Boutigha Podcast
شعر کست | SherCast
پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی (محتوای تکمیلی در بوطیقا ) Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
صد و سی و نه - قند وصل: مولانا 31.12.2025 6:26
مولانا چون جانْ تو میسِتانی چون شِکَّر است مٌردن با تو ز جانِ شیرین شیرینتر است مٌردن بردار این طَبَق را زیرا خلیلِ حق را باغ است و آبِ حیوان گَر آذر است مردن این سَر نشانِ مُردن وآن سَر نشانِ زادن زانسَر کَشی نمیرد، نی، زین مراست مردن بُگذار جسم و جان شو, رَقصان بِدان جهان شو مَگریز اگر چه حالی, شور و شَر است مردن والله به ذاتِ پاکش, نُه چرخ گشت خاکش با قندِ وَصل, همچون حلواگر است م...
صد و سی و هشت - عَقیقِ یَمان: سعدی 31.12.2025 14:31
سعدی روزی که زیرِ خاک تنِ ما نهان شود وانها که کردهایم یکایک عیان شود یارب به فضلِ خویش ببخشای بنده را آن دم که عازمِ سفرِ آن جهان شود بیچاره آدمی که اگر خود هزار سال مهلت بیابد از اجل و کامران شود؛ هم عاقبت چو نوبتِ رفتن بدو رسد با صدهزار حسرت از اینجا روان شود فریاد از آن زمان که تنِ نازنینِ ما بر بسترِ هوان فِتد و ناتوان شود اصحاب را ز واقعهٔ ما خبر کنند هر دم کسی به رسمِ عیادت ر...
صد و سی هفت - چرخ هفتمین: خاقانی 14.11.2025 6:40
خاقانی از گشت چرخ کار به سامان نیافتم وز دور دهر عمر تن آسان نیافتم زین روزگار بیبر و گردون کژ نهاد یک رنج بازگوی که من آن نیافتم نطقم از آن گسست که همدم ندیدهام دردم از آن فزود که درمان نیافتم از قبضهٔ کمان فلک بر دلم به قهر تیری چنان گذشت که پیکان نیافتم خوانی نهاد دهر به پیشم ز خوردنی جز قرص آفتاب در آن خوان نیافتم بر ابلق امید نشستم به جد و جهد جولان نکرد بخت که میدان نیافتم بر...
صد و سی شش - سِرّ سویدا: سعدی 02.10.2025 7:35
سعدی به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست به غنیمت شمر - ای دوست - دم عیسی صبح تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل آنچه در سر سویدای بنیآدم از اوست به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست زخم خونینم اگر به نشود به باشد خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست غم و شادی بر عارف چ...
صد و سی و پنج - قدیسان کافورینه به کف: شاملو 18.09.2025 17:51
احمد شاملو باید اِستاد و فرود آمد بر آستانِ دری که کوبه ندارد، چرا که اگر بهگاه آمدهباشی دربان به انتظارِ توست و اگر بیگاه به درکوفتنات پاسخی نمیآید. کوتاه است در، پس آن به که فروتن باشی. آیینهیی نیکپرداخته توانی بود آنجا تا آراستگی را پیش از درآمدن در خود نظری کنی هرچند که غُلغلهی آن سوی در زادهی توهمِ توست، نه انبوهیِ مهمانان، که آنجا تو را کسی به ا...
صد و سی و چهار - اوج زحل: خیام 04.09.2025 4:23
خیام از جرِم گل سیاه تا اوج زحل کردم همه مشکلات کلیّ را حل بگشادم بندهای مشکل به حیَل هر بند گشاده شد به جز بند اجل خیام ای خواجه! بِدان کین فلکِ بیهُدهدو همچون من و تو، دید بَسی کهنه و نو آغاز و سَرانجامِ جهان را چه کنی؟ از عمر، نصیبِ خویش، بردار و برو! لینک های پادکست پادکست بوطیقا - قسمت سی و یکم شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام ب...
صد و سی و سه - لولیان شوخ: حافظ 21.08.2025 5:43
حافظ اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را به خال هِندویَش بَخشَم سمرقند و بُخارا را بده ساقی مِیِ باقی که در جَنَّت نخواهی یافت کنار آب رُکنآباد و گُلگَشت مُصَلّا را فَغان کـاین لولیانِ شوخِ شیرینکارِ شهرآشوب چنان بردند صبر از دل، که تُرکان خوانِ یَغما را ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی است به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را مَنَ ازْ آن حُسنِ روزافزون که یوسُف داشت...
صد و سی و دو - مردمان سخت کوش: حافظ 07.08.2025 5:18
حافظ دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِیفروش گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع سخت میگردد جهان بر مردمانِ سختکوش گوش کن پند ای پسر وز بهرِ دنیا غم مَخور گفتمت چون دُر حدیثی، گر توانی دار گوش در حریمِ عشق نَتْوان زد دَم از گفت و شنید زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش در بساطِ نکتهدانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مردِ عاقل، یا خموش...
صد و سی و یک - سگ بند: محمدِ وَصیفِ سَگزی 24.07.2025 5:21
محمد بن وصیف سگزی ای امیری که امیرانِ جهان خاصه و عام بنده و چاکر و مولای و سگبند و غلام ازلی خطی در لوح که مُلکی بِدهید به ابی یوسف یعقوب بن اللیث هُمام به لَتام آمد رتبیل و لَتی خورد به لنگ لَتره شد لشکر رتبیل و هبا گشت کنام لِمَنُ المُلک بخواندی تو امیرا به یقین با قَلیلُالفِئه کن زاد در آن لشکر کام عمرِ عمار ترا خواست و زوگشت بری تیغ تو کرد میانجی به میان دد و دام عمر او نزد تو آ...
صد و سی - غمگن و سزوار: رودکی 10.07.2025 7:03
رودکی ای آن که غَمگِنی و سزاواری وندَر نهان، سِرِشک همی باری از بهر آن کجا بِبَرم نامش ترسم ز بخت، اندُه و دشواری رفت آن که رفت و آمد آنک آمد بود آن که بود، خیره چه غم داری؟ هموار کرد خواهی گیتی را؟ گیتیست، کی پذیرد هَمواری مُستی مَکُن، که ننگرد او مُستی زاری مَکُن، که نشنود او زاری شو، تا قیامت آید، زاری کن کی رفته را به زاری باز آری؟ آزار بیش بینی زین گردون گر تو به هر بهانه بیازار...
صد و بیست و نه - فکر معاش 26.06.2025 4:18
واعظ قزوینی بر درگه خلق، بندگی ما را کشت هر سو پی نان دوندگی ما را کشت فارغ نشویم یکدم از فکر معاش ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت! اوحدالدین کرمانی عالم همه محنت است و ایام غم است گردون همه فانی است و گیتی ستم است فیالجمله چو در کارِ جهان مینگرم آسوده کسی نیست، وگر هست کم است خیام از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکن فردا که نیامدهست، فریاد مکن بر نامده و گذشته بُنیا...
صد و بیست و هشت - پیرهنچاک: حافظ 12.06.2025 10:23
حافظ زلفآشفته و خویکرده و خندانلب و مست پیرهنچاک و غزلخوان و صُراحی در دست نرگسش عَربدهجوی و لبش افسوسکنان نیم شب، دوش به بالین من آمد، بنشست سر فرا گوش من آورد به آوازِ حزین گفت: ای عاشقِ دیرینهٔ من، خوابت هست؟ عاشقی را که چنین بادهٔ شبگیر دهند کافر عشق بُوَد گر نشود باده پرست برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر که ندادند جز این تُحفه به ما روزِ الست آن چه او ریخت به پیمانهٔ ما...
صد و بیست و هفت - دم آتشین: سعدی 30.05.2025 8:45
سعدی تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گل رباید همی صبر و آرام دل به بیداریش فتنه بر خَد و خال به خواب اندرش پای بند خیال به صدقش چنان سر نهی در قدم که بینی جهان با وجودش عدم چو در چشم شاهد نیاید زرت زر و خاک یکسان نماید برت دگر با کست بر نیاید نفس که با او نماند دگر، جایِ کس تو گویی به چشم اندرش منزل است وگر دیده بر هم نهی، در دل است نه اندیشه از کس که رسوا شوی نه قوت که یک دم شکیبا شوی...
صد و بیست و شش -آستین ناز: خاقانی 08.05.2025 6:41
خاقانی ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم کاندر طریق عشق تو گرم اوفتادهایم ما رطلهای درد تو زان در کشیدهایم کز رمزهای درد تو سری گشادهایم گفتی که دل بداده و فارغ نشستهای اینک برای دادن جان ایستادهایم ما آستین ناز تو از دست کی دهیم چون دامن نیاز به دست تو دادهایم تا همقدم شدیم سگ پاسبانت را از فرق فرقدین قدم برنهادهایم کس را چه دست بر ما گر عاشق توایم مولای کس نهایم که آزا...
صد و بیست و پنج - مست ریا: حافظ 24.04.2025 16:51
حافظ طالع اگر مدد دهد، دامَنَش آوَرَم به کف گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف طَرْفِ کَرَم ز کَس نَبَست، این دلِ پُر امیدِ من گر چه سخن همیبَرَد، قصهٔ من به هر طرف از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف اَبرویِ دوست کِی شود دَستکَشِ خیالِ من؟ کس نزدهست از این کمان تیرِ مراد بر هدف چند به ناز پَروَرَم مِهرِ بُتانِ سنگدل یادِ پدر نمیکنند ای...
صد و بیست و چهار - صبوحی الست: عراقی 27.03.2025 3:10
عراقی بند پانزدهم ترجیعبند ساقی، قدحی، که نیم مستیم مَخمورِ صَبوحیِ اَلَستیم از صومعه پا برون نهادیم در میکده مُعتَکِف نشستیم از جور تو خرقهها دریدیم وز دستِ تو توبهها شکستیم جز جانْ گرویِ دگر نداریم بپذیر، که نیک تنگْدستیم ما را برهان ز ما، که تا ما با خویشتنیم، بت پرستیم ما هرچه که داشتیم، پیوند از بهر تو آن همه گسستیم بر دَرگهِ لطفِ تو فتادیم در رحمت تو امید بستیم گر نیک و بد...
صد و بیست و سه - عشق اتفاقی: عراقی 24.03.2025 2:56
عراقی بند چهاردهم ترجیعبند ساقی، دو سه دم که هست باقی در ده مَدَدِ حیات باقی قَدْ فَاتَنی اَلصَّبوُحْ فَادرِکْ مِنْ قَبْلِ فُوَاتَ الاِعْتِباقِ در کیسهی نقد نیست جُز جان بستان قَدَحی، بیار ساقی کَم اَصبِرُ قَدْ صَبَرْتُ حَتّی رُوحی بَلَغَتْ اِلیَ التَّراقِ دردا! که به خیره عمر بگذشت نابوده میان ما تلاقی فَاسْتَعْذَبَ مَسْمَعی حَدیثاً مُذْتابَ بِذِکْرِ کَمْ مَذَاقِ من زانِ تواَم،...
صد و بیست و دو - نسیم می: عراقی 20.03.2025 2:19
عراقی بند سیزدهم ترجیعبند ساقی، سرِ دَردِ سَر ندارم بشکن به نسیمِ می خمارم یک جرعه ز جامِ می به من ده تا دُرد کشم، که خاکسارم از جامِ تو قانِعَم به دُردی حاشا که به جرعه سر دَرآرم یادآر مرا به دُردیِ خُم کز خاکِ درِ تو یادگارم بگذار که بر درت نشینم آخر نه ز کوی تو غبارم؟ از دست مده، که رفتم از دست دستیم بده، که دوستدارم زنده نَفسی برای آنم تا پیش رخِ تو جان سپارم این یک نفسم تو نیز...
صد و بیست و یک - آب آتش افراز: عراقی 17.03.2025 3:05
عراقی بند دوازدهم ترجیعبند ساقی، بده آبِ آتشافروز چون سوختییَم تمامتر سوز این آتش من به آب بنشان وز آب من آتشی برافروز می ده، که ز بادهی شبانه در سر بودم خمارْ امروز در ساغرِ دل شراب افکن کز پرتوِ آن شود شبم روز گفتی که: بنال زار هر شب ماتم زده را تو نوحه ماموز چون با منِ خسته مینسازی چه سود ز نالهی من و سوز؟ دل را ز تو تا شکیب افتاد بر لشکرِ غم نگشت پیروز بخشای برین دلِ جگرخ...
صد و بیست - شرابخانهی نوش: عراقی 14.03.2025 2:44
عراقی بند یازدهم ترجیعبند ساقی، ز شرابخانة نوش یک جام بیاور و بِبر هوش مستم کن، آنچنان که در حال از هستی خود کنم فراموش ور خود سوی من کنی نگاهی بیباده شوم خراب و مدهوش سرمست شوم چو چَشمِ ساقی گر زانکه بیابم از لبت نوش کی بو که ز لطفِ دلنوازت گیرم همه کامِ دلْ در آغوش؟ دارد چو به لطفِ دلبرم چشم میدار تو هم به حال او گوش مگذار برهنهام ز لطفت در من تو ز مهر جامهای پوش چون نیست مر...
صد و نوزده - حیات جاودانی: عراقی 11.03.2025 3:10
عراقی بند دهم ترجیعبند ساقی، بده آبِ زندگانی پیش آر حیاتِ جاودانی می ده، که کسی نیافت هرگز بی آبِ حیات زندگانی در مجلس عشق مُفلسی را پُر کن دو سه رَطْلِ رایگانی شاید که دهی به دوستداری آن ساغرِ مهرِ دوستگانی برخیزم و ترکِ خویش گیرم گر هیچ تو با خودم نِشانی ور از درِ من غمت درآید جان پیشْ کِشَم ز شادمانی جان را ز دو دیده دوست دارم زان رو که تو در میانِ آنی از عاشق خود کَران چه گیری...
صد و هجده - چشم تشنه: عراقی 06.03.2025 2:29
عراقی بند نهم ترجیعبند ساقی بِنُما رِخِ نکویت تا جامِ طَرَب کِشَم به بویت ناخورده شراب مست گردد نظّارِگی از رخِ نکویت گر صافْ نمیدهی، که خاکم یاد آر به دُردیِ سبویت مگذار ز تشنگی بمیرم نایافته قطرهای ز جویت آیا بود آنکه چشم تشنه سیراب شود ز آب رویت؟ یا هیچ بود که ناتوانی یابد سحری نسیم کویت؟ از توبه و زُهد توبه کردم تا بو که رَسَم دمی به سویت دل جُست و تو را نیافت، افسوس وا...
صد و هفده - مشرق جام: عراقی 03.03.2025 2:39
عراقی بند هشتم ترجیعبند ساقی، می مهرْ ریز در کام بنما به شبْ آفتاب از جام آن جام جهاننُما به من ده تا بنگرم اندرو سرانجام بینم مگر آفتابِ رویت تابان سحری زِ مشرقِ جام جان پیش رخ تو برفَشانم گر بنگرم آن رُخ غم انجام خودْ ذرّه چو آفتاب بیند در سایه دلش نگیرد آرام در بند خودم، نمیتوانم کازاد شوم ز بند ایام کو دانة می؟ که مرغ جانم یک بارْ خلاصْ یابد از دام کی باز رَهم ز بیم و امّید؟...
صد و شانزده - خویشتن پرستی: عراقی 27.02.2025 2:33
عراقی بند هفتم ترجیعبند دست از دل بیقرار شُستم وندر سرِ زلفِ یار بستم بیدل شدم و ز جان به یکبار چون طرة یار برشکستم گویند چگونهای؟ چه گویم؟ هستم ز غمش چنان که هستم خود را ز چَهِ غَمَش بَرآرم گر طرّة او فُتد به دستم در دام بلا فُتاده بودم هم طرة او گرفت دستم ساقی، قدحی، که از میِ عشق چون چشمِ خوشِ تو نیم مستم شد نوبتِ خویشتن پرستی آمد گَهِ آنکه مِی پرستم فارغ شوم از غَم عراق...
صد و پانزده - ساغر و جام: عراقی 24.02.2025 2:12
عراقی: بند ششم ترجیعبند ساقی، چه کنم به ساغر و جام؟ مستم کن از آن مِیِ غمانجام با یادِ لبِ تو عاشقان را حاجت نَبوَد به ساغر و جام گوشم سخن لَبِ تو بشنود خشنود شد، از لبت، به دُشنام دل زلف تو دانه دید، ناگاه افتاد به بوی دانه در دام سودای دو زلفِ بیقرارت بُرد از دل من قرار و آرام باشد که رِسَم به کام روزی در راهِ امید میزنم گام ور زانکه نشد لب تو روزی دانی چه کنم به کام و ناکام؟ ...
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.