Boutigha Podcast

شعر کست | SherCast

Arts FA ↓ 140 episodes

پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی (محتوای تکمیلی در بوطیقا ) Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Author

Boutigha Podcast

Category

Arts

Podcast website

shows.acast.com

Latest episode

Dec 31, 2025

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

صد و سی و نه - قند وصل: مولانا 31.12.2025

‌مولانا ‌چون جانْ تو می‌سِتانی چون شِکَّر است مٌردن ‌با تو ز جانِ شیرین شیرین‌تر است مٌردن ‌بردار این طَبَق را زیرا خلیلِ حق را ‌باغ است و آبِ حیوان گَر آذر است مردن ‌این سَر نشانِ مُردن وآن سَر نشانِ زادن ‌زان‌سَر کَشی نمیرد، نی، زین مراست مردن ‌بُگذار جسم و جان شو, رَقصان بِدان جهان شو ‌مَگریز اگر چه حالی, شور و شَر است مردن ‌والله به ذاتِ پاکش, نُه چرخ گشت خاکش ‌با قندِ وَصل, همچون حلواگر است م...

صد و سی و هشت - عَقیقِ یَمان: سعدی 31.12.2025

‌‌سعدی ‌روزی که زیرِ خاک تنِ ما نهان شود ‌وانها که کرده‌ایم یکایک عیان شود ‌یارب به فضلِ خویش ببخشای بنده را ‌آن دم که عازمِ سفرِ آن جهان شود ‌بیچاره آدمی که اگر خود هزار سال ‌مهلت بیابد از اجل و کامران شود؛ ‌هم عاقبت چو نوبتِ رفتن بدو رسد ‌با صدهزار حسرت از اینجا روان شود ‌فریاد از آن زمان که تنِ نازنینِ ما ‌بر بسترِ هوان فِتد و ناتوان شود ‌اصحاب را ز واقعهٔ ما خبر کنند ‌هر دم کسی به رسمِ عیادت ر...

صد و سی هفت - چرخ هفتمین: خاقانی 14.11.2025

‌خاقانی‌ از گشت چرخ کار به سامان نیافتم‌ وز دور دهر عمر تن آسان نیافتم‌ زین روزگار بی‌بر و گردون کژ نهاد‌ یک رنج بازگوی که من آن نیافتم‌ نطقم از آن گسست که همدم ندیده‌ام‌ دردم از آن فزود که درمان نیافتم‌ از قبضهٔ کمان فلک بر دلم به قهر‌ تیری چنان گذشت که پیکان نیافتم‌ خوانی نهاد دهر به پیشم ز خوردنی‌ جز قرص آفتاب در آن خوان نیافتم‌ بر ابلق امید نشستم به جد و جهد‌ جولان نکرد بخت که میدان نیافتم‌ بر...

صد و سی شش - سِرّ سویدا: سعدی 02.10.2025

‌‌‌سعدی ‌به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ‌عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست ‌به غنیمت شمر - ای دوست - دم عیسی صبح ‌تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست ‌نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل ‌آنچه در سر سویدای بنی‌آدم از اوست ‌به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست ‌به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست ‌زخم خونینم اگر به نشود به باشد ‌خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست ‌غم و شادی بر عارف چ...

صد و سی و پنج - قدیسان کافورینه به کف: شاملو 18.09.2025

‌‌احمد شاملو ‌‌باید اِستاد و فرود آمد ‌‌بر آستانِ دری که کوبه ندارد، ‌‌چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و ‌‌اگر بی‌گاه ‌‌به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید. کوتاه است در، ‌‌پس آن به که فروتن باشی. ‌‌آیینه‌یی نیک‌پرداخته توانی بود ‌‌آنجا ‌‌تا آراستگی را ‌‌پیش از درآمدن ‌‌در خود نظری کنی ‌‌  ‌هرچند که غُلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهمِ توست، نه انبوهی‌ِ مهمانان، ‌که آنجا ‌تو را ‌کسی به ا...

صد و سی و چهار - اوج زحل: خیام 04.09.2025

‌خیام ‌از جرِم گل سیاه تا اوج زحل ‌کردم همه مشکلات کلیّ را حل ‌بگشادم بندهای مشکل به حیَل ‌هر بند گشاده شد به جز بند اجل   ‌خیام ‌ای خواجه! بِدان کین فلکِ بیهُده‌دو ‌همچون من و تو، دید بَسی کهنه و نو آغاز و سَرانجامِ جهان را چه کنی؟ از عمر، نصیبِ خویش، بردار و برو!   ‌‌‌لینک های پادکست ‌ ‌ پادکست بوطیقا  - قسمت سی و یکم ‌شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام ب...

صد و سی و سه - لولیان شوخ: حافظ 21.08.2025

‌حافظ ‌اگر آن تُرکِ شیرازی به‌ دست‌ آرد دلِ ما را ‌به خال هِندویَش بَخشَم سمرقند و بُخارا را ‌بده ساقی مِیِ باقی که در جَنَّت نخواهی یافت ‌کنار آب رُکن‌آباد و گُلگَشت مُصَلّا را ‌فَغان کـاین لولیانِ شوخِ شیرین‌کارِ شهرآشوب ‌چنان بردند صبر از دل، که تُرکان خوانِ یَغما را ‌ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی‌ است ‌به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را ‌مَنَ ازْ آن حُسنِ روزافزون که یوسُف داشت...

صد و سی و دو - مردمان سخت کوش: حافظ 07.08.2025

‌حافظ ‌دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش ‌وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِی‌فروش ‌گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع ‌سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش ‌گوش کن پند ای پسر وز بهرِ دنیا غم مَخور ‌گفتمت چون دُر حدیثی، گر توانی دار گوش ‌در حریمِ عشق نَتْوان زد دَم از گفت و شنید ‌زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش ‌در بساطِ نکته‌دانان خودفروشی شرط نیست ‌یا سخن دانسته گو ای مردِ عاقل، یا خموش...

صد و سی و یک - سگ بند: محمدِ وَصیفِ سَگزی 24.07.2025

‌محمد بن وصیف سگزی ‌ای امیری که امیرانِ جهان خاصه و عام ‌بنده و چاکر و مولای و سگ‌بند و غلام ‌ازلی خطی در لوح که مُلکی بِدهید ‌به ابی یوسف یعقوب بن اللیث هُمام ‌به لَتام آمد رتبیل و لَتی خورد به لنگ ‌لَتره شد لشکر رتبیل و هبا گشت کنام ‌لِمَنُ المُلک بخواندی تو امیرا به یقین ‌با قَلیلُ‌الفِئه کن زاد در آن لشکر کام ‌عمرِ عمار ترا خواست و زوگشت بری ‌تیغ تو کرد میانجی به میان دد و دام ‌عمر او نزد تو آ...

صد و سی - غمگن و سزوار: رودکی 10.07.2025

‌رودکی ‌ای آن که غَمگِنی و سزاواری ‌وندَر نهان، سِرِشک همی باری ‌از بهر آن کجا بِبَرم نامش ‌ترسم ز بخت، اندُه و دشواری ‌رفت آن که رفت و آمد آنک آمد ‌بود آن که بود، خیره چه غم داری؟ ‌هموار کرد خواهی گیتی را؟ ‌گیتی‌ست، کی پذیرد هَمواری ‌مُستی مَکُن، که ننگرد او مُستی ‌زاری مَکُن، که نشنود او زاری ‌شو، تا قیامت آید، زاری کن ‌کی رفته را به زاری باز آری؟ آزار بیش بینی زین گردون گر تو به هر بهانه بیازار...

صد و بیست و نه - فکر معاش 26.06.2025

واعظ قزوینی ‌بر درگه خلق، بندگی ما را کشت ‌هر سو پی نان دوندگی ما را کشت ‌فارغ نشویم یکدم از فکر معاش ‌ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت!   ‌اوحدالدین کرمانی ‌عالم همه محنت است و ایام غم است ‌گردون همه فانی است و گیتی ستم است ‌فی‌الجمله چو در کارِ جهان می‌نگرم ‌آسوده کسی نیست، وگر هست کم است   ‌خیام ‌از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکن  ‌فردا که نیامده‌ست، فریاد مکن ‌بر نامده و گذشته بُنیا...

صد و بیست و هشت - پیرهن‌چاک: حافظ 12.06.2025

حافظ ‌زلف‌آشفته و خوی‌کرده و خندان‌لب و مست ‌پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صُراحی در دست ‌نرگسش عَربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان ‌نیم شب، دوش به بالین من آمد، بنشست ‌سر فرا گوش من آورد به آوازِ حزین ‌گفت: ای عاشقِ دیرینهٔ من، خوابت هست؟ ‌عاشقی را که چنین بادهٔ شبگیر دهند ‌کافر عشق بُوَد گر نشود باده پرست ‌برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر ‌که ندادند جز این تُحفه به ما روزِ الست ‌آن چه او ریخت به پیمانهٔ ما...

صد و بیست و هفت - دم آتشین: سعدی 30.05.2025

‌‌سعدی ‌تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گل ‌رباید همی صبر و آرام دل ‌به بیداریش فتنه بر خَد و خال ‌به خواب اندرش پای بند خیال ‌به صدقش چنان سر نهی در قدم ‌که بینی جهان با وجودش عدم ‌چو در چشم شاهد نیاید زرت ‌زر و خاک یکسان نماید برت ‌دگر با کست بر نیاید نفس ‌که با او نماند دگر، جایِ کس ‌تو گویی به چشم اندرش منزل است ‌وگر دیده بر هم نهی، در دل است ‌نه اندیشه از کس که رسوا شوی نه قوت که یک دم شکیبا شوی...

صد و بیست و شش -آستین ناز: خاقانی 08.05.2025

‌خاقانی ‌ما دل به دست مهر تو زان باز داده‌ایم ‌‌کاندر طریق عشق تو گرم اوفتاده‌ایم ‌ما رطل‌های درد تو زان در کشیده‌ایم ‌کز رمزهای درد تو سری گشاده‌ایم ‌گفتی که دل بداده و فارغ نشسته‌ای ‌اینک برای دادن جان ایستاده‌ایم ‌ما آستین ناز تو از دست کی دهیم ‌چون دامن نیاز به دست تو داده‌ایم ‌تا هم‌قدم شدیم سگ پاسبانت را ‌از فرق فرقدین قدم برنهاده‌ایم ‌کس را چه دست بر ما گر عاشق توایم ‌مولای کس نه‌ایم که آزا...

صد و بیست و پنج - مست ریا: حافظ 24.04.2025

‌حافظ ‌طالع اگر مدد دهد، دامَنَش آوَرَم به کف ‌گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف ‌طَرْفِ کَرَم ز کَس نَبَست، این دلِ پُر امیدِ من ‌گر چه سخن همی‌بَرَد، قصهٔ من به هر طرف ‌از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد ‌وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف ‌اَبرویِ دوست کِی شود دَستکَشِ خیالِ من؟ ‌کس نزده‌ست از این کمان تیرِ مراد بر هدف ‌چند به ناز پَروَرَم مِهرِ بُتانِ سنگدل ‌یادِ پدر نمی‌کنند ای...

صد و بیست و چهار - صبوحی الست: عراقی 27.03.2025

عراقی‌‌ بند پانزدهم ترجیع‌بند   ‌ساقی، قدحی، که نیم مستیم ‌مَخمورِ صَبوحیِ اَلَستیم ‌از صومعه پا برون نهادیم ‌در میکده مُعتَکِف نشستیم ‌از جور تو خرقه‌ها دریدیم ‌وز دستِ تو توبه‌ها شکستیم جز جانْ گرویِ دگر نداریم بپذیر، که نیک تنگْ‌دستیم ما را برهان ز ما، که تا ما با خویشتنیم، بت پرستیم ما هرچه که داشتیم، پیوند از بهر تو آن همه گسستیم بر دَرگهِ لطفِ تو فتادیم در رحمت تو امید بستیم گر نیک و بد...

صد و بیست و سه - عشق اتفاقی: عراقی 24.03.2025

عراقی‌‌ بند چهاردهم ترجیع‌بند   ‌ساقی، دو سه دم که هست باقی ‌در ده مَدَدِ حیات باقی ‌قَدْ فَاتَنی اَلصَّبوُحْ فَادرِکْ ‌مِنْ قَبْلِ فُوَاتَ الاِعْتِباقِ ‌در کیسه‌ی نقد نیست جُز جان ‌بستان قَدَحی، بیار ساقی ‌کَم اَصبِرُ قَدْ صَبَرْتُ حَتّی ‌رُوحی بَلَغَتْ اِلیَ التَّراقِ دردا! که به خیره عمر بگذشت نابوده میان ما تلاقی فَاسْتَعْذَبَ مَسْمَعی حَدیثاً مُذْتابَ بِذِکْرِ کَمْ مَذَاقِ من زانِ تواَم،...

صد و بیست و دو - نسیم می: عراقی 20.03.2025

عراقی‌‌ بند سیزدهم ترجیع‌بند   ‌ساقی، سرِ دَردِ سَر ندارم ‌بشکن به نسیمِ می خمارم ‌یک جرعه ز جامِ می به من ده ‌تا دُرد کشم، که خاکسارم ‌از جامِ تو قانِعَم به دُردی حاشا که به جرعه سر دَرآرم یادآر مرا به دُردیِ خُم کز خاکِ درِ تو یادگارم بگذار که بر درت نشینم آخر نه ز کوی تو غبارم؟ از دست مده، که رفتم از دست دستیم بده، که دوستدارم زنده نَفسی برای آنم تا پیش رخِ تو جان سپارم این یک نفسم تو نیز...

صد و بیست و یک - آب آتش افراز: عراقی 17.03.2025

عراقی بند دوازدهم ترجیع‌بند‌‌   ‌ساقی، بده آبِ آتش‌افروز ‌چون سوختییَم تمام‌تر سوز ‌این آتش من به آب بنشان ‌وز آب من آتشی برافروز ‌می ده، که ز باده‌ی شبانه ‌در سر بودم خمارْ امروز ‌در ساغرِ دل شراب افکن کز پرتوِ آن شود شبم روز گفتی که: بنال زار هر شب ماتم زده را تو نوحه ماموز چون با منِ خسته می‌نسازی چه سود ز ناله‌ی من و سوز؟ دل را ز تو تا شکیب افتاد بر لشکرِ غم نگشت پیروز بخشای برین دلِ جگرخ...

صد و بیست - شرابخانه‌ی نوش: عراقی 14.03.2025

عراقی بند یازدهم ترجیع‌بند‌‌   ‌ساقی، ز شراب‌خانة نوش ‌یک جام بیاور و بِبر هوش ‌مستم کن، آنچنان که در حال ‌از هستی خود کنم فراموش ‌ور خود سوی من کنی نگاهی ‌بی‌باده شوم خراب و مدهوش سرمست شوم چو چَشمِ ساقی گر زانکه بیابم از لبت نوش کی بو که ز لطفِ دلنوازت گیرم همه کامِ دلْ در آغوش؟ دارد چو به لطفِ دلبرم چشم می‌دار تو هم به حال او گوش مگذار برهنه‌ام ز لطفت در من تو ز مهر جامه‌ای پوش چون نیست مر...

صد و نوزده - حیات جاودانی: عراقی 11.03.2025

عراقی‌‌ بند دهم ترجیع‌بند   ‌ساقی، بده آبِ زندگانی ‌پیش آر حیاتِ جاودانی ‌می ده، که کسی نیافت هرگز ‌بی آبِ حیات زندگانی ‌در مجلس عشق مُفلسی را ‌پُر کن دو سه رَطْلِ رایگانی ‌شاید که دهی به دوستداری آن ساغرِ مهرِ دوستگانی برخیزم و ترکِ خویش گیرم گر هیچ تو با خودم نِشانی ور از درِ من غمت درآید جان پیشْ کِشَم ز شادمانی جان را ز دو دیده دوست دارم زان رو که تو در میانِ آنی از عاشق خود کَران چه گیری...

صد و هجده - چشم تشنه: عراقی 06.03.2025

عراقی‌‌ بند نهم ترجیع‌بند   ‌ساقی بِنُما رِخِ نکویت ‌تا جامِ طَرَب کِشَم به بویت ‌ناخورده شراب مست گردد ‌نظّارِگی از رخِ نکویت ‌گر صافْ نمی‌دهی، که خاکم ‌یاد آر به دُردیِ سبویت مگذار ز تشنگی بمیرم  نایافته قطره‌ای ز جویت آیا بود آنکه چشم تشنه سیراب شود ز آب رویت؟ یا هیچ بود که ناتوانی یابد سحری نسیم کویت؟ از توبه و زُهد توبه کردم تا بو که رَسَم دمی به سویت دل جُست و تو را نیافت، افسوس وا...

صد و هفده - مشرق جام: عراقی 03.03.2025

عراقی‌‌ بند هشتم ترجیع‌بند   ‌ساقی، می مهرْ ریز در کام ‌بنما به شبْ آفتاب از جام ‌آن جام جهان‌نُما به من ده ‌تا بنگرم اندرو سرانجام ‌بینم مگر آفتابِ رویت ‌تابان سحری زِ مشرقِ جام جان پیش رخ تو برفَشانم گر بنگرم آن رُخ غم انجام خودْ ذرّه چو آفتاب بیند در سایه دلش نگیرد آرام در بند خودم، نمی‌توانم کازاد شوم ز بند ایام کو دانة می؟ که مرغ جانم یک بارْ خلاصْ یابد از دام کی باز رَهم ز بیم و امّید؟...

صد و شانزده - خویشتن پرستی: عراقی 27.02.2025

عراقی‌‌ بند هفتم ترجیع‌بند   ‌دست از دل بیقرار شُستم ‌وندر سرِ زلفِ یار بستم ‌بی‌دل شدم و ز جان به یکبار ‌چون طرة یار برشکستم ‌گویند چگونه‌ای؟ چه گویم؟ هستم ز غمش چنان که هستم خود را ز چَهِ غَمَش بَرآرم گر طرّة او فُتد به دستم  در دام بلا فُتاده بودم هم طرة او گرفت دستم ساقی، قدحی، که از میِ عشق چون چشمِ خوشِ تو نیم مستم شد نوبتِ خویشتن پرستی آمد گَهِ آنکه مِی ‌پرستم فارغ شوم از غَم عراق...

صد و پانزده - ساغر و جام: عراقی 24.02.2025

عراقی‌‌: بند ششم ترجیع‌بند ‌ ساقی، چه کنم به ساغر و جام؟ ‌مستم کن از آن مِیِ غم‌انجام ‌با یادِ لبِ تو عاشقان را ‌حاجت نَبوَد به ساغر و جام ‌گوشم سخن لَبِ تو بشنود ‌خشنود شد، از لبت، به دُشنام دل زلف تو دانه دید، ناگاه افتاد به بوی دانه در دام سودای دو زلفِ بیقرارت بُرد از دل من قرار و آرام باشد که رِسَم به کام روزی در راهِ امید می‌زنم گام ور زانکه نشد لب تو روزی دانی چه کنم به کام و ناکام؟  ...

Listen to the شعر کست | SherCast podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.