dastanhaye moghadas
داستانهای مقدس
تقدیم به پرودگار جهان هادر داستانهای مقدس، داستانهایی از کتاب مقدس را می شنوید.توضیح: این داستانها بر اساس ترجمه تفسیری و با بیان ساده روایت شده اند و اصل متون در کانال تلگرام قرار داده شده است. سایر صفحات اجتماعی داستانهای مقدس را در لینک زیر دنبال کنید:zil.ink/dastanhayemoghadas?v=1
Não deixe de visitar o site do podcast e apoiar quem o produz: podcasters.spotify.com
Autor
dastanhaye moghadas
Categoria
Site do podcast
Último episódio
2 de dez de 2024
Onde ouvir?
Podcasts no app Replaio Radio Em breveOs podcasts estão chegando ao app. Instale agora e seja o primeiro a descobrir um jeito totalmente novo de curtir podcasts
Episódios
اپیزود 54: مرگ خاندان اخاب و کشته شدن پیروان بعل 02.12.2024 13:36
11سپس ییهو تمام بازماندگان خاندان اَخاب را که در یزرعیل بودند، کشت. همچنین تمام افسران ارشد، دوستان نزدیک و کاهنان او را از بین برد، به طوری که هیچیک از نزدیکان او باقی نماند. 12سپس ییهو عازم سامره شد و در بین راه در محلی به نام «اردوگاه شبانان» 13به خویشاوندان اخزیا، پادشاه یهودا برخورد. ییهو از آنها پرسید: «شما کیستید؟» جواب دادند: «ما خویشاوندان اخزیای پادشاه هستیم و برای دیدن پسران اَخاب و ای...
اپیزود 53: دوم پادشاهان باب نهم 13.10.2024 14:04
30ایزابل وقتی شنید ییهو به یزرعیل آمده است، به چشمانش سرمه کشید و موهایش را آرایش کرد و کنار پنجره به تماشا نشست. 31وقتی ییهو از دروازه وارد شد، ایزابل او را صدا زده، گفت: «ای قاتل، ای زمری، چرا اربابت را کشتی؟» 32ییهو به سوی پنجره نگاه کرد و فریاد زد: «در آنجا چه کسی طرفدار من است؟» دو سه نفر از خدمتگزاران دربار از پنجره به او نگاه کردند. 33ییهو به آنها دستور داد که او را به پایین بیندازند. آنها...
اپیزود 52: قحطی در سامره 16.04.2024 17:01
اپیزود پنجاه و دوم: قحطی در سامره 26 یک روز که پادشاه اسرائیل بر حصار شهر قدم می زد، زنی فریادی برآورد: «ای سرورم پادشاه، به دادم برس!» 27 پادشاه جواب داد: «اگر خداوند به داد تو نرسد، از من چه کاری ساخته است؟ از کدام خرمنگاه و چرخشت می توانم چیزی به تو بدهم؟ 28 بگو چه شده است.» آن زن به زنی که در کنارش ایستاده بود اشاره کرد و گفت: «این زن پیشنهاد کرد یک روز پسر مرا بخوریم و روز بعد پسر او را. 29...
اپیزود 51: معجزات الیشع 06.02.2024 24:24
اپیزود پنجاه و یکم: معجزات الیشع هنگامیکه الیشع وارد خانه شد، دید که کودک مرده روی تخت او خوابیده است. او در را بست و به درگاه خداوند دعا کرد. بعد برخاست در بستر به روی طفل دراز کشید و دهان، چشمان و دستهای خود را بر دهان، چشمان و دستهای طفل گذاشت و درحالیکه روی او خمیده، دراز کشیده بود، بدن او گرم شد. سپس از بستر پایین آمد و در اتاق یکبار بالا و پایین قدم زد. بعد دوباره آمد و به روی کودک خم ش...
اپیزود 50: ایلیا به آسمان می رود 12.12.2023 24:35
ایلیا به آسمان می رود 2 زمان آن رسیده بود که خداوند ایلیا را در گردباد به آسمان ببرد. ایلیا وقتی با الیشع از شهر جلجال خارج می شد، به او گفت: «تو در اینجا بمان، چون خداوند به من فرموده است به بیت ئیل بروم.» ولی الیشع جواب داد: «به خداوند زنده و به جان تو قسم، من از تو جدا نمی شوم!» پس باهم به بیت ئیل رفتند. 3 گروهی از انبیا که در بیت ئیل بودند به استقبال آنان آمده، به الیشع گفتند: «آیا می دانی که...
اپیزود 49: مرگ اخاب 20.11.2023 21:00
مرگ اخاب 31 پادشاه سوریه به فرماندهان سی ودو عرابة خود دستور داده بود که به دیگران زیاد توجه نکنند بلکه فقط با خود اخاب بجنگند. 32و33 پس وقتی آنها یهوشافاط را در لباس شاهانه دیدند گمان کردند که او همان اخاب، پادشاه اسرائیل است و برگشتند تا به او حمله کنند. اما وقتی یهوشافاط فریاد زد، آنها فهمیدند که او اخاب نیست بنابراین از او دور شدند. 34 اما تیر یکی از سربازان بطور تصادفی از میان شکاف زرة اخاب،...
اپیزود 48: شکست بِنهَدَد 13.10.2023 16:08
اپیزود چهل و هشتم: شکست بنهدد 35 روزی یک از انبیا به فرمان خداوند به دوستش گفت: «با شمشیر ضربه ای به من بزن!» ولی آن مرد این کار را نکرد. 36 پس آن نبی به او گفت: «چون دستور خداوند را اطاعت نکردی، وقتی از اینجا بروی، شیری تو را خواهد درید.» و همین طور هم شد. 37 بعد آن نبی به یک نفر دیگر گفت: «ضربه ای به من بزن!» آن مرد ضربه ای به او زد و مجروحش کرد. 38 سپس آن نبی با دستمالی صورتش را پوشاند تا شناخت...
اپیزود 47: ایلیا و انبیاء بعل 08.08.2023 18:35
اپیزود چهل و هفتم: ایلیا و انبیاء بعل 36 هنگام عصر که وقت قربانی کردن بود، ایلیا کنار قربآنگاه ایستاد و اینطور دعا کرد: «ای خداوند، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، امروز آشکار کن که تو خدای اسرائیل هستی و من خدمتگزار تو می باشم. ثابت کن که همة این کارها را من به فرمان تو انجام داده ام. 37 ای خداوند، جواب بده. دعای مرا اجابت فرما تا این قوم بدانند که تو خداهستی و ایشان را بسوی خود باز می گردانی.» 38...
اپیزود 46: ایلیا و خشکسالی 08.04.2023 11:46
اپیزود چهل و ششم: ایلیا و خشکسالی 8 آنگاه خداوند به ایلیا فرمود: 9 «برخیز و به شهر صرفه که نزدیک شهر صیدون است برو در آنجا ساکن شو. من در آنجا به بیوه زنی دستور داده ام خوراک تو را فراهم سازد.» 10 پس ایلیا از آنجا به صرفه رفت. وقتی به دروازة شهر رسید، بیوه زنی را دید که مشغول جمع کردن هیزم است. ایلیا از او کمی آب خواست. 11 وقتی آن زن به راه افتاد تا آب بیاورد، ایلیا او را صدا زد و گفت: «خواهش می ک...
اپیزود 45: نابودی یربعام 11.02.2023 17:59
اپیزود چهل و پنجم: نابودی یربعام 13 یک روز وقتی یربعام پادشاه کنار قربآنگاه بیت ئیل ایستاده بود تا قربانی کند، یک نبی که به دستور خداوند از یهودا آمده بود به او نزدیک شد. 2 او به فرمان خداوند خطاب به قربآنگاه گفت: «ای قربآنگاه، ای قربآنگاه، خداوند می فرماید که پسری به نام یوشیا در خاندان داود متولد می شود و كاهنان بتخانه ها را که در اینجا بخور می سوزانند، روی تو قربانی می کند و استخوانهای انسان رو...
اپیزود 44: مرگ سلیمان 03.12.2022 13:45
اپیزود چهل و چهارم: مرگ سلیمان 26 شورش دیگری نیز بر ضد سلیمان بوقوع پیوست. رهبری این شورش را یکی از افراد سلیمان به نام یربعام بر عهده داشت. یربعام پسر نباط از شهر صَرَدة افرایم بود و مادرش بیوه زنی بود به نام صروعه. 27 شرح واقعه از این قرار است: سلیمان سرگرم نوسازی قلعه ملو و تعمیر حصار شهر پدرش داود بود. 28 یربعام که جوانی قوی و فعال بود توجه سلیمان را جلب کرد، پس سلیمان او را ناظر کارگران تمام...
اپیزود 43: ملکه سبا و سلیمان 17.10.2022 13:45
دیدار ملکه سبا با سلیمان 10 ملکة سبا وقتی شنید که خداوند به سلیمان حکمت خاصی داده است، تصمیم گرفت به دیدار او برود و با طرح مسائل دشوار او را آزمایش کند. 2 پس با سواران بسیار و کاروانی از شتر با بار طلا همراه با جواهرات و عطریات به شهر اورشلیم آمد و مسائل خود را با سلیمان در میان گذاشت. 3 سلیمان به تمام سوالات او جواب داد. پاسخ هیچ مسئله ای برای سلیمان مشکل نبود. 4و5 وقتی ملکة سبا حکمت سلیما...
اپیزود 42: تقدیس خانه خدا 10.09.2022 9:15
اپیزود چهل و دوم: تقدیس خانه خدا منبع: اول پادشاهان باب هشتم 14و15 بعد پادشاه رو به جماعتی که ایستاده بودند کرد و ایشان را برکت داده، گفت: «سپاس بر خداوند، خدای اسرائیل که آنچه را به پدرم داود وعده داده بود، امروز با قدرت خود بجا آورده است. 16 او به پدرم فرمود: از زمانی که قوم خود را از مصر بیرون آوردم تاکنون در هیچ جای سرزمین اسرائیل هرگز شهری را انتخاب نکرده ام تا در آنجا خانه ای برای حرمت...
اپیزود ۴۱: ساخت خانه خدا 14.08.2022 12:29
۱در سال چهارم سلطنت سليمان، درست چهارصد و هشتاد سال پس از خروج قوم اسرائيل از مصر در ماه زيو كه ماه دوم است، بنای خانه خداوند شروع شد. ۲ طول خانهٔ خدا سی متر، عرض آن ده متر و ارتفاعش پانزده متر بود. ۳ ايوان جلو ساختمان ده متر درازا و پنج متر پهنا داشت. ۴ در ديوارهای ساختمان پنجرهای باريک كار گذاشته شده بود. ۵ -۶ يک سری اتاق در سه طبقه دور ساختمان و چسبيده به آن درست كردند. عرض اتاقهای طبقه اول د...
اپیزود ۴۰: حکمت سلیمان 16.07.2022 12:29
اپیزود چهلم: حکمت سلیمان منبع: اول پادشاهان باب ۳ و ۴ و ۵ ۴ یکبار سلیمان برای قربانی کردن به جِبعون که معروفترین قربآنگاه در آنجا قرار داشت رفت. او تا آن وقت هزار گاو و گوسفند در آنجا قربانی کرده بود.۵5 آنشب در جِبعون خداوند در عالم خواب به او ظاهر شد و فرمود: «از من چه می خواهي تا به تو بدهم؟» ۶ سلیمان گفت: «تو به پدرم داود بسیار محبت نشان دادی چون او نسبت به تو صادق و امین بود و قلب پاکی داشت....
اپیزود ۳۹: وفات داوود و پادشاهی سلیمان 15.06.2022 19:27
داود پادشاه در سن پیری ۱ داود پادشاه بسیار پیر شده بود و هر چند او را با لحاف می پوشاندند، ولی گرم نمی شد. ۲ درباریان به او گفتند: «علاج تو در این است که یک دختر جوان از تو پرستاری کند و در آغوشت بخوابد تا گرم بشوی.» ۳ و ۴ پس در سراسر کشور اسرائیل گشتند تا زیباترین دختر را برای او پیدا کنند. سرانجام دختری بسیار زیبا به نام اَبیشَگ از اهالی شونم انتخاب شد. او را نزد پادشاه آوردند و او مشغول پرستاری...
اپیزود ۳۸: آخرین سخنان داوود 24.04.2022 11:43
۲۳ داود پسر یَسی مردی بود که خدا پیروزیهای درخشان نصیبش کرد. او برگزیدة خدای یعقوب و شاعر شیرین سخن اسرائیل بود. این آخرین سخنان داود است: ۲ روح خداوند بوسیلة من سخن گفت و کلام او بر زبانم جاری شد. ۳ خدا که مثل صخره از اسرائیل پشتیبانی می کند، به من گفت: «فرمانروایی که با عدل و انصاف حکومت کند و با اطاعت از خدا سلطنت نماید، ۴ همچون خورشید خواهد بود که در آسمان بی ابر ظاهر می شود، و یا پس از باران...
اپیزود ۳۷: شورش شبع 13.03.2022 19:26
شورش شبع ۲۰ در این وقت مرد آشوبگری به نام شبع (پسر بکری بنیامینی) شیپورش را به صدا در آورده، مردم را دور خود جمع کرده و گفت: «ما داود را نمی خواهيم. او رهبر ما نیست. ای مردم اسرائیل به خانه هایتان بروید.» ۲ پس همه، غیر از قبیلة یهودا، داود را ترک گفته، بدنبال شبع رفتند. اما مردان یهودا نزد پادشاه خود ماندند و از اردن تا اورشلیم او راهمراهی کردند. ۳ وقتی پادشاه به کاخ خود در اورشلیم رسید، دستور داد...
اپیزود ۳۶: مرگ ابشالوم 09.02.2022 25:36
داود و صیبا ۱۶ داود از آن طرف کوه سرازیر می شد که به صیبا، خدمتگذار مفیبوشت که منتظر او بود برخورد. صیبا با خود یک الاغ پالان شده آورده بود که روی آنها دویست نان معمولی، صد نان کشمشی، صد خوشه انگور، و یک مشک شراب بود. ۲ پادشاه از صیبا پرسید: «اینها را برای چه آوردهای؟» صیبا جواب داد: «الاغها را برای اهل خانة تو آورده ام تا بر آنها سوار شوند. نان و میوه برای خوراک افرادت می باشد تا آنها را بخورند...
اپیزود ۳۵: بازگشت ابشالوم به اورشلیم 23.01.2022 14:47
۱۴ وقتی یوآب فهمید که پادشاه چقدر مشتاق دیدار ابشالوم است، ۲ بدنبال زنی حکیم فرستاد که در شهر تقوع زندگی میکرد. یوآب به آن زن گفت: «خودت را به قیافة زنی که مدت طولانی است عزادار میباشد دربیاور؛ لباس عزا بپوش و موهایت را شانه نکن. ۳ بعد پیش پادشاه برو و این سخنان را که به تو میگویم به او بگو.» سپس به او یاد داد چه بگوید. ۴ وقتی آن زن نزد پادشاه رسید، تعظیم کرد و گفت: «ای پادشاه، به دادم برس!» ۵...
داوود شهر ربه را میگیرد 02.01.2022 11:15
داود ربه را می گیرد ۲۶و۲۷ در این بین، یوآّب به شهر ربه پایتخت عمون حمله برد و آن را محاصره کرد. او قاصدانی نزد داود فرستاد تا به او بگویند: «ربه و مخازن آب آن در اختیار ماست. ۲۸ پس بقیة سربازان را بیاور و شهر را تصرف کن تا پیروزی به نام تو تمام شود.» ۲۹و۳۰ پس داود به ربه لشکر کشید و آن را تسخیر کرده، غنیمت زیادی از آنجا به اورشلیم برد. داود تاج گرانبهای پادشاه عمونی را از سرش برداشت و بر سر خودش گ...
داوود و بتشَبَع 18.12.2021 12:58
۱۱ بهار سال بعد، داود قشون اسرائیل را به فرماندهی یوآب به جنگ عَمونیها فرستاد. (پادشاهان، معمولاً در فصل بهار به دشمنان حمله ور می شدند.) آنها عمونی ها را شکست دادند و شهر رَبَه را محاصره کردند. اما داود در اورشلیم ماند. ۲یک روز ظهر هنگام عصر داود از خواب برخاست و برای هواخوری به پشت بام کاخ سلطنتی رفت. وقتی در آنجا قدم می زد چشمش به زنی زیبا افتاد که مشغول حمام کردن بود. ۳ داود یک نفر را فرستاد ت...
پادشاهی داوود 22.10.2021 16:58
نمایندگان تمام قبایل اسرائیل به حبرون نزد داود آمدند و به او گفتند: «ما از گوشت و استخوان تو هستیم. 2 حتی زمانی که شائول بر ما حکومت می کرد، سپاهیان ما را تو به جنگ می بردی و به سلامت باز می گرداندی. خداوند فرموده است که تو باید شبان و رهبر قوم او باشی.» 3 پس در حبرون، داود در حضور خداوند با بزرگان اسرائیل عهد بست و آنها او را بعنوان پادشاه اسرائیل انتخاب کردند. 4و5 (او پیش از آن، در سن سی سالگی ب...
مرگ شائول 14.10.2021 10:35
اپیزود سی ام: مرگ شائول پس شائول به محافظ خود گفت: «قبل از آنکه به دست این کافران بیفتم و با رسوایی کشته شوم، تو با شمشیرت مرا بکش!» ولی آن مرد ترسید این کار را بکند. پس شائول شمشیر خود را گرفت و خود را بر آن انداخت و مرد. محافظ شائول وقتی او را مرده دید، او نیز خود را روی شمشیرش انداخت و همراه شائول مرد. بدین ترتیب، شائول و سه پسرش و محافظ وی و همة افرادش در آن روز کشته شدند. اسرائیلی هایی که در...
شائول و زن جادوگر 19.09.2021 13:43
پس شائول به افرادش گفت: «زن جادوگری که بتواند روح احضار نماید پیدا کنید تا از او کمک بگیریم.» آنها گفتند: «در عَیندُر یک زن جادوگر هست.» 8 پس شائول تغییر قیافه داده، لباس معمولی بر تن کرد و دو نفر از افراد خود را برداشته، شبانه به منزل آن زن رفت و به او گفت: «من می خواهم با یک نفر که مرده صحبت کنم، آیا می توانی روح او را برای من احضار کنی؟» 9 زن جواب داد: «می خواهي مرا به کشتن دهی؟ مگر نمی دانی شا...
Podcasts parecidos
O Replaio não é o publicador dos podcasts; os nomes dos programas, as capas e o áudio pertencem aos seus autores e são distribuídos por feeds RSS públicos