PersianBMS
Soupe Jooje Baraye Rouh | پادکست سوپ جوجه برای روح
این سری برنامه ها مجموعه ای از داستان های کوتاه و دل انگیزی است که درباره عشق و محبت ، وظایف پدر و مادری ، غلبه بر مشکلات و ... تهیه شده و تأثیر هریک از آنها مثل سوپی است برای روح که می تواند در تلطیف و تقویت روحیه ما نقش موثری ایفا کند که در قالب نمایشنامه های رادیویی تهیه شده است
Não deixe de visitar o site do podcast e apoiar quem o produz: persianbahaimedia.org
Autor
PersianBMS
Categoria
Site do podcast
Último episódio
28 de fev de 2024
Onde ouvir?
Podcasts no app Replaio Radio Em breveOs podcasts estão chegando ao app. Instale agora e seja o primeiro a descobrir um jeito totalmente novo de curtir podcasts
Episódios
قسمت ۱۰ - همه اینها بهانه است 05.02.2020 10:01
بیست و چهار سال پیش جیم ریتر کاپیتان تیم فوتبال و تیم کشتی دبیرستان بود، بیسبال بازی می کرد و تو رشته آکروبات هم حرفه ای بود، در سن ۱۶ سالگی اتفاقی براش افتاد که زندگی اون به کلی از این رو به اون رو شد
قسمت ۹ - کاملا طبیعی 29.01.2020 10:00
تو این برنامه داستان زندگی کسی رو می شنوید که با مشکلات خیلی زیاد جسمی به دنیا میاد، طوری که پزشکا اول تصمیم می گیرن که حتی اون رو به پدر و مادرش نشون ندن، ولی پدر و مادر اون بچه تصمیمی می گیرن که زندگی اون کاملا متحول می شه
قسمت ۸ - من یک معلم هستم 22.01.2020 10:00
تام معلم دانش آموزای کلاس هشتم و نهمی بود که درس روخوانی اونا در حد بچه های کلاس دوم و سوم بود . به نظر تام اونا اصلا برای درس خوندن به مدرسه نمیومدن بلکه فقط به خاطر دیدن دوستاشون به مدرسه میومدن . تام بعد از دیدن این وضعیت تصمیمی گرفت که مسیر زندگی دانش آموزاش رو تغییر داد ...
قسمت ۷ - درسی از پسرم 15.01.2020 10:00
کاترین یکی از اون بچه های خوشبختی بود که خیلی راحت و زود درس و مشقاش رو انجام می داد و تو یادگیری مطالب خیلی زرنگ بود، به همین خاطر وقتی که مادر شد همین انتظار رو از بچه های خودش داشت. در مورد اولین فرزندش، آماندا دقیقا به هدف زده بود، اما در مورد فرزند دومش اریک متاسفانه همون نتیجه رو نگرفت، اما اریک استعداد خودش رو ...
قسمت ۶ - قانون جادهها 08.01.2020 10:00
جودی به عنوان دختر یه راننده کامیون و منشی یه اداره، طوری بزرگ شده بود که مادرش رو بیشتر از پدرش می شناخت. پدر جودی زمان زیادی از عمرش رو در سفر بود، اون یه روز عصر وقتی به خونه برگشت براشون تعریف کرد که بعد از ظهر اون روز تو جاده چه اتفاقی براش افتاده ... جودی درست همون موقع بود که درس مهمی از پدرش گرفت: درس توانایی، درس عشق، درس صداقت و مهربانی
قسمت ۵ - شما هم میتونید این قدر دوست داشته باشید 01.01.2020 10:00
خانواده تیلور بسیار شاد و خوشبخت بودن، تا اینکه کارل برای ماموریت به ژاپن سفر می کنه و به دلایلی تصمیم می گیره که ادیث، همسرش رو که خیلی خیلی دوستش داشت و از صمیم قلب عاشقش بود طلاق بده ولی ادیث تصمیمی گرفت که کارل اصلا انتظارش رو نداشت
قسمت 4 - هر چی که دارم 25.12.2019 9:58
گاهی وقت ها دل کندن از چیزایی که دور و بر ماست خیلی برامون سخته، ولی یه روز وقتی که تو بیمارستان بستری بودم یه مردی که مبتلا به سندرم داون بود و هیچ کس و کاری نداشت درسی به من داد که تا آخر عمرم یادم نمیره
قسمت ۳ - دوست تلفنی 18.12.2019 10:00
تو اداره پلیس پشت میزم نشسته بودم که تلفن رو برداشتم و مشغول شماره گیری شدم ولی قبل از این که کسی گوشی رو برداره حدس زدم که شماره رو اشتباه گرفتم، یکی گوشی رو برداشت و قبل از اینکه چیزی بپرسه گفت اشتباه گرفتید و تلفن رو قطع کرد. من هم که مثل هر پلیس دیگه ای کنجکاو و علاقه مند به این کارا تربیت شده بودم دوباره همون شماره رو گرفتم و
قسمت ۲ - داستان یک شیطونک 11.12.2019 10:00
این برنامه داستان زندگی یک پسر جوان رو روایت می کنه که شغل اون شیطونک بودن تو پارک و کمک کردن به همکاراشه، شب عید تصمیم می گیره که برای مدیرش یه هدیه بخره ولی این تصمیم فقط به خرید یه هدیه ختم نمی شه و
قسمت ۱ – آواز جشن تولد 04.12.2019 9:58
من و مادرم می دونستیم که مادر همه دانش آموزا روز تولدشون برای همه کلاس کیک می گیرن و هدیه جشن تولد میبرن، اما مادر جان از کله سحر تا بوق سگ تو باغ میوه کار می کرد. مطمئن بودم که روز تولدش بدون اعتنا و توجه هیچ کسی میگذره. ولی اون روز یه اتفاق غیر منتظره افتاد
Podcasts parecidos
O Replaio não é o publicador dos podcasts; os nomes dos programas, as capas e o áudio pertencem aos seus autores e são distribuídos por feeds RSS públicos