ایران اینترنشنال
قصهخوانی با علیرضا روشن
قصهخوانی با علیرضا روشن یک برنامه مطالعاتی در آثار مهم و مرجع ادبیات داستانی ایران است و از قصهها و افسانههای کهن تا پاورقیهای عصر مشروطیت و داستانهای مدرن را در بر میگیرد.
Be sure to visit the podcast's website and support the creator: www.spreaker.com
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت آخر: مردان پرنده 04.04.2024 21:38
سندباد از رودی که در دلِ کوهِ آخر دریاها جاریست میگذرد و به مملکتی میرسد که مردانش از جنس ابلیسند و میتوانند پرواز کنند. سندباد که از ماجرا مطلع نیست بر دوش یکی از آنها سوار میشود و به ملکوت آسمانها میرود. آنجا خدا را تسبیح میگوید اما آن مردان، خشمگین میشوند و او را در بیابانی رها میکنند.سندباد ۲۷ سال در آن مملکت میماند و سرانجام برای همیشه به بغداد باز میگردد. یک توضیح بیربط: بیبیخ...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت چهاردهم: پایان دریاها 02.04.2024 14:00
آخرین سفر سندباد، سفریست به اقلیم سلیمان پیامبر. به جایی که در داستانهای کهن پشت کوه قاف و مدفن سلیمان نبیست.طوفان سکان کشتی را به دست میگیرد و بازرگانان را به دریایی میکشاند که به گفته ناخدا قبر سلیمان آنجاست.سه ماهی غولپیکر، هر یک بزرگتر از دیگری، دور کشتی میگردند، باله میجنبانند و آن را به کوهی که احتمالا کوه قاف است میکوبند و در هم میشکنند. فقط این توضیح را اضافه کنم که قسمت آخر داست...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی 01.04.2024 14:01
قسمت سیزدهم: رود تاریک و چشمه جواهرات طوفان لاشه کشتی را به جزیرهای میاندازد. سندباد و بازرگانان در ساحل صخرهای آن جزیره با گورستانی از کشتیهای شکسته روبهرو میشوند که تجارش مردهاند و مالالتجارههاشان در کرانه، ول و بیصاحب مانده. آن جزیره پر است از عنبر مذاب و چشمهای دارد که بسترش را جای سنگ و ریگ، یاقوت و زمرد و الماس پوشانده.همراهان سندباد از آب دریا به مرض شکم (اسهال) مبتلا میشوند...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت دوازدهم: بوزینگان درخت نارگیل 31.03.2024 14:01
سندباد در شهر بوزینگان با روش نارگیلچینی آشنا میشود. اهالی شهر، سنگ زلاطیه (یکجور سنگریزه صیقلی از جنس و شکل سنگهای کنار رودخانه)به طرف بوزینگان درختهای نارگیل پرت میکنند و بوزینهها هم برای مقابله به مثل، نارگیل به طرفشان میاندازند.سندباد بعد از این که از نارگیلهای مرغوب یک بار مفصل میبندد، سوار بر کشتی تجاری، آن شهر را به مقصد بصره ترک میکند. در راه، کشتی در جزایر دیگر لنگر میاندازد...
ادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت یازدهم: شیخ دریا (دَوال پا) 31.03.2024 13:57
سیمرغ و جفت خشمگینش کشتی حامل سندباد و بازرگانان دیگر را با سنگهای کوهاندازه خرد میکنند. سندباد شناکنان خودش را به جزیرهای میرساند. در آن جزیره پیرمردی فرتوت را میبیند که در کرانهی نهر آبی نشسته و محزون و غمزده است. پیرمرد میخواهد به آن طرف نهر برود اما توان ندارد. از سندباد خواهش میکند او را بر کول بگیرد و از نهر آب بگذراند. سندباد او را به دوش میگیرد اما پیرمرد از گرده او پایین نمیآید...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت دهم: نجات از چاه مردگان 29.03.2024 14:01
سندباد از چاه مردگان نجات پیدا میکند و خودش را از حفرهای در بن چاه، به ساحل دریا میرساند. گروهی دریانورد که کارشان گشتن در دریاها و نجاتدادن غریقان و گمشدگان جزایر است او را پیدا میکنند و به بصره میبرند.نکتهای که در این داستان توجهم را جلب کرد، تضاد خباثتیست که سندباد در سرقت اموال مردگان به خرج میدهد با مناعت و بزرگمنشی دریانوردانی که به فکر نجات زندگانند. این دریانوردان به رایگان جان س...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت نهم: همسران زندهبهگور 28.03.2024 14:01
سندباد با ساختن زین اسب حسابی به مال و منال میرسد و مقرب درگاه پادشاه میشود. به درخواست پادشاه با یک زن ثروتمند ازدواج میکند و در همان مملکت میماند روزهای خوشی را میگذراند تا این که زن همسایه میمیرد. سندباد برای تسلیت به خانه همسایه میرود اما مرد همسایه را میبیند که پکر و ناراحت است و زانوی غم به بغل گرفته. علت اندوهش را جویا میشود. مرد میگوید در این سرزمین هر زن یا مردی که بمیرد، همسرش...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت هشتم: جزیره لختهای آدمخوار 27.03.2024 14:01
سندباد دوباره میل سفر به سرش میافتد. بار تجارت میبندد و از بغداد به بندر بصره رفته آنجا همراه جمعی از بازرگانان رهسپار چهارمین سفر دریا میشود. در میانهی دریا کشتی اسیر طوفان میشود و در اثر موج و باد تختههایش از هم میپاشد. سندباد و جمعی از بازرگانان به تخته پارهای میچسبند و خودشان را به جزیرهای میرسانند. در آن جزیره قصریست و در آن قصر جمعی آدم لخت و عریان که به اسیران خوراک فراوان میده...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی 26.03.2024 14:01
قسمت هفتم: کشتی جواهرفروشان سندباد که تمامی همراهانش طعمه دیو و اژدهای آدمخوار شدهاند خودش را به ترفندی از چنگ اژدها خلاص میکند و به آخر جزیره میرود. نگران و مستاصل در ساحل مینشیند و منتظر سرنوشت است که ناگاه یک کشتی در دوردست دریا پدیدار میشود.
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت ششم: دیو آدمخوار 25.03.2024 14:01
بوزینگان چهار وجبی سندباد و بازرگانان را به جزیرهای ناشناخته میبرند و خودشان سوار کشتی شده از آنجا میروند. سندباد و همراهانش در آن جزیره به قصری برمیخورند که صاحبش یک دیو عظیمالجثهی انساننمای آدمخوار است.
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت پنجم: کوه بوزینگان 24.03.2024 14:01
سندباد بحری از بیابان الماس نجات پیدا میکند و به بغداد باز میگردد. او در شرح سومین سفرش برای سندباد حمال، از گیرافتادن کشتی بازرگانان در کوه بوزینگان میگوید.
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت سوم: جزیره سیمرغ 22.03.2024 14:06
سندباد بحری از مملکت ملک مهرجان به بغداد بازمیگردد و ماجرای سفر دومش را برای سندباد حمال تعریف میکند. سفری که در آن گرفتار «جزیره سیمرغ» میشود.
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت دوم: مادیان دریایی 21.03.2024 14:02
کشتی بازرگانان، سندباد و تجاری را که پشت یک نهنگ را با جزیره اشتباه گرفتهاند، ترک میکند. سندباد از تکان نهنگ به دریا میافتد و شناکنان خودش را به جزیرهای عجیب میرساند که در آن از مادیانهای دریایی کرهگیری میکنند.
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: سفرهای سندباد بحری - از هزارویک شب، ترجمه طسوجی تبریزی قسمت اول: جزیره نهنگ 20.03.2024 14:00
«سندباد بحری» که بعضی پژوهشگران تاریخ او را ایرانی و از اهالی بندر سیراف استان بوشهر میدانند از معروفترین شخصیتهای داستانهای هزار و یکشب است. سندباد که در جوانی آدمی عیاش و رفیقباز بوده مال و اموال پدر را تلف میکند و وقتی بیچیز و تهیدست میشود تصمیم میگیرد داخل تجارت بشود و برای خرید و فروش به سفرهای دریایی برود. او حالا یک پیرمرد ریشسپید است و سرگذشت پرماجرا و سراسر حادثهاش را برای ی...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: «حمام شهر بنفشپوشان» از جامعالحکایات عصر صفوی و «هارونالرشید و کنیزک» - از هزار و یکشب 14.03.2024 29:01
تذکر: این داستانها حاوی صحنههای جنسی هستند و به افراد زیر ۱۶ سال توصیه نمیشوند. قسمت اول «حمام شهر بنفشپوشان» در صحنه دیدار مسعود با پیر انجیلخوان تمام شد. به عبارت دیگر در صحنه دیدار یک نوجوان مسلمان با یک پیر مسیحی. به گمان من این صحنه در معماری هم جلوه کرده و نشانش را میتوان در همنشینی و دوستی مسجد و کلیسا در اصفهان دوره صفوی دید. علاوه بر این، حکایت کوتاه «هارونالرشید و کنیزک» را از ه...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: «حمام شهر بنفشپوشان» - از جامعالحکایات دوره صفویه قسمت اول؛ رفتنِ شاهزاده سمرقند به حمامِ طلسم 07.03.2024 28:49
تذکر: این داستان حاوی صحنههای جنسیست و به افراد زیر ۱۶ سال توصیه نمیشود. «حمام شهر بنفشپوشان» با نام اصلی «در قصه مسعود پسر خواجهسعید و رفتن او به شهر بنفشپوشان و داخلشدن به حمام» از جمله قصههاییست که در جامعالحکایات یا همان مجموعه داستانهای دوره صفویه آمدهاند. این نوع داستانها در هند هم توسط پارسیان گفته میشدند که «بهار دانش» از شناختهشدهترین آنهاست. آوازه شهرت قصههای جامعالحکای...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: «آبجیخانم» داستانی از صادق هدایت 29.02.2024 33:01
همانطور که در قصه نارنج و ترنج وعده داده بودم، اینبار یکمقدار شلنگاندازی کردم و پایم را از حدود قصه فراتر گذاشتم و به دنیای داستان پریدم. چون در آن قصه بحث خوشگلی و زشتی پیش آمده بود، داستان «آبجیخانم» یادم آمد که آن هم درباره همین زشت و خوشگل کردنهاست و آسیبهایی که این نگاه و نگرش به افراد جامعه میزند.فارغ از اینها، هدایت که در اجتماعینویسی داستانهای درخشانی مثل «حاجیآقا» یا «علویهخا...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: «نارنج و ترنج» - روایت صبحی قسمت پایانی: آینهی حقیقتگو 22.02.2024 24:43
در توضیح قسمت اول «نارنج و ترنج» عرض کرده بودم که زندهیاد صبحی این داستان را چندماه پس از پایان جنگ جهانی دوم، در دی ۱۳۲۴ در رادیو تهران خوانده بود. این را هم به محضر مبارکتان رساندم که نارنج و ترنج در اساطیر ریشه دارد و قدرت تخیل شگفتانگیز راویانش را به رخ میکشد.حتما آینهی حقیقتگوی قصه معروف «سپید برفی» را که میگفت زیباترین زن روی زمین چه کسیست به خاطر دارید. در «سپید برفی» دو شخصیت اصلی...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: «نارنج و ترنج» - روایت صبحی قسمت اول: رفتن شاهزاده به باغ دیوها 15.02.2024 24:51
در این برنامه روایتی از «نارنج و ترنج» را برای خواندن انتخاب کردهام که صبحی مهتدی آن را هشتادسال پیش در رادیو تهران خوانده بود. زمانی که فروغ فرخزاد ۱۱ ساله بود، احمد شاملو ۲۰ سال داشت و صادق هدایت هنوز ۶ سال از عمرش باقی مانده بود. یادداشتهای زندهیاد صبحی نشان میدهد این داستان در دی ۱۳۲۴ از رادیو پخش شده، یعنی پنجماه پس از پایان جنگ جهانی دوم، در زمانی که ایران به اشغال قوای متفقین (برندگان...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: قصه «نمکی» - روایت صبحی مهتدی 08.02.2024 25:37
«نمکی»قصهایست که در جهان رویا اتفاق میافتد و داستان اقبال هفت خواهر را که کوچکترینشان نمکی نام دارد روایت میکند. این هفت خواهر باید به وقت خواب، به نوبت هر هفت در خانه را ببندند. شبی که نوبت نمکیست، شش در را میبندد اما در هفتم را که در اتاق خودش باشد باز میگذارد و سر بر بالش میگذارد. ناگاه دیوی از در هفتم به خانه میآید و نمکی را به سرزمین رویا میبرد.هرچند قصه نمکی ادعای طرح مسائل اجتماع...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: قصه «مرغ سخنگو» - روایت آمل قسمت آخر؛ برادر سنگ میشود 01.02.2024 28:34
داستان ترسناک «هفت برادرون» - گردآوری کاظم سادات اشکوری هشدار: شنیدن قصه «هفتبرادرون» ممکن است برای همه مناسب نباشد. همانطور که در قسمت اول «مرغ سخنگو» شنیدید، نام دختر گیسمروارید بود و نام پسر کاکلزری. این هر دو دنبال آب نقره و درخت طلا بودند. به مطلبی که عرض میکنم فکر کنید ببینید پرت و دور است یا نه، حرف حساب است؟! گیسمروارید یا دختر همان آب نقره است. به شباهت رنگ نقره و مروارید فکر کنید....
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: قصه «مرغ سخنگو» - روایت آمل قسمت اول؛ حوض نقره و درخت طلا 25.01.2024 28:45
«مرغ سخنگو» داستان همیشگی و پرتکرار بلاها و مصیبتهاییست که حسادت و تنگچشمی به سر آدم میآورد. سه خواهر قصه شبی دور هم جمع شدهاند و با هم از آرزوهایشان میگویند. ارزوی خواهر بزرگ این است که زنِ آشپز شاه بشود. وسطی آرزو میکند زن وزیر باشد و کوچکتره که دوست ندارد آرزویش را به زبان بیاورد، بعد از پاپیچ شدن خواهرها میگوید: «آرزوی من اینه که زن خود شاه بشم»! سه خواهر نمیدانند که شاه پشت پنجره کلب...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: بلبل سرگشته / سنگ صبور گردآوری و تنظیم صادق هدایت و صبحی مهتدی (مناسب برای گروه سنی بالای ۱۶ سال) 18.01.2024 31:37
در این قسمت دو قصه «بلبل سرگشته» و «سنگ صبور» را خواندهام. «بلبل سرگشته» در اساطیر یونان باستان ریشه دارد و شرح آن در منظومه هومر، داستانسرای متقدم یونان آمده. اما این که چطور در گشت و واگشتهای روزگار به کشورهای دیگر راه پیدا کرده و وارد فرهنگ عامه شده، داستانیست جدا. بعضی صحنههای این داستان (کشتن و خوردن فرزند) به آثار نویسندگان قدری چون شکسپیر هم راه پیدا کرده، آنجا که تیتوس بچههای تامورا ر...
پادکست قصهخوانی با علیرضا روشن: قصههای «یکی بود، یکی نبود» روایتهای مناطق مختلف ایران 11.01.2024 27:11
«یکی بود، یکی نبود» یعنی چی؟ آیا منظور اینه که «یک نفر بود و یک نفر نبود»؟ صبحی مهتدی در آخرین ماههای زندگیش یعنی در سال ۱۳۴۱ چندتا قصه ضبط کرده که تو یکی از اونا به جای یکی بود یکی نبود، میگه: «یک بود و یکی نبود»!این عبارت در واقع همون به نام خدای مشهوریه که به زبان قصهها اینجور گفته میشده و در واقع حرفش اینه که «یکی بود که یک نفر نبود». یعنی یکیه اما آدم و نفر نیست. و معنیش هم وقتی روشن میشه ک...
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.