Hossein Abbasi

كتيبه

Arts FA ↓ Episoade: 494

حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:irpdonline@gmail.com. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آدرس زير بيابيد. https://t.me/kateebehha

Vizitează neapărat site-ul podcastului și susține-i creatorul: podcasters.spotify.com

Autor

Hossein Abbasi

Categorie

Arts

Site-ul podcastului

podcasters.spotify.com

Cel mai nou episod

15 oct. 2026

Unde asculți?

Podcasturi în aplicație Replaio Radio În curând

Podcasturile ajung în curând în aplicație. Instaleaz-o acum și fii primul care descoperă o abordare complet nouă a podcasturilor

Descarcă din Google Play Instalează gratuit Android aproape 10 mil. descărcări · nota 4,8 iOS în curând

Episoade

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی و نهم 01.10.2025

بخشهایی دیگر از کتاب آداب الحرب و الشجاعه نقل می شود. از جمله داستانی از ظلم عمال حسین غوری که با حمله به غزنین غزنویان را برانداخت و اینکه چگونه یکی از افراد صاحب کرامت با معجزه ای آنها را بیرون راند. همچنین داستان قابل توجهی گفته می شود از مردی که در زمان حملۀ حسین غوری سپاهیان سعی کردند گردنش را بزنند ولی رگهای او سالم ماند و با کمک جراح زنده ماند. گفته می شود که نویسندۀ کتاب خود از او احوال آن...

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و هشتم 28.09.2025

بوران دخت در غار مانده است و سپاهیان اسکندر در زیر غارند. اسکندر دو مرد را با نفت و آتش در صندوقی می فرستد تا اسب بوران دخت را بکشند. بعد با یارانش وارد غار می شود. بوران دخت به انتهای غار می رود و به نردبانی می رسد و دری. به حکمت یزدان در باز می شود و او و طرماس وارد می شوند ولی اسکندر نمی تواند. اسکندر آن جا و در غار را باسنگ و آهک و ارزیز می بندد و برای گرفتن قلعۀ استخر می رود که در دست قسطاس ا...

در پیرامون تاریخ بیهقی-قطعۀ سی و هشتم 24.09.2025

بخشهایی دیگر از کتاب آداب الحرب و الشجاعه نقل شده است. این بخشها بیشتر به جنگهایی که در هند میان هندیان و یا میان سلاطین غزنوی با هندیان درگرفته است می پردازد. نکاتی در مورد نحوۀ جنگیدن سپاهیان را می توان در این بخشها یافت. تلفظ درست اسامی هندی ذکرشده در این متون را نمی دانم و تلاشم برای یافتند آنها نتیجه نداد. شاید تلفظ برخی از آنها اشتباه باشد.

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و هفتم 21.09.2025

بوران دخت زخمی و خسته در کوههای اطراف اصطخر در غاری پناه گرفته و از هوش رفته است. اسبش در آن کوه به چرا رفته است. اسب به نزدیک چشمه ای می آید که بوران دخت آنجا بوده و بوی خون بوران دخت را دنبال می کند و به نزد او به غار می رود. سطلامیس در زیر غار است و نمی داند که بوران دخت زنده است یا مرده. فردی را برای یافتن او می فرستد. او اسب را اژدها می پندارد و می گوید که حتماً بوران دخت را خورده است. به اسک...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی و هفتم 17.09.2025

در این قطعه مطالبی دیگر به نقل از کتاب آداب الحرب والشجاعه نقل می شود. سلاحهایی که هر یک از پادشاهان آن دوران در جنگ استفاده می کردند گفته می شود. از شجاعتها و دلاوریهای شاهان هم داستانهایی اغراق آمیزی روایت می شود . از جمله گفته می شود که محمود غزنوی در جنگی در هند آنقدر آدم کشت که دستش به قبضۀ شمشیر چسبید و آن را در آب گرم گذاشتند تا جدا شد.

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و ششم 14.09.2025

بوران دخت اصطخر را گرفته است و بر تخت شاهی نشسته. اسکندر با لشکریانش می رسند. بوران دخت مادرش را که اسکندر را از زندان فراری داده بود مجازات می کند. بوران دخت به قصد رفتن به حلب از قلعۀ صطخر بیرون می رود و به کوهی می رود که اسب آهو تگش را در آنجا رها کرده بود. اسبش را نمی یابد. سطلامیس، امیر اسکندر که در پای قلعه نگهبانی می دهد او را می بیند و به با سپاهیان به دنبال او می رود. نمی توانند او را بگی...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی و ششم 10.09.2025

داستانهای دیگری به نقل از آداب الحرب و الشجاعه نقل می شود. داستان بلندی نقل می شود از رسول سلطان ابراهیم که به دربار ملکشاه می رود تا او را از حمله به غزنین باز دارد. رسول دست به بخشش می گشاید و شاه و درباریان را مسحور می کند. نیز از عجایب و غرایب غزنین می گوید و آنها را مبهوت می کند. ملکشاه هم وعده می دهد که به غزنین حمله نکند و عمه اش را به زنی مسعود بن ابراهیم بدهد. به نظر می رسد که داستان حداق...

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و پنجم 07.09.2025

بوران دخت و طرماس و قسطاس به دنبال پیک اسکندر می روند که رفته است تا ارسطاطالیس را بیابد و به نزد اسکندر ببرد. پیک را می یابند و نامه را از او می گیرند. بوران دخت به آنها می گوید که باید به اصطخر فارس بروند و از مادرش که عاشق اسکندر شد و او را از زندان رهایی داد، انتقام بگیرند. به اصطخر به بارگاه آبان دخت می روند. ارسطاطالیس که آنها را می بیند می گریزد. بوران دختر غلبه می یابد و مادر را می کشد و ب...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی و پنجم 03.09.2025

در این قطعه داستانهایی به نقل از کتاب آداب الحرب و الشجاعه نوشتۀ فخرالدین مبارکشاه از ابتدای قرن هفتم نقل می شود. این داستانها بیشتر از آنکه تاریخ باشند، داستانهایی محسوب می شوند در وصف اوصاف نیک آخرین شاهان غزنوی.

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و چهارم 31.08.2025

بوران دخت سوار بر اسب پدرش، "بادپای آهو تگ" در میدان هنر نمایی می کند. هر وقت لشکر به او حمله می کند اسب او از روی خندق حلب می پرد و جان او را نجات می دهد. قصد بوران دخت این است که لشکر را کنار بزند و به سوی عراق برود و ارسطاطالیس را بیابد. این کار را می کند. در میان لشکر اسکندر، اسب بوی مادیانی را می شنود و سست می شود. وقتی بوران دخت از لشکر می گذرد و در جایی به عبادت مشغول است، اسب به...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی و چهارم 27.08.2025

در این قطعه ادامه مطالبی در شرح دوران پادشاهی شاهان غزنوی از کتاب طبقات ناصری نقل می شود. این قطعه با شرح دوران حکومت طغرل، غلام محمود که سلطنت را برای مدت کوتاهی در دست گرفت آغاز می شود. مهمترین پادشاه غزنویان که بیشترین دوران پادشاهی را داشت، ابراهیم بود که با امیران سلجوقی صلح کرد و چهل و دو سال بر غزنین حکومت کرد و بنا به گفتۀ این کتاب و دیگر متون دوران این پادشاه دوران آبادانی و آرامش در غزنی...

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و سوم 24.08.2025

بوران دخت در حلب است و آمادۀ جنگ. اسکندر بیرون حلب است و گمان می برد که بوران دخت کشته شده است. بوران دخت با سلاح بیرون می آید و خود را از خدمتکاران خاص بوران دخت معرفی می کند و اسب می راند و نیزه می گرداند و مبارز می طلبد. از میان لشکریان اسکندر طرماس و قسطاس که او را از مرگ نجات داده بودند به پیش او می روند و او آنها را از پشت اسب می رباید و به حلب می برد. اسکندر مشکوک می شود که مگر این زن بوران...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی و سوم 20.08.2025

به نقل از طبقات ناصری شرح زندگانی امیران غزنوی روایت می شود. شرحی که از زندگانی محمود داده می شود پر است از تحسین او به عنوان "سلطان غازی" یعنی امیری قدرتمند که با جنگ با کافران دنیا را مسخر خود کرد و این کار را برای بسط اسلام کرد و در این راه به هر نوعی از سوی خداوند راهنمایی و یاری شد. از انواع معجزات که برای او اتفاق افتاد، یاد می شود از جمله شکسته شدن بت خانۀ ویهند به وقت ولادت او. ح...

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و دوم 17.08.2025

لشکر اسکندر در بیرون حلب است و لشکر بوران دخت در حلب. اسکندر به آنها می گوید بوران دخت مرده است و پیشنهاد صلح می دهد. بوران دخت از مرگ نجات یافته است و در لباس مبدل در بیرون بارۀ حلب به دنبال یافتن راهی است که به داخل برود. امیران بوران دخت کنیزکی از نزدیکان بوران دخت را به بیرون باره می فرستند تا با اسکندر صلح کند. او بوران دخت را می بیند و به داخل حلب می برد. یاران بوران دخت که او را می بینند آم...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی و دوم 13.08.2025

ادامۀ داستان آلپتگین و آغاز حکومت سبکتگین و محمود از سیاست نامه گفته می شود. آلپتگین بعد از اختلاف با امیر سامانی از سرزمینهای سامانیان خارج می شود. منصور نوح سپاهی برای گرفتن او می فرستد. آلپتگین آن سپاه را به سختی در هم می شکند و به سوی شرق به راه می افتد. کابل و بامیان و غزنین را می گیرد و به سوی هند می رود و پیروز و با غنایم بسیار باز می گردد. منصور نوح باز لشکری به سوی او می فرستد و شکست می خ...

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و یکم 10.08.2025

بوران دخت حلب را گرفته است و اسکندر به سمت حلب می آید تا با او بجنگد. وقتی که اسکندر به حلب می رسد، بوران دخت به خوزستان رفته است. باز می گردد و شبانه به لشکر اسکندر حمله می برد. بوران دخت تا انجا پیش می رود که با "تیغی چون قطرۀ آب" بر سر اسکندر که در خواب است ظاهر می شود. ولی اسکندر فریاد می زند و کنیزان و غلامان بوران دخت را می گیرند. برخی از مشاوران اسکندر به او می گویند بوران دخت را...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی و یکم 06.08.2025

داستانهایی از غزنویان به نقل از سیاست نامه ذکر می شود. در ابتدا داستانی از خوارزمشاه در زمان محمود نقل می شوددر بارۀ نحوۀ مصرف مال. بعد داستان بازرگانی گفته می شود که از مسعود، پسر محمود پولی طلب دارد و نمی تواند پس بگیرد و محمود با پسرش با قاطعیت برخورد می کند. بعد داستان برآمدن آلپتگین گفته می شود که بردۀ سامانیان بود و به امیری رسید و قوام حکومت سامانیان بود. وقتی که نوح بن نصر می میرد، سران سا...

داراب نامه- قطعۀ هفتادم 03.08.2025

بوران دخت با گروهی از مردانش وارد حلب شده اند و قصد فتح آن را دارند. جنگ در می گیرد و مردمان به او هجوم می آورند و از بام خانه ها بر او سنگ و کلوخ می زنند. بوران دخت و یارانش در مدرسه ای پناه می گیرند. لشکر بوران دخت به در دروازه می آیند و نام او را فریاد می زنند. بوران دخت خود را در دروازه می رساند و دروازه را باز می کند. حلب به دست لشکریان بوران دخت می افتد. گناه مردمان حلب را می بخشد و به آنها...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ سی ام 30.07.2025

داستانی نقل می شود از سیاست نامه. محمود از اینکه خلیفۀ عباسی به او فقط یک لقب، یمین الدوله، داده است و برخی خانان ترکستان را چند لقب داده است ناراضی است. زنی دانشمند و زیرک در دربار است و به او می گوید که می تواند عهد نامۀ خلیفه به خان سمرقند را بدزدد و برای محمود بیاورد. زن در قالب زن بازرگانی که شویش مرده است به سمرقند می رود و با خاتون سمرقند دوست می شود و در نهایت عهدنامه خلیفه را از او می گیر...

داراب نامه- قطعۀ شصت و نهم 27.07.2025

بوران دخت به نزدیکی حلب رسیده است و قصد دارد حلب را بگیرد و از آن به عنوان پایگاهی برای حمله به روم استفاده کند. از میان سربازانش صد و پنجاه مرد را بر می گزیند و در نزدیکی بارۀ حلب اردو می زند. امیر حلب، قارن، جاسوسی می فرستد تا خبر بیارد. بعد وزیرش را می فرستد. بوران دخت خود را از کسان بوران دخت معرفی می کند که به روم می روند. بعد خود قارن به دیدار او می رود. بوران دخت قارن را می گیرد و خود و سپا...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و نهم 23.07.2025

در این قطعه هم داستانهایی در وصف حکمرانی سلطان محمود از سیاستنامه نقل می شود که به نظر می رسد از نوع پند و حکمت است تا تاریخ واقعی. از جمله داستانی نقل می شود که مردی به شکایت نزد محمود می آید و می گوید که زر در کیسۀ سر بسته به قاضی به امانت دادم و چون پس گرفتم در آن نقره یافتم. محمود ترفندی می کند و بهترین رفوگر شهر را پیدا می کند و از او می شنود که قاضی کیسه ای برای رفو کردن به او داده است.

داراب نامه- قطعۀ شصت و هشتم 20.07.2025

اسکند بر سپاه بوران دخت غلبه کرده است و عملاً شاه ایران شده است. بوران دخت با چند هزار سپاه در چهار دیواری پناه گرفته است. اسکندر دو امیر بزرگ را با ده هزار مرد می فرستد تا بوران دخت را بگبرند. بوران دخت سپاه خود را برای کمین گرفتن می فرستد. سپاه کسی را می فرستد که به بوران دخت پیغام اسکندر را بدهد که برای جنگ نیامده اند و با او دشمنی دارند. بوران دخت نمی پذیرد و حمله می کند . سپاهیان در کمین نشست...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و هشتم 16.07.2025

در این قطعه داستانهایی از زنداگی محمود به نقل از سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی نقل می شود. حکایت شراب خواری محمود با ندیمان از جمله سپهسالار علی نوشتگین و حد خوردن علی از محتسب، گفت و گوی محمود با وزیرش در بارۀ زشت رو بودن محمود، و حکایت دزدان بیابان که با حیلۀ محمود با زهر مسموم شدند، ذکر می شوند و از هر کدام نکته ای یا چندی استخراج می شود. اضافاتی که نظام الملک به این داستانها افزوده است نشان...

داراب نامه- قطعۀ شصت و هفتم 13.07.2025

داراب بن داراب در جنگ با اسکندر کشته شده است. از او دختری مانده است بوران دخت نام، و به روایت دیگر روشنک، که در "هژده سالگی صورت سیاوخش و فر هوشنگ داشت و در قوت و دلاوری به اسفندیار می ماند، اما بر لب خط سبزی داشت چنانک هر که وی را بدیدی پنداشتی که او مرد است، و گرز دویست و پنجاه من کار فرمودی" داراب پیش از مرگش از اسکندر خواسته بود که دختر او را به زنی بگیرد. وقتی که خبر مرگ داراب به بو...

در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ بیست و هفتم 09.07.2025

در این قطعه، شرح زندگی محمود غزنوی ادامه می یابد. از جمله داستانی مشهور گفته می شود که زنی به محمود شکایت می کند که "دزدان کوچ و بلوچ " پسرش را در "بیابانِ نِه" کشته اند و اموال او را برده اند. محمود می گوید آن ولایت از من دور است. زن می گوید "چندان ولایت بستان که نگاه توانی داشت". محمود حیله ای به کار می بندد و گروهی از دزدان را با سیب زهرآلوده مسموم می کند و ما بقی...

Ascultă podcastul كتيبه în Replaio

Radio și podcasturi într-o singură aplicație - gratuit și fără înregistrare. Instaleaz-o azi și nu rata lansarea

Descarcă din Google Play

Replaio nu este editorul podcasturilor; numele emisiunilor, coperțile și materialul audio aparțin autorilor lor și sunt distribuite prin fluxuri RSS publice