Boutigha Podcast
شعر کست | SherCast
پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی (محتوای تکمیلی در بوطیقا ) Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Besuch unbedingt die Website des Podcasts und unterstütze die Macher: shows.acast.com
Wo hören?
Podcasts in der App Replaio Radio Bald verfügbarPodcasts kommen bald in die App. Installiere sie jetzt und erlebe als Erster einen ganz neuen Blick auf Podcasts
Folgen
صد و سی و چهار - اوج زحل: خیام 04.09.2025 4:23
خیام از جرِم گل سیاه تا اوج زحل کردم همه مشکلات کلیّ را حل بگشادم بندهای مشکل به حیَل هر بند گشاده شد به جز بند اجل خیام ای خواجه! بِدان کین فلکِ بیهُدهدو همچون من و تو، دید بَسی کهنه و نو آغاز و سَرانجامِ جهان را چه کنی؟ از عمر، نصیبِ خویش، بردار و برو! لینک های پادکست پادکست بوطیقا - قسمت سی و یکم شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام ب...
صد و سی و سه - لولیان شوخ: حافظ 21.08.2025 5:43
حافظ اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را به خال هِندویَش بَخشَم سمرقند و بُخارا را بده ساقی مِیِ باقی که در جَنَّت نخواهی یافت کنار آب رُکنآباد و گُلگَشت مُصَلّا را فَغان کـاین لولیانِ شوخِ شیرینکارِ شهرآشوب چنان بردند صبر از دل، که تُرکان خوانِ یَغما را ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی است به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را مَنَ ازْ آن حُسنِ روزافزون که یوسُف داشت...
صد و سی و دو - مردمان سخت کوش: حافظ 07.08.2025 5:18
حافظ دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِیفروش گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع سخت میگردد جهان بر مردمانِ سختکوش گوش کن پند ای پسر وز بهرِ دنیا غم مَخور گفتمت چون دُر حدیثی، گر توانی دار گوش در حریمِ عشق نَتْوان زد دَم از گفت و شنید زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش در بساطِ نکتهدانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مردِ عاقل، یا خموش...
صد و سی و یک - سگ بند: محمدِ وَصیفِ سَگزی 24.07.2025 5:21
محمد بن وصیف سگزی ای امیری که امیرانِ جهان خاصه و عام بنده و چاکر و مولای و سگبند و غلام ازلی خطی در لوح که مُلکی بِدهید به ابی یوسف یعقوب بن اللیث هُمام به لَتام آمد رتبیل و لَتی خورد به لنگ لَتره شد لشکر رتبیل و هبا گشت کنام لِمَنُ المُلک بخواندی تو امیرا به یقین با قَلیلُالفِئه کن زاد در آن لشکر کام عمرِ عمار ترا خواست و زوگشت بری تیغ تو کرد میانجی به میان دد و دام عمر او نزد تو آ...
صد و سی - غمگن و سزوار: رودکی 10.07.2025 7:03
رودکی ای آن که غَمگِنی و سزاواری وندَر نهان، سِرِشک همی باری از بهر آن کجا بِبَرم نامش ترسم ز بخت، اندُه و دشواری رفت آن که رفت و آمد آنک آمد بود آن که بود، خیره چه غم داری؟ هموار کرد خواهی گیتی را؟ گیتیست، کی پذیرد هَمواری مُستی مَکُن، که ننگرد او مُستی زاری مَکُن، که نشنود او زاری شو، تا قیامت آید، زاری کن کی رفته را به زاری باز آری؟ آزار بیش بینی زین گردون گر تو به هر بهانه بیازار...
صد و بیست و نه - فکر معاش 26.06.2025 4:18
واعظ قزوینی بر درگه خلق، بندگی ما را کشت هر سو پی نان دوندگی ما را کشت فارغ نشویم یکدم از فکر معاش ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت! اوحدالدین کرمانی عالم همه محنت است و ایام غم است گردون همه فانی است و گیتی ستم است فیالجمله چو در کارِ جهان مینگرم آسوده کسی نیست، وگر هست کم است خیام از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکن فردا که نیامدهست، فریاد مکن بر نامده و گذشته بُنیا...
صد و بیست و هشت - پیرهنچاک: حافظ 12.06.2025 10:23
حافظ زلفآشفته و خویکرده و خندانلب و مست پیرهنچاک و غزلخوان و صُراحی در دست نرگسش عَربدهجوی و لبش افسوسکنان نیم شب، دوش به بالین من آمد، بنشست سر فرا گوش من آورد به آوازِ حزین گفت: ای عاشقِ دیرینهٔ من، خوابت هست؟ عاشقی را که چنین بادهٔ شبگیر دهند کافر عشق بُوَد گر نشود باده پرست برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر که ندادند جز این تُحفه به ما روزِ الست آن چه او ریخت به پیمانهٔ ما...
صد و بیست و هفت - دم آتشین: سعدی 30.05.2025 8:45
سعدی تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گل رباید همی صبر و آرام دل به بیداریش فتنه بر خَد و خال به خواب اندرش پای بند خیال به صدقش چنان سر نهی در قدم که بینی جهان با وجودش عدم چو در چشم شاهد نیاید زرت زر و خاک یکسان نماید برت دگر با کست بر نیاید نفس که با او نماند دگر، جایِ کس تو گویی به چشم اندرش منزل است وگر دیده بر هم نهی، در دل است نه اندیشه از کس که رسوا شوی نه قوت که یک دم شکیبا شوی...
صد و بیست و شش -آستین ناز: خاقانی 08.05.2025 6:41
خاقانی ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم کاندر طریق عشق تو گرم اوفتادهایم ما رطلهای درد تو زان در کشیدهایم کز رمزهای درد تو سری گشادهایم گفتی که دل بداده و فارغ نشستهای اینک برای دادن جان ایستادهایم ما آستین ناز تو از دست کی دهیم چون دامن نیاز به دست تو دادهایم تا همقدم شدیم سگ پاسبانت را از فرق فرقدین قدم برنهادهایم کس را چه دست بر ما گر عاشق توایم مولای کس نهایم که آزا...
صد و بیست و پنج - مست ریا: حافظ 24.04.2025 16:51
حافظ طالع اگر مدد دهد، دامَنَش آوَرَم به کف گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف طَرْفِ کَرَم ز کَس نَبَست، این دلِ پُر امیدِ من گر چه سخن همیبَرَد، قصهٔ من به هر طرف از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف اَبرویِ دوست کِی شود دَستکَشِ خیالِ من؟ کس نزدهست از این کمان تیرِ مراد بر هدف چند به ناز پَروَرَم مِهرِ بُتانِ سنگدل یادِ پدر نمیکنند ای...
صد و بیست و چهار - صبوحی الست: عراقی 27.03.2025 3:10
عراقی بند پانزدهم ترجیعبند ساقی، قدحی، که نیم مستیم مَخمورِ صَبوحیِ اَلَستیم از صومعه پا برون نهادیم در میکده مُعتَکِف نشستیم از جور تو خرقهها دریدیم وز دستِ تو توبهها شکستیم جز جانْ گرویِ دگر نداریم بپذیر، که نیک تنگْدستیم ما را برهان ز ما، که تا ما با خویشتنیم، بت پرستیم ما هرچه که داشتیم، پیوند از بهر تو آن همه گسستیم بر دَرگهِ لطفِ تو فتادیم در رحمت تو امید بستیم گر نیک و بد...
صد و بیست و سه - عشق اتفاقی: عراقی 24.03.2025 2:56
عراقی بند چهاردهم ترجیعبند ساقی، دو سه دم که هست باقی در ده مَدَدِ حیات باقی قَدْ فَاتَنی اَلصَّبوُحْ فَادرِکْ مِنْ قَبْلِ فُوَاتَ الاِعْتِباقِ در کیسهی نقد نیست جُز جان بستان قَدَحی، بیار ساقی کَم اَصبِرُ قَدْ صَبَرْتُ حَتّی رُوحی بَلَغَتْ اِلیَ التَّراقِ دردا! که به خیره عمر بگذشت نابوده میان ما تلاقی فَاسْتَعْذَبَ مَسْمَعی حَدیثاً مُذْتابَ بِذِکْرِ کَمْ مَذَاقِ من زانِ تواَم،...
صد و بیست و دو - نسیم می: عراقی 20.03.2025 2:19
عراقی بند سیزدهم ترجیعبند ساقی، سرِ دَردِ سَر ندارم بشکن به نسیمِ می خمارم یک جرعه ز جامِ می به من ده تا دُرد کشم، که خاکسارم از جامِ تو قانِعَم به دُردی حاشا که به جرعه سر دَرآرم یادآر مرا به دُردیِ خُم کز خاکِ درِ تو یادگارم بگذار که بر درت نشینم آخر نه ز کوی تو غبارم؟ از دست مده، که رفتم از دست دستیم بده، که دوستدارم زنده نَفسی برای آنم تا پیش رخِ تو جان سپارم این یک نفسم تو نیز...
صد و بیست و یک - آب آتش افراز: عراقی 17.03.2025 3:05
عراقی بند دوازدهم ترجیعبند ساقی، بده آبِ آتشافروز چون سوختییَم تمامتر سوز این آتش من به آب بنشان وز آب من آتشی برافروز می ده، که ز بادهی شبانه در سر بودم خمارْ امروز در ساغرِ دل شراب افکن کز پرتوِ آن شود شبم روز گفتی که: بنال زار هر شب ماتم زده را تو نوحه ماموز چون با منِ خسته مینسازی چه سود ز نالهی من و سوز؟ دل را ز تو تا شکیب افتاد بر لشکرِ غم نگشت پیروز بخشای برین دلِ جگرخ...
صد و بیست - شرابخانهی نوش: عراقی 14.03.2025 2:44
عراقی بند یازدهم ترجیعبند ساقی، ز شرابخانة نوش یک جام بیاور و بِبر هوش مستم کن، آنچنان که در حال از هستی خود کنم فراموش ور خود سوی من کنی نگاهی بیباده شوم خراب و مدهوش سرمست شوم چو چَشمِ ساقی گر زانکه بیابم از لبت نوش کی بو که ز لطفِ دلنوازت گیرم همه کامِ دلْ در آغوش؟ دارد چو به لطفِ دلبرم چشم میدار تو هم به حال او گوش مگذار برهنهام ز لطفت در من تو ز مهر جامهای پوش چون نیست مر...
صد و نوزده - حیات جاودانی: عراقی 11.03.2025 3:10
عراقی بند دهم ترجیعبند ساقی، بده آبِ زندگانی پیش آر حیاتِ جاودانی می ده، که کسی نیافت هرگز بی آبِ حیات زندگانی در مجلس عشق مُفلسی را پُر کن دو سه رَطْلِ رایگانی شاید که دهی به دوستداری آن ساغرِ مهرِ دوستگانی برخیزم و ترکِ خویش گیرم گر هیچ تو با خودم نِشانی ور از درِ من غمت درآید جان پیشْ کِشَم ز شادمانی جان را ز دو دیده دوست دارم زان رو که تو در میانِ آنی از عاشق خود کَران چه گیری...
صد و هجده - چشم تشنه: عراقی 06.03.2025 2:29
عراقی بند نهم ترجیعبند ساقی بِنُما رِخِ نکویت تا جامِ طَرَب کِشَم به بویت ناخورده شراب مست گردد نظّارِگی از رخِ نکویت گر صافْ نمیدهی، که خاکم یاد آر به دُردیِ سبویت مگذار ز تشنگی بمیرم نایافته قطرهای ز جویت آیا بود آنکه چشم تشنه سیراب شود ز آب رویت؟ یا هیچ بود که ناتوانی یابد سحری نسیم کویت؟ از توبه و زُهد توبه کردم تا بو که رَسَم دمی به سویت دل جُست و تو را نیافت، افسوس وا...
صد و هفده - مشرق جام: عراقی 03.03.2025 2:39
عراقی بند هشتم ترجیعبند ساقی، می مهرْ ریز در کام بنما به شبْ آفتاب از جام آن جام جهاننُما به من ده تا بنگرم اندرو سرانجام بینم مگر آفتابِ رویت تابان سحری زِ مشرقِ جام جان پیش رخ تو برفَشانم گر بنگرم آن رُخ غم انجام خودْ ذرّه چو آفتاب بیند در سایه دلش نگیرد آرام در بند خودم، نمیتوانم کازاد شوم ز بند ایام کو دانة می؟ که مرغ جانم یک بارْ خلاصْ یابد از دام کی باز رَهم ز بیم و امّید؟...
صد و شانزده - خویشتن پرستی: عراقی 27.02.2025 2:33
عراقی بند هفتم ترجیعبند دست از دل بیقرار شُستم وندر سرِ زلفِ یار بستم بیدل شدم و ز جان به یکبار چون طرة یار برشکستم گویند چگونهای؟ چه گویم؟ هستم ز غمش چنان که هستم خود را ز چَهِ غَمَش بَرآرم گر طرّة او فُتد به دستم در دام بلا فُتاده بودم هم طرة او گرفت دستم ساقی، قدحی، که از میِ عشق چون چشمِ خوشِ تو نیم مستم شد نوبتِ خویشتن پرستی آمد گَهِ آنکه مِی پرستم فارغ شوم از غَم عراق...
صد و پانزده - ساغر و جام: عراقی 24.02.2025 2:12
عراقی: بند ششم ترجیعبند ساقی، چه کنم به ساغر و جام؟ مستم کن از آن مِیِ غمانجام با یادِ لبِ تو عاشقان را حاجت نَبوَد به ساغر و جام گوشم سخن لَبِ تو بشنود خشنود شد، از لبت، به دُشنام دل زلف تو دانه دید، ناگاه افتاد به بوی دانه در دام سودای دو زلفِ بیقرارت بُرد از دل من قرار و آرام باشد که رِسَم به کام روزی در راهِ امید میزنم گام ور زانکه نشد لب تو روزی دانی چه کنم به کام و ناکام؟ ...
صد و چهارده - قدح نشاط انگیز: عراقی 20.02.2025 3:10
عراقی: بند پنجم ترجیعبند وقتِ طَرَب است، ساقیا، خیز در دِه قَدَحِ نشاطْانگیز از جور تو رستخیز برخاست بِنْشان شر و شور و فتنه، برخیز بِستان دِلِ عاشقانِ شیدا وز طرة دلربا درآویز خون دل ما بریز و آن گاه با خاک درت بِهَم برآمیز وآن خنجرِ غمزة دلاور هر لحظه به خون ما بکن تیز کردم هوس لبت، ندیدم کامی چو از آن لبِ شکرریز نذری کردم که: تا توانم توبه کنم از صلاح و پرهیز در میکده...
صد و سیزده - آب زندگانی: عراقی 17.02.2025 2:29
عراقی: بند چهارم ترجیعبند ساقی، بده آبِ زندگانی اکسیرِ حیاتِ جاودانی مِی ده، که نمیشود مُیَسّر بیآبِ حیات زندگانی هم خِضْر خِجِل، هم آب حَیوان چون از خَط و لَب شکر فَشانی گوشم چو صدف شود گُهر چین زان دم که زِ لعلْ دُر چِکانی شمشیر مَکِش به کشتن ما کز ناز و کرشمه دَر نمانی هر لحظه کرشمهای دگر کن بِفْریب مرا، چُنان که دانی در آرزوی لبِ تو بودم چون دست نداد کامرانی در...
صد و دوازده - مطرب عشق: عراقی 14.02.2025 11:54
عراقی: بند سوم ترجیعبند ای مُطربِ عشق، ساز بنواز کان یار نشد هنوز دمساز دشنام دهد به جای بوسه و آن نیز به صَد کِرشمه و ناز پنهان چه زنم نوای عشقش؟ کز پرده برون فتاده این راز در پاش کسی که سر نیفکند: چون طرة او نشد سرافراز در بندِ خودم، بیار ساقی آن می که رَهانَدَم ز خود باز عمری است کَز آروزی آن مَی چون جام بماندهام دهنباز گفتی که: بجوی تا بیابی اینک طلب تو کردم آغاز در میکده میکش...
صد و یازده - آتش جگر سوز: عراقی 11.02.2025 2:33
عراقی: بند دوم ترجیعبند ای روی تو شمعِ مَجلس افروز سودای تو آتشِ جگرسوز رخسارِ خوشِ تو عاشقان را خوشتَر زِ هزار عیدِ نوروز بُگشای لبت به خنده، بِنمای از لعل، تو گوهرِ شبْافروز زنهار! از آن دو چشمِ مستت فریاد! از آن دو زلفِ کینْتوز چون زلفِ تو کَج مباز با ما از قدِّ تو راستی بیاموز ساقی بده، آن میِ طَرب را بستان ز من این دلِ غماندوز آن رفتْ که رفتمی به مسجد اکنون...
صد و ده - حریف قلاش: عراقی 09.02.2025 2:39
عراقی: بند اول ترجیعبند در میکده با حریفِ قَلاّش بنشین و شراب نوش و خوش باش از خطِّ خوشِ نگار بر خوان سرِّ دو جهان، ولی مکن فاش بر نَقش و نگار فتنه گشتم زان رو که نمیرسم به نقاش تا با خودم، از خودم خبر نیست با خودْ نَفَسی نبودمی کاش مخمور مِیَم، بیار ساقی نُقل و می از آن لبِ شکر پاش در صومعهها چو مینَگنجد دُردی کِش و مِیپرست و قَلاّش من نیز به تَرکِ زُهد گفتم اینک شب و روز همچ...
Ähnliche Podcasts
Replaio ist kein Herausgeber von Podcasts; die Namen der Sendungen, Cover und Audioinhalte gehören ihren Autoren und werden über öffentliche RSS-Feeds verbreitet