Sokhanwar - نشر سخنور

سخنور

Arts FA ↓ 273 episodes

در این کانال ضمن دکلمه و تفسیر ابیات شعرای نامدار، تفسیر اشعار دیوان شمس تبریزی، دکلمه غزلیات، حکایات مثنوی معنوی، مجالس سبعه، مقالات شمس تبریزی و منتخب از فیه ما فیه حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی را نیز نشر خواهیم نمود. درورنشر سخنورSokhanwar. Com

Author

Sokhanwar - نشر سخنور

Category

Arts

Latest episode

Mar 10, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

مرده بودم زنده شدم - مولوی بلخی 14.05.2020

مرده بدم زنده شدم گريه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم ديده سير است مرا جان دلير است مرا زهره شير است مرا زهره تابنده شدم گفت که ديوانه نه اي لايق اين خانه نه اي رفتم ديوانه شدم سلسله بندنده شدم گفت که سرمست نه اي رو که از اين دست نه اي رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم گفت که تو کشته نه اي در طرب آغشته نه اي پيش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم گفت که تو زيرککي مست خيالي و شکي گول شدم...

دزدیده چون جان میروی - مولوی بلخی 14.05.2020

دزديده چون جان مي روي اندر ميان جان من سرو خرامان مني اي رونق بستان من چون مي روي بي من مرو اي جان جان بي تن مرو وز چشم من بيرون مشو اي شعله تابان من هفت آسمان را بردرم وز هفت دريا بگذرم چون دلبرانه بنگري در جان سرگردان من تا آمدي اندر برم شد کفر و ايمان چاکرم اي ديدن تو دين من وي روي تو ايمان من بي پا و سر کردي مرا بي خواب و خور کردي مرا سرمست و خندان اندرآ اي يوسف کنعان من از لطف تو چو جان شدم و...

ای شب از رویای تو رنگین شده - فروغ فرخزاد 14.05.2020

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تو هم سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش شاعر: فروغ فرخزاد صدا: نیکی کریمی

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند - حافظ شیرازی 29.04.2020

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر یار خاکسار شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند...

چون عمر به سر رسد، چه بغداد چه بلخ - عمر خیام 26.03.2020

چون عمر به سر رسد، چه بغداد چه بلخ پیمانه چو پر شود، چه شیرین و چه تلخ خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی از سَلْخ به غُرّه آید، از غُرّه به سَلْخ RumiBalkhi. Com

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم - حکیم عمر خیام 05.03.2020

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم فردا که ازین دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم

پدرم کله ی صبح است برو داد نزن - فروغ فرخزاد 05.11.2018

پدرم کله ی صبح است برو داد نزن من که بیدار شدم,این همه فریاد نزن! توی ذهن تو نماز است فقط! میدانم پدرم! چشم! فقط داد نزن!میخوانم! من از امروز,مسلمانِ مسلمان,باشد! کار هر روز وشبم خواندن قران,باشد! هر چه گفتی تو قبول است,فقط راضی باش پدرم! جان علی از پسرت راضی باش کاش بنشینی و یک لحظه فقط گوش کنی! کاش یک لحظه به حرف پسرت گوش کنی! حَجَر از حافظه ها پاک شده…می فهمی؟؟ پسرت صاحب ادراک شده ,می فهمی؟ به...

شاد آمدی - لایق شیر علی 05.11.2018

RumiBalkhi. Com

دست گلچینت - لایق شیر علی 05.11.2018

RumiBalkhi. Com

دل صد پاره - لایق شیر علی 05.11.2018

RumiBalkhi. Com

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم - سعدی شیرازی 05.11.2018

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم سیم دل مسکینم در خاک درت گم شد خاک سر هر کویی بی فایده می‌بیزم در شهر به رسوایی دشمن به دفم برزد تا بر دف عشق آمد تیر نظر تیزم مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم گفتی به غم...

این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدست - سعدی شیرازی 05.11.2018

این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدست یا ملک در صورت مردم به گفتار آمدست آن پری کز خلق پنهان بود چندین روزگار باز می‌بینم که در عالم پدیدار آمدست عود می‌سوزند یا گل می‌دمد در بوستان دوستان یا کاروان مشک تاتار آمدست تا مرا با نقش رویش آشنایی اوفتاد هر چه می‌بینم به چشمم نقش دیوار آمدست ساربانا یک نظر در روی آن زیبا نگار گر به جانی می‌دهد اینک خریدار آمدست من دگر در خانه ننشینم اسیر و دردمند خاصه ای...

دوش از مسجد سوي ميخانه آمد پير ما - حافظ شیرازی 05.11.2018

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون روی سوی خانه خمار دارد پیر ما در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی آه آتش...

اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را - حافظ شیرازی 05.11.2018

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را اگر دشنام فر...

صلاح کار کجا و من خراب کجا - حافظ شیرازی 05.11.2018

صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا چو کحل بینش ما خاک آستان شماست کجا رویم بفرما از این جناب کجا مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا بشد که یاد خوشش باد روزگار...

الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها - حافظ شیرازی 05.11.2018

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها مه کارم ز خود کامی...

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی - سعدی شیرازی 01.11.2018

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی با چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی دیوانه عشقت را جایی نظر افتاده‌ست کان جا نتواند رفت اندیشه دانایی امید تو بیرون برد از دل همه امیدی سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلش آن کش نظری باشد با قامت زیبایی گویند رفیقانم در عشق چه سر داری گویم که سری دارم درباخته در پایی زنهار...

چرا کس منکر بيطاقتي هاي درا باشد - ابوالمعانی بیدل 09.10.2018

چرا کس منکر بيطاقتي هاي درا باشد دلي دارد چه مشکل گر بدردي آشنا باشد دماغ آرزوهايت ندارد جز نفس سوزي پر پرواز رنگ و بو اگر باشد هوا باشد حريص صيد مطلب راحت از زحمت نميداند بچشم دام گرد بال مرغان توتيا باشد زنان شب دلت گر جمع گردد مفت عشرت دان سحر فرش است در هر جا غبار آسيا باشد زبان خامشان مضراب گفتگو نمي گردد مگر در تار مسطر شوخي معني صدا باشد نفس بيهوده دارد پرفشانيهاي ناز اينجا تو مي گنجي و بس...

بهر جا رفته ام از خويشتن راه تو مي پويم - ابوالمعانی بیدل 05.10.2018

بهر جا رفته ام از خويشتن راه تو مي پويم اگر نزديک اگر دورم غبار آن سر کويم هواي ناوکي دارم که هر جا گل کند يادش ببالد استخوان مانند شاخ گل بپهلويم بمضراب خيالي ميکند طوفان خروش من زبان رشته سام نميدانم چه ميگويم بگردون گر رسم از سجده شوقت نيم غافل چو ماه نو جبيني خفته در محراب ابرويم دو تا شد پيکر و آهي نباليد از مزاج من نوا در سرمه خوابانيده تر از چنگ گيسويم نشاند آخر وداع فرصتم در خاک نوميدي غبا...

مرده بدم زنده شدم گريه بدم خنده شدم - مولوی بلخی 05.10.2018

مرده بدم زنده شدم گريه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم ديده سير است مرا جان دلير است مرا زهره شير است مرا زهره تابنده شدم گفت که ديوانه نه اي لايق اين خانه نه اي رفتم ديوانه شدم سلسله بندنده شدم گفت که سرمست نه اي رو که از اين دست نه اي رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم گفت که تو کشته نه اي در طرب آغشته نه اي پيش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم گفت که تو زيرککي مست خيالي و شکي گول شدم...

یک شبی مجنون نمازش را شکست - مرتضی عبدالهی 05.10.2018

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضـو در کوچه‌ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فـارغ از جام الستش کـرده بود سجده‌ای زد بر لب درگاه او پُر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده‌ای بر صلیب عشق دارم کرده‌ای جام لیلا را به دستم داده‌ای وان‌در این بازی شکستم داده‌ای نشتر عشقش به جانم می‌زنی دردم از لیـلاسـت آنم می‌زنی خسته‌ام زین عشق، دل خونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن مرد این بازیچه...

ديد موسي يک شباني را براه - مولوی بلخی 05.10.2018

ديد موسي يک شباني را براه کو همي گفت اي گزيننده اله تو کجايي تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت جامه ات شويم شپشهاات کشم شير پيشت آورم اي محتشم دستکت بوسم بمالم پايکت وقت خواب آيد بروبم جايکت اي فداي تو همه بزهاي من اي بيادت هيهي و هيهاي من اين نمط بيهوده مي گفت آن شبان گفت موسي با کي است اين اي فلان گفت با آنکس که ما را آفريد اين زمين و چرخ ازو آمد پديد گفت موسي هاي بس مدبر شدي خود مسلمان نا...

زبعد ما نه غزل ني قصيده ميماند - ابوالمعانی بیدل 05.10.2018

زبعد ما نه غزل ني قصيده ميماند زخامها دو سه اشک چکيده ميماند چمن بخاطر وحشت رسيده ميماند بساط غنچه بدامان چيده ميماند ثبات عيش که دارد که چون پر طاوس جهان بشوخي رنگ پريده ميماند شرار ثابت و سياره دام فرصت کيست فلک بکاغذ آتش رسيده ميماند کجا بريم غبار جنون که صحرا هم زگردباد بدامان چيده ميماند زغنچه دل بلبل سراغ پيکان گير که شاخ گل بکمان کشيده ميماند بغير عيب خودم زين چمن نماند بياد گلي که ميدمد از...

من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو - مولوی بلخی 05.10.2018

من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو پيش من جز سخن شمع و شکر هيچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از اين بي خبري رنج مبر هيچ مگو دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو گفتم اي عشق من از چيز دگر مي ترسم گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو من به گوش تو سخن هاي نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلي جز که به سر هيچ مگو قمري جان صفتي در ره دل پيدا شد در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو گفتم اي دل...

پوشيده چون جان مي روي اندر ميان جان من - مولوی بلخی 05.10.2018

پوشيده چون جان مي روي اندر ميان جان من سرو خرامان مني اي رونق بستان من چون مي روي بي من مرو اي جان جان بي تن مرو وز چشم من بيرون مشو اي مشعله تابان من هفت آسمان را بردرم وز هفت دريا بگذرم چون دلبرانه بنگري در جان سرگردان من تا آمدي اندر برم شد کفر و ايمان چاکرم اي ديدن تو دين من وي روي تو ايمان من بي پا و سر کردي مرا بي خواب و خور کردي مرا در پيش يعقوب اندرآ اي يوسف کنعان من از لطف تو چون جان شدم...

Listen to the سخنور podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.