Boutigha Podcast

شعر کست | SherCast

Arts FA ↓ 140 episodes

پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی (محتوای تکمیلی در بوطیقا ) Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Author

Boutigha Podcast

Category

Arts

Podcast website

shows.acast.com

Latest episode

Dec 31, 2025

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

شصت و چهار – قبله خسرو: شاه نعمت الله ولی 20.07.2023

شاه نعمت الله ولی (ترجیع‌بند: بند 1 از 9)‌‌‌ ای به مهرت دل خراب آباد وز غمت جانِ مستمندان شاد طاق ابروت قبلة خسرو چشم جادوت فتنة فرهاد لب لعل تو کام‌بخش حیات سرّ زلفت گره گشای مراد هر که شاگردیِ غم تو نکرد کی شود درس عشق را استاد ما به تَرکِ مُراد خود گفتیم در ره دوست هر چه باداباد دوش سرمست درگذر بودم بر در مسجدم گذار افتاد مُقرئی ذکر قامتش می گفت هر کس آنجا رسید خوش بستاد از پی آن جماعت افتادم ت...

شصت و سه – مکان تا بِلامکان 18.07.2023

عراقی‌‌‌‌ حسن پوشیده بود زیر نقاب عشق برداشت از میانه حجاب هر دو در روی خویش فتنه شدند هر دو با هم شدند مست و خراب در خرابات عاشقی با هم هر دو خوردند بی‌قدح می ناب هر که را هست دیدهٔ بیدار نرود چشم بخت او در خواب جزو را هست سوی کل رغیب قطره را هست سوی یم ابواب دیدن غیر تو خطا باشد نظر این است پیش اهل صواب چون به جز خود کسی نمی‌بیند زان جهت می‌کند به خویش خطاب که به غیر از تو در جهان کس نیست جز تو...

شصت و دو – لباسِ مَجاز 14.07.2023

عراقی‌‌‌ تا مرا دیده شد به روی تو باز دامن از غیر تو کشیدم باز مرغ جان من شکسته درون در هوای تو می‌کند پرواز عشق فرهاد و طلعت شیرین سر محمود و خاک پای ایاز بکشی گر ز روی دلداری گره از کار من گشایی باز هر نفس با دل شکستهٔ من سخن عشق خود کنی آغاز در حقیقت به جز تو نیست کسی گر چه پوشیده‌ای لباس مجاز گفتم اسرار تو بپوشانم بر زبانم روانه گشت این راز که به غیر از تو در جهان کس نیست جز تو موجود جاودان کس...

شصت و یک – قطره و بحر 29.06.2023

عراقی‌‌ گر شبی دامنت به دست آرم تا قیامت ز دست نگذارم گرد کویت به فرق می‌گردم بیش ازین نیست در جهان کارم گر مرا از سگان خود شمری هر دو عالم به هیچ نشمارم چون خیالی شدم ز تنهایی تا خیال تو در نظر دارم کار من جز نشاط و شادی نیست تا به دام غمت گرفتارم چون به جز تو کسی نمی‌بینم غیر ازین بر زبان نمی‌آرم که به غیر از تو در جهان کس نیست جز تو موجود جاودان کس نیست   همه عالم چو عکس صورت اوست بجز از ا...

شصت – وجود و عدم 15.06.2023

عراقی‌ ای زده خیمهٔ حدوث و قدم در سراپردهٔ وجود و عدم جز تو، کس، واقف وجود تو نیست هم تویی راز خویش را محرم از تو غایب نبوده‌ام یک روز وز تو خالی نبوده‌ام یک دم آن گروهی که از تو باخبرند بر دو عالم کشیده‌اند رقم پیش دریای کبریای تو، هست دو جهان کم ز قطره‌ای شبنم بی‌وجودت جهان وجود نداشت از جمال تو شد جهان خرم چون تجلی است در همه کسوت آشکار است در همه عالم که به غیر از تو در جهان کس نیست جز تو موجو...

پنجاه و نه – لن ترانی 01.06.2023

هاتف اصفهانی‌‌ یار بی‌پرده از در و دیوار در تجلی است یا اولی‌الابصار شمع جویی و آفتاب بلند روز بس روشن و تو در شب تار گر ز ظلمات خود رهی بینی همه عالم مشارق انوار کوروَش قائد و عصا طلبی بهر این راه روشن و هموار چشم بگشا به گلستان و ببین جلوهٔ آب صاف در گل و خار ز آب بی‌رنگ صد هزاران رنگ لاله و گل نگر در این گلزار پا به راه طلب نه و از عشق بهر این راه توشه‌ای بردار شود آسان ز عشق کاری چند که بود پی...

پنجاه و هشت – اقلیم عشق 18.05.2023

هاتف اصفهانی‌‌ چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی گر به اقلیم عشق روی آری همه آفاق گلستان بینی بر همه اهل آن زمین به مراد گردش دور آسمان بینی آنچه بینی دلت همان خواهد وانچه خواهد دلت همان بینی بی‌سر و پا گدای آن جا را سر به ملک جهان گران بینی هم در آن پا برهنه قومی را پای بر فرق فرقدان بینی هم در آن سر برهنه جمعی را بر سر از عرش سایبان بینی گاه وجد و سماع هر یک را بر دو کون آستین‌ف...

پنجاه و هفت - کوی باده فروش 04.05.2023

هاتف اصفهانی‌‌ دوش رفتم به کوی باده فروش ز آتش عشق دل به جوش و خروش مجلسی نغز دیدم و روشن میر آن بزم پیر باده فروش چاکران ایستاده صف در صف باده خواران نشسته دوش به دوش پیر در صدر و می‌کِشان گِردَش پاره‌ای مست و پاره‌ای مدهوش سینه بی‌کینه و درون صافی دل پر از گفتگو و لب خاموش همه را از عنایت ازلی چشم حق‌بین و گوش رازنیوش سخنِ این به آن هنیئاً لک پاسخِ آن به این که بادت نوش گوش بر چنگ و چشم بر ساغر...

پنجاه و شش – دلبر ترسا 27.04.2023

هاتف اصفهانی‌ از تو ای دوست نگسلم پیوند ور به تیغم بُرند بند از بند الحق ارزان بود ز ما صد جان وز دهان تو نیم شکّرخند ای پدر پند کم دِه از عشقم که نخواهد شد اهل این فرزند پندِ آنان دهند خلق، ای کاش که ز عشق تو می‌دهندم پند من ره کوی عافیت دانم   چه کنم کاوفتاده‌ام به کمند در کلیسا به دلبری ترسا گفتم: ای جان به دام تو در بند ای که دارد به تار زنارت هر سر موی من جدا پیوند ره به وحدت نیافتن تا ک...

پنجاه و پنج – ساقی آتش‌پرست 14.04.2023

هاتف اصفهانی ای فدای تو هم دل و هم جان وی نثار رهت هم این و هم آن دل فدای تو، چون تویی دلبر جان نثار تو، چون تویی جانان دل رهاندن زدست تو مشکل جان فشاندن به پای تو آسان راه وصل تو، راه پرآسیب درد عشق تو، درد بی‌درمان بندگانیم جان و دل بر کف چشم بر حکم و گوش بر فرمان گر سر صلح داری، اینک دل ور سر جنگ داری، اینک جان دوش از شور عشق و جذبهٔ شوق هر طرف می‌شتافتم حیران آخر کار، شوق دیدارم سوی دیر مغان ک...

پنجاه و چهار – عروسِ بخت 30.03.2023

حافظ‌ دَرِ سرای مغان رُفته بود و آب زده نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده  سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشیده عذار مغبچگان راه آفتاب زده گرفته ساغر عشرت فرشتة رحمت ز جرعه بر رخ حور و پری گلاب زده ز شور و عربدة شاهدان شیرین کار شکر شکسته سمن ریخته رباب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده  سلام کردم...

پنجاه و سه – مهدی کچل 16.03.2023

میرزاده عشقی‌ کار و بارت جور، مهیا شده‌ نور علی نور، مهیا شده‌ دخترکی خوب، مهیا شده‌ خفته و خود عور، مهیا شده‌ تاری و تنبور، مهیا شده‌ هم آب انگور، مهیا شده‌ بس آجیل شور، مهیا شده تریاک و وافور، مهیا شده مهدی کچل سور مهیا شده چرچر ما جور و مهیا شده     لوطی حسین صاحب عنوان شود بند قبا قرمزی و خان شود دور دگر، دوره دونان شود یکسره این مُلک پریشان شود خاطر ما، جمله پریشان شود تا که ورا سفر...

پنجاه و دو – خیالات شب‌های دراز زمستان 02.03.2023

نسیم شمال شبي در خواب ديدم محرمانه عروس تازه آوردم به خانه بريدم رخت دامادي شبانه چنين مي‌گفت رقاص زنانه شتر در خواب بيند پنبه‌دانه   گداها را همه مسرور ديدم شكم‌ها را همه معمور ديدم به فصل عيد جشن و سور ديدم زدم في‌الفور طبلِ شاديانه شتر در خواب بيند پنبه‌دانه   بديدم قطع گرديده صداها لباس تازه پوشيده گداها به دوشِ جمله از اطلس رداها همه با طُمطُراق خسروانه  شتر در خواب بيند پنبه‌د...

پنجاه و یک – امان از من و تو‌ 16.02.2023

‌ملک الشعرای بهار‌ هيچ داني كه چه كرديم به مادر، من و تو؟‌ يا چه كرديم به هم، جانِ برادر؛ من و تو؟ ‌ سعي كرديم به ويرانيِ كشور من و تو‌ رو كه اُف بر تو و من باشد و تف بر من و تو‌ هر دومان ماية ننگيم، امان از من و تو‌ من و تو هر دو جفنگيم، امان از من و تو‌ ‌ از همان اول، ما و تو به هم رنگ زديم ‌ وز سرِ جهل، به هم حيله و نيرنگ زديم‌ سنگ برداشته بر كلّة هم سنگ زديم‌ گاه ترياك كشيديم و گهي بنگ زديم‌ م...

پنجاه – عشق و ملامت 02.02.2023

‌سنایی‌ ‌ ‌دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه قالت: رای فوادی من هجرک القیامه گفتم که: عشق و دل را باشد علامتی هم قالت: دموع عینی لم تکف بالعلامه گفتا که: می چه سازی گفتم که مر سفر را قالت: فمر صحیحا بالخیر و السلامه گفتم: وفا نداری گفتا که: آزمودی من جرب المجرب حلت به الندامه گفتم: وداع نایی واندر برم نگیری قالت: ترید وصلی سرا و لا کرامه گفتا: بگیر زلفم گفتم: ملامت آید قالت: الست تدری العشق و الملام...

چهل و نه – بد نامِ عشق 26.01.2023

‌مولانا ‌‌‌ ‌درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی بد نامِ عشق جان شو، اینست نیکنامی پرذوق، چون صراحی بنشین، اگر نشینی کُن کالقدح مذیقا للقوم فی‌القیام عقل تو پای‌بندی، عشق تو سربلندی العقل فی‌الملام والعشق فی‌المدام الدیک فی صیاح، واللیل فی انهزام والصبح قد تبدی فی مهجةالضلام معشوق غیر ما، نی، جز که خون ما، نی هم جان کند رئیسی، هم جان کند غلامی دل را کباب کردی، خون را شراب کردی  یا من فداک رو...

چهل و هشت – حوریان و نوریان 19.01.2023

‌مولانا ‌‌ ‌چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات چون نبینی بی‌جهت را نور او بین در جهات حوریان بین نوریان بین زیر این ازرق تُتُق مسلمات مؤمنات قانتات تائبات هر یکی با نازباز و هر یکی عاشق نواز هر یکی شمع طراز و هر یکی صبح نجات هر یکی بسته دهان و موشکاف اندر بیان هر یکی شکرستان و هر یکی کان نبات جان کهنه می‌فشان و جان تازه می‌ستان در فقیری می‌خرام و می‌ستان ز ایشان زکات شیر جان زین مریمان خور چونک ز...

چهل و هفت – دایگان و شیر 12.01.2023

‌مولانا ‌ ‌‌هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین کو به نقشی دیگر آید سوی تو می دان یقین نی خوشی مر طفل را از دایگان و شیر بود چون برید از شیر آمد آن ز خمر و انگبین این خوشی چیزی است بی‌چون کآید اندر نقش‌ها گردد از حقه به حقه در میان آب و طین لطف خود پیدا کند در آب باران ناگهان باز در گلشن درآید سر برآرد از زمین گه ز راه آب آید گه ز راه نان و گوشت گه ز راه شاهد آید گه ز راه اسب و زین از پس این پرد...

چهل و شش – آهوی چینی 05.01.2023

‌(ناشناس) - صنمی لاله عذاری   صنمی ، لاله عذاری، به روش باد بهاری ، به نگه آهوی چینی ، و به قد سرو خرامان و ، به رخ چون مه تابان و ، دهن غنچه خندان و ، لبش لعل بدخشان و ، زنخدان چو نمکدان ، که از او وام کند مهر و قمر نور و ضیا را.   نظر از چهره او مست شده، نیستی اش هست شده، نرگس شیدا نگران از غم او، وه چه گذاری ،به نگاهی، که الهی به خدایی خداییت ،همان عرش رفیعی که نمایانگر نور است و سرور...

چهل و پنج – مردم چشم 28.12.2022

‌حافظ ‌‌ ‌‌ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است به یادِ لعلِ تو و چشمِ مستِ میگونت ز جامِ غم، می لعلی که می‌خورم خون است ز مشرقِ سرِ کوی آفتابِ طلعتِ تو اگر طلوع کند، طالعم همایون است حکایتِ لبِ شیرین، کلام فرهاد است شِکَنجِ طُرِّهٔ لیلی،ِ مقام مجنون است دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است ز دورِ باده به جان، راحتی رسان ساقی که رنج...

چهل و چهار – رازِ هر چه بادا باد 22.12.2022

‌فریدون مشیری - من یقین دارم که برگ‌   من یقین دارم که برگ کاین چنین خود را رها کردست در آغوش باد فارغ است از یاد مرگ لاجرم چندان که در تشویش از این بیداد نیست پای تا سر، زندگیست آدمی هم مثل برگ می‌تواند زیست بی‌تشویش مرگ گر ندارد همچو او، آغوش مهر باد را می‌تواند یافت لطف هرچه بادا باد را   لینک های پادکست پادکست بوطیقا – قسمت دوازدهم شبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام ب...

چهل و سه – جمال طلعت 15.12.2022

‌‌‌سعدی - اگر تو فارغی از حال دوستان یارا‌ ‌ ‌اگر تو فارغی از حال دوستان یارا فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش بیان کند که چه بودست ناشکیبا را بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی چرا نظر نکنی یار سروبالا را شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش مجال نطق نماند زبان گویا را که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد خطا بود...

چهل و دو – سخن دوست 08.12.2022

‌‌سعدی - از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است‌‌ ‌ ‌از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است پیغام آشنا نفس روح پرور است هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر چون هست اگر چراغ نباشد منور است ابنای روزگار به صحرا روند و باغ صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر است جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق درمانده‌ام هنوز که نزلی محقر است کاش آن به خشم رفتهٔ ما آشت...

چهل و یک – خلوت اندیشه 01.12.2022

‌حزین لاهیجی - شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود‌ ‌ ‌شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود گل داغ دل من انجمن آرای تو بود جلوه در آینه ام پرتو رخسار تو داشت سینه آتشکدهٔ حسن دلارای تو بود مژه بر هم نزدم آینه سان در همه عمر بس که در دیدهٔ من ذوق تماشای تو بود دل شیدا شده ام داغ تمنّای تو داشت سر سودا زده ام خاک کف پای تو بود صید آهونگهان، غمزهٔ غمّاز تو کرد دام جادوصفتان، زلف چلیپای تو بود عشق سرکش ا...

چهل – پوپکِ پیکی 24.11.2022

‌‌‌‌منوچهری دامغانی - نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا‌ ‌   نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا باغ همچون تبّت و راغ بسان عدنا آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا بوستان گویی بتخانة فرخار شده‌ست مرغکان چون شمن و گلبنکان چون وثنا بر کف پای شمن بوسه بداده وثنش کی وثن بوسه دهد بر کف پای شمنا کبک ناقوس‌زن و شارَک سنتورزنست فاخته نای‌زن و بَط شده طنبورزنا پردة راست زند نارُو بَ...

Listen to the شعر کست | SherCast podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.