farshad shahri

saadia / سعدیا

Arts FA ↓ 107 episoder

|خوانش غزلیات سعدی ه ر اپیزود شامل یک غزل تدوین شده با موسیقی از یک آهنگساز ایرانی است | در پایان هر ۱۰ غزل یک فایل شامل ۱۰ غزل پیشین بدون موسیقی منتشر میشود

Husk at besøge podcastens hjemmeside og støtte skaberen: castbox.fm

Forfatter

farshad shahri

Kategori

Arts

Podcastens hjemmeside

castbox.fm

Seneste episode

7. nov. 2026

Hvor kan du lytte?

Podcasts i appen Replaio Radio Kommer snart

Podcasts kommer snart til appen. Installer nu, og vær den første til at se en helt ny tilgang til podcasts

Hent den på Google Play Installer gratis Android næsten 10 mio. downloads · 4,7+ i bedømmelse iOS snart

Episoder

هر که خصم اندر او کمند انداخت-غزل 30 23.04.2025

موسیقی: حسام اینانلو و پیمان یزدانیان خَصم: دشمن. در اینجا مراد «معشوق» است| ساختن: در اینجا به معنای «سازگار شدن» است| فایِق: برگزیده. در اینجا به معنای «ناب و خالص» است| مُصلِح: نیکوکار| درباخت: از دست داد| به‌خویشتن‌پَرداختن: به خود توجه کردن| همچُنان: پیوسته| جان‌بِنَواخت: جانم را نوازش کرد| تُحْفه: پیشکش، هدیه| اهلِ شناخت: دانایان| زبانِ شیرین: کنایه از «شعرِ دلنشین و زیبا»| شور: شوق، هیجان(...

متناسبند و موزون حرکات دلفریبت-غزل 29 18.04.2025

موسیقی: مهرداد مهدی، آسو کهزادی متناسب‌اند: در چاپ یغمایی «مُتناسب است» آمده| مُتوجّه: روکُننده| بی‌حسیب: بی‌حساب، نارَوا، ناحَق| عَتیب: خشمِ آغشته به ناز، سرزنش| خَصْم: دشمن| نِشیب: سرازیری| قیاس: حدس، تصوّر| به قیاس درنگُنجی: تو را نمیتوان با کسی مقایسه کرد| به وصف درنیایی: وصف ناپذیری| زیب: زیبایی، زینت، آرایش| رکیب: رکاب، در رکاب کسی بودن، مطیع کسی بودن| پارسا: پرهیزگار| چه می‌رود: چه میگذرد|...

سرمست درآمد از خرابات-غزل 28 11.04.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان خرابات: میکده| عقل خراب: عقل مست| بر خاک فِکندن: کنایه از«خوار و بی‌اعتبار کردن»| خرقه: لباس رسمی صوفی| خرقه‌ٔ زُهد: خرقه ترک دنیا و تقوا| طامات: لاف و گزاف و خودنمایی| به عجز: از روی ناتوانی| کرامات: جمع کرامت| پیاده: مهره‌ی پیاده در بازی شطرنج| شهِ‌مات: شاهِ مات| حَقّا: به راستی| به جانت: سوگند به جان تو| مُهِمّات: امور مهم، کارهای ارزشمند و بزرگ| تا: تا ببینم خدا چه خواهد...

ماه‌رویا! روی خوب از من متاب-غزل 27 04.04.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان صواب دیدن: درست دانستن، روا دیدن| درون: دل| باز آید زِ دَر: از در وارد شود| ناوَک: تیرِ کوچک| نمک ریختن: کنایه از دل ربایی کردن| حیف باشد: گناه است، انصاف نیست| خوی: عَرَق (به صورت «خَیْ» تلفظ می‌شود)

ما را همه شب نمی‌برد خواب-غزل 26 29.03.2025

موسیقی: کارن همایونفر همه‌شب: سرار شب| دریاب: به فریاد برس| بادیه: بیابان| حِلّه: شهری در عراق میان کوفه و بغداد در ساحل رود فُرات| کوفه: شهری در عراق، در چاب یغمایی آمده «وَز حِلّه کوفه می‌برند آب»| سخت‌کمان: پهلوان و تیراندازِ نیرومند، کنایه از «معشوق بی‌رحم»| اصحاب: یاران| پَهلوانم: پَهلوهایم| خوابگاه: جای خواب| خوابگاهِ سنجاب: بَستری که از پوست سنجاب درست شده باشد| تن دادن: تسلیم شدن| قضای عشق...

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب-غزل 25 24.03.2025

موسیقی: کارن همایونفر بَرفکَنی: برافکنی،برداری| دراَفکنی: بیندازی| که را: چه کسی را| مجال: توانایی| مَیمونَت: زیبایی خجسته و باشُگون| بدین صِفَت: با این شیوه| درون: دل| موی تافته: موی تابْدار| پایِ دل: (اضافه استعاری)| روی مَتاب: رویت را برنگردان| حکایت: شرح حال، دَردِ دل| مختصر: در اینجا یعنی«کوچک، بی‌اهمیت»| گُلِ سیراب: گلِ پُرطراوت و تازه| بمیرد: خاموش شود| کتّان: نام گیاهی که از الیاف ساقه‌ی آ...

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها- غزل24 14.03.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان وقتی: روزگاری| دلِ سودایی: دلِ شیدا و عاشق| عهد دَر بستن: پیمان بستن| بعد از تو: در اینجا یعنی«با وجود تو»| آویخته: فرو رفته| کوته‌نظری: کوته فکری| از پای دراندازد: از پای دراورد، ناتوان کند| شاید: شایسته است| کیش: تیردان| نظر داشتن با کسی: به کسی توجه داشتن

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما-غزل 23 05.03.2025

موسیقی احمد پژمان ملول: خسته، سیر| نِشست:مجلس، مَحفِل| با چون خودی: با کسی مانند خود| تُرک: در معنای مجازی یعنی معشوقِ زیبارو|مَست: مغرور| شُکر خدای بود: جای شُکرش باقی‌ست| 

من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را-غزل 22 26.02.2025

موسیقی: پیمان یزدانیان دلاویزی: دلپذیری| غَمّاز: سخن‌چین، برملا کننده راز| موافق: سازگار، هماهنگ| صورت و معنی: ظاهر و باطن| تا چشم من است: از وقتی چشم باز کردم| به سر گشتن: کنایه از سرگردان بودن |مستان: دلباختگان| هایاهوی: هیاهو| به جان جوییم: از صمیم قلب و با تمام وجود میخواهیم| در نمیباید: لازم نیست| بلبل خوش‌گوی: کنایه از شاعر شیرین سخن| 

تفاوتی نکند قدر پادشایی را-غزل 21 21.02.2025

موسیقی کیاوش صاحب نسق تفاوتی نکند: فرقی نمیکند| قدْر: بزرگی و منزلت| که: اگر، در چاپ یغمایی «گر» آمده است| الْتِفات کند: توجه کند، روی خوش نشان دهد| کمترین گدا: حقیرترین و کوچکترین گدا| مگر: قطعاً| حلال نباشد: روا نیست| بندگان ملوک: غلامان و نوکران پادشاه| خیلِ‌خانه: در این ترکیب به معنای «ایل» است اما «خیلِ‌خانه» تا پیش از دوره مغول بیشتر به معنای «درگاه، سراپرده، یا محلی که غلامان و خدمتکاران به...

بدون تدوین غزل-11 تا 20 21.02.2025

بدون تدوین غزل 11 تا 20

لاابالی چه کند دفتر دانایی را ؟-غزل 20 14.02.2025

موسیقی میلاد درخشانی لااُبالی: در اصل به یعنی «اهمیتی نمی‌دهم، اعتنایی نمی‌کنم، پروایی ندارم». این فعل عربی در زبان فارسی به صورت صفت و اسم( در اینجا اسم) به کار می‌رود، به معنای بی‌قید، بی‌باک، بی‌پروا، بی‌بندوبار| وعظ: پندو نصیحت|سودا: یکی از اخلاط اربعه که غلبه‌ی آن موجب عشق، هوس و خیال می‌شود| چه غم: چه باک| سبزهٔ خط: تشبیه صریح (موهای ریز و نرم و نازکی که بر چهره و پشتِ لبِ نوجوانان روییده با...

کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟-غزل 19 11.02.2025

موسیقی میلاد درخشانی کمانِ سخت: کمانِ بسیار قوی که برای کشیدن و تیراندازی با آن زور بسیار لازم است| لطیف بازو: آنکه بازویی ظریف و زیبا دارد| صید به دل و ابرو به کمان تشبیه شده| جوشن: زره| گستْوان: پوششی که جنگاوران قدیم به هنگام جنگ بر تن می‌کردند، به پوشش اسب در جنگ نیز اطلاق شده| روزِ معرکه: روز جنگ| بر خود زره کنی مو را: گیسوانت که حلقه حلقه و پر پیچ و تاب است به صورت زره بر خود فروآویزی| اقالی...

ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را-غزل 18 07.02.2025

موسیقی احمد پژمان یاقوتِ روان: یاقوت مذاب، کنایه از شرابِ سُرخ| رطل: پیمانه بزرگ شراب| دَمادَم: پی در پی| مُدعّیان: در اینجا یعنی کسانی که ادعای زهد و تقوا|هیچ نگویند جوان را: به جوان ایراد نگیرند| نَبَری: تحمل نمیکنی| شتر مست: شتر به شهوت آمده و جفت‌ خواه،ظاهراً در چنین مواقعی برای آنکه شتر را آرام کنند بار سنگینی بر پشتتش می‌گذاشتند|صورت و معنی: ظاهر و باطن| آنَک: کلمه‌ای‌ست دالّ بر اشاره به دور...

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را-غزل 17 02.02.2025

موسیقی مسعود شعاری که: در اینجا «اگر»| گردن نهادن: اطاعت کردن| گوی: توپی در بازی چوگان، در اینجا گوی به معنای «بنده» در مصرع اول است| سروْبالا: کنایه از معشوق خوش قد و بالا| سرِ من دار: به فکر من باش| منظرِ حُسن: چهره| پرده برافتادی: کنایه از نمایان شدن| همه را دیده: دیده همگان| اوصاف: صفت‌ها| آیا: در اینجا سوالی نیست به معنای دردا و افسوس| غایت: نهایت| سندان: آهنی ضخیم که فلزات و جز آن را بر آن ن...

تا بُوَد بارِ غمت بر دلِ بی هوش مرا-غزل 16 28.01.2025

موسیقی حسین علیزاده هوش: خرد، آگاهی| بیهوش: از خود بی‌خود| نَنشاند: خاموش نمیکند، آرام نمیکند| گُل: گل سرخ| سُنبُلم: ضمیر «م» متعلق به خاطر است، سنبل گیاهی‌ست دارای گل‌های بنفش خوشه‌ای، گلش زیبا، خوشرنگ و خوشبو‌ست، زلف معشوق را به مناسبت رنگ سیاه و بوی خوش آن به سنبل تشبیه کرده‌اند| خاطِر: دل، فکر| بناگوش: در اینجا یعنی«رُخسار»| فِراقت: فراق تو، دوری تو| باید: لازم است| هر شبم: هر شب هستم، «م» در...

برخیز تا یک سو نهیم این دلقِ ازرق فام را-غزل 15 25.01.2025

موسیقی پژمان طاهری  دلق: لباس ژنده‌ای که درویشان به تن کنند| ارزق فام: کبود رنگ، دلقِ صوفیان مسلمان به رنگ کبود یا سیاه بوده| بر باد دادن: فدا کردن| قلّاشی: بی‌اعتنایی به نام و ننگ، خراباتی و مِی پرستی| شِرک تقوا نام: شرکی که نام تقوا بر آن نهاده‌اند، ریاکاری، تقوای دروغین| ساعت: لحظه| دُرد: گل و لای ته شراب که شراب‌خواران کم بضاعت به بهای کم می‌نوشند و مستی آن بیشتر است| پیر دردآشام: باده‌نوش قهّ...

امشب سبک‌تر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را-غزل 14 21.01.2025

موسیقی حسین علیزاده سبکتر زدن: شتابان و زودتر زدن| بام: صبح، بامداد| تاراج شدن: به غارت رفتن| کام: آرزو، مراد| تازه رو: گشاده رو، خوش رو| از عهد چیزی بیرون آمدن: تاوان دادن، بر انجام دادن کاری توانا شدن| انعام: نعمت دادن| تشریف دادن: افتخار دادن| اقدام: جمع قدم| عَلَم شدن: مشهور شدن، انگشت نما گشتن| صوفی: پیرو طریقت تصوّف| اصنام: بت‌ها

وه که گر من باز بینم روی یارِ خویش را- غزل 13 18.01.2025

موسیقی آرش کامور وه: کلمه‌ای است که برای تحسین و شگفتی بکار می رود|  بگذاشتند: رها کردند| بار بستند: سفر کردند| خاطر: فکر و اندیشه| امیدوار خویش: عاشق خود| رای: تدبیر، اندیشه| دیار: سرزمین| عافیت: سلامت، نجات و رستگاری که نتیجۀ دوری از خلق و دنیای مادّی است| منظر: چهره| قرار: آسودگی| گبر: آتش پرست، زردشتی، گاهی در معنای کافر نیز بکار می‌رود| ترسا: مسیحی و همچنین در معنی مطلق کافر و بت پرست بکار رف...

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را-غزل 12 16.01.2025

موسیقی ارسلان کامکار صباحت: جمال و زیبایی؛ در این بیت صورت به صبح تشبیه شده| وه: کلمه ای است که برای تحسین و شگفتی بکار می رود ، خوشا ، نیکا| مهرافزا: افزاینده محبت| طالع: بهت و اقبال| روی برپیچم: روی بگردان| زَنم: نامردم، مرد نیستم| دل‌دوز: دلخراش|خوشه‌چین: درویش و فقیری را گویند که بعد از درو و جمع آوری محصول، خوشه‌های باقی مانده را برای خود جمع می کند| کرامت: بخشندگی| دین و دنیاباز: آنکه دین و...

وقت طرب خوش یافتم آن دلبر طناز را- غزل 11 13.01.2025

موسیقی ارسلان کامکار طرب: عیش و شادی| طنّاز: ناز کنند و خوش خرام| مطرب: نوازنده، رامشگر| عارفان: دانایان| شاهد باز: معشوقه باز| در اینجا چهره به شمع تشبیه شده| رند: در تاریخ بیهقی برابر است با لات و رندان ، ارازل و اوباش و قلندرانی هستند که با چند سکه می توان آنها را به هر کاری واداشت و در بوستان و گلستانِ سعدی نیز « رند » همین چهره منفی را دارد . اما « رند » در غزلهای سعدی چهره ای دیگر دارد و هما...

بدون تدوین غزل-1 تا 10 13.01.2025

بدون تدوین غزل 1 تا 10

با جوانی سرخوش است این پیر بی‌تدبیر را-غزل 10 05.01.2025

موسیقی مسعود شعاری  بی‌تدبیر: آنکه پایان کار را نبیند|سرخوش: کسی که از نشئۀ شراب خوشحال باشد. در سراج نوشته که مستی چند مرتبه دارد. اول سرخوش، بعد از آن تردِماغ، بعد از آن سیه مست و بعد از آن خراب| افتادن: گرفتار و اسیر شدن / بُگسَلد: پاره کند| کمان در بازو آوردن: آماده‌ی تیراندازی شدن| آرزویم می‌کند: من آرزو می‌کنم| نخجیر: شکار| نقد: حال و حاضر| تأخیر کردن: دیر کردن| آفت: آسیب، بلا| تقدیر: سرنوشت...

گر ماه من برافکند از رُخ نقاب را-غزل 9 03.01.2025

موسیقی صادق چراغی برقع: رو بند| فرو هلیدن: فروهشتن، آویختن| جادو: افسونگر | اوّل نظر: در اولین نگاه| عنان: افسار| صواب: راست و درست، مصلحت| مستسقی: مبتلا به بیماری استسقا ، که آن نام مرضی است که بیمار آبِ بسیار خواهد و هرچه آب می نوشد عطشش برطرف نمی گردد و سرانجام به سبب کثرت شرب در می گذرد|دعوی: ادعا کردن، دادخواهی| نازنین: گرامی| زهر ناب: سمّ خالص| ادمیت: انسانیت و مردمی| هم‌شرکت: شریک، همانند|...

ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب را-غزل 8 01.01.2025

موسیقی علی جابری آب: شراب| اصحاب: یاران| شب خوش بگفتم: بدرود گفتم | چشم از خواب برکردن: بیدار ماندن| صنم: بت، معشوق|در بند: دل‌مشغول| نُشّاب: تیرها| مقدار: قدر و قیمت| همنفس: موافق| میان: کمر| بی‌پایاب: عمیق و ژرف| با: در اینجا به معنی «به» است| کنار: ساحل| یَرغو: شکایت| قاآن: لقب پادشاهان ترکستان و چین، صورتی از کلمه خاقان| اعدا: دشمنان| احباب: دوستان|بوّاب:دربان، نگهبانان| جور: ظلم و ستم| بی‌بصر...

Lyt til podcasten saadia / سعدیا i Replaio

Radio og podcasts i én app - gratis og uden tilmelding. Installer i dag, og gå ikke glip af lanceringen

Hent den på Google Play

Replaio er ikke podcastudgiver; programmernes navne, coverbilleder og lyd tilhører deres ophavsmænd og distribueres via offentlige RSS-feeds.