Boutigha Podcast

شعر کست | SherCast

Arts FA ↓ 185 episodes

پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی (محتوای تکمیلی در بوطیقا ) Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Be sure to visit the podcast's website and support the creator: shows.acast.com

Author

Boutigha Podcast

Category

Arts

Podcast website

shows.acast.com

Latest episode

Oct 30, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android almost 10M downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

صد و پنجاه و نه – شیر و پلنگ: منسوب به ابوسعید ابوالخیر 22.10.2026

چونان شده‌ام که دید نتوانندم تا پیش تو ای نگار ننشانندم خورشید تویی به ذره من مانندم چون ذره به خورشید همی دانندم؟ *** تا شیر بدم شکار من بود پلنگ پیروز بدم به هر چه کردم آهنگ تا عشقِ ترا بِبَر درآوردم تنگ از بیشه برون کرد مرا روبَهِ لنگ *** جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست در عشق تو بی‌جسم همی باید زیست از من اثری نماند، این عشق ز چیست چون من همه معشوق شدم عاشق کیست؟ *** در میدانی با سپر و ترکش باش...

صد و پنجاه و هشت – صد هزار جان: ابوسعید ابوالخیر 22.10.2026

جانا به زمین خابران خاری نیست کش با من و روزگار من کاری نیست با لطف و نوازش جمـــــالِ تو مرا در دادن صدهزار جان، عاری نیست. *** چون خاک شدی ، خاک تو را خاک شدم چون خاک تو را خاک شدم، پاک شدم . *** بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان تا گمان اند یقین گم شد یقین اند گمان تا که می‌جستم ندیدم چون بدیدم گم شدم گم شده گم‌کرده را هرگز کجا یابد نشان درحقیقت چون بدیدم زوخیالی هم نبود عاشق و معشوق من بو...

صد و پنجاه و هفت - مور دانه‌کش: سعدی 21.10.2026

یکی سیرت نیکمردان شنو اگر نیکبختی و مردانه رو که شبلی ز حانوت گندم فروش به ده برد انبان گندم به دوش نگه کرد و موری در آن غله دید که سرگشته هر گوشه‌ای می‌دوید ز رحمت بر او شب نیارست خفت به مأوای خود بازش آورد و گفت مروت نباشد که این مور ریش پراکنده گردانم از جای خویش درون پراکندگان جمع دار که جمعیتت باشد از روزگار چه خوش گفت فردوسی پاک زاد که رحمت بر آن تربت پاک باد میازار موری که دانه‌کش است که جا...

صد و پنجاه و شش - یا مرگ یا وطن: منسوب به فردوسی 21.10.2026

هنر نزد ایرانیان است و بس ندارند شیر ژیان را به کس همه یکدلانند و یزدان‌شناس به گیتی ندارند در دل هراس چون ایران نباشد، تن من مباد برین بوم و بر زنده یک تن مباد همه سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم چنین گفت موبد که مردن به نام به از زنده دشمن برو شادکام اگر کُشت خواهد همی روزگار چه نیکوتر از مرگ در کارزار لینک های پادکست ‌ پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌ پادکست بوطیقا - قسمت چهلم...

صد و پنجاه و پنج - جشن سده: منسوب به فردوسی 21.10.2026

یکی روز شاه جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس هم‌گروه پدید آمد از دور چیزی دراز سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره‌گون نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ به زور کیانی رهانید دست جهان‌سوز مار از جهان‌جوی رست بر آمد به سنگ گران سنگ خرد همان و همین سنگ بشکست خرد فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ نشد مار کشته ولیکن ز راز ا...

صد و پنجاه و چهار - مسخره‌ٔ جهان: مولانا 20.10.2026

دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن همچو کسان بی‌گنه روی به آسمان مکن رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنی بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن باده خاص خورده‌ای جام خلاص خورده‌ای بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن چون سر عشق نیستت عقل مبر ز عاشقان چشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن چون سر صید نیستت دام منه میان ره چونک گلی نمی‌دهی جلوه گلستان مکن غم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردش نیست چنان کسی که او حکم...

صد و پنجاه و سه - شکر شکرین: امامی هروی 20.10.2026

‌بربود دلم، در چمنی، سرو روانی ‌زرین کمری، سیمبری، موی‌میانی ‌خورشیدوَشی؛ ماهرخی، زهره‌جبینی ‌یاقوت لبی، سنگدلی، تنگ دهانی ‌عیسی‌نفسی، خضردَمی، خاتم دوران ‌جم‌مرتبتی، تاجوری، شاه‌نشانی ‌شکر شکرینی، چو شکر در دل خلقی ‌شوخی، نمکینی، چو نمک شور جهانی ‌در چشم امل، معجزهٔ آب حیاتی ‌در باب سخن نادرهٔ سحر بیانی ‌جادوفِکنی، عشوه‌گری، فتنه‌پرستی ‌لشکر‌شکنی، تیرقَدی، سختکمانی ‌بیدادگری، کج‌کلهی، عربده‌جوئی...

صد و پنجاه و دو - قی قی و قو قو: منسوب به مولانا 20.10.2026

ای مطربِ خوش قاقا، تو قی قی و من قوقو تو دَق دَق و من حَق حَق، تو هی هی ومن هو هو ای شاخِ درختِ گُل، ای ناطقِ امرِ «قُل» تو کبک‌‌صفت بو بو، من فاخته‌وَش کو کو چون مست شوم، جانا، در هجر سخن گویم «مَنْ کانَ» و «لَو کانَ» ، «یا مَن هُوَ الاّ هو» چون روح‌صفت می‌دم ، چون روح‌صفت می‌دان یا چشم‌صفت می بین، یا نطق‌صفت می گو صامت مشو از گفتن، ناطق مشو از دیدن وَ اللهُ یُحٰاسِبْکُم، اِنْ تُبْدُوا اَو تُخْفُ...

صد و پنجاه و یک - قدسیان آسمان: نعیمی حروفی استرآبادی 19.10.2026

‌بر قدسیانِ آسمان من هر شبی یاهو زنم ‌گر صوفی از "لا" دم زند من دم ز "الاهو" زنم ‌بازِ هوایی نیستم تا تیهوی جانها برم ‌عنقای قافِ قُربتَم ‚ كی بانگ بر تیهو زنم؟ ‌من كوكویی دیوانه‌ام صدشهر ویران كرده‌ام ‌بر قصرِ قیصر قی كنم بر تاجِ خاقان قو زنم ‌قاضی چه‌باشد پیشِ من؟ مفتی چه‌داند كیشِ من؟ ‌چون پشتِ پای نیستی بر حكم و بر یرغو زنم ‌خاقانِ اُردو دار اگر از جان نگردد ایلِ من ‌صاحب‌ق...

صد و پنجاه - مرغ باغ ملکوت: همام تبریزی 19.10.2026

‌ساقیا بر سر جان بار گران است تنم ‌باده ده باز رهان یک نفس از خویشتنم ‌من از این هستی خود نیک به جان آمده‌ام ‌تو چنان بی‌خبرم کن که ندانم که منم ‌نَفْس را یار نخواهم که نه زین اقلیمم ‌چه کنم صحبت هندو که ز شهر ختنم ‌گل بستان جهان در نظرم چون آید ‌روضهٔ باغ بهشت است نه آخر چمنم ‌پیش این قالب مردار چه کار است مرا ‌نیستم زاغ و زغن، طوطی شکّر سخنم ‌مرغ باغ ملکوتم نیَم از عالم خاک ‌دو سه روزی قفسی ساخت...

صد و چهل و نه - جام تعب: سلمان ساوجی 19.10.2026

‌گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود ‌گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود ‌گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدند ‌گفتا همه آن بود که بر لوح جبین بود ‌گفتم که چرا مهر تو را ماه بگردید؟ ‌گفتا که فلک بر من بد مهر به کین بود ‌گفتم که قرین بدت افکند بدین روز ‌گفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود ‌گفتم که بسی جام تعب خوردی ازین پیش ‌گفتا که شفا در قدح باز پسین بود ‌گفتم که تو ای عمر مرا زود برفتی ‌گفتا که فلانی چه...

صد و چهل و هشت - مست مَی‌گون: حیدر شیرازی 18.10.2026

‌ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ‌ببین که در طلبت حال مردمان چون است ‌به یاد لعل تو، بی چشم مست میگونت ‌ز جام غم می لعلی که می خورم خون است ‌ز مشرق سر کوی، آفتاب طلعت تو ‌ا‌گر طلوع کند طالعم همایون است ‌حکایت لب شیرین کلام فرهاد است ‌شکنج طرهٔ لیلی مقام مجنون است ‌دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است ‌سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است ‌ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی!‏ ‌که رنج خاطرم از جور دور گر...

صد و چهل و هفت - از من چرا رنجیده‌ای: منسوب به سعدی 18.10.2026

‌ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده‌ای؟ ‌وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده‌ای؟ ‌ای سرو خوش‌بالای من، ای دل‌بر رعنای من ‌لعل لبت حلوای من، از من چرا رنجیده‌ای؟ ‌بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم ‌وز ناوکت پرخون شدم، از من چرا رنجیده‌ای؟ ‌گر من بمیرم در غمت، خونم بِتا در گردنت ‌فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیده‌ای؟ ‌من سعدی درگاه تو، عاشق به روی ماه تو ‌هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رن...

صد و چهل و شش - عشق و عشاق: عطایی 18.10.2026

‌ای صِفاتِ کبریائِت برتر از اِدراکِ ما ‌قاصِر از کُنْهِ کَمَالتْ فِکْرَت و اِدراکِ ما ‌مَا چُو خاشاکیم در دَریایِ هَستی روی‌‌پُوش ‌مَوْجِ وَحدَت کی بِساحِلِ اَفْکند خاشاکِ مَا ‌مَا به جولانگاهِ وَحدَت غَیْرِ شَه را نَنگْریم؛ ‌گَر دو عالَم را ببَندَد بَخت بر فِتراکِ مَا ‌از وَفاداری، چُو خاکِ پایِ اهلِ دِل شدیم ‌قِبْلَهٔ اهلِ وَفا شد تا قیامت خاکِ مَا ‌دَرْدِ راحت‌بخشِ خود، بر مَا حَوالَت کن، که نی...

صد و چهل و پنج - نیش و نوش: حسین خوارزمی 18.10.2026

‌ای صِفاتِ کبریایت برتر از اِدراکِ ما ‌قاصِر از کُنْهِ کَمَالتْ فِکْرَت و اِدراکِ ما ‌مَا چُو خاشاکیم در دَریایِ هَستی روی‌‌پُوش ‌مَوْجِ وَحدَت کی بِساحِلِ اَفْکند خاشاکِ مَا ‌مَا به جولانگاهِ وَحدَت غَیْرِ شَه را نَنگْریم؛ ‌گَر دو عالَم را ببَندَد بَخت بر فِتراکِ مَا ‌از وَفاداری، چُو خاکِ پایِ اهلِ دِل شدیم ‌قِبْلَهٔ اهلِ وَفا شد تا قیامت خاکِ مَا ‌دَرْدِ راحت‌بخشِ خود، بر مَا حَوالَت کن، که نیس...

صد و چهل و چهار - خلیل عشق: حسین خوارزمی 18.10.2026

‌ز درد جور آن دلبر مکن ای دل شکایت‌ها ‌که دردش عین درمانست و جور او عنایت‌ها ‌کلیم درگه اویی گلیم فقر در برکش ‌ز فرعونی چه می‌جویی سریر ملک و رایت‌ها ‌خلیل عشق جانانی درآ در آتش سوزان ‌نه نمرودی که تا باشی شهنشاه ولایت‌ها ‌چه راحت‌هاست پنهانی جراحت‌های جانان را ‌دریغا تو نمی‌دانی جفاها را ز راحت‌ها ‌اگرچه ناز معشوقی کشد تیغ و کشد عاشق ‌به هر دم می‌کند لطفی به پنهانی حمایت‌ها ‌بیا وز عشق مویی را ز...

صد و چهل و سه - سرود آنکس که برفت و آنکس که برجای ماند 13.10.2026

شاملو: بر موج‌کوبِ پست که از نمکِ دریا و سیاهیِ شبانگاهی سرشار بود بازایستادیم؛ تَکیده زبان در کام کشیده، از خود رمیدگانی در خود خزیده به خود تپیده، خسته نفس پس نشسته به کردارِ از راه‌ماندگان. در ظلمتِ لب‌شورِ ساحل به هجای مکررِ موج گوش فرا دادیم. و در این دم سایه ی توفان اندک اندک آیینه‌ی شب را کدر می‌کرد. در آوارِ مغرورانه‌ی شب آوازی برآمد که نه از مرغ بود و نه از دریا، و در این هنگام زورقی شگفت...

صد و چهل و دو - گفتگو با گل 21.08.2026

‌مجیر بیلقانی ‌گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت ‌با باد صبا حکایتی گفت و بریخت ‌بدعهدی عمر بین که گل در ده روز ‌سر بر زد و غنچه کرد و بشکفت و بریخت   ‌انوری ابیوردی ‌با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت ‌گل دیده پر آب کرد از باران گفت ‌آری نتوان گرفت با گیتی جفت ‌بنمای گلی که ریختن را نشکفت ‌ ‌انوری ابیوردی با گل گفتم ابر چرا می‌گرید ماتم زده نیست بر کجا می‌گرید گل گفت اگر راست همی باید گفت بر عمر من...

صد و چهل و یک - لایِ شراب:‌ صائب تبریزی‌ 06.08.2026

‌صائب تبریزی‌   مَریز آبِ رُخِ خود مَگَر بَرایِ شَراب که در دو نَشأَه بُوَد، سُرخ‌رو، گِدایِ شَراب مَن این سُخَن زِ فَلاطونِ خُم‌نِشین دارَم عِلاجِ رِخنَهِ دِل نیست غِیرِ لایِ شَراب هزار سالِ دِگَر مانده اَست ریزَد آب زُلالِ خِضر به آن روشنی به پایِ شَراب حُباب‌وار سَرِ فَردی، از جَهان دارَم بَر آن سَرَم که کُنم در سَرِ هَوایِ شَراب به اِحتیاط زِ دَستِ خَضر پیالِه بِگیر مَباد آبِ حَیاتَت دَهَ...

صد و چهل - پیران با تدبیر:‌ صائب تبریزی‌ 24.07.2026

‌صائب تبریزی‌ ‌‌سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را ‌کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را ‌دشمنِ خونخوار را کوته به احسان ساز، دست ‌هیچ زنجیری به از سیری نباشد شیر را ‌حسن را خطِ غبارش بی‌نیاز از زلف کرد ‌احتیاجِ دام نبود خاکِ دامنگیر را ‌ریشهٔ نخلِ کهنسال از جوان افزون‌ترست ‌بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را ‌عقلِ دوراندیش بر ما راهِ روزی بسته است ‌ور‌نه هر انگشت پستانی است طفلِ شیر را ‌باد‌پیمایی است...

صد و سی و نه - قند وصل: مولانا 31.12.2025

‌مولانا ‌چون جانْ تو می‌سِتانی چون شِکَّر است مٌردن ‌با تو ز جانِ شیرین شیرین‌تر است مٌردن ‌بردار این طَبَق را زیرا خلیلِ حق را ‌باغ است و آبِ حیوان گَر آذر است مردن ‌این سَر نشانِ مُردن وآن سَر نشانِ زادن ‌زان‌سَر کَشی نمیرد، نی، زین مراست مردن ‌بُگذار جسم و جان شو, رَقصان بِدان جهان شو ‌مَگریز اگر چه حالی, شور و شَر است مردن ‌والله به ذاتِ پاکش, نُه چرخ گشت خاکش ‌با قندِ وَصل, همچون حلواگر است م...

صد و سی و هشت - عَقیقِ یَمان: سعدی 31.12.2025

‌‌سعدی ‌روزی که زیرِ خاک تنِ ما نهان شود ‌وانها که کرده‌ایم یکایک عیان شود ‌یارب به فضلِ خویش ببخشای بنده را ‌آن دم که عازمِ سفرِ آن جهان شود ‌بیچاره آدمی که اگر خود هزار سال ‌مهلت بیابد از اجل و کامران شود؛ ‌هم عاقبت چو نوبتِ رفتن بدو رسد ‌با صدهزار حسرت از اینجا روان شود ‌فریاد از آن زمان که تنِ نازنینِ ما ‌بر بسترِ هوان فِتد و ناتوان شود ‌اصحاب را ز واقعهٔ ما خبر کنند ‌هر دم کسی به رسمِ عیادت ر...

صد و سی هفت - چرخ هفتمین: خاقانی 14.11.2025

‌خاقانی‌ از گشت چرخ کار به سامان نیافتم‌ وز دور دهر عمر تن آسان نیافتم‌ زین روزگار بی‌بر و گردون کژ نهاد‌ یک رنج بازگوی که من آن نیافتم‌ نطقم از آن گسست که همدم ندیده‌ام‌ دردم از آن فزود که درمان نیافتم‌ از قبضهٔ کمان فلک بر دلم به قهر‌ تیری چنان گذشت که پیکان نیافتم‌ خوانی نهاد دهر به پیشم ز خوردنی‌ جز قرص آفتاب در آن خوان نیافتم‌ بر ابلق امید نشستم به جد و جهد‌ جولان نکرد بخت که میدان نیافتم‌ بر...

صد و سی شش - سِرّ سویدا: سعدی 02.10.2025

‌‌‌سعدی ‌به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ‌عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست ‌به غنیمت شمر - ای دوست - دم عیسی صبح ‌تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست ‌نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل ‌آنچه در سر سویدای بنی‌آدم از اوست ‌به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست ‌به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست ‌زخم خونینم اگر به نشود به باشد ‌خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست ‌غم و شادی بر عارف چ...

صد و سی و پنج - قدیسان کافورینه به کف: شاملو 18.09.2025

‌‌احمد شاملو ‌‌باید اِستاد و فرود آمد ‌‌بر آستانِ دری که کوبه ندارد، ‌‌چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و ‌‌اگر بی‌گاه ‌‌به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید. کوتاه است در، ‌‌پس آن به که فروتن باشی. ‌‌آیینه‌یی نیک‌پرداخته توانی بود ‌‌آنجا ‌‌تا آراستگی را ‌‌پیش از درآمدن ‌‌در خود نظری کنی ‌‌  ‌هرچند که غُلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهمِ توست، نه انبوهی‌ِ مهمانان، ‌که آنجا ‌تو را ‌کسی به ا...

Listen to the شعر کست | SherCast podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.