Hossein Abbasi
كتيبه
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:irpdonline@gmail.com. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آدرس زير بيابيد. https://t.me/kateebehha
Author
Hossein Abbasi
Category
Podcast website
Latest episode
Jul 9, 2026
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
داراب نامه- قطعۀ شصت و چهارم 08.06.2025 22:22
اسکندر ملک الروم شده است. این خبر به نزد داراب پسر داراب می رسد که بعد از مرگ پدرش پادشاه ایران شده است. داراب نمی پذیرد که برادری دارد. می گوید پدرم یک شب بیشتر با ناهید دختر فیلقوس نبوده است و او را به سبب بوی بد دهانش به نزدیک پدرش فرستاده است. به اسکندر خبر می دهند که داراب چنین گفته است. ارسطاطالیس را می خواند و با او مشورت می کند و تصمیم می گیرد که کسی را به نزد داراب بفرستد. به ارسطاطالیس م...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و چهارم 04.06.2025 14:17
سعید نفیسی به نقل از مجد خوافی که از نویسندگان قرن هشتم بوده و کتاب روضۀ خلد را به تقلید از گلستان سعدی نوشته، داستانهایی از سلطان محمود نقل می کند. چنین به نظر می رسد که درستی تاریخی مطالب چندان منظور نظر نویسنده نبوده، بلکه هدف او نوشتن متنی فاخر بوده و روایت داستانهایی عبرت آموز. نثری که در اینجا استفاده شده است، بیشتر شبیه مسابقه ای است برای نشان دادن قدرت سخنوری و شاعری نویسنده. به نظر نمی رس...
داراب نامه- قطعۀ شصت و سوم 01.06.2025 23:10
در قصر فیلقوس جنگ درگرفته است. اسکندر گریخته و به صومعۀ ارسطاطالیس رفته است. ارسطاطالیس به او می گوید من می دانستم که این اتفاق می افتد و دشمنان تو کشته می شوند تا تو بدون رقیب به پادشاهی برسی. اکنون لشکریان به دنبال تو می گردند تا تو را به شاهی بنشانند. چنین می شود و اسکندر ملک الروم می شود و همه به فرمان او می شوند و او با عدالت حکومت می کند. روزی اسکندر در خواب می بیند که مادر و جدش به او می گو...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و سوم 29.05.2025 22:07
سعید نفیسی مواضعۀ نامۀ وزیر احمد حسن میمندی را به نقل از مجمل فصیحی می آورد. قبلاً این مواضعه نامه از آثارالوزرا نقل شده بود. این دو متن تفاوتهای اندکی با هم دارند. سعید نفیسی معتقد است که این متن به متن اصلی نزدیکتر است. متن آثار الوزرا را می توانید در قطعۀ هجدهم گوش کنید.
داراب نامه- قطعۀ شصت و دوم 24.05.2025 20:55
پسر حاجب دربار فیلقوس ملک الروم شده است و خواهان ازدواج با آزاد سرو، دختر فیلقوس است. آزاد سرو با اسکندر مشورت می کند. اسکندر می گوید جواب مثبت بده و او را دعوت کن که به خانه ات بیاید و ما او را می کشیم. حکیم دربار ملک الروم به او می گوید نرو. ملک الروم آزاد سرو را به کاخ می خواند. اسکندر در لباس کنیزان به همراه آزاد سرو و دیگر غلامان و کنیزان برای عروسی به کاخ شاه می روند. در شب عروسی وقتی ملک ال...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و دوم 21.05.2025 21:32
سعید نفیسی به نقل از مجمل فصیحی که در قرن نهم نوشته شده است، در ذکر حوادث سال 416 مطالبی را در مورد فردوسی می آورد. نفیسی در انتها می گوید که این مطالب نادرست هستند و از مقدمۀ شاهنامه که به فرمان بایسنقر در قرن نهم نوشته شده است، نسخه برداری شده است. مطالب ذکر شده در تحسین فردوسی است از زبان شاعران روزگار او. همچنین داستان بی مهری دربار سلطان محمود با او و صله ای که بعد از مرگ او برایش فرستاده می...
داراب نامه- قطعۀ شصت و یکم 18.05.2025 19:38
فیلقوس اسکندر را به عنوان ولی عهد بر تخت می نشاند. فیلقوس سه پسر دارد. از این انتخاب فیلقوس برآشفته می شوند. قرار می گذارند که فیلقوس و ناهید و اسکندر را بکشند. فیلقوس و ناهید را می کشند ولی اسکندر فرار می کند و در مطبخ پنهان می شود. بین برادران هم رقابت در می گیرد و دو تن از آنها کشته می شوند. حاجبی در درگاه است که دخترش را فیلقوس پنهانی خواسته است و از او پسری بدنیا آمده است. این حاجب پسر سوم فی...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و یکم 14.05.2025 22:16
سعید نفیسی به نقل از مجمل فصیحی حوادث مهم دوران غزنویان را سال به سال به طور خلاصه نقل می کند. نثر ساده و روانی دارد ولی محتوای آن با آنچه در تاریخ بیهقی می بینیم تفاوتهای بزرگی دارد. داستان سرایی در مورد فضائل و کرامات شاهان پیشین شروع شده است. در مورد عمق ایمان اعتقاد محمود غزنوی سخن گفته می شود و نیز از کرامات عرفای آن دوران. در میان حوادث، اشاره می شود به نزاع بین بونصر مشکان و حسنک که حسنک به...
داراب نامه- قطعۀ شصتم 11.05.2025 28:40
ناهید می فهمد که پسری که به دربار شوهرش فیروزشاه آمده است، و اکنون به جرم تعبیر خواب بدی که فیروزشاه دیده، در زندان است، اسکندر پسر او است. او را پنهان از دید فیروزشاه از زندان در می آورد و به سرای خود می برد. روزی فیروز شاه به سرای او می آید و اسکندر را می بیند. ناهید را می زند و زخمی می کند و اسکندر را به زندان می برد و به غلامی دستور می دهد که او را در دریا اندازد. ناهید با کنیزان و غلامانش وان...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ بیستم 07.05.2025 35:46
در ابتدای این قطعه شرح برخی وزرای کمتر مشهور غزنویان به نقل از آثارالوزرا آورده می شود. بعد سعید نفیسی به نقل از کتاب نسایم الاسحار من لطایم الاخبار نوشتۀ ناصرالدین بن عمده الملک به سال 725 هجری همان سرگذشت وزرای غزنویان را نقل می کند که قبلاً از آثارالوزرا نقل شد. روشن است که این دو کتاب مرجع واحدی داشته اند که همان متن مقامات بونصر مشکان نوشتۀ بیهقی است. ولی این کتاب دوم به متن اصلی وفادار نبوده...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و نهم 04.05.2025 28:51
اسکندر در سرزمین فیروز شاه و ناهید، که مادرش است، به تعبیر خواب مشغول است. فیروز شاه خوابی سهمناک می بیند. موبدان دربار را خبر می کند تا خوابش را تعبیر کنند. آنها سر باز می زنند. از درباریان یکی به شاه می گوید که کودکی معبر در شهر هست که خواب ها را درست تعبیر می کند. اسکندر را به دربار می برند. برای آزمودن اسکندر، چند تن از درباریان خوابهایشان را می گویند و اسکندر به درستی تعبیر می کند. ناهید خبر...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ نوزدهم 30.04.2025 25:15
قطعاتی دیگر از آثارالوزرا به نقل از مقامات ابونصر مشکان آورده شده است. در ابتدا داستان به وزارت رسیدن حسنک گفته می شود. حسنک از مقربان درگاه امیر محمود است. بسیار متمول است. نیشابور را از دست عمال خواجه احمد حسن گرفته است و نواب او آن را اداره می کنند. به عنوان امیر الحاج به مکه رفته است و در بازگشت خلعت امیر مصر را که از باطنیان بود گرفته است. داستانی روایت می شود از دیدار امیر محمود و حسنک با زا...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و هشتم 27.04.2025 23:41
اسکندر شاگرد دبیری در دیوان فیروزشاه است. روزی دبیر بیمار می شود و او را به دیوان می فرستد. دبیران از او می خواهند که خطی بنویسد و حسابی بکند. همگان از کار او در عجب می مانند. از حسادت او را بیکار می کنند. اسکندر اسطرلابی می خرد و در بازار به تعبیر خواب مشغول می شود. مردم او را به سخره می گیرند. وقتی خواب کسی را تعبیر می کند. آن مرد عصبانی می شود و بساط او را به هم می زند. تعبیر او درست بر می آید....
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ هجدهم 23.04.2025 27:49
امیر مسعود که بر تخت می نشیند، فرمان می دهد که خواجه احمد حسن را از قلعه ای که در آن زندانی است به بلخ بیاورند و به او پیشنهاد وزارت میدهد. احمد حسن در ابتدا نمی پذیرد. بعد که امیر اصرار می کند، می گوید که شرایطی دارد که اگر امیر آنها را بپذیرد، وزارت را قبول خواهد کرد. قرار می شود که خواجه احمد "مواضعه" بنویسد، یعنی شرایط خود را مکتوب کند، و امیر به خط خود به آنها جواب دهد. درخواستهایی...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و هفتم 20.04.2025 24:28
پسر داراب از ناهید در نزد پیرزنی بزرگ می شود. وقتی به سن چهار سالگی می رسد پیرزن به نزد حکیم ارسطاطالیس می رود و از او می پرسد که با پسر چه کند . حکیم می گوید او را به نزد من بیاور. پسر سالها در نزد حکیم می ماند و تمامی علوم و حکمتها را از او می آموزد. روزی فیلقوس خوابی عجیب می بیند و به دنبال حکیم می فرستد تا بیاید و خواب او را تعبیر کند. حکیم شاگردش را می فرستد و او خواب را تعبیر می کند. فیلقوس...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ هفدهم 16.04.2025 25:16
ادامۀ ماجرای فروگرفتن احمد حسن، وزیر امیر محمود، گفته می شود. امیر محمود دو تن از دشمنان احمد حسن را فرا می خواند و آنها را مامور می کند که او را به قلعه ای ببرند و زندانی کنند و اموالش را مصادره کنند. از سوی دیگر، امیر محمود که از دوران کودکی با احمد حسن بوده است نمی خواهد به جان او آسیبی برسد. در فرمانهایش به ماموران دستور می دهد که بر احمد حسن سخت بگیرند ولی پوشیده به آنها می گوید که نباید به ا...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و ششم 14.04.2025 22:33
این قطعه آغاز زندگانی اسکندر است. داراب از فیلقوس دخترش ناهید را به زنی می خواهد. فیلقوس پس از تردید بسیار دختر را به او می دهد. دختر را به نزد داراب می برند. روز بعد داراب متوجه می شود که دهان دختر بوی بد می دهد. او را به نزد خانواده اش باز می فرستد. پس از چند ماه، دختر متوجه می شود که باردار است. با مادر خود در میان می گذارد. وقتی که زمان حمل نزدیک می شود، مادرش او را به همراه ندیمه ای به کوهی م...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شانزدهم 09.04.2025 33:25
حکایت دیگری گفته می شود از دوران امیر محمود به نقل از آثارالوزرا در باب رفتار امیر محمود با وزیر احمد حسن در اواخر دوران وزارت او. امیر خوارزم از امیر محمود تقاضا می کند که با خاندان او وصلت کند. امیر محمود موافقت می کند و خواهر خود را به امیر خوارزم به زنی می دهد. در خوارزم آشوب می شود و امیر خوارزم کشته می شود. امیر محمود از درباریان می پرسد که باید به خوارزم لشکر کشید و جنگ کرد، یا باید با مصال...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و پنجم 06.04.2025 28:18
فیلقوس با تطمیع شرزدون از دست داراب می گریزد و به روم می رود. پسرش در عمّوریه است و لشکر آماده ساخته است برای جنگ با داراب. فیلقوس در می رسد و بر تخت می نشیند و پسرش را از جنگ بر حذر می دارد. داراب که از حضور فیلقوس خبردار نیست به نزدیکی شهر می آید و رسولان می فرستد و باج می خواهد و نیز دختر فیلقوس را، که ناهید نام دارد و در جمال مثال ندارد، به زنی می خواهد. فیلقوس آنها را بند می کند و رسولانی به...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پانزدهم 02.04.2025 28:02
سعید نفیسی به نقل از آثارالوزرا بخشهایی از کتاب مقامات ابونصر مشکان را می آورد که مربوط است به حوادث منتهی به عزل احمد حسن، وزیر امیر محمود. نفیسی می گوید که عقیلی، نویسندۀ آثارالوزرا، در نثر بیهقی دست برده است. او بر این باور است که نثر کتاب مقامات بسیار ساده تر از نثر تاریخ بیهقی بوده است. هر چه باشد، این قطعه با نثری بسیار زیبا نوشته شده است که یادآور بهترین قطعات تاریخ بیهقی است. روایت می شود...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و چهارم 31.03.2025 19:46
فیلقوس و شعیب چون از بارگاه داراب به لشکرگاه خود می روند، به لشکر فرمان می دهند که به لشکرگاه داراب حمله ببرند. سپاه روم هزاران نفر از ایرانیان را می کشند. داراب تمام شب را به عیش و عشرت مشغول بوده و مست شده و به خواب رفته است. وقتی بیدار می شود و اوضاع را می بیند، با اندکی از مردمان به دنبال فیلقوس و شعیب به راه می افتد. بسیاری از رومیان و اعراب از جمله شعیب را می کشد و فیلقوس را در بند می کند و...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ چهاردهم 26.03.2025 25:01
سه حکایت از کتاب مقامات ابونصر مشکان نقل می شود. حکایت اول در باب قصد امیر محمود است در عزل وزیر مقتدرش خواجه احمد حسن. نظر امیر محمود در مورد وزیرش بد شده است و درباریان هم به این بد گمانی دامن می زنند. برخی از مردان امیر محمود بونصر مشکان را واسطه می کنند تا امیر را از خطرات این کار آگاه کند. که نتیجه ای ندارد. حکایت دوم در باب خوارزمشاه است. به امیر محمود خبر می رسد که از غلامان بسیار خریده و آ...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و سوم 23.03.2025 21:08
شعیب از پیش داراب به نزد سپاهیانش بر می گردد و به آنها می گوید که داراب بسیار قوی است و او که جان به در برده است به داراب باج خواهد داد. فیلقوس رومی به او می گوید که این کار را نکن. با سپاه من همراه شو تا با حیله ای داراب را بگیریم. فیلقوس نامه ای به داراب می نویسد و از او تقاضای دیدار می کند. داراب می پذیرد. فیلقوس و شعیب با لشکر خود به نزد داراب می روند. داراب آنها را به بارگاه خود می پذیرد و از...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سیزدهم 21.03.2025 37:13
سعید نفیسی چند حکایت از جامع التواریخ بیهقی به نقل از جوامع الحکایات محمد عوفی می آورد. حکایت اول در باب دزدان بیابان کرمان است که امیر مسعود با حیله ای به آنها زهر خوراند و همه را کشت. حکایت دوم تظلم خواهی مردی است نزد سلطان مسعود از حاکم غور و نامه نوشتن امیر به حاکم غور و اعتنا نکردن او به نامه. حکایت سوم داستان مشهوری است از ابتدای بر تخت نشستن امیر مسعود که عطایایی که برادرش محمد به سران و سپ...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و دوم 16.03.2025 25:21
داراب در صدد لشکر کشی و فتح روم است. نامه ای به فیلقوس می نویسد و به او می گوید که باید باج و خراج بفرستی و یا آمادۀ جنگ شوی. نامه را با رشنواد و پنجاه مرد به سوی روم روانه می کند. سپاه عرب به فرماندهی شعیب در راه به رشنواد می رسند و او را می گیرند و می کشند. خبر به داراب می رسد. تا لشکرش آماده شوند، یک تنه به راه می افتد و به سپاه شعیب می رسد و برخی از مردان او را می کشد و او را اسیر کرده به لشکر...
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.