PersianBMS

فصل ناگفته تاریخ

Religion FA ↓ 120 episodes

مجموعه‌ای از نمایشنامه‌های رادیویی رسانه PersianBMS

Author

PersianBMS

Category

Religion

Podcast website

persianbahaimedia.org

Latest episode

Jul 10, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

ملک تا ملکوت: ۱۰. رضوان خدا 30.05.2025

 از اتفاقات مهم بغداد، ملاقات‌های معترضین شاه ایران با حضرت بهاءالله به قصد جلب حمایت بابیان بود. افرادی چون میرزا مَلکَم خان، پسر میرزا یعقوب خان ارمنی، عباس میرزا برادر ناصرالدین شاه که به بغداد تبعید شده بود و میرزا فضل‌الله وزیر نظام برادر میرزا آقا خان نوری، هیچ یک از درخواست‌هایشان از طرف حضرت بهاءالله مورد قبول واقع نشد. ایشان تلاش آن‌ها را بیهوده خواندند، اما روش محبت و وداد با کل و طوایف...

ملک تا ملکوت: ۹. گلی در میان خارها (بخش ۲) 23.05.2025

 بابیان در بغداد گرد میرزا حسین‌علی نوری (حضرت بهاءالله) جمع شدند و این یکی از فرصت‌هایی برای دیوان‌سالاران و درباریان ناصرالدین شاه بود که برای مشوش کردن شاه استفاده کنند. تمام دیوان‌سالاران و درباریان ناصرالدین شاه هر گاه اشکالی در مملکت رخ می‌داد، بابیان را عامل و مسبب اصلی هر اتفاقی نشان می‌دادند و گزارش‌هایی غیرواقع بر علیه آن‌ها به شاه تقدیم می‌کردند. 

ملک تا ملکوت: ۸. گلی در میان خارها (بخش ۱) 16.05.2025

غیبت میرزا حسین‌علی نوری (حضرت بهاءالله) زیاد شد. ماه‌ها گذشت و خبری از ایشان نیامد. هدایت امور خانواده به عهده عباس بود، برای عباس با این سن و سال کم، بسیار سخت بود اما ایشان از عهده امور به خوبی بر می‌آمدند. خانواده میرزا حسین‌علی نوری دو سال چشم انتظار آمدن خبری از ایشان بودند. 

ملک تا ملکوت: ۷. اخراج خورشید 09.05.2025

میرزا حسین‌علی نوری (حضرت بهاءالله) ۴ ماه در سیاه چال تهران در محیطی آلوده و متعفن و تاریک زندانی بود و در حالی که سنگینی طاقت‌فرسای زنجیر قَره کُهَر را به دوش می‌کشید، وقایع حزن‌انگیز جان‌بازی یاران نیز بر دلش سنگینی می‌کرد. میرزا حسین‌علی پس از آزادی از سیاه چال، دیگر چیزی از مال دنیا در تهران نداشت.

ملک تا ملکوت: ۶. مست و هوشیاری 02.05.2025

 غوغای پیروان باب به اوج خود رسیده بود و امیرکبیر این هیجان عمومی را خطری برای تاج و تخت دید و مانند همتای پیشین خویش میرزا آغاسی به دشمنی با این گروه (پیروان حضرت باب) پرداخت. اخبار بابیان در این سال‌ها مسلسل‌وار از همه جا می‌رسید. 

ملک تا ملکوت: ۵. بی‌قراری عباس 25.04.2025

 ترور نافرجام ناصرالدین شاه که توسط سه نفر از بابیان، بی هیچ ماموریتی به طور خودسرانه و بدون مشورت صورت گرفته بود، آخر شوال ۱۲۶۸ هجری شمسی اتفاق افتاد و سبب مصیبت جدیدی نسبت به یاران (پیروان حضرت باب) شد. اصحاب رها یافته از بلایای قبل و هم‌چنین میرزا حسین‌علی نوری (حضرت بهاءالله) در این واقعه گرفتار شدند. 

ملک تا ملکوت: ۴. سنگ‌پرانی به نور 18.04.2025

 در بحبوحه بلایا و هجوم اعداء به قدری سنگ به خانه میرزا حسین‌علی (حضرت بهاءالله) انداخته بودند که خانه پر از سنگ شده بود. عباس طفلی ۹ ساله بود و کسی را در آن خانه جز والده و همشیره و آقا میرزا محمدقلی نداشت. والده از بیم جاهلان و بدخواهان آن‌ها را به محله سنگلج در پس کوچه‌ای در منزلی برد و محافظت می‌کرد تا روزی که امور معیشت بسیار سخت و ناممکن شد. 

ملک تا ملکوت: ۳. دخترعموی کوچک 11.04.2025

 میرزا محمد حسن، برادر میرزا حسین‌علی نوری (حضرت بهاءالله) دل‌خوش از وصلتی که قرار شده بود بین عباس و دخترش شهربانو صورت بگیرد روزگار را می‌گذارند و... 

ملک تا ملکوت: ۲. کودکی بخشنده 04.04.2025

 در جشن چوپان‌ها عباس که از رسوم خبری نداشت به یک‌باره به هر یک از چوپان‌ها که نزدیک به هشتاد نفر می‌شدند یک گوسفند هدیه داد که این باعث شگفتی همه شد. 

ملک تا ملکوت: ۱. تولدی در خاندانی اصیل 28.03.2025

شب پنجم جمادی‌الاول سال ۱۲۶۰ هجری قمری چراغ دو خانه روشن ماند، یکی در شیراز و یکی در تهران، در شیراز سیدی میزبان مُلایی بود و در تهران خانواده‌ای چشم به راه فرزند. دو چراغی که روشن ماند تا جهان از آن پس روی ظلمت نبیند، در تهران خاندانی با اصل و نسب منتظر مولودی مبارک بود، مولودی که مقدر بود، بعدها جهان را با قلم شمسی نورا و امری بی‌همتا روشنایی بخشد. 

طاهره قرة العین: ۲۰. شهادت طاهره 21.03.2025

طاهره که در اتاق نوکران باغ ایلخانی نگاه داشته شده بود در حال سجده و مناجات با قلبی آرام و مطمئن با خدای خود گفتگو می‌کرد، ناگهان در اتاق باز شد و پیش‌خدمتی که با وعده عزیزخان سردار به شغلی بهتر، مامور کشتن طاهره شده بود، وارد شد. طاهره که در سجده بود سر از سجده بلند کرده و نگاهی به او انداخت. پیش‌خدمت سر به زیر انداخت و چند قدم به عقب گذاشت و بعد از آن، پا به فرار گذاشت. 

طاهره قرة العین: ۱۹. مهیای دیدار موعود 14.03.2025

 طاهره گویا می‌دانست چه چیزی در انتظار اوست. مانند کسی که می‌خواهد مسافرت کند رفتار می‌کرد. همه از هم می پرسیدند این رفتار چیست؟ و در حین این کارها به قدری خندان بود که همه بی‌اختیار به گریه می‌افتادند. 

طاهره قرة العین: ۱۸. شهادت حضرت باب 07.03.2025

 بیش از یک سال بود که طاهره در خانه‌ کلانتر اقامت داشت و از هر طرف اخبار ناگوار حوادث نیریز و زنجان و کشتار بی‌رحمانه اصحاب حضرت باب را می‌شنید. برای طاهره این ظلم‌ها طاقت‌فرسا بود. از همه دل‌جویی می‌کرد گرچه خود بی‌نهایت دل‌خون بود. امیرکبیر به خیال این‌ که تنها راه آرام کردن کشور و خاموش کردن این مسلک، محو و نابود کردن رهبر آن‌هاست، دستور قتل حضرت باب را می‌دهد. خبر شهادت حضرت باب، دیگر فوق طاقت...

طاهره قرة العین: ۱۷. خانه‌ کلانتر 28.02.2025

 خانه‌ کلانتر در ایام ناصرالدین شاه، زندان گروهی از اصحاب حضرت باب بود. طاهره به دستور میرزا تقی امیرکبیر و سپس میرزا آقاخان نوری بیش از دو سال در آنجا زندانی بود. پس از مدتی، مردم و خصوصا شاهزاده‌ خانم‌های قاجار که متوجه حضور ایشان در آن‌جا شده بودند، طاهره را به اتاق بزرگ‌تری منتقل کردند. به دستور امیرکبیر، ماموران باید بر حرکات طاهره نظارت کامل می‌داشتند و هرگز اجازه نمی‌دادند که کاغذ و قلم نزد...

طاهره قرة العین: ۱۶. دستگیر شدن در مازندران 21.02.2025

 پس از حادثه‌ نیالا، طاهره قصد داشت برای تشرف به حضور حضرت باب به آذربایجان برود اما با توجه به خطرات سفر، حضرت بهاءالله موافقت نکردند. در نتیجه، طاهره عازم نور شد. در راه، مدتی را در بارفروش، در خانه‌ ملا محمد حمزه، شریعت‌مدار کبیر، گذراند. اما به سبب حسادت سعیدالعلما، دیگر مجتهد شهر، طاهره مجبور به ترک بارفروش شد. از آن‌جا به آمل، سعادت‌آباد و سپس به دارکلا رفت. در دارکلا یک روز ماند و سپس راهی...

طاهره قرة العین: ۱۵. حادثه‌ نیالا 14.02.2025

 پس از خاتمه‌ گردهمایی بدشت، اصحاب عازم مازندران گردیدند. چون شب شد، در پای کوه بزرگی در نیالا خیمه‌ها برافراشته، استراحت کردند. هنگام سحر قریب پانصد تن از مردم متعصب به آن‌ها هجوم آوردند و اموال‌شان را به غارت بردند. پس از رهایی از حادثه نیالا، جناب قدوس به جانب شهر خود، بار فروش راهی شد ولی در راه گرفتار و در منزل شیخ محمد تقی، مجتهد ساری، زندانی گردید. ملاحسین بشرویه‌ای ملقب به باب الباب نیز از...

طاهره قرة العین: ۱۴. حقیقت از پشت حجاب رخ نمود 07.02.2025

 بدشت بود و اصحاب حضرت باب و ایامی که می‌بایست استقلال آیین حضرت باب به یاران جمع شده، ابلاغ شود. این مسئولیت سنگین را قر‌ه‌العین بر عهده گرفته بود. با اجازه میرزا حسینعلی نوری و مشورت با جناب قدوس اولین قدم را که کشف حجاب‌اش در میان اصحاب بود برداشت. همهمه و آشوبی شد و به هتاکی وناسزاگویی کشیده شد. اصحاب برآن شدند که از قدوس یاری بطلبند تا این ادعای قره‌العین بر نسخ قرآن را دفع کند. 

طاهره قرة العین: ۱۳. بدشت درخشان 31.01.2025

 بدشت، ییلاق اشراف، دهکده‌ای کوچک و زیبا با انواع میوه‌ها و اینک در میان باغ‌هایش هشتاد و یک تن از اصحاب حضرت باب که میان‌شان برخی از اشخاص برجسته هم‌چون میرزاحسینعلی نوری، میرزا محمدعلی بارفروشی و قره‌العین حضور داشتند اسکان داده شده بودند، در آن ایام هم‌چنان حضرت باب در قلعه چهریق، اسیر زندان غافلان عصر بودند. هنوز قائمیت حضرت باب اعلان نشده بود. میرزاحسینعلی نوری هر روز لوحی به میرزا سلیمان نور...

طاهره قرة العین: ۱۲. ملاقات با خورشید 24.01.2025

دفتر سرنوشت قره‌العین ورق سپید تازه‌ای خورد تا در آن برگ زرین، رویدادهای عظیم دیگری که در تقدیرش بود ثبت گردد و آثار باشکوهی که ماموریت‌اش در این عالم بود و هدف نهایی و والایی که در دل داشت ظاهر گردد. سفر قره‌العین آغاز شد. با این که در آن زمان خروج زنان از دروازه‌ شمیران، سربازان را به تحقیق بیشتر وا می‌داشت، اما قره‌العین و خدمه‌اش خوشبختانه بدون هیچ پرسش و جستجوی مامورین از دروازه گذشتند و راهی...

طاهره قرة العین: ۱۱. خورشید نجات‌بخش 17.01.2025

 با آن که ملا محمد برغانی و بستگان او، خانه پدری قره‌العین را تحت نظر داشتند که مبادا ایشان فرار کند، اما اراده الهی بر رهایی قره‌العین تعلق یافت. در ایام حبس ایشان در خانه پدرش، خاتون جان دختر بزرگ حاج اسدالله فرهادی که از فداییان حقیقی قره‌العین بود با تدابیر مختلف و لباس‌های متفاوت نزد وی می‌رفت. گاه به صورت فقیر متکدی و گاه به بهانه رخت آب کشیدن در خانه ملاصالح خود را به قره‌العین می‌رساند، گا...

طاهره قرة العین: ۱۰. انتقام‌جویی بازماندگان ملاتقی 10.01.2025

این نخستین بار بود که میرزا حسینعلی نوری در طریق آیین جدید، گرفتار زندان می‌شدند. پس از چند روز با تلاش جعفر قلی خان برادر میرزا آقا خان نوری و چند تن دیگر، ایشان از خانه کدخدا رها شدند. متصدیان امور و روسای کدخدا از ترس جعفر قلی خان از رفتار خود نسبت به میرزا حسینعلی عذرخواهی کردند و با نهایت حسرت و افسوس پی کار خویش رفتند، اما بازماندگان ملاتقی هم‌چنان تلاش می‌کردند که از اصحاب حضرت باب انتقام ب...

طاهره قرة العین: ۹. غوغا در قزوین 03.01.2025

 در آن اوقات قره‌العین در خانه پدرش ساکن بود ولی برای انتشار معارف آیین بابی در خانه‌ برادرش مشغول می‌شد. ملاحسین بشرویه‌ای قبل از عزیمت به ماکو جهت زیارت حضرت باب، در قزوین و در خانه‌ آقا محمدهادی فرهادی، قره‌العین را ملاقات نمود. آقا محمدهادی فرهادی از تجار قزوین بود که خود و خاندان‌اش به آیین بابی ایمان آورده بودند. 

طاهره قرة العین: ۸. آتش خفته 27.12.2024

 قره‌العین به طور منظم در خانه برادر خود با زنانی از بزرگان شهر ملاقات و آیین بابی را به آنان ابلاغ می‌کرد. اندک اندک، افراد تازه‌ای در ظل آیین جدید درآمدند. همه جا حرف از زرین تاج، قره‌العین، دختر حاج ملامحمدصالح برغانی قزوینی بود که بشارت ظهور جدید می‌داد. در آن زمان قره‌العین برای اصحاب احساس خطر می‌کرد. اغلب چند تن از زنان و شاگردان ملامحمد تقی، به ظاهر برای مراقبت و در واقع به منظور جاسوسی هم...

طاهره قرة العین: ۷. بازگشت به قزوین 20.12.2024

 سرانجام قره‌العین و اصحاب حضرت باب قصد عزیمت به قزوین نمودند. در بازگشت به قزوین، برادران قره‌العین به علاوه چند تن از زنان و خویشان طاهره و گروهی از اصحاب باوفای حضرت باب ، همراه قره‌العین بودند. قره‌العین امر فرمود که چند تن از اصحاب عرب، هم‌چون شیخ سلطان کربلایی، شیخ محمد شِبل بغدادی و فرزندش آقا محمد مصطفی به عراق عرب مراجعت کنند. جمعی را نیز بعدا در قزوین، امر به مراجعت عراق کرد. 

طاهره قرة العین: ۶. سفرهای طاهره 13.12.2024

 پس از ۱۵ روز چهار تن از بستگان قره‌العین که همگی آن‌ها از علمای بانفوذ بودند به کرمانشاه آمدند و بدون اطلاع امیر کرمانشاه، با سرتیپ صفرعلی خان، برای اخراج قره‌العین از کرمانشاه و اعزام ایشان به قزوین به مشورت نشستند. پیش از طلوع آفتاب روز دوم ورود بستگان قره‌العین به کرمانشاه، سه خانه‌ای که قره‌العین و همراهانش در آن ساکن بودند، به وسیله صفرعلی خان و سربازان‌اش محاصره شد. 

Listen to the فصل ناگفته تاریخ podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.