Ferdosi
Shahpod. شاه پاد
شامل دوره کامل شاهنامه خوانی در کلاب هاوس. طرح مینیاتوراز هنرمند گرامی بانو فرحناز سلطانی
Koniecznie odwiedź stronę podcastu i wesprzyj twórcę: castbox.fm
Gdzie słuchać?
Podcasty w aplikacji Replaio Radio Już wkrótcePodcasty trafią do aplikacji już wkrótce. Zainstaluj teraz i jako pierwszy zobacz nowe podejście do podcastów
Odcinki
نشست چهلم - شکست خاقان جین- 22.04.2024 41:53
غرید شنگل ز پیش سپاه منم گفت گرداوژن رزمخواه بگویید کان مرد سگزی کجاست یکی کرد خواهم برو نیزه راست چو آواز شنگل برستم رسید ز لشکر نگه کرد و او را بدید بدو گفت هان آمدم رزمخواه نگر تا نگیری بلشکر پناه چنین گفت رستم که از کردگار نجستم جزین آرزوی آشکار که بیگانهای زان بزرگ انجمن دلیری کند رزم جوید ز من نه سقلاب ماند ازیشان نه هند نه شمشیر هندی نه چینی پرند پی و بیخ ایشان نمانم بجای نمانم بترکان سر...
نشست۳۹_هنرنمایی رستم 22.04.2024 47:47
غرید شنگل ز پیش سپاه منم گفت گرداوژن رزمخواه بگویید کان مرد سگزی کجاست یکی کرد خواهم برو نیزه راست چو آواز شنگل برستم رسید ز لشکر نگه کرد و او را بدید بدو گفت هان آمدم رزمخواه نگر تا نگیری بلشکر پناه چنین گفت رستم که از کردگار نجستم جزین آرزوی آشکار که بیگانهای زان بزرگ انجمن دلیری کند رزم جوید ز من نه سقلاب ماند ازیشان نه هند نه شمشیر هندی نه چینی پرند پی و بیخ ایشان نمانم بجای نمانم بترکان سر...
نشست ۳۸ انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر-داستان کاموس کشانی . پادشاهی کیخسرو_ رزم رستم و چنگش 22.04.2024 55:27
رزم رستم و خاقان چین داستانی پهلوانی دارای ۴۰۹ بیت در شاهنامه است. خاقان چین با سپاهش به یاری تورانیان به هماون آمد تا با سپاه ایران بجنگد ولی در نبردی که درگرفت، سه تن از سرداران خود یعنی اشکبوس و کاموس و چنگش را از دست داد. آنگاه خود با سپاهش به لشکر ایران تاخت و چون کاری از پیش نبرد به رستم پیشنهاد آشتی کرد ولی رستم نپذیرفت و به نبرد ادامه داد تا به خود خاقان که بر فیلی سپید سوار بود، دست یافت...
نبرد رستم و اشکبوس-۳۷ 22.04.2024 53:22
نبرد رستم و اشکبوس و رستم و کاموس ادامه از داستان کاموس کشانی . نشست ۳۷ انجمن ایرانشهر - داستان رزم رستم و اشکبوس پیکار: جنگ، رزم، نبرد. چالاکی: فرزی، تیزی و تندی. خروش: بانگ، فریاد، غریو. اسپ: همان اسب است (به تلفّظ قدیمیتر). بهرام: سیارهی مریخ (که بر فلک پنجم است). کیوان: سیارۀ زُحَل (که بر فلک هفتم است). برگذشت: بالاتر رفت. ساعد: بازو، ما بین کف دست و آرنج. لعل: از سنگهای گران...
جنگ هماوننشست -۳۶-ا نجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر-داستان کاموس کشانی . پادشاهی کیخسرو 22.04.2024 46:41
جنگ هماون پایان یک سلسله عملیات تهاجمی از سوی ایرانیان به آمریت کیخسرو بود. با اینکه در آغاز حمله به مرزهای توران و رود مرزی شهد رود ایرانیان موضع تهاجمی داشتند ولی در ادامه پیکار پس از پنج ماه منجر به فرار ایرانیان از حاشیه رودشهد به ارتفاعات کوه هماون شد. این جنگ را ایرانیان در غیاب زابلیان به ویژه رستم انجام دادند ولی مسلم شد که بدون حضور رستم و گردان زابلیاش پیروزی امکان ندارد: در این جنگ پور...
شاهنامه خوانی ۱۹۴ یزدگرد ۴ پایان شاهنامه 25.11.2023 1:24:42
چو بیژن سپه را همه راست کرد به ایرانیان برکمین خواست کرد بدانست ماهوی و از قلبگاه خروشان برفت ازمیان سپاه نگه کرد بیژن درفشش بدید بدانست کو جست خواهد گزید به برسام فرمود کز قلبگاه به یکسو گذار آنک داری سپاه نباید که ماهوی سوری ز جنگ بترسد به جیحون کشد بیدرنگ به تیزی ازو چشم خود برمدار که با او دگرگونه سازیم کار چو برسام چینی درفشش بدید سپه را ز لشکر به یکسو کشید همیتاخت تاپیش ریگ فرب پر آژنگ رخ...
شاهنامه خوانی ۱۹۳ یزردگرد ۳ 17.11.2023 1:21:56
چو بشنید ماهوی بیدادگر سخنها کجا گفت او را پسر چنین گفت با آسیابان که خیز سواران ببر خون دشمن بریز چو بشنید از او آسیابان سخن نه سر دید از آن کار پیدا نه بن شبانگاه نیران خرداد ماه سوی آسیا رفت نزدیک شاه ز درگاه ماهوی چون شد برون دو دیده پر از آب، دل پر ز خون سواران فرستاد ماهوی زود پس آسیابان به کردار دود بفرمود تا تاج و آن گوشوار همان مهر و آن جامهٔ شاهوار نباید که یکسر پر از خون کنند ز...
شاهنامه خوانی ۱۹۲ یزردگرد ۲ 14.11.2023 1:31:18
یکی پهلوان بود گسترده کام نژادش ز طرخان و بیژن بنام نشستش به شهر سمرقند بود بران مرز چندیش پیوند بود چو ماهوی بدبخت خودکامه شد ازو نزد بیژن یکی نامه شد که ای پهلوان زادهٔ بیگزند یکی رزم پیش آمدت سودمند که شاه جهان با سپاه ایدرست ابا تاج و گاهست و با افسرست گرآیی سر و تاج و گاهش تو راست همان گنج و چتر سیاهش تو راست چو بیژن نگه کرد و آن نامه دید جهان پیش ماهوی خودکامه دید به دستور گفت ای سر راستان...
شاهنامه خوانی ۱۹۱ یزردگرد ۱ 11.11.2023 1:38:30
عمر سعد وقاس را با سپاه فرستاد تا جنگ جوید ز شاه چو آگاه شد زان سخن یزگرد ز هر سو سپاه اندر آورد گرد بفرمود تا پور هرمزد، راه به پیماید و بر کشد با سپاه که رستم بدش نام و بیدار بود خردمند و گرد و جهاندار بود ستاره شمر بود و بسیار هوش به گفتارش موبد نهاده دو گوش برفت و گرانمایگان راببرد هر آنکس که بودند بیدار و گرد برین گونه تا ماه بگذشت سی همی رزم جستند در قادسی بسی کشته شد لشکر از هر دو سوی سپه ی...
شاهنامه خوانی ۱۹۰ از ادامه شیروی خسروتا یزردگرد ۱ 07.11.2023 1:13:34
یکی دختری بود پوران بنام چو زن شاه شد کارها گشت خام بران تخت شاهیش بنشاندند بزرگان برو گوهر افشاندند چنین گفت پس دخت پوران که من نخواهم پراگندن انجمن کسی راکه درویش باشد ز گنج توانگر کنم تانماند به رنج مبادا ز گیتی کسی مستمند که از درد او بر من آید گزند ز کشور کنم دور بدخواه را بر آیین شاهان کنم گاه را نشانی ز پیروز خسرو بجست بیاورد ناگاه مردی درست خبر چون به نزدیک پوران رسید ز لشکر بسی نامور برگز...
شاهنامه خوانی ۱۸۹ شیروی خسرو 07.11.2023 1:24:10
چو شیروی بنشست برتخت ناز به سر برنهاد آن کیی تاج آز برفتند گوینده ایرانیان برو خواندند آفرین کیان همیگفت هریک به بانگ بلند که ای پر هنر خسرو ارجمند چنان هم که یزدان تو را داد تاج نشستی به آرام بر تخت عاج بماناد گیتی به فرزند تو چنین هم به خویشان و پیوند تو چنین داد پاسخ بدیشان قباد که همواره پیروز باشید و شاد نباشیم تا جاودان بدکنش چه نیکو بود داد باخوش منش جهان را بداریم با ایمنی ببریم کردار آهر...
شاهنامه خوانی ۱۸۸ خسرو پرویز ۲۰ 31.10.2023 1:39:33
بدان نامور گفت پاسخ شنو یکایک ببر سوی سالار نو بگویَش که زشت کسان را مجوی جز آن را که برتابی از ننگ روی سخن هرچ گفتی نه گفتارتست مماناد گویا زبانت درست مگو آنچ بدخواه تو بشنود ز گفتار بیهوده شادان شود بدان گاه چندان نداری خرد که مغزت بدانش خرد پرورد به گفتار بیبر چو نیرو کنی روان و خرد را پر آهو کنی کسی کو گنهکار خواند تو را از آن پس جهاندار خواند تو را نباید که یابد بر تو نشست بگیرد کم و بیش چیز...
شاهنامه خوانی ۱۸۷ خسرو پرویز ۱۹ 28.10.2023 1:41:50
کنون از بزرگی خسرو سخن بگویم کنم تازه روز کهن بران سان بزرگی کس اندر جهان ندارد بیاد از کهان و مهان هر آنکس که او دفتر شاه خواند ز گیتیش دامن بباید فشاند سزد گر بگویم یکی داستان که باشد خردمند هم داستان مبادا که گستاخ باشی به دهر که از پای زهرش فزونست زهر مساایچ با آز و با کینه دست ز منزل مکن جایگاه نشست سرای سپنجست با راه و رو تو گردی کهن دیگر آرند نو یکی اندر آید دگر بگذرد زمانی به منزل چمد گر چ...
شاهنامه خوانی ۱۸۶ خسرو پرویز ۱۸ 25.10.2023 53:14
ازان پس فزون شد بزرگی شاه که خورشید شد آن کجا بود ماه همه روز با دخت قیصر بدی همو بر شبستانش مهتر بدی ز مریم همیبود شیرین بدرد همیشه ز رشکش دو رخساره زرد به فرجام شیرین ورا زهر داد شد آن نامور دخت قیصرنژاد ازان چاره آگه نبد هیچکس که او داشت آن راز تنها و بس چو سالی برآمد که مریم بمرد شبستان زرین به شیرین سپرد چو شیرویه را سال شد بر دو هشت به بالا زسی سالگان برگذشت بیاورد فرزانگان را پدر بدان تا...
شاهنامه خوانی ۱۸۵-خسروپرویز۱۷ 20.10.2023 1:32:10
کهن گشته این نامهٔ باستان ز گفتار و کردار آن راستان همی نوکنم گفتهها زین سخن ز گفتار بیدار مرد کهن بود بیست شش بار بیور هزار سخنهای شایسته و غمگسار نبیند کسی نامهٔ پارسی نوشته به ابیات صدبار سی اگر بازجویی درو بیت بد همانا که کم باشد از پانصد چنین شهریاری و بخشندهای به گیتی ز شاهان درخشندهای نکرد اندرین داستانها نگاه ز بدگوی و بخت بد آمد گناه حسد کرد بدگوی در کار من تبه شد بر شاه بازار من چو سا...
شاهنامه خوانی ۱۸۴-خسروپرویز۱۶ 20.10.2023 1:39:45
وزان پس جوان و خردمند زن به آرام بنشست با رای زن چنین گفت کامد یکی نو سخن که جاوید بر دل نگردد کهن جهاندار خاقان بیاراستست سخنها ز هر گونه پیراستست ازو نیست آهو بزرگست شاه دلیر و خداوند توران سپاه ولیکن چو با ترک ایرانیان بکوشد که خویشی بود در میان ز پیوند وز بند آن روزگار غم و رنج بیند به فرجام کار نگر تا سیاوش از افراسیاب چه برخورد جز تابش آفتاب سر خویش داد از نخستین بباد جوانی که چون او ز مادر...
شاهنامه خوانی ۱۸۳-خسروپرویز۱۵ 20.10.2023 1:13:55
چنین گفت یک روز کز مرد سست نیاید مگر کار نا تندرست بدان نامداری که بهرام بود مرا زو همه رامش و کام بود کنون من ز کسهای آن نامدار چرا بازماندم چنین سست و خوار نکوهش کند هرک این بشنود ازین پس به سوگند من نگرود نخوردم غم خرد فرزند اوی نه اندیشهٔ خویش و پیوند اوی چو با ما به فرزند پیوسته شد به مهر و خرد جان او شسته شد بفرمود تا شد برادرش پیش سخن گفت با او ز اندازه بیش که کسهای بهرام یل را ببین فراوان...
شاهنامه خوانی ۱۸۲-خسروپرویز۱۴ 06.10.2023 1:39:51
چوخراد برزین به خسرو رسید بگفت آن کجا کرد و دید و شنید دل شاه پرویز ازان شاد شد کزان بد گهر دشمن آزاد شد به درویش بخشید چندی درم ز پوشیدنیها و از بیش وکم بهر پادشاهی و خودکامهای نوشتند بر پهلوی نامهای که دارای دارنده یزدان چه کرد ز دشمن چگونه برآورد گرد به قیصر یکی نامه بنوشت شاه چناچون بود درخور پیشگاه به یک هفته مجلس بیاراستند بهر برزنی رود و میخواستند به آتشکده هم فرستاد چیز بران موبدان خلعت...
شاهنامه خوانی ۱۸۱-خسروپرویز۱۳ 04.10.2023 1:41:30
چنین تا خبرها به ایران رسید بر پادشاه دلیران رسید که بهرام را پادشاهی و گنج ازان تو بیش است نابرده رنج پراز درد و غم شد ز تیمار اوی دلش گشت پیچان ز کردار اوی همی رای زد با بزرگان بهم بسی گفت و انداخت از بیش و کم شب تیره فرمود تا شد دبیر سرخامه را کرد پیکان تیر به خاقان چینی یکی نامه کرد تو گفتی که از خنجرش خامه کرد نخست آفرین کرد بر کردگار توانا و دانا و به روزگار برازندهٔ هور و کیوان و ماه نشانند...
شاهنامه خوانی ۱۸۰-خسروپرویز۱۲ 29.09.2023 1:32:53
چو پیدا شد ازآسمان گرد ماه شب تیره بفشاند گرد سیاه پراکنده گشتند و مستان شدند وز آنجای هرکس به ایوان شدند چو پیداشد آن فرخورشید زرد به پیچید زلف شب لاژورد قژ آگند پوشید بهرام گرد گرامی تنش را به یزدان سپرد کمند و کمان برد و شش چوبه تیر یکی نیزه دو شاخ نخچیرگیر چوآمد به نزدیک آن برزکوه بفرمود تا بازگردد گروه بران شیر کپی چو نزدیک شد تو گفتی برو کوه تاریک شد میان اندارن کوه خارا ببست بخم کمند از بر...
شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی ۱۷۷-پادشاهی خسرو پرویز۹ 22.09.2023 1:56:40
گر در سرت هوای وصال است حافظا! باید که خاک درگه اهل هنر شوی هنر کاشی کاری در ایران سابقه هفت هزار ساله دارد و ایرانیان تا پیش از رواج استفاده از کاشی هفت رنگ در بناها برای نمای بیرونی نیز استفاده می کردند.من در این راستا سعی کردم از این هنر استفاده کرده و در آثارم تلفیقی از کاش کاری سنتی و مدرن را به کار برده ام .شما می توانید این هنر ارزنده را به صورت تابلو ،دور آیینه،سینی.زیر لیوانی ،...
شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی ۱۷۶-پادشاهی خسرو پرویز۸ 19.09.2023 1:32:16
مرا سال بگذشت برشست و پنج نه نیکو بود گر بیازم به گنج مگر بهره بر گیرم از پند خویش بر اندیشم از مرگ فرزند خویش مرا بود نوبت برفت آن جوان ز دردش منم چون تن بیروان شتابم همی تا مگر یابمش چویابم به بیغاره بشتابمش که نوبت مرا بود بیکام من چرا رفتی و بردی آرام من ز بدها تو بودی مرا دستگیر چرا چاره جستی ز همراه پیر مگر همرهان جوان یافتی که از پیش من تیز بشتافتی جوان را چو شد سال برسی و هفت نه بر آرزو...
شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی ۱۷۵-پادشاهی خسرو پرویز۷ 16.09.2023 1:14:26
بخراد برزین بفرمود شاه که رو عرض گه ساز ودیوان بخواه همه لشکر رومیان عرض کن هر آنکس که هستند نوگر کهن درمشان بده رومیان را زگنج بدادن نباید که بینند رنج کسی کو به خلعت سزاوار بود کجا روز جنگ از در کار بود بفرمود تا خلعت آراستند ز در اسپ پرمایگان خواستند نیاطوس را داد چندان گهر چه اسپ و پرستار و زرین کمر کز اندازه هدیه برتر گذاشت سرش را ز پر مایگان برفراشت هر آن شهرکز روم بستد قباد چه هرمز چه کسری...
شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی ۱۷۴-پادشاهی خسرو پرویز۶ 12.09.2023 1:33:33
بیاراست کاخی به دیبای روم همه پیکرش گوهر و زر بوم نشست از بر نامور تخت عاج به سر برنهاد آن دل افروز تاج بفرمود تا پرده برداشتند ز دهلیزشان تیز بگذاشتند گرانمایه گستهم بد پیشرو پس او چوبالوی و شاپور گو چو خراد برزین و گرد اندیان همه تاج بر سر کمر برمیان رسیدند نزدیک قیصر فراز چو دیدند بردند پیشش نماز همه یک زبان آفرین خواندند بران تخت زر گوهر افشاندند نخستین بپرسید قیصر ز شاه از ایران وز لشکر و رنج...
شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی ۱۷۳-پادشاهی خسرو پرویز۵ 01.09.2023 2:13:38
چوپیدا شد آن چادر قیرگون درفشان شد اختر بچرخ اندرون چو آواز دارندهٔ پاس خاست قلم خواست بهرام و قرطاس خواست بیامد دبیر خردمند و راد دوات و قلم پیش دانا نهاد بدو گفت عهدی ز ایرانیان بباید نوشتن برین پرنیان که بهرام شاهست و پیروزبخت سزاوار تاج است و زیبای تخت نجوید جز از راستی درجهان چه در آشکار و چه اندر نهان نوشته شد آن شمع برداشتند شب تیره باندیشه بگذاشتند چو پنهان شد آن چادر لاژورد جهان شد ز دیدا...
Podobne podcasty
Replaio nie jest wydawcą podcastów; nazwy audycji, okładki i audio należą do ich autorów i są rozpowszechniane przez publiczne kanały RSS