بنفشه رحیمی
خوش حالی
روایت هایی واقعی از آدمهایی معمولی، با یک سوال ساده:خوشحالی؟؟
N'hésitez pas à visiter le site du podcast et à soutenir son créateur : podcasters.spotify.com
Auteur
بنفشه رحیمی
Catégorie
Site du podcast
Dernier épisode
3 nov. 2026
Où écouter ?
Les podcasts dans l'appli Replaio Radio Bientôt disponibleLes podcasts arrivent très bientôt dans l'appli. Installe-la dès maintenant et découvre en avant-première une toute nouvelle façon de vivre les podcasts
Épisodes
ویدیو پارتی دهه شصت 26.09.2025 39:16
خیلی از خاطرههای بچگیهامون با چند نسل مشترکه؛ هر کسی از یه زاویه دیده، اما یه چیز همیشه مشترکه: هر وقت یادش میافتیم، با خنده تعریفش میکنیم. 🎬 این اپیزود قصهی دورهمیهای خانوادگیه… فیلم دیدن، ساندویچ با نوشابه زرد، تخمه شکستن پای تلویزیون، فیلم «شعله» و خندههای از ته دل. بهش میگن نوستالژی… اما من میگم خوشحالی. 💛 بشنویدش تو پادکست خوشحالی . @khoshhalipodcast
از نگار حافظ تا نگار ما 21.09.2025 30:42
نگار رو وقتی دیدم، داشت عکاسی میکرد. شمارهشو گرفتم، به اسم «نگار عکس» سیو کردم و زنگ زدم که با هم کار کنیم. روز اول که اومد، با تمام فروتنی شروع کرد و تمام مدت از من نظر میخواست. یه عکاس باسواد و متواضع بود که حتی سختگیریهام هم باعث نشد کنار بکشه و موندگار شد. راستی ادیت ویدیو و کار با اپلیکیشنهای مختلف رو هم اولین بار نگار به من یاد داد… و هنوزم توی لیست کانتکتهام «نگار عکس» هست، اما برای...
باشگاه خوش حالی غمگینا 21.09.2025 1:16:51
سعید از اون آدماییه که مسیر ساخته شدنش پرماجرا و سخت بوده. اما بجای اینکه خشک و خشن بشه، شیرین و مهربون شده. هم دوندهست، هم بیزنسمن موفق، و سالهاست که «مرد آهنی»ـه. فقط چند ماه پیش تونست مسابقهشو شرکت کنه. ولی در زندگیش سالهاست بر اثر تمرین و پشتکار، خودش دلش میخواد هرجا جایی خالی تو جعبهابزار کسی هست، بره بشینه و کارشو راه بندازه. خوشحالیاش اونقدر زیاده که حتی اگه کسی هم متوجه نشه، براش...
خوش حالی پولادین ،طناز 11.09.2025 44:58
طناز از اون آدمهاست که خوشحالی رو یاد گرفته و واسه بهدست آوردنش تلاش میکنه. کافیه یه مدت باهاش معاشرت کنی تا بفهمی از دل چیزای خیلی کوچیک میتونه خوشحال بشه؛ وقتی من پادکست رو شروع کردم، اونقدر ذوق کرد و تشویقم کرد که هر بار میبینمش هنوزم با شور و هیجان ازش حرف میزنه و برق چشمهاش معلومه. جالبه که خودش هنوز دونده نبود، ولی همیشه همسرش که میدوید رو با دل و جون حمایت میکرد. انگار دویدن اون،...
اسفندیار،پادشاه خوش حالی 31.08.2025 32:31
همه میگن سلامتی نعمته، ولی اسفندیار میگه: خوشحالی نعمته. میگه تنها محدودیت آدمها ذهنشونه. ولی برا خودش اینجوری نیست. سختی براش نعمت حساب میشه، چون ازش لذت میبره. الانم که کل زندگیش پر از سختی شده، اتفاقاً خوشحالتره. اونقدر توی لحظه زندگی میکنه که حتی وقتی زنش هزار بار از کنارش رد شده، اصلاً ندیدهتش؛ چون داشته همون لحظه رو زندگی میکرده. از بچگی با چیزای ساده خوشحال میشده، بعدم زندگی...
سه چرخه دست دوم 25.08.2025 28:13
من امروز وقتی این قصه رو تعریف میکنم، بهش میخندم. اون روزها هم میخندیدم، اما از بازی و هیجان کودکی. امروز هم دوچرخه دارم، هم ماشین، هم موتور. اما اون سهچرخهی دستدوم رو هیچوقت فراموش نمیکنم؛ باهاش کلی کیف کردم. راستش تو دنیای بچگی من اصلاً نمیدونستم “نو” و “دستدوم” یعنی چی، فقط خوشحال بودم از رکاب زدن. این چیزها رو وقتی بزرگ شدیم یاد گرفتیم. آدمایی رو میشناسم که امروز چندتا ماشین و موتو...
ساسان و ۱۰۰کیلومتر خوش حالی! 19.08.2025 1:04:40
«اولین بار که ساسان رو دیدم، توی یه کافه شلوغ بودیم… پر از صدا و هیاهو. بهش گفتم پادکست رو شنیدی؟ گفت نه، فرصت نکردم! گفتم خب، میخوام راجع به خوشحالی بگی… خوشحالیهای تو چیان؟ اولش گفت: زیاد نیست… بعد اولین جملهش این بود: من خوشحالیم توی دویدنه… واسه همین رفتم سراغ تریلهای بالای ۷۰ کیلومتر، چون اونجا خوشحالیا هم طولانیتر میشه. 🏃♂️✨ غرق لذت تعریف از دویدنها و مسابقهها شد، تا جایی که مجب...
زنی در باد 16.08.2025 1:00:20
با هم یه باشگاه ورزشی میرفتیم و طلا تقریباً اواخر ساعت تمرین من میاومد. ساکش رو میذاشت زمین و کمی دورتر از بقیه، یه گوشهی باشگاه، هدفونشو وصل میکرد و شروع میکرد به ورزش. از خوب تمرین کردنش معلوم بود که ورزش سالهاست جزئی از زندگیشه. آروم بودنش توجه من رو جلب میکرد، ولی کنجکاو نبودم که کیه. آدم حسابی ،ورزشکاری بود و همین برای من کافی بود که نگاهم همیشه از سر احترام باشه. یه روز دوستی معرفیش...
امیر و یارش؛ مسافران مقصد موفقیت 08.08.2025 48:36
امیر از اون آدمهاست که وقتی یه چیزی یاد میگیره، واقعاً خوشحال میشه یهجورایی انگار از دل یه سختی، یه ستاره پیدا کرده، مثل همون شازده کوچولویی که بلد بود وسط اشکها، نور ببینه… از اصفهان تا تهران، از دانشگاه تا تدریس از دلتنگی پدر تا بستهشدن چمدون… درست وقتی همهچی آماده بود برای یه پرواز مهم، ترامپ اومد وسط و گفت: «نرو!» امیرم گفت: «باشه… ولی من یه بلیط دیگه دارم، به مقصد موفقیت.» وتصمیم گرف...
آنیتا دنبال خوش حالی میگرده…هر لحظه 31.07.2025 27:07
آنیتا نقاش نشد، اما خوب نقاشی میکرد. شاعر نبود ، اما قافیه حرفاش درست بود . شهرساز نشد، ولی برای خودش یه خونهی تازه ساخت. انگلیسیدون نبود، ولی رفت اون سر دنیا و درس خوند. آخرشم… فکر کنم برای اینکه بهتر دنبال خوشحالی بگرده، خلبان شد. که از اون بالاها بگرده، شاید یهجایی تو آسمونا گیرش بیاره. قصهی خودش رو نگفت، ولی یه قصه گفت که هم خودش توش بود، هم خیلیهای دیگه…
گلباغ،با دامنی پر از گُل 22.07.2025 41:23
گلباغ اسمشه. یه زن کرد، با لهجهی شیرین و صدای بلند و رسا . تا حرف زد و دیدمش برای اولین بار رضایتش از زندگی اومد به چشمم. . نه از کسی گلهمنده، نه توی صداش حسرتی شنیده میشه. میدونه زحمت کشیده، ولی هیچوقت غصهش رو نخورد. هدفش روشن بوده: بزرگ کردن پسرش… و خوب هم بزرگش کرده. گلباغ به هر خونهای که میره، زحمت صاحبخونه رو میبینه و براش احترام قائله. یه چیزی تو لهجهش، تو غرورش، منو یاد مادرای قص...
لطفا برای احمد یک قهوه بیارید! 14.07.2025 40:39
احمد، صدای بازی بچهها رو دوست داره. صدای دویدن، خنده، هیاهوی زندگی… میگه این صداها، یه چیزایی تو دلش رو آروم میکنن. نه از جنس منطق مهندسی، از جنس زندگی. بهنظر من، احمد شبیه اون خلبانهست توی قصهی مسافر کوچولو؛ همونی که یه روز، وقتی نتونست بره بکشه، یه جعبه کشید و گفت: «برهت توی اینه.» این قسمت، گفتوگوییست با کسی که خوشحالیهاش تو جزئیاته؛ تو صداها، تو حضور، تو دیدن آدمها بیقضاوت، تو خیا...
مادر ژپتو 07.07.2025 21:29
گاهی یه عروسک فقط یه سرگرمی نیست… یه راهه برای نفس کشیدن، وقتی دنیا زیادی صدا داره و نمیذاره چیزی بگی. این قسمت دربارهی کسیه که میبافه… و شاید ناخودآگاه، داره یه زندگی تازه میسازه. قصهی «مادر ژپتو» رو بشنو، شاید یه جاییش، شبیه خودت باشه.
چهل سالگی مینا 29.06.2025 45:22
گاهی بعضی آدمها سالها دیر متولد میشن… این قسمت، روایت یکی از اون تولدهاست. اولین تجربهم در ضبط گفتوگو با یک دوست بود. میکروفون خوب بود، اما جای ضبط نه… و من خیلی تازه کارم وهنوز دارم یاد میگیرم. صدای محیط گاهی خودش رو قاطی گفتوگو میکنه—مثل زندگی که همیشه هم تمیز و بینویز نیست. امیدوارم با دل بشنوید چون کیفیت قصه خیلی خوبه. این اپیزود طولانیتر از همیشهست. نه چون نشد کوتاه کنیم، چون دلم ن...
مهمان ناخوانده این هفته: جنگ 24.06.2025 23:38
در میانهی جنگ این قسمت، روایت روزهاییست که آسمان پر از اضطراب است و زمین، بیقرار. اما هنوز دلهایی هستند که برای دیگری چای میریزند. از خوشحالی گفتن در زمانهی موشک و صدای انفجار، شاید شجاعت بخواهد… یا شاید فقط دل بخواهد. دلِ ماندن، دلِ شنیدن، دلِ زندهماندن میان غبار. 🎧 بشنوید—اگر دلتان تنگ شده برای قصه ای ساده، از دلِ روزهایی که ساده نیستند.
عكس تالس 12.06.2025 20:07
خط شکسته بود… ولی منو ساخت. با همون پیچوخمهاش، مشق کردن با آواز قیژ قیژِ قلم. نه فقط خوشخط شدم… اهلی شدم؛ با واژهها، با وزنِ شعر، با فارسی. خوشخطی برای من خوشحالیست. چه وقتی مینویسم و چه وقتی فقط نگاه میکنم… که صفای خط، از صفای دل است.
خوش رقصی 05.06.2025 17:54
ندا را دیدم دختری شاد با خنده ای سرکش روسری حسابی کیپ با گره ای محکم برای گالری کالیگرافی آورده بود با اینکه به همکارانم میگفتم بیارن بذارن بعد من میام میبینم و دلم نمیخواد خود هنرمند باشه و من نتونم کارش رو نگه دارم اما اینبار نمیدونم چرا دلم خواست قراری بذارن که خودم باشم اینقدر شاد بود این دختر از جنس شادی ناب کودکانه و فروتن که بعد از رفتنش فکر کردم چه خوب که دیدمش چقدر زندگی اطرافش جریان داشت...
پیام دشت 01.06.2025 15:45
سال ۱۳۹۲، نمایشگاهی در گالری سیحون داشتم. پیمان عزیزم هم آمد. یکی از نقاشیهای من را خیلی دوست داشت — همانی که حالا پیش اوست. و برایش موسیقی ساخت؛ همان آهنگی که حالا در خوشحالی میشنوید. نقاشی بزرگی بود… امیدوارم این سالها مزاحم نبوده باشه. آهنگساز: @payman_fakharian صفحهی پادکست: @khoshhalipodcast
میهمان اول خودم 20.05.2025 16:00
وقتی بنفشه گفت پادکست شروع کردم پرسیدم خوشحالی؟! مثل یک عکس با لحظه شروع پادکست از خوشحالی ها و ذوق و لطف دوستانش گفت. والا برای کسی که تجربه اولش هست و اونم تو ایران که همه چی فیلتره و سرعت نت پایینه ،و از کسی هم آموزش ندیده بود چیکار کنه شک نداریم کار ساده ای نیست….. اما در لحظه رسیدن هیچ کدوم اتفاقات سخت مسیر مهم نیست. مهم اینه که الان یک پادکست داره و کلی دوست . راستی صفحه اینستگرام رو هم ببین...
قصه از اینجا شروع شد 12.05.2025 10:59
داستان اول :چرا شروع کردم؟!
Podcasts similaires
Replaio n'est pas éditeur de podcasts ; les noms des émissions, les visuels et l'audio appartiennent à leurs auteurs et sont diffusés via des flux RSS publics