uk

Boutigha Podcast

شعر کست | SherCast

Arts FA ↓ Епізодів: 185

پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی (محتوای تکمیلی در بوطیقا ) Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Обов'язково відвідайте сайт подкасту та підтримайте його автора: shows.acast.com

Автор

Boutigha Podcast

Категорія

Arts

Сайт подкасту

shows.acast.com

Останній епізод

30 жов 2026

Де слухати?

Подкасти в застосунку Replaio Radio Уже незабаром

Подкасти незабаром з'являться в застосунку. Встановіть уже зараз і першими побачте зовсім новий погляд на подкасти

Завантажити з Google Play Встановіть безкоштовно Android майже 10 млн завантажень · рейтинг 4,8 iOS незабаром

Епізоди

صد و هشتاد و سه - رخِ گل‌زار 30.10.2026

چون بلبل مست، راه در بستان یافت رویِ گل و جام باده را خندان یافت آمد به زبانِ حال، در گوشم گفت دریاب که روزِ رفته را نتوان یافت (کمال‌الدین اسماعیل) روزی‌ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد ابر از رخ گلزار همی‌شوید گرد بلبل به زبان پهلوی بر گل زرد آواز همی دهد که می باید خورد (امیر معزّی) گر آمدنم ز من بدی،‌نامدمی ور نیز شدن زمن بدی،‌ کی شدمی بهْ زان نبدی که من در این دیرِ خراب نه آمدمی، نه شدمی، نه...

صد و هشتاد و دو - خروس سحری 30.10.2026

در خواب مرا دوش خردمندی گفت کز خواب، گل نشاط و شادی نشکفت چیزی چه کنی که با اجل باشد جفت می خور که بسی به زیر گل خواهی خفت (پوربهاِ جامی) *** رندی دیدم نشسته بر خشکْ زمین نه کفر، نه اسلام، نه دنیا و نه دین نه حق، نه حقیقت، نه طریقت، نه یقین اندر دو جهان که را بود زهره‌ی این؟ (شیخ نجم‌الدین کبری) *** هنگام سپیده‌دم، خروس سحری؛ دانی که چرا همی‌کند نوحه‌گری؟ یعنی که: نمودند از آیینه‌ی صبح کز عمر شبی...

صد و هشتاد و یک - خطِ پیاله 29.10.2026

چون عهده نمی‌کند کسی فردا را یک امشبْ خوش کن دلِ پُر سودا را می نوش به نورِ ماه -ای ماه- که ماه بسیار بتابد و نیابد ما را (عطار) *** قرآن که بهین کلام خوانند آن را جا جای، نه بر دوام خوانند آن را در خطّ پیاله، آیتی هست ز لطف کاندر همه‌جا مُدام خوانند آن را (سراج‌الدین قُمریِ‌ آملی) *** چون می‌گذرد کار، چه آسان و چه سخت وین یک دمِ عاریت، چه ادبار و چه بخت چون جایِ دگر نهاد می‌باید رخت نزدیکِ خردمند...

صد صد و هشتاد - خونِ شهریارو هشتاد - خونِ شهریار 29.10.2026

برخیز و بیا یکی زبهر دل ما حل کن به جمال خویش این مشکل ما یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم زآن پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما *** در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست آن لاله ز خون شهریاری بوده‌ست هر شاخ بنفشه کز زمین سر بر زد خالی‌ست که بر رخ نگاری بوده‌ست *** گویند: بهشت و حوض کوثر باشد جوی می و شهد و شیر شکر باشد پر کن قدح باده و بر دستم نه نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد *** یک قطرهٔ آب بود با دریا شد یک ذر...

صد و هفتاد و نه - سیم‌تن: منسوب به خیام 29.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۱۲ از ۱۲) تا کی غمِ آن خورَم که دارم یا نه وین عمر، به خوشدلی گذارم یا نه پُر کن قدحی باده که معلومم نیست کین دَم که فرو بَرَم، برآرَم یا نه *** چون فارغی ای ‌دوست ز هر اسراری چندین چه خوری بیهُده هر تیماری؟ چون می‌نرود به اختیارت کاری خوش باش در این نفس که هستی، باری *** آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی معذوری اگر در طلبش می‌کوشی باقی همه رایگان نیرزد، هُش دار تا عمرِ گران‌ْ...

صد و هفتاد و هشت - تختِ فریدون: منسوب به خیام 28.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۱۱ از ۱۲) قومی متحیّرند در کویِ یقین قومی به گمان فتاده اندر رهِ دین ناگاه، منادیی بر آید ز کمین کای بی‌خبران! راه نه آن است، نه این! *** ای خواجه! بدان کین فلکِ بیهُده‌ْ دو همچون من و تو، دید بسی کهنه و نو آغاز و سرانجامِ جهان را چه کنی؟ از عمر، نصیبِ خویش، برگیر و برو! *** یک جُرعه مَیِ کهن، ز ملکی نو بِهْ وز هرچه نه مَی، طریقِ بیرون‌ْشو بِهْ چرخشت، بِهْ از تختِ فریدون، ص...

صد و هفتاد و هفت - غم و مَی و تریاک: منسوب به خیام 28.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۱۰ از ۱۲) زهر است غم جهان و مَی تریاکم تریاک خورَم، ز زهر ناید باکم مَی می‌خورَم و به سبزه بر می‌غلتم زآن پیش که سبزه بَر دَمَد از خاکم *** زآن پیش که از زمانه تابی بخوریم باری به‌هم ای دوست شرابی بخوریم کین چرخِ فلک، به گاهِ رفتنْ ما را چندان ندهد امان که آبی بخوریم *** ماییم که اصل شادی و کان غمیم سرمایۀ دادیم و نهادِ ستمیم پَستیم و بُلندیم و کمالیم و کمیم آیینۀ زنگْ‌ خور...

صد و هفتاد و شش - بادهٔ خام: منسوب به خیام 28.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۹ از ۱۲) ایّامِ زمانه از کسی دارد ننگ کو در غم ایّام نشیند دلتنگ مَی خور تو در آبگینه و نالۀ چنگ زآن پیش که آبگینه آید بر سنگ! *** از جِرم گِلِ سیاه، تو اوجِ زُحَل کردم همه مشکلاتِ کُلی را حل بگشادم بندهایِ مشکل به حیَل هر بند گشاده شد، مگر بندِ اجل *** هان تا ننهی ز دست یک ساعتْ جام کارِ طربت پُخته کُن از بادۀ خام چون نیست تو را در این جهان جایِ مقام از عمر، نصیبِ خویش، بر...

صد و هفتاد و پنج - جورِ فَلَک: منسوب به خیام 27.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۸ از ۱۲) مرغی دیدم نشسته در مشهدِ طوس در پیش گرفته کلّۀ کیکاوس با کلهّ همی‌گفت به افسوسْ افسوس کو تاج مرصّع و کجا نالۀ کوس؟ *** در کاس تو جرعه‌ای اگر هست، بکش وز کاسه و کوزۀ کسان، دست بکش زآن پیش که در مجلسِ عمرت گویند کای ساقی! بادۀ قیامست، بکش! *** از آمده‌ها تُرْش مکن چهرۀ خویش وز نامده‌ها، آب مکن زَهرۀ خویش بِستان تو ز دهرِ بیوفا بهرۀ خویش زآن پیش که دهر بر کَشَد دَهرۀ...

صد و هفتاد و چهار - خور و خواب: منسوب به خیام 27.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۷ از ۱۲) سنّت بکن و فریضۀ حق بگزار وآن لقمه که داری از کسانْ باز مدار غیبت مکن و دل کسی را مازار در عهدۀ آن جهان منم، باده بیار! *** چرخا! فلکا! نه عقل داری، نه بصر هرگز نکنی به حالِ آزاده نظر نامردان را بر آسمان بُردی سر احسنت، زهی چرخ مُخَنّثْ پرور! *** آنی که نبودت به خور و خواب نیاز کردند نیازمندت این چارْ انباز هر یک به تو آنچه داد، بستانَد باز تا باز چنان شوی که بودی...

صد و هفتاد و چهار - خور و خواب: منسوب به خیام 27.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۷ از ۱۲) سنّت بکن و فریضۀ حق بگزار وآن لقمه که داری از کسانْ باز مدار غیبت مکن و دل کسی را مازار در عهدۀ آن جهان منم، باده بیار! *** چرخا! فلکا! نه عقل داری، نه بصر هرگز نکنی به حالِ آزاده نظر نامردان را بر آسمان بُردی سر احسنت، زهی چرخ مُخَنّثْ پرور! *** آنی که نبودت به خور و خواب نیاز کردند نیازمندت این چارْ انباز هر یک به تو آنچه داد، بستانَد باز تا باز چنان شوی که بودی...

صد و هفتاد و سه – گُلِ تازه: منسوب به خیام 27.10.2026

ز آن گه که نهادِ خلق بنهادستند بر هرچه قرار داده شد، شادستند بیشی طلبان، به‌هم در افتادستند بیشی مطلب که دادنی دادستند *** چون قاعدۀ وجودِ ما بنهادند در مشورتم پیام نفرستادند چون کارِ مرا قرار بی من دادند دانم که مرادِ من در او ننهادند *** در دهر، چو آوازِ گُلِ تازه دهند فرمای بُتا که مَی به اندازه دهند از حور و قصور، وَز بهشت و دوزخ فارغ بنشین که آن خودْ آوازه دهند *** در پشتِ من، از زمانه توُ می...

صد و هفتاد و دو - شیشه‌گر: منسوب به خیام 27.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۵ از ۱۲) حَیّی که به‌قدرت سر و رو می‌سازد همواره همه کارِ عدو می‌سازد گویند که: شیشه‌گر مسلمان نبود آن را تو چه‌گویی که کدو می‌سازد؟ *** گفتم که دلم ز علم محروم نشد کم مانْدْ ز اسرار که مفهوم نشد اکنون که همی‌بنگرم از رویِ خرد معلومم شد که هیچْ معلوم نشد *** این چرخ، چو آسیا بر آسوده نشد آسوده نگشت و آسیا سوده نشد چندان که زمانه دانه پیمود در او او سیر نگشت و دانه پیموده نش...

صد و هفتاد و یک - فلکِ گرداگرد: منسوب به خیام 26.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۴ از ۱۲) زین بحرِ وجود، آمده پیدا ز نهفت کس نیست که او گوهرِ تحقیق بسُفت هر کس سخنی از سرِ سودا گفتند زآن روی که هست، کس نمیداند گفت *** کس مشکل اسرارِ فلک را نگشاد کس یک قدم از نهاد بیرون ننهاد چون در نگری، ز مُبتدی و استاد عجزی است به دستِ هرکه از مادر زاد *** چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد خود را به کم و بیش دُژم نتوان کرد کارِ من و تو، چنان‌که رای من و توست از موم، ب...

صد و هفتاد - رخِ لاله: منسوب به خیام 26.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۳ از ۱۲) چون ابر به نوروز رُخِ لاله بشُست برخیز و به جام باده کن عزمْ درست کین سبزه که امروز تماشاگهِ توست فردا همه از خاکِ تو برخواهد رُست *** بشنو سخنی که جز سرانجام تو نیست مرغی است مرادِ دل که در دام تو نیست گر کُرّۀ توسنِ فلک رام تو نیست دل تنگ مکن که این در ایّام تو نیست *** در پردۀ اسرار کسی را ره نیست وز تعبیۀ حال، کسی آگه نیست جز در دلِ خاکِ تیره، منزلگه نیست مَی خ...

صد و شصت و نه - رخِ نازنین: منسوب به خیام 25.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۲ از ۱۲) هر ذرّه که در خاکِ زمینی بوده‌است پیش از من و تو، تاج و نگینی بوده است گَرد از رُخِ نازنین به آزرمْ فشان کآن هم رُخِ خوبِ نازنینی بوده است *** یک تن خبر مرگ تو ننیوشیده است کو را نه ز دید خون برون‌جوشیده است تاری است به چشم خلق، گیتی، ز غمت گویی که به سوگ تو سیَه پوشیده است *** هر جانِ شریف کو شناسایِ ره است داند که هر آنچه آید از جایگَه است رنجی که رسد به‌تو نه از...

صد و شصت و هشت - لگدِ تجربه: منسوب به خیام 25.10.2026

رباعیات محتمل خیام (بخش ۱ از ۱۲) امروز چو کاسۀ سرت هست به‌جا مَی نوش به کاسه، با حریفی دانا صد کاسه و کلّهٔ سرِ شاه و گدا نَخرَند به کوزۀ فُقاعی فردا *** چندان لگدِ تجربه زد بر گِل ما گردون که بشُد گَردِ حدوث از دل ما ترسنده از آنم که ز ما منزل ما خالی شود و حل نشود مشکل ما *** زین فرش‌ِ زمین که سقفِ او گردون است گفتن نتوان هیچ که حالش چون است بگذار حدیثِ آسیابی کو را گندم همه مردم است و آبش خون ا...

صد و شصت و هفت - چهار و هفت: خیام 25.10.2026

رباعیات اصیل خیام (بخش ۵ از ۵) از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکن فردا که نیامده‌ست، فریاد مکن بر نامده و گذشته، بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن *** ای آنکه تو در زیرِ چهار و هفتی وز هفت و چهار، دایم اندر تفتی مَی خور دایم که در رهِ آگفتی این مایه ندانی که چو رفتی، رفتی! *** خوش باش که پخته‌اند سودایِ تو دی فارغ شده‌اند از تَمنّایِ تو دی قصّه چه کنم که بی تقاضایِ تو دی دادند قرارِ کارِ فردای...

صد و شصت و شش - جسُتنِ جام جم: خیام 24.10.2026

رباعیات اصیل خیام (بخش ۴ از ۵) در جسُتنِ جام جم، جهان پیمودم روزی ننشستم و شبی نغنودم ز استاد چو رازِ جام جم بشنودم آن جام جهان‌نمایِ جم، من بودم *** چون نیست مَقامِ ما درین دهرْ مُقیم پس بی می و معشوق، خطایی‌ا‌ست عظیم تا کی ز قدیم و مُحدَث، اومیدم و بیم چون من رفتم، جهان چه مُحدَث، چه قدیم! *** مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان مَی خواه مُروّق، ز طراز آمدگان رفتند یکانْ یکانْ، فراز آمدگان کس میندهد نش...

صد و شصت و پنج - کارگهِ کوزه‌گر: خیام 24.10.2026

رباعیات اصیل خیام (بخش ۳ از ۵) ز آوردنِ من، نبود گردون را سود وز برُدنِ من، جاه و جمالش نفزود وز هیچ‌کسی نیز دو گوشم نشنود کآوردن و برُدنِ من از بهرِ چه بود؟ *** از جملۀ رفتگانِ این راهِ دراز باز آمده‌ای کو که به ما گوید راز پس بر سرِ این دو راهۀ آز و نیاز تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز *** وقتِ سحر است، خیز ای مایهٔ ناز نرمکْ نرمکْ باده دِه و رود نواز کآن‌ها که به‌جایند، نپایند دراز و آن‌ها که شدند،...

صد و شصت و چهار - صحرای علل: خیام 24.10.2026

آن را که به صحرای عِلَل تاخته‌اند بی او همه کارها بپرداخته‌اند امروز بهانه‌ای در انداخته‌اند فردا همه آن بُوَد که دی ساخته‌اند *** در شش جهت آنچه گِردِ ما گستردند در پنجْ حواس و چارْ طبع آوردند بس گُرْسِنه‌اند و عالمی را خوردند این هفت که در دوازده می‌گردند *** آن‌ها که کهن بُوَند و آن‌ها که نُوَند هر یک به مرادِ خویش لَختی بدوَند این سفلهْ‌جهان‌ به کس نمانَد باقی رفتند و رویم و دیگر آیند و روَند...

صد و شصت و سه - ترکیبِ طبایع: خیام 23.10.2026

رباعیات اصیل خیام (بخش ۱ از ۵) دارنده، چو ترکیبِ طبایع آراست باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست؟ گر خوب نیامد این بنا، عیبْ کراست؟ ور خوب آمد، خرابی از بهرِ چراست؟ *** در دایره‌ای کآمدن و رفتنِ ماست او را نه بدایت، نه نهایت پیداست کس می‌نزند دَمی در این معنی راست کین آمدن از کجا و رفتن به کجاست *** ترکیبِ پیاله‌ای که در هم پیوست بشکستنِ آن، روا نمیدارد مست چندین سر و پای نازنین، از سرِ دست از مهرِ...

صد و شصت و دو - سر نِشترِ عشق 23.10.2026

از شبنم عشق خاک آدم گل شد شوری برخاست، فتنه‌ای حاصل شد سرنشتر عشق بر رگ روح رسید یک قطرۀ خون چکید، نامش دل شد (اوحدالدین کرمانی) *** آن یار که عهدِ دوستاری بشکست می‌رفت و منش گرفته دامان در دست می‌گفت دگرباره به خوابم بینی پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست (سعدی) *** من درد تو را به هیچ مرهم ندهم یک موی تو را به هر دو عالم ندهم گفتم: جان را به یارِ محرم ندهم از گفته‌ی خود بیش دهم، کم ندهم (مولانا)...

صد و شصت و یک - شادی و درد: رودکی 23.10.2026

از دوست به هر چیز چرا بایدت آزرد کین عیش چنین باشد گه شادی و گه درد گر خوار کند مهتر خواری نکند عیب چون باز نوازد شود آن داغ جفا سرد صد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش گر خار بَراَندیشی خرما نتوان خَورد او خشم همی گیرد تو عذر همی خواه هر روز به نو یار دگر می‌نتوان نکرد لینک های پادکست ‌ پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌ پادکست بوطیقا - قسمت چهل و یکم ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌ لن‌ترون...

صد و شصت - سهیلِ یمنی: رودکی 22.10.2026

هر باد که از سویِ بخارا به من آید زو بویِ گل و مشک و نسیمِ سمن آید بر هر زن و هر مرد کجا بر وَزَد آن باد گویند: مگر آن باد همی از خُتَن آید؟ نی نی! ز خُتن باد چنان خوش نوزد هیچ کان باد همی از برِ معشوق من آید هر شب، نگرانم به یمن تا تو برآیی زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید با هرکه سخن گویم، گر خواهم و گر نی، اول سخنم نامِ تو اندر دهن آید لینک های پادکست ‌ پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌ پادکست بوطیقا...

Слухайте подкаст شعر کست | SherCast у Replaio

Радіо та подкасти в одному застосунку - безкоштовно й без реєстрації. Встановіть уже сьогодні та не пропустіть запуск

Завантажити з Google Play

Replaio не є видавцем подкастів; назви шоу, обкладинки та аудіо належать їхнім авторам і поширюються через публічні RSS-канали