Reza Karimabadi | رضا کریمآبادی
باشگاه قتل پنجشنبه | The Thursday Murder Club
ممکنه تصورش سخت باشه که با خلق چند پیروپاتال از کارافتاده و وراج، یک نویسنده بتونه یک داستان جنایی بنویسه! اما ریچارد آزمن در «باشگاه قتل پنجشنبه» این کار را کرده! در این داستان، ماجرای چهار شخصیت عجیب و غریب روایت میشود که هفتهای یک بار در اتاقی گرد هم میآیند تا درباهی قتل و جنایت صحبت کنند. این ماجرا ادامه دارد تا اینکه در دهکده ی خود آنها کسی به قتل می رسد و بعد قتل دیگری رخ می دهد. این پادکست براساس سه گانه «باشگاه قتل پنجشنبه» هست که سعی کردم در درجه اول از نسخه انگلیسی کتاب برای تولید پادکست استفاده کنم، ولی قطعاً از ترجمه بسیار خوب خانم محدثه احمدی، خانم افسانه مقدمی و نازنین فیروزی...
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت چهل و سوم 27.03.2022 11:31
چیپس Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت چهل و دوم 26.03.2022 7:11
کندریک Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت چهل و یکم 26.03.2022 9:18
الیزابت Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت چهلم 26.03.2022 9:30
لنس Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و نهم| جویس 15.03.2022 14:29
اگر منظورم را بدانید فردا صبح است و من تازه از مغازه برگشتم. بیشتر از آن در یک لحظه. کیف و چتر من روی میز راهرو آماده است. بیشتر از آن در یک لحظه بیش از حد. الیزابت فکر می کند که داگلاس مرگ خود را جعل کرده است. ظاهراً در خط کار او غیر معمول نیست. یک نفر را کشت، جسد را مال خودش تشخیص داد و با بیست میلیون فرار کرد. چه کسی می تواند بگوید، اما مطمئناً کار خوبی است اگر بتو...
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و هشتم 14.03.2022 20:25
الیزابت در راه بازگشت از همبلدون به سو زنگ زده بود و به این فکر می کرد که آیا ممکن است آزاد باشد تا برای گپ زدن به آنجا برود؟ سو خوشحال شده بود و مستقیماً پایین رانده بود. ابراهیم پیتزای دومینو سفارش داده بود. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و هفتم | جویس 13.03.2022 12:19
چه روز طولانیای بود. تازه از پیش مارتین لومَکس برگشتهایم، ولی توی خانهٔ ابراهیم جلسه داریم. خوشبختانه کل مسیر برگشت خواب بودم. وقتی بیدار شدم، سرم روی شانهٔ ران بود. شانهٔ خوبی دارد، اگرچه هیچوقت این حرف را به کسی نمیزنم. لومَکس کاملاً برخلاف انتظارمان بود. دستکم من که انتظارش را نداشتم. اگر او را توی خیابان ببینید، گمان میکنید وکیل است یا خشکشویی دارد ولی خودش آنجا کار نمیکند. به نظرم جذ...
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و ششم 13.03.2022 7:33
وقتی باگدن دهساله بود، دوستانش ازش خواستند اگر جرائت دارد، از روی پل بپرد. احتمالاً ارتفاع پل دوازده متر بود و رودخانهای خروشان و سنگلاخ از زیر آن میگذشت. چند سال قبل هم پسر دیگری هنگام پریدن از پل، جان خودش را از دست داده بود. مدتی مقامات شهر دور نردههای پل سیم خاردار کشیدند تا کسی دوباره حماقت نکند. اما به مرور زمان سیمهای خاردار زنگ زده و پوسیده شده و تو...
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و پنجم 10.03.2022 11:55
مارتین لومکس سینی قهوه و بیسکویت را برمیدارد و به سمت سینمای خانگیاش میرود. بیست صندلی چرمی روی زمینی شیب دار قرار گرفتند و به پرده نمایشی که کل دیوار را پوشونده منتهی میشند. تا حالا بیشترین افرادی که همزمان باهم در اینجا دور هم جمع شدهاند؛ نهایتاً چهار نفر بوده؛ اون هم وقتی که فینال مسابقات فوتبال آذربایجان با یک معامله هروئین پرسود همزمان شده بود. مارتین لومکس ب...
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و چهارم 10.03.2022 14:48
الیزابت در حال مرتب کردن برخی از دکوریهایی هست که تیم سازمان امنیت در طول جست و جوی خود در آپارتمان، جابجا کرده بود. او ترجیح میدهد هر چیزی سر جای خودش باشد. مجسمه ماهیگیر شهر دلفت که استفان از بازار کهنه فروش های شهر بروژ خرید کرده بود، باید همراه نشان پلیس پنی؛ در کنار پوکه روسی که پس از سوء تفاهم در پراگ در سال 1973 ؛ الیزابت از رادیاتور ماشین تریومف هرالد خو...
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و سوم 09.03.2022 6:18
به او گفته بودند که یک چمدان کوچک ببندد، و همراهشان برود. لوازمش را جمع کرده است، از قبل آماده بود. افسرها انتظار داشتند گریه کند، ولی اشکهایش خشک شده بود. یعنی آنها قضاوتش میکنند، نه؟ آنها فکر می کنند که او پاپی را دوست ندارد؟ مادر بدی بود؟ به نظر شیوون آنها در طول خدمتشان با همهجور واکنشی روبهرو شده بودند؛ پس نیازی به تظاهر نبود. باید خودش باشد. همان طور که هست...
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و دوم 09.03.2022 8:44
آیا تا به حال از مورین گیلکز حرفی زده ام؟ گمان می کنم چیزی نگفته ام، اما قصد بی احترامی نداشتم. امیدوارم ناراحت نشود. او در راسکینکورت زندگی میکند. همسرش موتور دارد و خودش گاهی به اینجا می آید تا لوازم اضافی اهالی را برای خیریه بنیاد قلب بریتانیا جمع کند. یک بار یک بلوز بهش دادم و دفعهٔ بعد که به فیرهاون رفتم، آن را توی فروشگاه دیدم. کلی ذوق کردم. عکسش را برای جوآنا فرستا...
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سی و یکم 03.03.2022 14:42
پس بیایید ببینیم «الیزابت بست» چه حرفی برای گفتن دارد، اجازه می دهید شروع کنیم؟ قهرمان بزرگ سرویس. یعنی این همانی است که یک عالمه تعریفش را می کردند؟ آیا ظاهر و باطنش یکی است؟ سو ریئردن چاره ای ندارد جز اینکه ناخودآگاه خودش را با زنی مقایسه کند که دقیقا روبه رویش نشسته است. الیزابت بست. با موهای نقرهای و ژاکتی پشمی و چهرهای عاری از حس. چه اطلاعاتی دارد؟ حاضر است دهان باز...
مردی که دوبار مرد | فصل دوم | قسمت سیام 02.03.2022 6:24
اتریس تعطیلات بین دو ترم را می گذراند و پیش کریس میماند. کریس هنوز کاملاً به این قضیه عادت نکرده است. وانمود میکند غذاهای سالم میخورد، اما چند روز بعد میفهمد کار از تظاهر گذشته است و سالم خوار شده است. فرقی نمی کند که سیب می خورید تا به فکر سلامتی خودتون باشید یا معشوقتان را تحت تأثیر قرار بدهید، در هر صورت سیب خورده اید و مواد مغذی به بدنتان میرسد. کریس از دوشنب...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و نهم 20.02.2022 6:18
الیزابت دسته چاقو را در حالیکه تیغه آن رو به پایین هست، محکم در دست گرفته است، روشی که بیش از پنجاه سال قبل به او آموزش داده شده بود. روش محبوب نیروهای کماندوی جماهیر شوروی، روش کف دست به سمت پایین بود و در دههٔ هفتاد آن را رواج داد. ولی حالا روش کف دست به سمت بالا مد شده است. اینطوری میتوانید نیروی خیلی بیشتری وارد کنید، بهخصوص اگر طرف مقابل قوی هیکل ت...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و هشتم 19.02.2022 4:57
هرچی دوست دارید در مورد ران بگویید، اما نمی توانید بگویید که او شبیه لوله کشها نیست. رایان برد بدون اینکه حتی نگاه دومی به اون بندازه، بهش اجازه داد داخل بشه. ران بهش گفته بود: «مدیر ساختمان من را به خاطر فشار آب فرستاده.» بعد کیفش را به او نشان داده بود و گفته بود: «یک لحظه این کیف را نگه می داری، ابزارم داخلشه، سرویس رایگانه، نگران چیزی نباش.» پس این رایان برد بود؟...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و هفتم 18.02.2022 1:35
الیزابت از آشپزخانه بیرون می آید. اگر کسی هم در خانه بوده، الیزابت مطمئن است که الان دیگه رفته است. این را براساس غریزه اش میگه، اما با این حال انگشتش را روی لب هایش می گذارد و به جویس اشاره می کند که دقیقا همان جایی که هست بماند. بعد در اتاق نشیمن را با پا باز می کند. هیچ خبری نیست. دو تا صندلی راحتی، دو میز عسلی و یک بوفه که بر روی آن رادیو و گلدان گلی قرار دارد. خبری از جسد و ردی از خون نیست؛ خ...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و ششم 17.02.2022 7:04
آنتونی میگه: «و او به پشت سرت لگد زد؟»ابراهیم میگه: «فکر میکنم این کار را کرد، آنتونی، آره.»ابراهیم به دیگران نگفته بود که امروز چه ساعتی برمی گردد. او میدانست که شلوغش می کنند، و نمیخواست تا وقتی صورتش را اصلاح نکرده و به سر و وضعش نرسیده، کمیته استقبال براش تشکیل بدهند. در عوض او موفق شده بود، آخرین نوبت آنتونی آرایشگر، را بگیرد. این روزها او آنقدر خواهان داره که سه بار در هفته به کوپر چی...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و پنجم 16.02.2022 4:56
الیزابت و جویس در خیابان سنت آلبانز هستند. مسیرش پر از هتل های کوچک و خانه های سالمندان است. میتوانید تمام طول مسیر را طی کنید بدون اینکه حتی یک بار هم نیاز پیدا کنید که از روی گوشی تلفن نقشه را چک کنید، و این عالی بود. آنها به پلاک شماره 38 می رسند. پرده های تمام اتاق های رو به خیابان، کشیده شده اند و یک پوستر مربوط به چهار سال پیش حزب لیبرال دموکرات روی پنجره...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و چهارم 15.02.2022 8:23
فروش کوکائین آنقدرها هم که مردم تصور می کنند جذاب نیست، و کانی جانسون فکر می کند؛خوبه که برای یک بار هم که شده فرصت پیدا کرده به سرو وضعش برسد و لباس قشنگ بپوشد.آخه هر روز پیش نمی آید که باگدان یانکوفسکی بخواهد به اندازه ده هزار پوند جنس اصل کلمبیایی بخرد و کانی تمام روز بابت این موضوع هیجان زده بوده است. گاراژ مجاور در کار فروش عطر تقلبی هست و کانی مقداری از عطری که قبلاً ازشون گرفته بود را...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و سوم 14.02.2022 8:29
الیزابت به ساعتش نگاه می کند و آهی می کشد. بعد یک کم سرعت گام برداشتنش را زیاد میکند. آنها حدود بیست دقیقه از برنامه عقب هستند، چون جویس اصرار کرده بود برای نوشیدن یک قهوه توقف کند. جویس دوست دارد در کافی شاپ ها بنشیند و از پنجره به مردمی که از آنجا می گذرند نگاه کند. اگر به او اجازه دهید، تمام روز آنجا مینشست و میگفت: "اوه، چترها را در آوردند" یا "فکر میکنی ...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و دوم | جویس 13.02.2022 8:46
خوب، با مادر پاپی تماس گرفتم، و مکالمه امون نمی توانست بهتر از این باشد. او شیوون نام دارد، و بله، باید نحوه املای اسمش را جستجو کنم. ممکنه ریشه ی ایرلندی داشته باشد، اما خودش که اینطوری به نظر نمی رسد. او را در جریان آنچه اتفاق افتاده بود قرار دادم. فکر کردم منظور پاپی باید همین باشد، چون شاید وقتی جاسوس هستید، همیشه همه چیز را به مادرتان نمیگویید. یا شاید دختران به طور ک...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیست و یکم 06.02.2022 12:11
در مدرسه پسری بود به اسم پیتر، فامیلش یک چیزی بود، که به خاطر داشتن موهای زنجبیلی و نارنجیش او را مسخره می کردند. قصد بدی نداشتند، فقط شوخی بود. اما او بعد از چند ترم، ترک تحصیل کرد. مشکل خودش بود که خیلی حساس بود، و این هنوز هم یه مشکل به حساب میاد، اینطور نیست؟ اگر مردم همه شوخی ها را توهین تلقی کنند، مثل پیتر میشوند که فرصت تحصیل را از خودش گرفت، چون نمیتوانست یک...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت بیستم 05.02.2022 10:15
اینجا یک خبرایی هست. باگدن به ون نزدیک می شود. همانطور که از پنجره سمت مسافر نگاهی می اندازه، یک روزنامه می بیند که وجودش در یک ون عادی هست، اما بعد متوجه می شود که روزنامه دیلی تلگراف هست که این عادی نیست. او به بدنه ون نگاه می کند، که نوشته «تعمیرات سقف و پشت بام اف. واکر - همه نوع خرده کاری انجام میشود.» از گوشه چشم، باگدن الیزابت، رون و جویس را می بیند که از راسکی...
مردی که دوبار مرد | فصل اول | قسمت نوزدهم 02.02.2022 9:48
رون برای این کار صبحانه را حذف کرده است و حتی بیشتر از حد معمول عصبانی است. او مدتی را صرف تماشای لکه خون بزرگ روی فرش اتاق خواب کرده و حالا هم سوراخ گلوله روی دیوار اتاق خواب را بررسی می کند. ران میگوید: «من آزادیهای گرفته شده را دیدهام. خدا میداند، همه آنها در طول سالها آن را با من امتحان کردهاند، اما این اسم را میگیرد. چه زمانی جسد را پیدا کردید؟ نیم یازده؟ احتمال...
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.