Gholamreza Aminian

نقاشی خیال با شعر

Arts FA ↓ 99 episodes

دریچه‌ای گشودام تا ببینی جهان پر آشوب مرا، رقص حنجره‌ام با غبارهای ذهن مرا، ترک برداشتن بغض‌های مرا، ریختن اشکهای مرا، رویای مرا و مرا ©

Author

Gholamreza Aminian

Category

Arts

Podcast website

open.spotify.com

Latest episode

Jul 10, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

برای که 20.03.2024

به من بگو چرا؟ جان من، به من بگو چرا؟! نترس این تنها یک شوخی بود دنبال چرایی نیستم راستش را بخواهی دیر زمانی‌ست که دیگر دنبال چرایی نمی‌روم چرایی اصلا چه اهمیتی دارد اما دلم می‌خواهد بدانم برای «که»؟ برای «که» این زنگ‌ها به صدا در می‌آیند البته که این هم یک شوخی بود دلم می‌خواهد بدانم خنده‌هایت را برای «که» نگه داشته‌ای؟ روزها به «که» می‌اندیشی؟ شبها برای «که» دلتنگ می‌شوی؟ در تنهایی‌هایت برای «که...

تنگ آب 07.03.2024

خواب بودم چون جسم مرده‌ای چند صباحی‌ بر دار بودم گمان می‌بردم چون جسم متحرکی دارم بیدار بودم نمیدانستم اما تنها در مسیر باد ایستاده بودم من اسیر پنجه‌های باد بودم و مثل یک ماهی گرفتار تنگ بودم چقدر هم تشنه بودم دایم در ‌فکر جرعه‌ای آب، با آنکه در آب بودم عطش من‌ اما از آب نبود، از روشنایی بود از نبود شمعی در دست یا نبود همنشینی یکدست از آرزوی از این خاک برخاستن از آرزوی دیدن او قبل باز خواستن از آ...

گمگشته 02.12.2023

گمگشته ایستاده‌ام در میان عکس‌های تو کو پس تو، کو آن رخ همیشه خندان تو چگونه من آخر سر کنم با این درد هجران تو چگونه می‌شود فراموش کرد آن شوری که حلقه می‌زد در چشمان تو تا دیروز تو آینه‌ای بودی در مقابل من، امروز اما این آینه شده کلبه احزان تو حیف نیست؟ که فاصله بیافتد میان من و تو؟ چراغ زندگی خاموش‌ می‌شود بدون تو دل هوایی می‌شود از ندیدن تو این می‌شود که به هر ریسمانی از خاطراتت چنگی میزند مثل ک...

قاف 19.11.2023

گفت این بوی تن است یا که خون گفتم این بوی زایش است به دیده خون قبضه جان از لحظه لخته شدن یک دریا خون با جیغ و داد و شیحه‌‌‌هایی چون فرود تیشه فرهاد بر بیستون تو از این قصه بخوان شرح مفصل حدیث عشق را گفتن راز به او که افتاد در دل شمس را آفتاب آمد، جمع کن بساط این کرم‌های شب‌تاب را از روی لوح سینه‌ام‌، بخوان‌ خطوط نوشته شده با جوهر درد را ‌این همه آیت و باز پرسش از منبع نور؟! این ماه، این هم نور، قس...

زری 24.10.2023

دست‌هایت را میبینم طرح و نقشه‌ات را هم میدانم اما باز من بی‌تابم مثل یک بید من لرزانم سایه‌ات را می‌شناسم طلوعت را بارها و بارها دیده‌ام در غروبت، من جای تو ستاره روی هم چیده‌ام من اینگونه ظلمت را برچیده‌ام با آنکه زندگی را از تو میدانم داستان بودت را دایم در سر پرورانده‌ام ‌ ‌ اما این‌بار از تو می‌خواهم که بگویی من چه کنم با راز مرگ‌هایی که از دردش جگر لای دندان می‌فشارم هر صورتی به شکل یک فرشته...

در جستجوی شمس 23.10.2023

منم منم آمده‌ام خاطره‌ها، فاصله‌ها پشت سرم نهاده‌ام پشت در ایستاده‌ام باز کن، جنت و آب زم‌زم‌ام گرچه هنوز خسته‌ام پیر و پینه بسته‌ام باز توشه‌‌ سفر بسته‌ام طرح سفر برای عمر بسته‌ام حال در پی یک همسفرم ‌ در پی تو، تو ای هم ‌نفسم نشان تو در شب تار جسته‌ام ز ماه و ستاره‌ها کمک جسته‌ام حال پشت درت رسیده‌ام به این پیر، پشت درت نشسته‌ام بی این نشان که قفل و دخیل بسته‌ام ای نفسم، ای همه هستیم با آنکه بی‌...

کعبه 04.10.2023

ای که به کعبه میروی‌ ترسم که خطا میروی کعبه مقصود در تو و تو خوشحال که میروی پیچ زلف‌ یار در دستت تو پی حض کجا میروی کاسه وجودت چنان تنگ که به اشاره‌‌‌ای سر میروی کنار ساحل دریا نشسته ولی به درونش نمیروی ز دیدن طلیعه صبح غافل پی آب تا ماه‌ میروی دوست خانه دیوار به دیوار چرا راه دور میروی جهان بیابان است و زندگی شن گر تقلا کنی، فرو میروی

هوس 11.08.2023

پشت سرم سایه‌ای می‌آید بر‌میگردم و نگاهش میکنم در دستش یک سبد است با دو سیب قرمز می‌گویم‌: سیب می‌خواهم سیبی بر‌میدارد و گاز میزند می‌گویم: اما من سیب خواستم! با تعجب نگاهم میکند با انگشتش به خودش و بعد به من اشاره میکند یعنی من آینه ضمیر تو هستم می‌پرسم: خودت هوس سیب نکرده‌ای؟ صورتش گل می‌اندازد مثل کسانی که اولین‌بار عاشق شده‌اند سیبی برمیدارد و این‌بار آن را به من می‌دهد گاز میزنم، شیرین است او...

سرگردان 05.08.2023

زورقی کوچک بر روی دریا‌ سوی کرانه‌ها روانه بود پشتش ساحل خط لبی باریک به رنگ گل لاله بود رفتم و گفتم ای شیخ کجا، نگرانم که تو بیراهه روی ای دریا چنان بیکران است که تو براحتی طعمه شوی عمق این بحر نه آن است که در خیال خام توست قبل تو کسان بلیعده هنوز نتوان نشانی آنها جست در دل تاریکی بی فانوس شدن کو نشان قهرمانیست نه هر که قایقی ساخت، تاخت و او بحر را شکافت به یک زلف‌ پریانی‌ عمری مجاهدت زاهدان بر ف...

زمستان مستمر 23.07.2023

می‌بینی؟! هوا دوباره سرد شده آب در برکه یخ بسته، چمن‌زار خالی از چنگ شده شاخه‌ها خشک و ترد، شبیه استخوان‌های قبلِ مرگ شده برگ‌ها روی زمین ریخته و ریز ریز شده، انگار که چند بار چرخ شده دوباره باز زمستان شده، برف آمده، همه ‌جا سفیدپوش شده شهر هم سوت و کور و مردمانش سیاه‌پوش، انگار نه انگار که شعری هم اختراع شده خانه را نگفتم! چه سرد شده، سکوتش از قبل هم سنگین‌تر شده چهار دیواری‌اش‌ مرده، زمین‌اش سرِ...

کوچه‌ها 17.07.2023

درحالیکه که موهایم را شانه میکنم، بر‌میگردم و به جاده‌ای که از آن آمده‌ام خیره می‌شوم‌. جاده‌ای که هزاران ساعت در اعماق زمان کشیده شده است و می‌رود و می‌رود تا می‌رسد به کوچه‌ها‌ ای صدای‌های خاموش شده در عصارها در من رسوب کرده آن نجواها یخ بسته در من جادوی آن تصویرها دیدن آنهمه شگفتی‌‌ از پشت دوربین‌ها صدای مداوم زنگوله‌ها تا سرحد کوه‌ها آن خانه‌های زیبا، آن منظره‌ها آن رنگ‌ها قله‌های سپید پوش شده...

حلاج 09.07.2023

من هرگز ندیده‌ام یا نشنیده‌ام که کسی مرده باشد. آنهایی هم که از قطار زندگی جا‌مانده‌اند تنها از انتخاب کردن باز ایستاده‌‌اند و مشعل‌شان را به دست دیگری سپارده‌اند. هر کدام از ما انباشتی از انتخاب‌های‌ بازایستادگان از روز اول آفرینش هستیم. و زندگی چیزی نیست جز انتخاب میان دو. انتخاب بین پوشیدن شلوار بلند یا کوتاه، دوست‌داشتن ساینا‌ یا آیدا، دادزدن و یا سکوت کردن به وقت دعوا‌. و این انتخاب‌هایمان هس...

رها 08.07.2023

میخواهم رها شوم در باد از بال و پر زدن برای لحظه‌ای دست بکشم، بیاندازم خودم را در دامان باد تا ببرد مرا هر جا که دلش خواست و من کمی در خود گم باشم میخواهم که اکسیژن‌ در هوا باشم‌ پر شوم در سینه پیرزنی تنها ، بدانم که دلیل کاهش سرفه‌هایش و طولانی شدن نفس‌هایش من باشم میخواهم که گرد و غبار باشم بنشینم در لابلای موهای دخترکی که پیچیده از تاب، و با او بالا و پایین بپرم هر وقت که او می‌دود و من کمی شاد...

Lost 25.06.2023

Lost in a jungle Your only companion, your shadow And a beating heart in the shape of an arrow Don’t know where to go Standing at a crossroads Have to choose between two roads One goes deep, the other one to open fields Can’t decide between going left or turning right Having light or being hold tight Living in an open field bathed in lights but kept apart Or to fight for every inch of light but be...

سراب 11.06.2023

تو برایم خواب بودی، ناب بودیمثل یک حس بیداری، مثل پایان یک تنهاییحسی از جنس کامل بودن، کافی بودننمیدانم چه شد آن حس را ، کجا رفتتنها میدانم که پر زد و رفترفت نشست بالای‌ درختی در نزدیکی خانه‌مان‌‌از آنجا هم پر کشید و رفت بر روی ابرها نشستابرهایی که سپیدندابرهایی که در راه کویرندابرهایی که از هم می‌پاشندابرهایی که یک قطره هم نمی‌بارندابرهایی که هیچگاه به سرزمین موعود نمی‌رسندچه آمد بر سر خاطرات دیر...

گلین گداخ گزماقا 08.06.2023

این شعر به زبان آذری است. آهنگ پس زمینه هم "تو فقط باش" نام دارد که خواننده‌اش مازیار فلاحی است.

سر نگران 29.05.2023

آمدی ای من تو را چشم نگران، ای که در حسرت دیدار تو من شب‌ها چون طفلی گریان کجا بودی ای مه من، ای دلیل کم سو شدن نور دیده‌‌های من بیا بنشین دمی در کنار من، تا بنگری در عمق چشمان من میبینی نقش صورتی را که افتاده‌ در آن، پس چرا می‌روی‌ عقب سر نگران چشم‌هایم منتظر تو بوده‌اند، با هر ناله‌‌ جان چون ابر بهاری باریده‌اند‌ از روزی  که رفتی یکدم هم نیاسوده‌اند، هر دانه‌ اشکی را میان پلک‌ها روز‌ها سابیده‌ان...

خیال غبارآلود 18.05.2023

خیال غبارآلود

آخرین پرواز 06.04.2023

گفتی برو رفتم اما در خواب شدم از پلک‌هایم دو بال ساختم از تو یک فرشته در خیال ساختم آنگاه در میانه آسمان برای یافتنت مشغول پرواز شدم به تو‌ که گفته بودم از بی‌فرشته بودن دگر خسته بودم حال از روی چمن‌زارها می‌پرم بر روی کشت‌زارها جولان می‌دهم به درختان کهن‌‌سال که می‌رسم دورشان چرخی می‌زنم به لانه کبوترها سری میزنم دستی بر روی کبوترهای عاشق می‌کشم در کوچه باغ خیالم عطر به جا مانده از تو را نفس می‌ک...

خواب پیاله 03.03.2023

خواب پیاله یک روز برف خواهد بارید خیلی عمیق یک روز باران خواهم آمد خیلی شدید مرا در خود فرو خواهد برد این زخم‌های عمیق با درد‌هایی که می‌شوند هر روز تشدید باید رها کنم خود را از افکار پوسیده دفن شده زیر برف‌ سنگین عادت را باید سر بکشم کاسه صبر لبریز شده‌ام از دانه‌های باران حسرت داشتنت را در این کنج عافیتی که من به انتظار نشسته‌ام آفتابی نمی‌تابد و دست نوازشگری تارهای روح من را نمی‌نوازد باید راهی...

I’m done! 17.02.2023

I’m done with this world. Everyone; young, middle aged and old. And you too, don’t hide, be bold. Everything is highly priced or marked as sold. And where’s your price ticket, you young fellow citizen of the world? Shame?! Is it a real thing?! Prove it to me, to receive your biggest award. Is this you and this is your house? There is mould everywhere in your house, and look at you, you even aren’t...

غزل و شعر تویی 14.02.2023

غزل و شعر تویی، مرهم و درد همه یکجا تویی نور تویی شمع تویی، دلیل شادی هر جمع تویی مکتب و درس تویی، قلم و جوهر دفتر مشق تویی دلیل گریه‌های‌ بی‌وقت من، باعث جوهر پس‌داده‌ تویی ناز تویی عشوه تویی، افسونگر هوش و چشم تویی غول خفته چراغ جادو منم، ورد تویی سحر تویی دَم تویی بازدم تویی، هوای در گردش این کالبد تویی درد قبض سینه‌ام، دلیل سنگین نفس کشیدنم تویی آب تویی دریا تویی، وسعت پاکی این مایع حیات‌ تویی...

آشیانه گرم 07.02.2023

چگونه می‌شود گفت آن جمله (دوستت دارم) را ویران‌ کرد، دوباره چید و بنا کرد این واژه‌های بهم پیوسته را و در جهانی به این آشفتگی، منتظر گذاشت جان‌های آکنده از درد و رنج را چگونه می‌توان زیر باران راه رفت دید و در آغوش گرفت این قطره‌‌های از هم گسسته اشک را و در روزگاری چنین بیرحم، فراموش کرد دل‌های شکسته از ‌نگاه‌‌های سرد را چگونه می‌توان در خیابان راه رفت در سینه فرو برود عطر رهگذران و دود‌های سیاه م...

خرابات 04.02.2023

گفت عاشقم گفتم در عاشقی زیرکی رسم نیست در خرابات گفتن دوستت دارم شرم نیست ناباوران را که به کوی دل راه نیست چشم‌ها دو حلقه‌چاه نیست گوش‌ها در و دروازه شهر نیست در غبغبه‌ها‌جریان باد آیین زار نیست شب‌‌ها جز دلتنگی و حسرت دیدار نیست چون پیر هست، پی فال و بخت و اقبال نیست بر لوحِ دِلش جز عکس رخ یار نیست گفت دیوانه‌ام گفتم دیوانگی را هشیاری جزو آداب نیست در مرامش خواندن کتاب و قیل و قال نیست در دلش تر...

شوالیه 02.02.2023

برای خاطر تو آمده‌ام برای دیدنت کوههای بلند را پیموده‌ام، قله‌های پنهان‌شده زیر چتر ابر را، صخره‌های روشن‌شده از تابش خورشید را، گردنه‌های پیچیده در همهمه باد را، دشت‌های مملو از برف را، رودهای‌ در خود فرو برده قامت ماه را. برای شنیدنت از آب‌های عمیق گذشته‌ام، دریاهای مواج را طی کرده‌ام، با گرداب‌های سهمگین درافتاده‌ام، در حسرت وزیدن نسیمی روزها نشسته‌ام، ساعت‌ها‌ به افقها چشم‌ دوخته‌ام، از ترس و...

Listen to the نقاشی خیال با شعر podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.