرتاب میکردند| در وهم نیاید: در...

بدون تدوین-غزل 51 تا 60 21.11.2025

بدون تدوین| غزل 51 تا 60

شب فراق که داند که تا سحر چندست-غزل 60 17.11.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان|   فراق: جدایی| چند است؟ : چقدر طول میکشد| گرفتم: گیرم، بر فرض| مِهر‌گُسِل: قطع کنندهٔ رشتهٔ محبت، بی‌وفا| با: به رَغمِ| بیخ: ریشه| «که» در بیت ۹ : «تا»| گُل‌آکَنْد: پر از گل| سودا: خیال| کاه‌برگ: برگِ کاه| طاقت آهم نماند: مرا توانایی آه کشیدن نماند، دیگر نای آه کشیدن هم ندارم| خلق: مردم| 

این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده‌ است-غزل 59 11.11.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان| این تویی: در چاپ یغمایی «آن تویی» آمده| رفتار: راه رفتن، حرکت| مَلک: فرشته| در صورت مردم: به شکل انسان| نقشِ دیوار: کنایه از انسان یا چیزِ بی‌روح| دردمند: در اینجا «غصّه‌دار»| خاصه: به خصوص| تا نَپِنداری: مبادا خیال کنی| 

اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست-غزل 58 07.11.2025

موسیقی: مهبد شفیع نژاد| اتّفاقم...افتاده است: برای من چنین پیش آمده |بسی: بسیار| مرغان چمن: کنایه از بُلبُلان| نَفَسی: یک نفس| اَنگَبین: عسل| «هیچکس» عیبِ هوَس...: [روایت چاپ فروغی] / «همه‌کس» عیبِ...: روایت چاپ یغمایی| پراکنده: پریشان| گوی: توپ بازی چوگان

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست-غزل 57 04.11.2025

موسیقی پیمان یزدانیان| الحان: جمع لحن،نغمه‌ها| چون: وقتی| جان‌بخش: زنده‌کننده| دلفریب: دلرُبا| یوسف: پسر یعقوب که در زیبایی مثل است| مُلکِ ملاحت: پادشاهی کشورِ زیبایی| در نظر آمد: دیده شد| نشان: خبر| رشک: حسادت| روح‌پرور: دلنواز| مگر: لابُد| عَنبَرفشان: مُعَطَّر| پرهَن قبا کردن: کنایه از پاره کردن پیراهن| کَمر: کمربند| میان: کمر

ای کآب زندگانی من در دهان توست-غزل 56 31.10.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان| کاب: که آب| هلاک: مرگ| ظاهر: آشکار| کمان: استعاره از «ابروی معشوق»| بُرقَع: نقاب| کین: که این| تعظیم: بزرگ داشتن| یک نظر به گوشهٔ چشمِ ارادتی: نگاهی حاکی از کوچکترین نشانهٔ دوستی و محبَّت| حُکم از آنِ توست: حُکم، حکمِ توست| خَلق: مردم| صاحب: دوست، یار| زین بِهْ: «بِه» اینجا ایهام دارد، هم به معنای «بهتر» است (از این بهتر)و هم به معنای میوهٔ «به» است که در اینجا استعاره از «...

مجنون عشق را دگر امروز حالت است-غزل 55 27.10.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان| دِگَر: دیگر، متفاوت| حالت: حال، وضع| کِسْلام: که اسلام| ضَلالت: گمراهی| تُرُش کند: رو تُرش کند، اخم کند| شکیب: صبر| مَلالت: بیزاری| عَذرا: معشوقِ وامق| وامق: عاشق| رسالت: پیام| مُطرب: موسیقی دان| مدَّعی: کسی که به نا حق ادعای دانش کند| خاکِ او: خاکِ در خانه معشوق| حوالَت کند: بِسپارد، واگذار کند| گر سر قدم نمی‌کنمش: ضمیر «ش» متعلق به قدم است، اگر سر خود را در قدمش نکنم| خجا...

سرو چمن پیش اعتدال تو پست است-غزل 54 22.10.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان| اعتدال: در اینجا یعنی راستی و موزونی| بازار شکستن: کنایه از، از رواج و رونق انداختن| شمعِ فلک: خورشید| خسته‌ست: مجروح شده| روحانی:دارای پارسایی و صفا| دواب: چهارپایان| کَبَسْت: زهرْگیاه، زهر

دیدارِ تو حلِّ مشکلات است-غزل 53 16.10.2025

موسیقی: کریستف رضاعی| دیدار: چهره| خلافِ مُمکنات است: بر خلاف امورِ ممکن است| دیباچه: در اینجا یعنی «روی و چهره»| بَدیع: بسیار زیبا، در چاپ یغمایی «لَطیفت» آمده| هنوان: سرآغاز| خِضْر: بنا به روایات کسی است که به سَببِ نوشیدن آبِ حیات عُمر ابدی یافته|گفتی: می‌گفت| نِهْ: بُگذار| دعوی‌بِکُنی: ادعا بکنی| از قِبَل تو: از کنار تو| طیّبات: چیزهای پاک| صورت: چهره| مُبطِلِ صَلات: باطل کنندهٔ نماز| آخِر: (ق...

آن ماه دو هفته در نقاب است؟یا حوریِ دست در خضاب است؟-غزل 52 12.10.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان| خضاب: هر موادی که با آن مو و سر و صورت و پوست را رنگ میکردند، مانند حنا| خطاب: رویاروی سخن گفتن| چشم بر چیزی بودن: کنایه از منتظر بودن| کباب بودن دل: کنایه از به شور و هیجان آمدن| مَمرِّ سیلاب: گذرگاه سیلاب، آب‌رو| خیل: قبیله | فی‌ منظرکِ النَّار و الّیل: روز و شب در چهره‌ی توست دواب: چهارپایان|صواب: صحیح، درست| ثواب: کار نیکو| گُل‌بُن: بوتهٔ گل| قلندر: درویش| معاشران: دوست...

Słuchaj podcastu saadia / سعدیا w Replaio

Radio i podcasty w jednej aplikacji - za darmo, bez zakładania konta. Zainstaluj już dziś i nie przegap premiery

Pobierz z Google Play

Replaio nie jest wydawcą podcastów; nazwy audycji, okładki i audio należą do ich autorów i są rozpowszechniane przez publiczne kanały RSS