Ferdosi
Shahpod. شاه پاد
شامل دوره کامل شاهنامه خوانی در کلاب هاوس. طرح مینیاتوراز هنرمند گرامی بانو فرحناز سلطانی
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
رفتار کی کاوس با همسران و دختران اسیر افراسیاب 16.09.2022 1:21
رفتار مهینه ایرانیان
نشست ۷۳ -کیخسرو۴۱ جنگ بزرگ ۷ 14.09.2022 1:36:26
شهنشاه ایران سر و تن بشست یکی جایگاه پرستش بجست کز ایرانیان کس مر او را ندید نه دام و دد آوای ایشان شنید ز شبگرد تا ماه بر چرخ ساج به سر بر نهاد آن دلافروز تاج ستایش همی کرد بر کردگار از آن شادمان گردش روزگار فراوان بمالید بر خاک روی به رخ بر نهاد از دو دیده دو جوی وز آنجا بیامد سوی تاج و تخت خرامان و شادان دل و نیکبخت از ایرانیان هرکه افگنده بود اگر کشته بودند گر زنده بود از آن خاک آورد برداشتند...
نشست ۷۲ -کیخسرو۴۰ جنگ بزرگ ۶ 09.09.2022 1:44:05
گزارش ابیات ازمهندس سجاد ثمری وزآن جایگه شهریار زمین بیامد بپیش جهانآفرین ز لشکر بشد تا بجای نماز ابا کردگار جهان گفت زار ابر خاک چون مار پیچان ز کین همی خواند بر کردگار آفرین همی گفت کام و بلندی ز تست بهر سختیی یارمندی ز تست اگر داد بینی همی رای من مرگدان ازین جایگه پای من نگون کن سر جاودانرا ز تخت مرادار شاداندل و نیکبخت چو برداشت از پیش یزدان سرش بجوشن بپوشید روشن برش کمر بر میان بست و برجست...
نشست ۷۱ -کیخسرو۳۹ جنگ بزرگ ۵ 07.09.2022 1:23:35
گزارش ابیات از دکتر مهرداد پارسه سیم هفته کیخسرو آمد به گنگ شنید آن غو نای و آوای چنگ بخندید و برگشت گرد حصار بماند اندر آن گردش روزگار چنین گفت کان کو چنین باره کرد نه از بهر پیکار پتیاره کرد چو خون سر شاه ایران بریخت به ما بر چنین آتش کین ببیخت شگفت آمدش کانچنان جای دید سپهری دلارام بر پای دید به رستم چنین گفت کای پهلوان سزد گر ببینی به روشن روان که با ما جهاندار یزدان چه کرد ز خوبی و پیروزی اند...
نشست ۷۰ -کیخسرو۳۸ جنگ بزرگ ۵ 02.09.2022 1:23:42
دبیر نویسنده را پیش خواند سخن هرچه بایست با او براند سر نامه کرد آفرین از نخست بدان کو زمین از بدیها بشست چنان اختر خفته بیدار کرد سر جادوان را نگونسار کرد توانایی و دانش و داد از اوست به گیتی ستم یافته شاد از اوست دگر گفت کز بخت کاووس کی بزرگ و جهاندیده و نیکپی گشاده شد آن گنگ افراسیاب سر بخت او اندر آمد به خواب به یک رزمگاه از نبرده سران سرافراز با گرزهای گران همانا که افگنده شد صد هزار...
نشست ۶۹ -کیخسرو۳۷ جنگ بزرگ ۴ 31.08.2022 1:10:13
چو کیخسرو آن رزم ترکان بدید که خورشید گشت از جهان ناپدید سوی آوه و سمکنان کرد روی که بودند شیران پرخاشجوی بفرمود تا بر سوی میسره بتابند چون آفتاب از بره برفتند با نامور ده هزار زرهدار با گرزهٔ گاوسار به شماخ سوری بفرمود شاه که از نامداران ایران سپاه گزین کن ز جنگ آوران دههزار سواران گرد از در کارزار میان دو صف تیغها بر کشید مبینید کس را سر اندر کشید دو لشکر بر این سان بر آویختند چنان شد که گفتی...
نشست ۶۸ -کیخسرو۳۶ جنگ بزرگ ۳ 26.08.2022 1:26:32
چو روشن شد آن چادر لاژورد جهان شد به کردار یاقوت زرد نشست از بر اسب جنگی پشنگ ز باد جوانی سرش پر ز جنگ به جوشن بپوشید روشن برش ز آهن کلاه کیان بر سرش درفشش یکی ترک جنگی به چنگ خرامان بیامد به سان پلنگ چو آمد به نزدیک ایران سپاه یکی نامداری بشد نزد شاه که آمد سواری میان دو صف سرافراز و جوشان و تیغی به کف بخندید از او شاه و جوشن بخواست درفش بزرگی برآورد راست یکی ترگ زرین به سر بر نهاد درفشش به...
نشست ۶۷ -کیخسرو۳۵ جنگ بزرگ کیخسرو ۲ 23.08.2022 1:14:51
از آن درد بگریست افراسیاب همی کند موی و همی ریخت آب همی گفت زار این جهانبین من سوار سرافراز رویین من جهانجوی لهاک و فرشیدورد سواران و گردان روز نبرد از این جنگ پور و برادر نماند بزرگان و سالار و لشکر نماند بنالید و بر زد یکی باد سرد پس آنگه یکی سخت سوگند خورد به یزدان که بیزارم از تخت و گاه اگر نیز بیند سر من کلاه قبا جوشن و اسب تخت منست کله خود و نیزه درخت منست از این پس نخواهم چمید و چرید و گر خ...
نشست ۶۶ -کیخسرو۳۴ جنگ بزرگ کیخسرو ۱ 19.08.2022 1:22:48
از آن پس خروش آمد از دیدهگاه که گرد سواران برآمد ز راه سه اسب و دو کشته بر او بسته زار همی بینم از دور با یک سوار همه نامداران ایران سپاه نهادند چشم از شگفتی به راه که تا کیست از مرز توران زمین که یارد گذشتن بر این دشت کین هم اندر زمان بیژن آمد دمان به بازو به زه بر فگنده کمان بر اسبان چو لهاک و فرشیدورد فگنده نگونسار پر خون و گرد بر اسبی دگر بر پر از درد و غم به آغوش ترک اندرون گستهم چو بیژن به...
نشست ۶۵ -کیخسرو۳۳ دوازده رخ۱۰ 18.08.2022 1:03:26
همه شب بنالید تا روز پاک پر از درد چون مار پیچان به خاک چو گیتی ز خورشید شد روشنا بیامد بدان جایگه بیژنا همی گشت بر گرد آن مرغزار که یابد نشانی ز گم بوده یار پدید آمد از دور اسب سمند بدان مرغزار اندرون چون نوند چمان و چران چون پلنگان به کام نگون گشته زین و گسسته لگام همه آلت زین بر او بر نگون رکیب و کمند و جنا پر ز خون چو بیژن بدید آن از او رفت هوش برآورد چو شیر شرزه خروش همی گفت کای مهربان...
نشست ۶۴ -کیخسرو۳۲ دوازده رخ۹ 12.08.2022 1:19:40
پر از کینه سالار توران سپاه خروشان بیامد به آوردگاه چو گودرز کشوادگان را بدید سخن گفت بسیار و پاسخ شنید بدو گفت کای پر خرد پهلوان به رنج اندرون چند پیچی روان روان سیاووش را زان چه سود که از شهر توران برآری تو دود بدان گیتی او جای نیکان گزید نگیری تو آرام کو آرمید دو لشکر چنین پاک با یکدگر فگنده چو پیلان ز تن دور سر سپاه دو کشور همه شد تباه گه آمد که برداری این کینهگاه جهان سر به سر پاک بی...
نشست ۶۳ -کیخسرو۳۱ دوازده رخ۸ 11.08.2022 1:10:08
ششم بیژن گیو و رویین دمان به زه برنهادند هر دو کمان چپ و راست گشتند یک با دگر نبد تیرشان از کمان کارگر به رومی عمود آنگهی پور گیو همی گشت با گرد رویین نیو بر آوردگه بر بر او دست یافت زمین را بدرید و اندر شتافت زد از باد بر سرش رومی ستون فروریخت از ترگ او مغز و خون به زین پلنگ اندرون جان بداد ز پیران ویسه بسی کرد یاد پس از پشت باره درآمد نگون همه تن پر آهن دهن پر ز خون ز اسب اندر آمد سبک بیژ...
نشست ۶۲ -کیخسرو۳۰ دوازده رخ۷ 06.08.2022 1:20:39
سزد گر شما بر جهانآفرین بخوانید روز و شبان آفرین که تا این زمان هرچ رفت از نبرد به کام دل ما همی گشت گرد فراوان شگفتی رسیدم به سر جهان را ندیدم مگر بر گذر ز بیداد و داد آنچ آمد به شاه بد و نیک را هم بدویست راه چو ما چرخ گردان فراوان سرشت درود آن کجا بآرزو خود بکشت نخستین که ضحاک بیدادگر ز گیتی به شاهی برآورد سر جهان را چه مایه به سختی بداشت جهان آفرین زو همه درگذاشت به داد آنک آورد پیدا ستم ز باد...
نشست ۶۱ -کیخسرو۲۹ دوازده رخ۶ 02.08.2022 1:19:41
بزرگان که آن نامهٔ دلپذیر شنیدند گفتار فرخ دبیر هش و رای پیران تنک داشتند همه پند او را سبک داشتند به گودرز بر آفرین خواند ورا پهلوان گزین خواندند پس آن نامه را مهر کرد و بداد به رویین پیران ویسهنژاد چو از پیش گودرز برخاستند بفرمود تا خلعت آراستند از اسبان تازی به زرین ستام چه افسر چه شمشیر زرین نیام ببخشید یارانش را سیم و زر کرا در خور آمد کلاه و کمر برفت از در پهلوان با سپاه سوی لشکر خویش بگرفت...
نشست ۶۰ -کیخسرو۲۸ دوازده رخ ۵ 01.08.2022 1:24:21
چو از راه ایران بیامد سوار کس آمد بر خسرو نامدار پذیره فرستاد شماخ را چه مایه دلیران گستاخ را بپرسید چون دید روی هجیر که ای پهلوانزادهٔ شیرگیر درودست باری که بس ناگهان رسیدی به نزدیک شاه جهان بفرمود تا پرده برداشتند به اسبش ز درگاه بگذاشتند هجیر اندر آمد چو خسرو بدوی نگه کرد پیشش بمالید روی بپرسید بسیار و بنشاندش هزاران هجیر آفرین خواندش ز گوهر یکی تاج پیروزه شاه به سر بر نهادش چو رخشنده ماه ز گو...
نشست ۵۹ -کیخسرو۲۷ دوازده رخ ۴ 27.07.2022 1:13:14
بخورد آب و برخاست بیژن به درد ز دادار نیکی دهش یاد کرد تن از درد لرزان چو از باد بید دل از جان شیرین شده ناامید به یزدان چنین گفت کای کردگار تو دانی نهان من و آشکار اگر داد بینی همی جنگ ما بر این کینه جستن بر آهنگ ما ز من مگسل امروز توش مرا نگه دار بیدار هوش مرا جگر خسته هومان بیامد چو زاغ سیه گشت از درد رخ چون چراغ بدان خستگی باز جنگ آمدند گرازان به سان پلنگ آمدند همی زور کرد این بر آن آن بر این...
نشست ۵۸ -کیخسرو۲۶ دوازده رخ ۳ 23.07.2022 1:29:15
چو از پیش گودرز شد ناپدید دل گیو ز اندوه او بردمید پشیمان شد از درد دل خون گریست نگر تا غم و مهر فرزند چیست یکی بآسمان برفرازید سر پر از خون دل از درد خسته جگر به دادار گفت ار جهانداوری یکی سوی این خستهدل بنگری نسوزی تو از جان بیژن دلم که ز آب مژه تا دل اندر گلم به من بازبخشش تو ای کردگار بگردان ز جانش بد روزگار بیامد پراندیشه دل پهلوان پر از خون دل از بهر رفته جوان به دل گفت خیره بیازردمش چرا خ...
نشست ۵۷ -کیخسرو ۲ دوازده رخ ۲ 20.07.2022 1:04:54
به روز چهارم ز پیش سپاه بشد بیژن گیو تا قلبگاه به پیش پدر شد همه جامه چاک همی بآسمان بر پراگند خاک بدو گفت کای باب کارآزمای چه داری چنین خیره ما را بپای به پنجم فراز آمد این روزگار شب و روز آسایش آموزگار نه خورشید شمشیر گردان بدید نه گردی به روی هوا بردمید سواران به خفتان و خود اندرون یکی را به رگ بر نجنبید خون به ایران پس از رستم نامدار نبودی چو گودرز دیگر سوار چینن تا بیامد ز جنگ پشن از آن کشتن...
نشست ۵۶ -کیخسرو ۲۴ آغاز داستان دوازده رخ ۱ 16.07.2022 1:17:38
جهان چون به زاری برآید همی بد و نیک روزی سرآید همی چو بستی کمر بر در راه آز شود کار گیتیت یکسر دراز به یک روی جستن بلندی سزاست اگر در میان دم اژدهاست و دیگر که گیتی ندارد درنگ سرای سپنجی چه پهن و چه تنگ پرستنده ي آز و جویای کین به گیتی ز کس نشنود آفرین چو سرو سهی گوژ گردد به باغ بدو بر شود تیره روشن چراغ کند برگ پژمرده و بیخ سست سرش سوی پستی گراید نخست بروید ز خاک و شود باز خاک همه جای ترسس...
نشست ۵۵ -کیخسرو ۲۳ پایان داستان بیژن و منیژه 12.07.2022 1:03:46
به بیژن بفرمود کاین خواسته ببر سوی ترک روانکاسته برنجش مفرسا و سردش مگوی نگر تا چه آوردی او را بروی تو با او جهان را بشادی گذار نگه کن بدین گردش روزگار یکی را برآرد بچرخ بلند ز تیمار و دردش کند بیگزند وزانجاش گردان برد سوی خاک همه جای بیمست و تیمار و باک هم آن را که پرورده باشد بناز بیفگند خیره بچاه نیاز یکی را ز چاه آورد سوی گاه نهد بر سرش بر ز گوهر کلاه جهان را ز کردار بد شرم نیست کسی را برش آ...
نشست ۵۴ -کیخسرو ۲۲ بیژن و منیژه ۳ 08.07.2022 1:53:59
بدو گفت بیژن ز تاریک چاه که چون بود بر پهلوان رنج راه مرا چون خروش تو آمد بگوش همه زهر گیتی مرا گشت نوش بدین سان که بینی مرا خان و مان ز آهن زمین و ز سنگ آسمان بکنده دلم زین سرای سپنج ز بس درد و سختی و اندوه و رنج بدو گفت رستم که بر جان تو ببخشود روشن جهانبان تو کنون ای خردمند آزاده خوی مرا هست با تو یکی آرزوی بمن بخش گرگین میلاد را ز دل دور کن کین و بیداد را بدو گفت بیژن که ای یار من ندانی که چون...
نشست ۵۳ -کیخسرو ۲۱ بیژن و منیژه ۲ 05.07.2022 1:58:31
نگونش بچاه اندر انداختند سر چاه را بند بر ساختند وز آنجا بایوان آن دخترش بیاورد گرسیوز آن لشکرش همه گنج و گوهر بتاراج داد ازین بدره بستد بدان تاج داد منیژه برهنه بیک چادرا برهنه دو پای و گشاده سرا کشیدش دوان تا بدان چاهسار دو دیده پر از خون و رخ جویبار بدو گفت اینک ترا خان و مان زواری برین بسته تا جاودان غریوان همی گشت بر گرد دشت چو یک روز و یک شب برو بر گذشت خروشان بیامد بنزدیک چاه یکی دست را اند...
افرینش در شاهنامه فردوسی در گفتگو با یزدان رحیمی۲ 03.07.2022 1:15:43
افرینش در شاهنامه فردوسی در گفتگو با یزدان رحیمی۲
نشست ۵۲ -کیخسرو ۲۰- . نبرد رستم و اکوان دیو۲ .آغازبیژن و منیژه 01.07.2022 2:27:12
https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/bizhan/sh1 شبی چون شبه روی شسته بقیر نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر دگرگونه آرایشی کرد ماه بسیچ گذر کرد بر پیشگاه شده تیره اندر سرای درنگ میان کرده باریک و دل کرده تنگ ز تاجش سه بهره شده لاژورد سپرده هوا را بزنگار و گرد سپاه شب تیره بر دشت و راغ یکی فرش گسترده از پرّ زاغ نموده ز هر سو بچشم اهرمن چو مار سیه باز کرده دهن چو پولاد زنگار خورده سپهر تو گفتی بقیر اند...
akvane نشست ۵۱ -کیخسرو ۱۹- پایان نبرد رستم و پولاد وند .آغاز نبرد رستم و اکوان دیو 29.06.2022 1:41:11
نشست ۵۱ -کیخسرو ۱۹- پایان نبرد رستم و پولاد وند .آغاز نبرد رستم و اکوان دیو شاهنامه خوانی با گزارش ابیات روان و هیجان انگیزاز استاد سیروس ملکی. برنامه ما درروزهای سه شنبه وآدینه ساعت ۹ بامداد به گاه ایران برگزار می گردد
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.