Hossein Abbasi
كتيبه
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:irpdonline@gmail.com. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آدرس زير بيابيد. https://t.me/kateebehha
Author
Hossein Abbasi
Category
Podcast website
Latest episode
Jul 9, 2026
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ دوازدهم 12.03.2025 22:36
این قطعه با انتقام گیری خواجه احمد حسن از دشمنان آغاز می شود. از مردان دوران امیر محمود، آلتونتاش باقی مانده بود. بوسهل زوزنی به امیر مسعود گفت که آلتونتاش که به واسطۀ امارت بر خوارزم خوارزمشاه نامیده می شد، ثروتی انبوه گرد کرده است. مسعود به او اعتنایی نکرد چرا که پدرش آلتونتاش را بسیار احترام می گذاشت و با او در همه کار مشورت می کرد. آلتونتاش از توطئه ها آگاه بود. از بونصر مشکان کمک خواست و با ی...
داراب نامه- قطعۀ پنجاه و یکم 09.03.2025 23:05
قیصر در دست داراب اسیر است. قیصر نامه ای به برادرش می نویسد و می گوید که باید باج و خراج بدهی تا مرا رها کنند.برادرش نمی پذیرد. داراب با مردمش به اصطخر پارس می روند که خزینه های نیاکانش در آنجا بوده است. در آنجا در میان آب بنایی عظیم بر می آورد و در ساخت بنا از رومیانی که اسیرش شده اند استفاده می کند. قیصر را هم به کار وا می دارد و او از این رنج می میرد. برادر قیصر با امیر عرب دست یکی می کنند و آم...
حسنک بیهقی، حسنک محمودی 02.03.2025 1:11:03
کند و کاوی کرده ام در داستان حسنک وزیر. با استفاده از تاریخ بیهقی و برخی متون که جنبه هایی دیگر از حوادث دوران حسنک را ذکر کرده اند، و نیز با اتکا به نظریاتی که ساختار حکومت سنتی را توضیح می دهند، تصویری از حسنک ارائه داده ام که با تصویر بیهقی از حسنک زاویه دارد. این حسنک را واقعی تر می دانم. آن را حسنک محمودی نام داده ام در مقابل حسنک بیهقی.
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ یازدهم 01.03.2025 26:49
سعید نفیسی به نقل از مجمع الانساب بخشهایی را نقل می کند که به دوران حکومت امیر مسعود می پردازد که در تاریخ بهیقی هم نقل شده است. این قطعات نقل عین متن تاریخ بیهقی نیست، بلکه بازگویی بخشهایی بسیار کوتاه و برگزیده از آن است. آنچه نقل شده است در ابتدا داستان فروگرفتن بزرگان باقی مانده از دوران امیر محمود است. بعد داستان بونصر مشکان با امیر محمود در زمانی که احمد حسن معزول و زندانی شده بود و او در صدد...
داراب نامه- قطعۀ پنجاهم 23.02.2025 23:03
قیصر با چهل هزار مرد جنگی به جنگ داراب و همای می آید. همای در برابر مردان اندکی که همراه اویند می ایستد و داراب را معرفی می کند که پسر من است و پادشاه ایران. داراب به اطراف نامه می نویسد و از مردان یاری می خواهد. دو هزار و پانصد مرد از قصران و روستاهای ری به گرد او جمع می شوند. دو لشکر در مقابل هم صف می بندند. بانگ کوس به هوا بلند می شود و نعره مردان به آسمان می رسد. همای به میان میدان می رود و دا...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ دهم 20.02.2025 33:00
در ابتدای این قطعه، نویسنده، وصفی می گوید در صفت و سیرت سلطان محمود. می گوید این کار را فقط برای پیامبر و خلفای راشدین می کند، اما محمود "در کار دین راسخ قدم بود." و به همین دلیل سیرت او را هم شرح می دهد. آنچه گفته می شود، به احتمال زیاد اغراق فراوان دارد. نمونه اش را می توان در ارقامی که ذکر می شود یافت. یک قلم این است هر جمعه پنجاه هزار دینار و در روز ماه رمضان صد هزار دینار صدقه می دا...
داراب نامه- قطعۀ چهل و نهم 16.02.2025 18:39
همای و رشنواد در خانۀ دیلمان زرگر پناه گرفته اند. نورشاد بیاع که قصد داشت همای و رشنواد را به دست قیصر بدهد اسیر دیلمان است. دیلمان او را می کشد و نامه ای بر روی جسد او می گذارد تا به بقیه هشدار دهد و شبانه با همای و رشنواد و اهل خانه از شهر بیرون می رود تا همگی به نزدیک برادرش شرزدون بروند. به اصرار همای به کوه می روند تا مگر داراب را بیابند. داراب در پناه اژدهایی که خدا فرستاده بود، روزها را در...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ نهم 15.02.2025 29:22
در این قطعه حوادث اواخر عمر سلطان محمود نقل می شود. مهمترین مسئلۀ محمود در اواخر عمر مسئلۀ جانشینی او بود. گفته می شود که مسعود مردی زیرک بود و ارکان دولت را با خود یار کرده بود و محمود از او می ترسید. او به محمد بیشتر مایل بود. قصد داشت که سرزمینهای شرق را به محمد بدهد و به بهانۀ لشکر کشی به غرب و دیدار خلیفه و بعد فتح شام و مصر که در دست خلفای فاطمی بود، مسعود را با خود به غرب ببرد و از محمد دور...
داراب نامه- قطعۀ چهل و هشتم 09.02.2025 16:20
دیلمان زرگر به همای و رشنواد در خانۀ خود پناه داده است. داراب هم در غاری در کوه پنهان شده است و به فرمان خدای اژدهایی بر در غار است و کسی زهرۀ آن ندارد که به غار رود. نورشاد بیاع به نزد قیصر می رود و به او می گوید که همای و رشنواد به خانۀ او آمده بودند ولی او آنها را راند و اکنون آنها در خانۀ پاسبانی در کوی او پنهان شده اند. مردان به خانۀ پاسبان می روند ولی آنها را نمی یابند. قیصر بر بیاع خشم می گ...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀهشتم 05.02.2025 30:13
سلطان محمود با قدرخان امیر ترکستان صلح می کند و این او را از ترکستان آسوده خاطر می کند. در بخارا علی تگین، برادرزاده قدرخان، حاکم است و با قبایل ترکمان همدست است. قدرخان به امیر محمود هشدار می دهد که مراقب او و ترکمانان باشد. امیر رسولی به سلجوق، امیر ترکمانان، می فرستد که چرا به دیدن ما نیامدی. سلجوق پسر خود میکاییل را به پیش محمود می فرستد. محمود او را در بند می کند و با اهلش به قلعه ای می فرستد...
داراب نامه-قطعۀ چهل و هفتم 02.02.2025 18:28
همای و رشنواد در کوه سرگردانند. خدای عزوجل یک میش کوهی را برای راهنمایی آنها می فرستد و آنها بدون اینکه دیده شوند از کوه بیرون می روند. به شهر می روند تا به خانۀ یکی از دوستان رشنواد بروند به نام نورشاد که بیاع شهر بود. او آنها را می راند. به خانۀ پاسبانی می روند و او آنها را می پذیرد و بعد به دنبال غذا بیرون می رود. نورشاد که می فهمد پاسبان به همای و رشنواد پناه داده، مردم محله را گرد می کند تا آ...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ هفتم 29.01.2025 25:29
در این قطعه حوادث دوران امیر محمود گفته می شود که برخی از لشکر کشی های او به هندوستان را در بر می گیرد. بزرگی لشکر محمود در تمامی تواریخ ذکر شده است. همچنین است بزرگی غنایمی که از هندوستان با خود می آورده، و البته کشتارهایی که می کرده است. گفته می شود که لشکر او بالغ بر پنجاه هزار نفر و بیشتر بوده است که همه مجهز و کارآزموده بودند. مقدار طلایی که در سه لشکر کشی ذکر شده در این قطعه از هندوستان آورد...
داراب نامه- قطعۀ چهل و ششم 26.01.2025 18:40
داراب و همای و رشنواد در تاریکی کوه پنهان شده اند. همای می گوید به سمت آمل بروند و سپاه جمع کنند. داراب می خواهد یک تنه با سپاه قیصر جنگ کند. تنۀ درخت را بر گردن می گیرد و در تاریکی به سمت دشمنان می رود.کوه آسای با چهار تن از نام آوران در پایین کوه نشسته اند. داراب به آنها حمله می کند و همه را با ضربت چوب می کشد. سپاهیان در نهایت راه را بر او می بندند و به قیصر خبر می دهند. قیصر با سپاهش در می رسد...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ ششم 23.01.2025 23:23
سعید نفیسی قطعاتی را به نقل از مجمع الانساب نقل می کند و می گوید که به احتمال زیاد این قطعات از تاریخ یمینی، یعنی آن بخش از تاریخ بیهقی که به امیر محمود مربوط است، بازنوشته شده است. امیر محمود در بلخ است و حکومت خراسان و ماوراءالنهر به نام سامانیان است. سبکتگین در غزنین گذشته می شود و پسر او اسماعیل خود را امیر می نامد و بر تخت می نشیند. محمود که ولی عهد است به غزنین می رود و او را بر کنار می کند....
داراب نامه- قطعۀ چهل و پنجم 21.01.2025 19:19
قیصر بر تخت شاهی ایران نشسته است و داراب و همای در کوه پنهان شده اند. قیصر به دنبال گنجهای همای است. به او می گویند که رشنواد از محل گنجها آگاه است. فرمان می دهد به یافتن رشنواد. مردی رشنواد را در دخمه ای می یابد و او را می گیرد که به نزد قیصر ببرد. بازرگانی هزار درهم به او می دهد و رشنواد را رها می کند. رشنواد انگشتری خود را به بازرگان می دهد. رشنواد به کوه می گریزد و به نزد همای و داراب می رود....
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پنجم 15.01.2025 25:14
پندنامه ای روایت می شود که گفته می شود سبکتگین آن برای پسرش امیر محمود نوشته است. داستان زندگی سبکتگین از زبان او گفته می شود که در ترکستان بوده و به بردگی گرفته می شود و فروخته می شود. آلپتگین او را می خرد و امیری می دهد. بعد به نکات و دقایق حکمرانی می پردازد. برخی از نکات مطرح شده درس نحوۀ عملی حکمرانی است. در مورد عاملانی که به شهرها فرستاده می شود توصیه های دقیقی می کند. و می دانیم که دراز دست...
داراب نامه- قطعۀ چهل و چهارم 12.01.2025 23:59
داراب در میان سپاهیان قیصر به ری می رسد. رشنواد او را می یابد و می گوید بیا تا تو را به نزد همای ببرم. از آن سو، سپاهیان کوه آسای همای گرفته اند و دست بسته و سر برهنه به نزد قیصر می برند. داراب این را می بیند و می خواهد او را نجات دهد. سلاح ندارد. درختی در کنار جویباری می بیند. به قدرت یزدان درخت را بر می کند و از شاخ و برگ آن را می کند و بر گردن می اندازد و با آن سپاه کوه آسای را تارومار می کند و...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ چهارم 09.01.2025 32:01
سعید نفیسی به نقل از مجمع الانساب که که در سال 735 تالیف شده، داستان برآمدن غزنویان را به نقل از تاریخ ناصری روایت می کند. آغاز کار غزنویان با آلپتگین است که غلامی بوده است در دربار سامانیان و به امیری می رسد. وقتی در دربار بر سر جانشینی اختلاف می افتد، او به سمت غزنین می رود. کم کم کارش بالا می گیرد و لشکر سامانیان و بعد امرای دیگر و نیز لشکر هند را شکست می دهد. بعد او پسرش اسحاق، بلگاتگین، و پیر...
داراب نامه- قطعۀ چهل و سوم 07.01.2025 28:17
داراب به همراهی لشکر مصطلق به سوی ایران به راه می افتد. به شهر شبرقان می رسند. مردم شهر از بیم سپاه قیصر گریخته اند. به داراب خبر می رسد که همای هم گریخته است و به اصفهان و بعد به ری رفته است، و قیصر هم به دنبال او است. داراب مصطلق را شماتت می کند. پسران داراب خمشگین می شوند و بر او می شورند. داراب دست به دعا برمی دارد و خدا او را از دست پسران مصطلق و لشکر آنها نجات می دهد. بعد به سوی سپاهان به را...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سوم 02.01.2025 20:49
قطعاتی دیگر که منهاج سراج در طبقات ناصری از تاریخ ناصری نقل کرده، ذکر می شود. دو روایت، داستان برآمدن سلجوقیان در دوران محمود غزنوی و بعد قدرت گرفتن و پیروزی شان بر غزنویان در دوران مسعود است. این روایتها در تاریخ بیهقی هم ذکر شده است. داستان دیگر به سفر ملکشاه سلجوقی به مصر و اظهار بندگی به خدای در تختگاه فرعون است. و روایت دیگر هم به ملکشاه و خودداری او از غصب اموال یتیمی از بازماندگان بزرگی است...
داراب نامه- قطعۀ چهل و دوم 29.12.2024 20:20
داراب به همراه جانوسیار رسول و هرمز گازر-بازرگان به نزد مصطلق، شاه عمان می روند. داراب راست می رود و بر تختی که برای موبد گذاشته اند می نشیند. مصطلق از او می پرسد که تو کیستی. می گوید من دارابم. باید به فرمان همای درآیی وگرنه با تو آن کنم که با شاه پیشین عمان، برادرت قنطرش کردم. مردان مصطلق از ترس پیش نمی آیند. مصطلق با وزیرانش مشورت می کند. شویر بیک وزیر پیشنهاد می کند که فرمان برداری داراب را بک...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ دوم 25.12.2024 19:12
نویسنده کتاب را با نقل قطعاتی از "تاریخ ناصری" که بخش اول "جامع التواریخ" بیهقی بوده است، آغاز می کند. در این قطعه چند داستان روایت می شود از زندگانی سبکتگین، که محمد عوفی به نقل از تارخ ناصری در جوامع الحکایات آورده است. در داستان اول سبکتگین خوابی می بیند که تعبیر می شود به بدنیا آمدن پسرش محمود و جهانگیری او و نگونسار شدن بتهای بتخانه ای در هند در شب تولد او. داستان دوم، که در تاریخ بیهقی هم نق...
داراب نامه- قطعۀ چهل و یکم 22.12.2024 23:03
داراب تمام کشتی هایش را با تمام مردان و ثروتش را از دست داده است. اکنون باید جایگاه اسبان را پاک کند و قطعه نانی بگیرد. مرد رباط بان به او چهار تکه نان می دهد. بازرگانی که او را در آن حال می بیند غلامش را می فرستد تا او را بیاورد و به او نانی بدهد. داراب ابا می کند و نمی رود. با غلام درگیر می شود و او را می کشد. او را می گیرند و به نزد بازرگان می برند. رسولی در آن رباط است. از احوال می پرسد. در نه...
در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ یکم 18.12.2024 19:57
می دانیم که تاریخ بیهقی بسیار بزرگتر از این کتابی است که به ما رسیده است. گفته می شود که اصل آن، به نام جامع الاتواریخ یا تاریخ آل سبکتگین، سی مجلد بوده است. آنچه به دست ما رسیده است، و من در این پادکست خوانده ام، از اواسط مجلد پنجم آغاز می شود و تا اواسط یا اواخر مجلد دهم را در بر می گیرد. بخشهایی از کتاب که زندگی پیشینیان مسعود غزنوی و اواخر عمر او و جانشینان او را شامل می شده، به دست ما نرسیده...
داراب نامه- قطعۀ چهلم 15.12.2024 19:45
داراب در خواب مادرش را می بیند که آتشی از سوی مغرب به سوی او می آید و اردشیر می آید و تاج را بر سر او می نهد. می فهمد که ایران در خطر است. حکومت ملکوت را به مهراسب می سپارد و با سه هزار کشتی پر از جواهر و عجایب دریا و خشکی و صد هزار مرد یک چشم به سوی خطرش به راه می افتد. در آنجا، مهطنطسیه، خواهر طمروسیه را به زنی می گیرد و با او و فرزندش و مادر طمروسیه به سوی ایران به راه می افتد. حکومت خطرش را به...
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.