studio senoghte

1001 شب

Fiction FA ↓ 148 episodes

پادکست هزار‌ویک‌شب بازخوانی کامل و دقیق متن کتاب هزارویک‌‌شب به قلم میرزا عبداللطیف طسوجی است، همراه با توضیحاتی دربارۀ قصه‌ها و زمینه و زمانۀ آن. هزارویک‌شب قصۀ راز و جادو است، قصۀ زندگی مردم قدیم سرزمین ما، قصۀ گذشتۀ پررمزوراز ما. پادکست هزارویک‌شب «پنج‌شنبه‌ها» منتشر می‌شود. هر هفته حدود ۶۰ دقیقه، هر چند شب از قصه‌ها که بشود و معمولا به همراه یک ضمیمه در حاشیۀ قصه‌ها قصه‌خوان: فاطمه سالاروند ضمایم و تعلیقات: علیرضا فتاح نگارگر: حمید قدسی (استودیو سواد) رژیسور: فاطمه مهربان فجازی‌گردان: فاطمه خسروانی طرح و تهیه: امید مهدی‌نژاد تهیه‌شده در: استودیو سه‌نقطه Hosted on Acast. See acast.com/priva...

Author

studio senoghte

Category

Fiction

Podcast website

shows.acast.com

Latest episode

Jul 18, 2025

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

شب ۱۱۱- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش 28.06.2025

پس از آن جوان متاع خود بگشود و یکان‌یکان و پارچه‌پارچه به تاج‌الملوک بازنمود و از آن جمله جامۀ حریر زر تاری به در آورد که به دوهزار دینار ارزش داشت. چون جامه بگشود پارچه‌ای حریر از میان جامه بیفتاد و در حال آن پارچه بگرفت و در زیر زانو بنهاد. شنیدیم که تاج‌الملوک فرزند ملک‌سلیمان پس از پدرش به پادشاهی مدینۀ خضرا رسید و روزی در کنار شکارگاه به کاروانی رسید که در آن چشمش به جوانی نیکوشمایل افتاد که...

شب ۱۱۰- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش 28.06.2025

چشمش به میان قافله اندر به جوانی نیکوشمایل افتاد که صورتی چون قمر و جامه‌ای فاخر در بر داشت ولکن گونۀ آن جوان از دوری دوستان زرد گشته بود.  شنیدیم که ملک‌سلیمان از ازدواج با دختر ملک‌زهرشاه صاحب یک‌دانه پسری شد زیبا و باهوش که نامش را تاج‌الملوک گذاشتند. بعضی واژه‌های دشوار شب ۱۱۰: نخجیر : شکار مخافت : ترس مرغزار : دشت Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

شب ۱۰۹- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش 28.06.2025

سپاه را فرمود که با جمعیت انبوه به استقبال پذیره شوند و اسباب طرب و عیش از چنگ و چغانه و دف و نای و مغنیان با خود ببرند و در شهر منادی ندا داد که همۀ دختران و زنان و عجوزگان شهر به خارج شهر بروند. در حکایت تاج‌الملوک، شنیدیم که سلیمان‌شاه وزیرش را به خواستگاری دختر ملک‌زهرشاه فرستاد و عقد کردند و اکنون وزیر با دختر و خدم و حشم به مدینۀ خضرا می‌آیند. بعضی واژه‌های دشوار شب ۱۰۹: مغنی : نوازنده منادی...

شب ۱۰۸- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش 28.06.2025

ای ملک سعادتمند، مرا از آمدن مقصودی هست که صلاح و خیر تو نیز در آن است و آن این است که دختر خود را با رغبت تمام به سلیمان‌شاه کابین کنی که او را به دامادی تو بسی رغبت است. در دل حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش، از زبان وزیر دندان حکایت تاج‌الملوک را می‌شنویم. تا اینجا دانستیم که ملک‌سلیمان، شاه مدینۀ خضرا، خواستار دختر ملک‌زهرشاه، شاه ارض بیضا، شد و وزیرش را به نزد او فرستاد. ادامۀ قصه را با صدای فاطمه...

شب ۱۰۷- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش 28.06.2025

در روزگار قدیم شهری در پشت کوه‌های اصفهان بود که آن شهر را مدینۀ خضرا گفتندی و بدان شهر پادشاهی بود، ملک‌سلیمان نام داشت که خداوند عدل و داد و صاحب جود و احسان بود. در میانۀ داستان بلند ملک‌نعمان و فرزندانش، ضوءالمکان حوصله‌اش سررفت و از وزیر دندان خواست که برایش قصه‌ای عاشقانه حکایت کند. از امشب تا شب ۱۳۶ حکایت تاج‌الملوک را در کنار ضوءالمکان می‌شنوید که در میانۀ آن حکایتی دیگر نیز روایت می‌شود....

ضمیمۀ ده: ترجمه‌های فارسی هزارویم‌شب 14.06.2025

هزارویک‌ شب نخستین بار چه زمانی به فارسی ترجمه شد؟ چه کسی اولین بار این کتاب را به صورت کامل به فارسی برگرداند؟ چند ترجمه از هزارویک شب به فارسی وجود دارد؟ اگر بخواهیم هزارویک شب را بخوانیم کدام ترجمه برایمان مناسب‌تر است؟ موضوع ضمیمۀ دهم پادکست ما ترجمه‌های فارسی هزارویک شب است. در این قسمت یک‌یک ترجمه‌ها را از قدیمی‌ترین تا جدیدترین به‌تفصیل معرفی می‌کنیم و پاسخ سؤال‌های بالا را می‌دهیم. ▪️ضمایم...

شب ۱۰۶- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش 12.06.2025

«مرا به شنیدن اخبار و حکایات ملوک و حدیث عشّاق رغبتی است تمام که شاید اندوه از من ببرد.» همۀ رازها برملا شد و مسلمانان فهمیدند که زاهد همان ذات‌الدواهی جادوگر است و هزینۀ این رازگشایی جان شرکان بود که از دست رفت و زحمت لشکر اسلام که مدت‌ها پشت در قسطنطنیه منتظر فتح باقی مانده است. اما خبر تولد فرزند پسر ضوءالمکان از بغداد رسید و شاه و اسلامیان به تولد ولی‌عهد شادان شدند. ادامۀ قصۀ شادی و غصۀ ضوءال...

شب ۱۰۵- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش 12.06.2025

«به خدا سوگند که از اینجا برنخیزم مگر اینکه سرب گداخته به فرج او بریزم و او را در قفس آهنین به زندان کنم و پس از همۀ این‌ها او را از گیسوانش به دروازۀ قسطنطنیه بیاویزم.» ذات‌الدواهی زهر خود را به ملک‌شرکان ریخت و سر او را برید و حالا مسلمانان شاهزاده و سپهسالار خود را از دست داده‌اند و ملک ضوءالمکان در کار جنگ حیران مانده است. بعضی واژه‌های دشوار شب ۱۰۵: خامه : قلم رحیل : سفر، کوچ کرّت : دفعه فرج...

شب ۱۰۴ - حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش 12.06.2025

«من همۀ واعظان را حیله‌گر و پلید یافته‌ام.» در شصت شب گذشته شنیدیم که در جنگ فرزندان ملک‌نعمان با مسیحیان، ملک‌افریدون رومی با نیرنگ زخمی کاری به شاهزاده شرکان زد و آن وقت بود که شاهزاده ضوءالمکان در خشم از ضربه به برادرش، به رومیان حمله برد و سر از تن ملک‌افریدون جدا کرد. اکنون شرکان در بستر مرگ است و امیدوار به دعای زاهد دروغین. عاقبت این امید را در شب ۱۰۴ با صدای فاطمه سالاروند بشنوید. بعضی واژ...

شب ۱۰۳- حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 05.06.2025

«آتش جنگ بالا گرفت و ساعت به ساعت شقاق و نفاق بیشتر می شد و زمین از خون دلیران چون دریای عمان گردید.» فرزندان ملک نعمان به روم حمله بردند تا انتقام خون پدرشان را بگیرند، اما آن‌ها هم چون پدرشان فریب ذات‌الدواهی را خوردند و به دام‌های بسیاری افتادند. ولی از همۀ آن‌ها جان سالم به در بردند تا اینکه شاهزاده شرکان پشت دروازۀ قسطنطنیه به جنگ تن‌به‌تن با ملک‌افریدون رو آورد و با فریب افریدون کشته شد. ادا...

شب ۱۰۲- حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 05.06.2025

«چون کفّار رایات محمدی را بدیدند هلاک را آماده گشتند و دستشان از مقاتله سست شد. از کشیش‌های دیرها طلب یاری می کردند و حنّا و مریم و صلیب را همی‌خواندند.» از شب ۴۴ تا کنون در حال شنیدن قصه‌های ملک‌نعمان و فرزندانش هستیم. پس از قتل نعمان به دست ذات‌الدواهی، شرکان و ضوءالمکان برای انتقام به روم حمله کردند و بارها فریب ذات‌الدواهی را خوردند، اما اکنون قسطنطنیه را محاصره کرده‌اند. ادامۀ جنگ را در شب ۱۰...

شب ۱۰۱- حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 05.06.2025

«پیروی به گذشتگان از امت محمد صلّی‌الله‌علیه‌وآله بکنید که در بهشت از برای شهیدان قصرها آماده است و هر کس از چشیدن جام اجل ناگزیر است، ولی در جهاد بهتر است.» شرکان و ضوءالمکان، به انتقام پدرشان، به روم حمله کردند و فریب ذات‌الدواهی جادوگر را خوردند و گرفتاری‌های بسیار پیدا کردند، اما نهایتا از بلا رستند و اکنون با لشکری بزرگ به سمت قسطنطنیه، پایتخت مسیحیان، می‌روند. بعضی واژه‌های دشوار ۱۰۱: اجل :...

شب صد - حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 05.06.2025

«از بدحالی ما مپرس که یاران ما چون مال از دیر بگرفتند و چارپایان را بار بستند و خواستند که به قسطنطنیه بیایند ناگاه گروهی جرّار از لشکر کفار پدید آمدند.» به یکصدمین شب از شب‌های هزارویک شب رسیدیم و در میانۀ بلندترین داستان این کتاب، یعنی حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش، هستیم. شنیدیم که شرکان و ضوءالمکان به انتقام خون ملک‌نعمان به روم حمله بردند، اما ذات‌الدواهی جادوگر در لباس زاهدی مسلمان آنان را فریب...

شب نودونه - حکایت ملک‌نعمان و فرزندان اپ 05.06.2025

«شرکان در خشم شد و از غایت خشم چنان خمیازه کشید که زنجیر بگسست.» شنیدیم که ضوءالمکان و وزیر دندان به نیرنگ ذات‌الدواهی اسیر رومیان شدند و همچنان شرکان و پنجاه سربازش در غاری در محاصرۀ دشمن‌اند. ▪️قصه‌خوان: فاطمه سالاروند ▪️ضمایم و تعلیقات: علیرضا فتاح ▪️نگارگر: حمید قدسی (استودیو سواد) ▪️رژیسور: فاطمه مهربان ▪️فجازی‌گردان: فاطمه خسروانی ▪️طرح و تهیه: امید مهدی‌نژاد ▪️تهیه‌شده در: استودیو سه‌نقطه H...

شب نودوهشت - حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 05.06.2025

«لشکر کفار مانند مگسان که به شیرینی بجوشند بر آن چند تن مسلمان گرد آمدند، ولی شرکان با آن چند تن چندان از کفار کشتند که خون از هر سو چون سیل برفت.» در جنگ مسیحیان و مسلمانان، ذات‌الدواهی جادوگر شرکان و ضوءالمکان را فریب داد و آنان را در محاصرۀ رومیان قرار داد. سپس ضوءالمکان و وزیر دندان را نیز اسیر دشمنان کرد و اکنون حلقۀ محاصرۀ شرکان و پنجاه سربازش تنگ‌تر شده است. عاقبت این مرحله از جنگ را در شب...

شب نودوهفت - حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 05.06.2025

«آن پلیدک گفت: خدا مرا از دیدۀ ایشان پنهان می‌سازد و نمی‌بینند، و آن کس که مرا بیند یارای اینکه روی به من آورد نخواهد داشت، زیرا که من در خدا فانی هستم و دشمن من دشمن اوست، او خصم خود را تواند کشت.» شرکان و ضوءالمکان، فرزندان ملک نعمان، به انتقام پدر به سرزمین مسیحیان حمله بردند، اما ذات‌الدواهی جادوگر، مادر ملک‌افریدون رومی، خود را به شکل زاهدی مسلمان به آنان نمایاند و با فریب‌کاری، شاهزادگان را...

شب نودوشش ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 30.05.2025

«این همه بیم از چیست؟ شما کسانی هستید که جان‌ها فروخته‌اید و در ازای آن بهشت گرفته‌اید.» شنیدیم که ذات‌الدواهی باز هم توانست جانشینان ملک‌نعمان را خیلی راحت فریب دهد و مجبورشان کند راهشان را کج کنند و دیری را فتح کنند که یک زاهد مسلمان در آن زندانی است. ادامۀ ماجرا را در شب ۹۶ با صدای فاطمه سالاروند بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۹۶: تحف: جمعِ تحفه، هدایا، چیزهای ارزشمند گریوه: تپه Hosted on Acast...

شب نودوپنج ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 30.05.2025

«و از علامت قید که روی ساق‌های او بود گمان کردند که او از نیکوترین پرهیزگاران است.» شنیدیم که مسیحی‌ها برای جبران شکستشان در جنگ تصمیم گرفتند دست به نیرنگ بزنند. پس در لباس تاجرانی مسلمان به سراغ ضوءالمکان و شرکان رفتند و آن‌ها را مشتاق نجات پیرمردی زاهد و عابد کردند که در صومعه‌ای اسیر بود. بعضی واژه‌های دشوار شب ۹۵: بلیه: بلا، آزمون الهی غازی: جنگو، مجاهد رقّت: دلسوزی ابدال: مردان خدا عدیل: همتا...

شب نودوچهار ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 30.05.2025

«ای ملک، ما را به بلاد کفر غارت نکردند؛ چگونه برادران دین اموال ما به یغما بردند؟» ملک‌افریدون تحمل شکست را نداشت و همین شد که به حیله‌های ذات‌الدواهی پناه برد و پیرزن مکری کاری از آستینش بیرون آورد. حکایت این نیرنگ را در شب ۹۴ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۹۴: بیع و شری: خرید و فروش جرس: درای، زنگ کاروان درای: جرس Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

شب نودوسه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 30.05.2025

«ذات‌الدواهی آفتی از آفات و بلّیتی از بلیات بود که به هیچ کیش و آیین پرستش نکردی...» شنیدیم که مسلمان‌ها بالاخره مسیحی‌ها را شکست‌ دادند، اما چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد و حال دوران دائما یکسان نباشد. ادامۀ داستان را در شب ۹۳ با صدای فاطمه سالاروند بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۹۳: محتاله: حیله‌گر احول: دوبین، چشم لوچ مجروب: دچار آبله طبق زدن: همجنس‌بازی زنان فسوه: باد شکم جیفه: مردار...

شب نودودو ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 30.05.2025

«بانگ بر مسلمانان زد که ای پرستندگان خدای یگانه، بدانید که بهشت در زیر سایهٔ شمشیرهاست.» هنوز در میانهٔ جنگ بزرگ مسلمانان و مسیحیانیم و مسلمان‌ها دارند خستگی‌شان را با حیله رفع می‌کنند و با عقب‌نشینی‌ای ظاهری برای ادامهٔ جنگ نقشه می‌کشند. در شب ۹۲ بشنویم عاقبت این ترفند جنگی چه می‌شود. بعضی واژه‌های دشوار شب ۹۲: گلعذار: زیبارو، گل‌چهره انهزام: شکست خوردن Hosted on Acast. See acast.com/privacy for...

شب نودویک ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 30.05.2025

«تیغ‌ها و سنان نیزه‌ها درخشان گشت و آسیای مرگ به مردان و دلاوران همی‌گشت و سرها از تن پریدن گرفت.» هنوز مسلمانان و مسیحی‌ها دارند می‌جنگند و تا اینجا شنیدیم که بخت با مسلمانان یار است و ملک‌شرکان با نیزه‌اش لوقای پهلوان لشکر دشمن را کشت. شب ۹۱ را با صدای فاطمه سالاروند بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۹۱: یلان: پهلوانان کرّ و فرّ: حمله و قدرت‌نمایی سیّد انام: سرور موجودات، پیامبر اسلام (ص) ملک علّام...

شب نود ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 30.05.2025

«چون زوبین به شرکان نزدیک شد، شرکان آن را اندر هوا بربود. مردم به جلادت او به حیرت اندر ماندند.» در شب‌های پیش شنیدیم که پسرهای ملک‌نعمان در انتقام پدرشان به قساریه حمله بردند و به استقبال انتقامی رفتند که ذات‌الدواهی اخطار آن را بهشان داده بود. حالا در میانۀ جنگ مسلمانان و کفاریم و ادامۀ قصه را با صدای فاطمه سالاروند در شب ۹۰ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۹۰: عارض: چهره اشقر: سرخ و سفید شهاب ثاق...

شب هشتادونه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 24.05.2025

«تا بامداد از مردم دلجویی می‌کردند و مجروحین را مرهم می‌نهادند و بشارت نصرت می‌دادند.» شنیدیم که ضوءالمکان و شرکان به روم حمله کردند و ملک‌حردوب و ملک افریدون و ذات‌الدواهی هم‌گروه شدند تا مسلمان‌ها را شکست‌ دهند. قصۀ تدارکات این جنگ جهانی دینی و ناموسی را در شب ۸۹ بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۸۹: جبل دخان: کوه دود فریقین: دو گروه مخذول: شکست‌خورده ممزوج: آمیخته کحل: سرمه مبطون: دچار دل‌درد و با...

شب هشتادوهشت ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او 24.05.2025

«دو لشکر به هم برابر ایستادند و دو دریا به موج برآمدند.» شنیدیم که ضوءالمکان با اتحاد و همراهی شرکان بر تخت نشست و آمادۀ جنگ با مسیحی‌ها شدند. بعد از قسمت‌های عاشقانه و حکیمانه، به بخش‌های حماسی داستان رسیده‌ایم. شب ۸۸ را بشنوید. بعضی واژه‌های دشوار شب ۸۸: رحیل: سفر، حرکت نَمسِه: اتریش دویره: به گمان ابراهیم اقلیدی درستش دوبره است و آن را نام دیگری برای آرگوس یونان در نظر گرفته است. جورنه: به گمان...

Listen to the 1001 شب podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.