Hossein Abbasi
كتيبه
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:irpdonline@gmail.com. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آدرس زير بيابيد. https://t.me/kateebehha
Author
Hossein Abbasi
Category
Podcast website
Latest episode
Jul 9, 2026
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
تاریخ سیستان- قطعۀ سی و هشتم 23.05.2024 19:54
در ابتدای این قطعه ذکر می شود که در سال 448 در سیستان به نام امیر جغری، برادر طغرل، سلطان سلجوقی، خطبه کردند. امیر بیغو، که احتمالاً عموی طغرل بود، به طغرل نامه می نویسد و با عتاب به او یادآوری می کند که در زمانی که با هم از آب جیحون گذشتند و غزنویان را شکست دادند، وعده شده بود که سیستان سهم او خواهد بود. طغرل نامه می نویسد و حکم سیستان را به نام او می کند. پسر بیغو نامه را به سیستان به نزد امیر ب...
داراب نامه- قطعۀ پانزدهم 19.05.2024 21:32
پسران کموز، رنک و سهمنک، که مادرشان را عاشق داراب می بینند او را می کشند. طمروسیه از بیم جان با وعدۀ پول و مقام زندانبان را راضی می کند که او و داراب را با کشتی شبانه از شهر بیرون ببرد. آنها به سوی جزیره ای در یونان می روند که پدر طمروسیه با دو خواهر او در آنجایند. در راه به جزیره ای می روند تا استراحت کنند. رنک و سهمنک با مردانشان بدنبال آنها به جزیره می آیند. طمروسیه بر درختی پنهان می شود و دارا...
تاریخ سیستان- قطعۀ سی و هفتم 15.05.2024 21:26
امیر سیستان ابوالفضل نصر بن احمد مولی امیر المومنین است و با مدعیان زیادی از باقی ماندۀ غزنویان تا امرای ترکمان روبرو است. لحن نویسنده وقتی که از این امیر و برادر و خاندان او یاد می کند محترمانه است. احتمالاً متن اصلی، یا حداقل این بخش از متن در روزگار او نوشته شده است. از جمله مدعیان از غلام مودود به نام طغرل (با طغرل، سلطان سلجوقی فرق می کند) یاد می شود که در کتاب از او به بدی یاد می شود. همچنین...
داراب نامه- قطعۀ چهاردهم 12.05.2024 33:16
قنطرش سیاف را می خواند و فرمان می دهد که گردن داراب را بزند. کموز که از استادش افلاطون حکیم دربارۀ مردی از خیل کیقباد شنیده است، مخالفت می کند. کار دو برادر بالا می گیرد. کموز دشنه بر می کشد و قنطرش را می کشد. زن قنطرش، طمروسیه، با غلامان و کنیزان از کوشک بیرون می آیند و کموز را پاره پاره می کنند و داراب را می گیرند و به کوشک می برند و به زندان می افکنند. خبر مرگ کموز را به عنطوسیه، زن کموز، که خو...
تاریخ سیستان- قطعۀ سی و ششم 03.05.2024 21:11
سیستان تحت حاکمیت مسعود غزنوی است. ولی نیروهای دیگر هم در کارند. گاهی امیری به امارت نصب می شود و چندی بعد عزل و حتی زندانی می شود و بعد رها می شود و دوباره به امارت می رسد. در این میان ابوالفضل نصر بن احمد که به عنوان "مولی امیرالمومنین" یعنی غلام آزاد شده از او یاد می شود، و برادرش بانصر، در سیستان محبوبیت دارند. در کنار غزنویان، ترکمانان که در دوران امیر مسعود به خراسان آمدند در قدرت...
داراب نامه - قطعۀ سیزدهم 24.04.2024 24:10
داراب در کشتی اسیر کموز است و او را به سوی قنطرش می برند. غلامی به نام بهزاد که از خراسان بود، از ولایت فارس (!) نگهبان او است و افسوس می خورد که او را خواهند کشت. داراب به بهزاد می گوید که او داراب است، پسر همای و اگر بهزاد او را یاری کند، داراب هر چه بخواهد به او می دهد. سربازان کموز به بهزاد بند می دهند تا بند بر پای داراب بزند. وقتی که کشتی ها به کنارۀ دریا می رسند، قنطرش فرمان می دهد که داراب...
تاریخ سیستان- قطعۀ سی و پنجم 20.04.2024 22:12
سیستان تحت حکومت سلطان محمود غزنوی در آمده است. نویسنده می گوید این آغاز "محنت سیستان" بود. سلطان محمود امیری به سیستان می گمارد و خود به هندوستان لشکر می کشد. مدتی از او خبر نمی شود. عیاران سیستان به دور ابوبکر عبدالله، نوۀ امیر خلف از سوی دختر، جمع می شوند و امارت او را می خواهند. بخشهایی از شهر و نواحی اطراف را تسخیر می کنند. سپاه سلطان محمود می آید و آنها را محاصره می کند و شکست می د...
داراب نامه -قطعۀ دوازدهم 17.04.2024 21:59
داراب زخم خورده و خسته و گرسنه در کنار دریا می رود. و مردان قنطرش به دنبال او. او را می یابند. داراب خود را در آب دریا می اندازد که کم عمق است و به جزیره ای کوچک می رود. سمنداک بدنبال او است. داراب یک استخوان زنخدان ماهی پیدا می کند به اندازۀ صد من. با سمنداک درگیر می شود و او را از پای در می آورد. برادر سمنداک، گنبدو، به جنگ او می رود و او هم به دست داراب از پای در می آید. مردان قنطرش قصد او می ک...
تاریخ سیستان- قطعۀ سی و چهارم 10.04.2024 20:23
در این قطعه پایان حکومت صفاریان بر سیستان گفته می شود. امیر خلف حاکم سیستان است. پسرش، امیر عمرو، از خراسان به سیستان می آید و پس از مدتی بر پدر می شورد. امیر خلف او را در بند می کند و او در بند می میرد. پسر دیگر امیر خلف، امیر طاهر است که به سبب شجاعت "شیر باریک" لقب گرفته است و سرزمینهای اطراف را برای او فتح می کند. روزی امیر خلف با زنان حرم و غلامانی چند به کوه اسپهبد می رود. محمود غز...
داراب نامه- قطعۀ یازدهم 06.04.2024 23:53
داراب و سمنداک در حال جنگند. داراب با چوب و سمنداک با سنگ. سمنداک سنگی به روی داراب می زند و روی او را خونین می کند. داراب به کوه پناه می برد و در غاری پناه می گیرد. سمنداک و مردانش بدنبال او. روز دیگر سمنداک غاری که داراب در آن پناه گرفته است را می یابد. داراب را نیرو نمانده است. ناگهان از ته غار فردی او را صدا می کند و او را پناه می دهد. سمنداک و یارانش نمی توانند به آن غار درآیند. پیری که به او...
داراب نامه- قطعۀ دهم 24.03.2024 22:36
داراب از دور سپاه بزرگ قنطرش را می بیند که به جنگ او می آیند. داراب رزه اسفندیار را پوشیده بود کلاهخود جمشید را بر سر داشت که نسل به نسل به او رسیده بود. اولین کسی که به جنگ او می آید سمندون زنگی است، برادر قنطرش است، هشتاد ساله، یکی از شش فرزند مردی سیصد ساله که دویست سال است در صومعه ای عبادت می کند. سمندون رنگی چون قیر دارد و لبی چون گُردۀ شتر و از مادر سپید موی زاده شده. دوازده گز بلندی دارد و...
تاریخ سیستان- قطعۀ سی و سوم 22.03.2024 20:06
خلف، آخرین امیر صفاریان، سیستان را در اختیار دارد. رقیب او امیر حسین بن طاهر است که او هم از خاندان صفاریان است. خلف از شهر بیرون می رود و حسین به شهر وارد می شود. خلف او را محاصره می کند و لی به فرمان امیر خراسان، که نوح بن منطور سامانی، است او را رها می کند. حسین باسپاه فراوان بر می گردد و این بار امیر خلف در را می بندد و در حصار می شود. این حصار سه سال طول می کشد و امیر خلف در این مدت ضربات زیا...
داراب نامه- قطعۀ نهم 13.03.2024 21:21
هنوز وقت پادشاهی داراب نرسیده است. داراب از نزد همای بیرون می رود. از پارس و کرمان می گذرد و به عمان می رسد که پادشاهی به نام قنطرش در آن حکومت می کند. او و دو پسرش برای شکار بیرون آمده اند. پسرانش گورخری را دنبال می کنند و گورخر به سمت داراب می آید. داراب آن را می گیرد و بعد رها می کند. پسران شاه به او حمله می برند. داراب یکی را می کشد و دیگری را دست قطع می کند. قنطرش به دنبال داراب می آید تا ببی...
تاریخ سیستان- قطعۀ سی و دوم 08.03.2024 26:06
غلامان امیر بو جعفر او را در مجلس شراب می کشند. امیر خَلَف، پسرش، با یاری برخی از امیران و غلامان به تخت می نشیند. فردی به نام طاهرِ بوعلی که مادرش از خاندان لیث بود و امیر فراه بود از سوی امیر سامانی، در این زمان نقش بزرگی بازی می کند. امیر خلف سیستان را به او می سپرد و به سفر حج می رود. امیر طاهر شیوۀ داد و عدل پیش می گیرد. مردمان در دوران او به آسایش می رسند. نویسنده داستانی از حضور طاهر در درب...
داراب نامه- قطعۀ هشتم 01.03.2024 30:04
داراب را به فرمان دستور برای کشتن می برند و همای بیهوش است و خبر ندارد. ضحاک او را به معدنی می برد در "سهمگین جایی" و به فردی دستور می دهد که سر او از تنش جدا کند. داراب روی به آسمان می کند و از پرودگار کمک می خواهد. بادی سهمگین بر می خیزد و ناگهان اژدهایی بر می آید و او را نجات می دهد. مردان ضحاک می گریزند. همای که خبر می شود، به آن معدن می رود و داراب را می رهاند. آن شب اردشیر، پدر دار...
مقدمه ای بر مذهب بین النهرین باستانی- بخش سوم 22.02.2024 41:27
این قطعه، بخش سوم خلاصۀ کتاب زیر است: "مقدمه ای بر مذهب بین النهرین باستانی" نوشتۀ تامی اشنایدر An Introduction to Ancient Mesopotamian Religion, by: Tammy J. Schneider, 2011 نویسنده استاد مطالعات مذهبی در دانشگاه کلارمونت کالیفرنیا است. در این قسمت، فصول هفتم تا یازدهم خلاصه شده اند که بررسی کارگزاران مذهبی، متون، مراسم، شاهان، و نتیجه گیری را در بر دارد.
مقدمه ای بر مذهب بین النهرین باستانی- بخش دوم 22.02.2024 29:25
این قطعه، بخش دوم خلاصۀ کتاب زیر است: "مقدمه ای بر مذهب بین النهرین باستانی" نوشتۀ تامی اشنایدر An Introduction to Ancient Mesopotamian Religion, by: Tammy J. Schneider, 2011 نویسنده استاد مطالعات مذهبی در دانشگاه کلارمونت کالیفرنیا است. در این قسمت، فصول چهارم تا ششم خلاصه شده اند که بررسی افسانه ها، خدایان، و معابد را در بر دارد.
مقدمه ای بر مذهب بین النهرین باستانی- بخش اول 22.02.2024 29:03
این قطعه، بخش اول خلاصۀ کتاب زیر است: "مقدمه ای بر مذهب بین النهرین باستانی" نوشتۀ تامی اشنایدر An Introduction to Ancient Mesopotamian Religion, by: Tammy J. Schneider, 2011 نویسنده استاد مطالعات مذهبی در دانشگاه کلارمونت کالیفرنیا است. در این قسمت، فصول اول تا سوم خلاصه شده اند که مقدمه، ابزارهای مطالعۀ مذهب بین النهرین باستانی، و مروری بر تاریخ این منطقه را در بر دارد.
تاریخ سیستان- قطعۀ سی و یکم 12.02.2024 21:36
ابوجعفر، امیر سیستان، رسولی به دربار ماکان، امیر دیلمیان در ری می فرستد. ماکان در حال مستی ریش رسول را می تراشد، بعد به خود می آید و از او عذر می خواهد و او را اعزاز و اکرام می کند و نگاه می دارد تا ریشش دوباره درآید. ابو جعفر که این را می شنود، با لشکر کوچکی به ری می رود و ماکان را می گیرد و به دربار خودش می برد و با او همان کار را می کند! امیر خراسان، نصر بن احمد سامانی، که این را می شنود، ابوجع...
داراب نامه - قطعۀ هفتم 31.01.2024 27:42
همای دستور داده است تا امیر مردو که داراب را پسر خود معرفی کرده، به درگاهش برود. از او در باب داراب می پرسد و او تمامی داستان را می گوید. همای می فهمد که داراب همان پسر اوست که به آب انداخته است، ولی نمی تواند این راز را آشکار کند از ترس اینکه مردمان او را "استوار ندارند." مجلس بزم می آرایند. در میانۀ مجلس، داراب بر می خیزد و به نزد مادرش می رود و او را می بوسد. غوغایی بزرگ بر می خیزد و...
تاریخ سیستان- قطعۀ سی ام 26.01.2024 31:51
در انتهای قرن چهارم سیستان همچنان عرصۀ رقابت گروههای مختلف است، از نمایندگان خلیفه تا امیران فرستاده شده از سوی سامانیان و امیران محلی و عیاران و غلامان سابق که به درجۀ امیری رسیده اند. به کرات افراد با هم متحد می شوند و بعد بر علیه هم با دیگری متحد می شوند. آخرین امیر از "یعقوبیان"، ابوحفص، یکی از نواده های عمرو لیث بود که به دست احمد بن اسماعیل اسیر شد و به سمرقند فرستاده شد و در آن زم...
داراب نامه- قطعۀ ششم 18.01.2024 18:56
همای از دوری داراب دلتنگ است. اطرافیان به او پیشنهاد می کنند که "ای ملکه به صحرا بیرون شو تا دلت بگشاید ... غلامان را گوی زدن فرمای." چنین می کنند. همگان به صحرا می روند و با بوق و کرنا گوی زدن آغاز می کنند. داراب هم که "از جانب همای بوی خویشی می آمدش" به سمت شهر می رود تا به همای نزدیک شود. می بیند که بازی چوگان به راه افتاده است و همای و غلامانش گوی را به رشنواد و مردانش باخت...
تاریخ سیستان- قطعۀ بیست و نهم 12.01.2024 23:48
سیستان به دست سامانیان افتاده است و منصور اسحاق از سوی احمد بن اسماعیل والی سیستان است. مردمان به رهبری چند تن از عیاران شورش می کنند و می خواهند یکی از آل یعقوب که کودکی ده ساله است را به امارت بنشانند. پیروز می شوند و منصور را فراری می دهند و در زندان را می گشایند و عیاران دیگر هم به آنها می پیوندند. سیستان عرصۀ جنگ و کشمکش میان قدرتهای مختلف است. طرفداران آل یعقوب، عیاران که بدنبال امارت برای خ...
داراب نامه- قطعۀ پنجم 07.01.2024 27:10
داراب ضحاک را گرفته است و می خواهد او را آتش بزند. همای رشنواد را با ده نفر از پیران بدون سلاح به نزد داراب می فرستد تا تقاضای آزادی ضحاک را بکنند و از او بخواهند با همای دیدار کند. داراب آنها را کرامت می کند و قول آزادی ضحاک را می دهد. فردا گوش ضحاک را می کند و از ریش او می آویزد و او را رها می کند! همای و یارانش برای دیدن داراب به صحرا می روند. داراب و همای وقتی همدیگر را می بینند، مهرشان می جنب...
تاریخ سیستان- قطعۀ بیست و هشتم 30.12.2023 20:28
محمد بن علی لیث در سیستان به امارت می نشیند. برادرش معدل را با افراد خانواده اش محترمانه به بند می کند تا او "طمع ولایت نکند". احمد بن اسماعیل از سوی مقتدر، خلیفۀ عباسی، به امارت سیستان منصوب می شود. او هم سپاهی به سیستان می فرستد. محمد بن علی برادرش را از بند در می آورد تا او را در جنگ کمک کند. معدل وقتی برادرش بیرون شهر است، در را بر او می بندد. محمد می گریزد و به سوی بست می رود. محمد...
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.