farshad shahri

saadia / سعدیا

Arts FA ↓ 81 epizód

|خوانش غزلیات سعدی ه ر اپیزود شامل یک غزل تدوین شده با موسیقی از یک آهنگساز ایرانی است | در پایان هر ۱۰ غزل یک فایل شامل ۱۰ غزل پیشین بدون موسیقی منتشر میشود

Mindenképp látogasd meg a podcast oldalát, és támogasd a készítőjét: castbox.fm

Szerző

farshad shahri

Kategória

Arts

A podcast weboldala

castbox.fm

Legutóbbi epizód

2026. júl. 8.

Hol hallgathatod?

Podcastok az alkalmazásban Replaio Radio Hamarosan

A podcastok hamarosan megérkeznek az alkalmazásba. Telepítsd most, és láss elsőként egy teljesen új megközelítést a podcastokhoz

Letöltés a Google Play-ről Telepítsd ingyen Android közel 10 M letöltés · 4,8-as értékelés iOS hamarosan

Epizódok

متناسبند و موزون حرکات دلفریبت-غزل 29 18.04.2025

موسیقی: مهرداد مهدی، آسو کهزادی متناسب‌اند: در چاپ یغمایی «مُتناسب است» آمده| مُتوجّه: روکُننده| بی‌حسیب: بی‌حساب، نارَوا، ناحَق| عَتیب: خشمِ آغشته به ناز، سرزنش| خَصْم: دشمن| نِشیب: سرازیری| قیاس: حدس، تصوّر| به قیاس درنگُنجی: تو را نمیتوان با کسی مقایسه کرد| به وصف درنیایی: وصف ناپذیری| زیب: زیبایی، زینت، آرایش| رکیب: رکاب، در رکاب کسی بودن، مطیع کسی بودن| پارسا: پرهیزگار| چه می‌رود: چه میگذرد|...

سرمست درآمد از خرابات-غزل 28 11.04.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان خرابات: میکده| عقل خراب: عقل مست| بر خاک فِکندن: کنایه از«خوار و بی‌اعتبار کردن»| خرقه: لباس رسمی صوفی| خرقه‌ٔ زُهد: خرقه ترک دنیا و تقوا| طامات: لاف و گزاف و خودنمایی| به عجز: از روی ناتوانی| کرامات: جمع کرامت| پیاده: مهره‌ی پیاده در بازی شطرنج| شهِ‌مات: شاهِ مات| حَقّا: به راستی| به جانت: سوگند به جان تو| مُهِمّات: امور مهم، کارهای ارزشمند و بزرگ| تا: تا ببینم خدا چه خواهد...

ماه‌رویا! روی خوب از من متاب-غزل 27 04.04.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان صواب دیدن: درست دانستن، روا دیدن| درون: دل| باز آید زِ دَر: از در وارد شود| ناوَک: تیرِ کوچک| نمک ریختن: کنایه از دل ربایی کردن| حیف باشد: گناه است، انصاف نیست| خوی: عَرَق (به صورت «خَیْ» تلفظ می‌شود)

ما را همه شب نمی‌برد خواب-غزل 26 29.03.2025

موسیقی: کارن همایونفر همه‌شب: سرار شب| دریاب: به فریاد برس| بادیه: بیابان| حِلّه: شهری در عراق میان کوفه و بغداد در ساحل رود فُرات| کوفه: شهری در عراق، در چاب یغمایی آمده «وَز حِلّه کوفه می‌برند آب»| سخت‌کمان: پهلوان و تیراندازِ نیرومند، کنایه از «معشوق بی‌رحم»| اصحاب: یاران| پَهلوانم: پَهلوهایم| خوابگاه: جای خواب| خوابگاهِ سنجاب: بَستری که از پوست سنجاب درست شده باشد| تن دادن: تسلیم شدن| قضای عشق...

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب-غزل 25 24.03.2025

موسیقی: کارن همایونفر بَرفکَنی: برافکنی،برداری| دراَفکنی: بیندازی| که را: چه کسی را| مجال: توانایی| مَیمونَت: زیبایی خجسته و باشُگون| بدین صِفَت: با این شیوه| درون: دل| موی تافته: موی تابْدار| پایِ دل: (اضافه استعاری)| روی مَتاب: رویت را برنگردان| حکایت: شرح حال، دَردِ دل| مختصر: در اینجا یعنی«کوچک، بی‌اهمیت»| گُلِ سیراب: گلِ پُرطراوت و تازه| بمیرد: خاموش شود| کتّان: نام گیاهی که از الیاف ساقه‌ی آ...

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها- غزل24 14.03.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان وقتی: روزگاری| دلِ سودایی: دلِ شیدا و عاشق| عهد دَر بستن: پیمان بستن| بعد از تو: در اینجا یعنی«با وجود تو»| آویخته: فرو رفته| کوته‌نظری: کوته فکری| از پای دراندازد: از پای دراورد، ناتوان کند| شاید: شایسته است| کیش: تیردان| نظر داشتن با کسی: به کسی توجه داشتن

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما-غزل 23 05.03.2025

موسیقی احمد پژمان ملول: خسته، سیر| نِشست:مجلس، مَحفِل| با چون خودی: با کسی مانند خود| تُرک: در معنای مجازی یعنی معشوقِ زیبارو|مَست: مغرور| شُکر خدای بود: جای شُکرش باقی‌ست| 

من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را-غزل 22 26.02.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان دلاویزی: دلپذیری| غَمّاز: سخن‌چین، برملا کننده راز| موافق: سازگار، هماهنگ| صورت و معنی: ظاهر و باطن| تا چشم من است: از وقتی چشم باز کردم| به سر گشتن: کنایه از سرگردان بودن |مستان: دلباختگان| هایاهوی: هیاهو| به جان جوییم: از صمیم قلب و با تمام وجود میخواهیم| در نمیباید: لازم نیست| بلبل خوش‌گوی: کنایه از شاعر شیرین سخن| 

تفاوتی نکند قدر پادشایی را-غزل 21 21.02.2025

موسیقی کیاوش صاحب نسق تفاوتی نکند: فرقی نمیکند| قدْر: بزرگی و منزلت| که: اگر، در چاپ یغمایی «گر» آمده است| الْتِفات کند: توجه کند، روی خوش نشان دهد| کمترین گدا: حقیرترین و کوچکترین گدا| مگر: قطعاً| حلال نباشد: روا نیست| بندگان ملوک: غلامان و نوکران پادشاه| خیلِ‌خانه: در این ترکیب به معنای «ایل» است اما «خیلِ‌خانه» تا پیش از دوره مغول بیشتر به معنای «درگاه، سراپرده، یا محلی که غلامان و خدمتکاران به...

بدون تدوین غزل-11 تا 20 21.02.2025

بدون تدوین غزل 11 تا 20

لاابالی چه کند دفتر دانایی را ؟-غزل 20 14.02.2025

موسیقی میلاد درخشانی لااُبالی: در اصل به یعنی «اهمیتی نمی‌دهم، اعتنایی نمی‌کنم، پروایی ندارم». این فعل عربی در زبان فارسی به صورت صفت و اسم( در اینجا اسم) به کار می‌رود، به معنای بی‌قید، بی‌باک، بی‌پروا، بی‌بندوبار| وعظ: پندو نصیحت|سودا: یکی از اخلاط اربعه که غلبه‌ی آن موجب عشق، هوس و خیال می‌شود| چه غم: چه باک| سبزهٔ خط: تشبیه صریح (موهای ریز و نرم و نازکی که بر چهره و پشتِ لبِ نوجوانان روییده با...

کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟-غزل 19 11.02.2025

موسیقی میلاد درخشانی کمانِ سخت: کمانِ بسیار قوی که برای کشیدن و تیراندازی با آن زور بسیار لازم است| لطیف بازو: آنکه بازویی ظریف و زیبا دارد| صید به دل و ابرو به کمان تشبیه شده| جوشن: زره| گستْوان: پوششی که جنگاوران قدیم به هنگام جنگ بر تن می‌کردند، به پوشش اسب در جنگ نیز اطلاق شده| روزِ معرکه: روز جنگ| بر خود زره کنی مو را: گیسوانت که حلقه حلقه و پر پیچ و تاب است به صورت زره بر خود فروآویزی| اقالی...

ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را-غزل 18 07.02.2025

موسیقی احمد پژمان یاقوتِ روان: یاقوت مذاب، کنایه از شرابِ سُرخ| رطل: پیمانه بزرگ شراب| دَمادَم: پی در پی| مُدعّیان: در اینجا یعنی کسانی که ادعای زهد و تقوا|هیچ نگویند جوان را: به جوان ایراد نگیرند| نَبَری: تحمل نمیکنی| شتر مست: شتر به شهوت آمده و جفت‌ خواه،ظاهراً در چنین مواقعی برای آنکه شتر را آرام کنند بار سنگینی بر پشتتش می‌گذاشتند|صورت و معنی: ظاهر و باطن| آنَک: کلمه‌ای‌ست دالّ بر اشاره به دور...

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را-غزل 17 02.02.2025

موسیقی مسعود شعاری که: در اینجا «اگر»| گردن نهادن: اطاعت کردن| گوی: توپی در بازی چوگان، در اینجا گوی به معنای «بنده» در مصرع اول است| سروْبالا: کنایه از معشوق خوش قد و بالا| سرِ من دار: به فکر من باش| منظرِ حُسن: چهره| پرده برافتادی: کنایه از نمایان شدن| همه را دیده: دیده همگان| اوصاف: صفت‌ها| آیا: در اینجا سوالی نیست به معنای دردا و افسوس| غایت: نهایت| سندان: آهنی ضخیم که فلزات و جز آن را بر آن ن...

تا بُوَد بارِ غمت بر دلِ بی هوش مرا-غزل 16 28.01.2025

موسیقی حسین علیزاده هوش: خرد، آگاهی| بیهوش: از خود بی‌خود| نَنشاند: خاموش نمیکند، آرام نمیکند| گُل: گل سرخ| سُنبُلم: ضمیر «م» متعلق به خاطر است، سنبل گیاهی‌ست دارای گل‌های بنفش خوشه‌ای، گلش زیبا، خوشرنگ و خوشبو‌ست، زلف معشوق را به مناسبت رنگ سیاه و بوی خوش آن به سنبل تشبیه کرده‌اند| خاطِر: دل، فکر| بناگوش: در اینجا یعنی«رُخسار»| فِراقت: فراق تو، دوری تو| باید: لازم است| هر شبم: هر شب هستم، «م» در...

برخیز تا یک سو نهیم این دلقِ ازرق فام را-غزل 15 25.01.2025

موسیقی پژمان طاهری  دلق: لباس ژنده‌ای که درویشان به تن کنند| ارزق فام: کبود رنگ، دلقِ صوفیان مسلمان به رنگ کبود یا سیاه بوده| بر باد دادن: فدا کردن| قلّاشی: بی‌اعتنایی به نام و ننگ، خراباتی و مِی پرستی| شِرک تقوا نام: شرکی که نام تقوا بر آن نهاده‌اند، ریاکاری، تقوای دروغین| ساعت: لحظه| دُرد: گل و لای ته شراب که شراب‌خواران کم بضاعت به بهای کم می‌نوشند و مستی آن بیشتر است| پیر دردآشام: باده‌نوش قهّ...

امشب سبک‌تر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را-غزل 14 21.01.2025

موسیقی حسین علیزاده سبکتر زدن: شتابان و زودتر زدن| بام: صبح، بامداد| تاراج شدن: به غارت رفتن| کام: آرزو، مراد| تازه رو: گشاده رو، خوش رو| از عهد چیزی بیرون آمدن: تاوان دادن، بر انجام دادن کاری توانا شدن| انعام: نعمت دادن| تشریف دادن: افتخار دادن| اقدام: جمع قدم| عَلَم شدن: مشهور شدن، انگشت نما گشتن| صوفی: پیرو طریقت تصوّف| اصنام: بت‌ها

وه که گر من باز بینم روی یارِ خویش را- غزل 13 18.01.2025

موسیقی آرش کامور وه: کلمه‌ای است که برای تحسین و شگفتی بکار می رود|  بگذاشتند: رها کردند| بار بستند: سفر کردند| خاطر: فکر و اندیشه| امیدوار خویش: عاشق خود| رای: تدبیر، اندیشه| دیار: سرزمین| عافیت: سلامت، نجات و رستگاری که نتیجۀ دوری از خلق و دنیای مادّی است| منظر: چهره| قرار: آسودگی| گبر: آتش پرست، زردشتی، گاهی در معنای کافر نیز بکار می‌رود| ترسا: مسیحی و همچنین در معنی مطلق کافر و بت پرست بکار رف...

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را-غزل 12 16.01.2025

موسیقی ارسلان کامکار صباحت: جمال و زیبایی؛ در این بیت صورت به صبح تشبیه شده| وه: کلمه ای است که برای تحسین و شگفتی بکار می رود ، خوشا ، نیکا| مهرافزا: افزاینده محبت| طالع: بهت و اقبال| روی برپیچم: روی بگردان| زَنم: نامردم، مرد نیستم| دل‌دوز: دلخراش|خوشه‌چین: درویش و فقیری را گویند که بعد از درو و جمع آوری محصول، خوشه‌های باقی مانده را برای خود جمع می کند| کرامت: بخشندگی| دین و دنیاباز: آنکه دین و...

وقت طرب خوش یافتم آن دلبر طناز را- غزل 11 13.01.2025

موسیقی ارسلان کامکار طرب: عیش و شادی| طنّاز: ناز کنند و خوش خرام| مطرب: نوازنده، رامشگر| عارفان: دانایان| شاهد باز: معشوقه باز| در اینجا چهره به شمع تشبیه شده| رند: در تاریخ بیهقی برابر است با لات و رندان ، ارازل و اوباش و قلندرانی هستند که با چند سکه می توان آنها را به هر کاری واداشت و در بوستان و گلستانِ سعدی نیز « رند » همین چهره منفی را دارد . اما « رند » در غزلهای سعدی چهره ای دیگر دارد و هما...

بدون تدوین غزل-1 تا 10 13.01.2025

بدون تدوین غزل 1 تا 10

با جوانی سرخوش است این پیر بی‌تدبیر را-غزل 10 05.01.2025

موسیقی مسعود شعاری  بی‌تدبیر: آنکه پایان کار را نبیند|سرخوش: کسی که از نشئۀ شراب خوشحال باشد. در سراج نوشته که مستی چند مرتبه دارد. اول سرخوش، بعد از آن تردِماغ، بعد از آن سیه مست و بعد از آن خراب| افتادن: گرفتار و اسیر شدن / بُگسَلد: پاره کند| کمان در بازو آوردن: آماده‌ی تیراندازی شدن| آرزویم می‌کند: من آرزو می‌کنم| نخجیر: شکار| نقد: حال و حاضر| تأخیر کردن: دیر کردن| آفت: آسیب، بلا| تقدیر: سرنوشت...

گر ماه من برافکند از رُخ نقاب را-غزل 9 03.01.2025

موسیقی صادق چراغی برقع: رو بند| فرو هلیدن: فروهشتن، آویختن| جادو: افسونگر | اوّل نظر: در اولین نگاه| عنان: افسار| صواب: راست و درست، مصلحت| مستسقی: مبتلا به بیماری استسقا ، که آن نام مرضی است که بیمار آبِ بسیار خواهد و هرچه آب می نوشد عطشش برطرف نمی گردد و سرانجام به سبب کثرت شرب در می گذرد|دعوی: ادعا کردن، دادخواهی| نازنین: گرامی| زهر ناب: سمّ خالص| ادمیت: انسانیت و مردمی| هم‌شرکت: شریک، همانند|...

ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب را-غزل 8 01.01.2025

موسیقی علی جابری آب: شراب| اصحاب: یاران| شب خوش بگفتم: بدرود گفتم | چشم از خواب برکردن: بیدار ماندن| صنم: بت، معشوق|در بند: دل‌مشغول| نُشّاب: تیرها| مقدار: قدر و قیمت| همنفس: موافق| میان: کمر| بی‌پایاب: عمیق و ژرف| با: در اینجا به معنی «به» است| کنار: ساحل| یَرغو: شکایت| قاآن: لقب پادشاهان ترکستان و چین، صورتی از کلمه خاقان| اعدا: دشمنان| احباب: دوستان|بوّاب:دربان، نگهبانان| جور: ظلم و ستم| بی‌بصر...

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا-غزل 7 30.12.2024

موسیقی کیخسرو پورناظری خوان: سفره| حضرت: درگاه و پیشگاه| نیازمندی: شوق و اشتیاق| خدمت: پیشکش، هدیه| درویش: فقیر و تهی‌دست| دیدار: دیدن، چهره| وقع: اعتبار و منزلت| برقع: رو بند| مبتلا: دلباخته| قلم: کنایه از قلم سرنوشت| قضا: سرنوشت| گردن نهادن: کنایه از تسلیم شدن

Hallgasd a(z) saadia / سعدیا podcastot a Replaióban

Rádió és podcastok egy alkalmazásban - ingyen és regisztráció nélkül. Telepítsd még ma, és ne maradj le a premierről

Letöltés a Google Play-ről

A Replaio nem podcastkiadó; a műsorok nevei, borítóképei és hanganyagai a szerzőiket illetik, és nyilvános RSS-csatornákon keresztül terjednek.