Erfan Kianoor

انجیل و عرفان

Religion FA ↓ 35 episodes

به پادکست «انجیل و عرفان» خوش آمدید 🌟 در اینجا، روایت‌های الهام‌بخش و عرفانی از کتاب مقدس را به زبان فارسی خواهید شنید. ما دو بخش اصلی داریم: 📖 روخوانی کتاب مقدس (انجیل و بخش‌هایی از عهد عتیق و جدید) 🎙 روایت‌های عرفانی (داستان‌های الهام‌بخش، آموزنده و ایمان‌محور) هدف ما این است که پیام محبت، امید و ایمان مسیح را به زبان فارسی برای همه جویندگان حقیقت به اشتراک بگذاریم. ✨ همراه ما باشید در سفری روحانی برای: - کشف رازهای ایمان - شناخت عمیق‌تر کلام خدا - الهام گرفتن برای زندگی روزمره #انجیل #کتاب_مقدس #پادکست_فارسی #ایمان #عرفان #مسیحیت

Author

Erfan Kianoor

Category

Religion

Podcast website

Injilvaerfan.podbean.com

Latest episode

May 3, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

دیدار پرشور یعقوب و عیسو / فصل سی و سوم 03.05.2026

یعقوب هنگام دیدار با عیسو خانواده‌اش را ترتیب داد، هفت بار به خاک افتاد و عیسو با آغوش و بوسه او را پذیرفت؛ هر دو به‌طور احساسی گریه کردند و عیسو هدایا را قبول کرد. یعقوب سپس به سکوت رفت، خانه و جایگاه برای گله ساخت، زمینی در شکیم خرید و قربانگاهی بنا نهاد که آن را «قربانگاه ایل» یا «قربانگاه خدای اسرائیل» نامید.

ملاقات سرنوشت‌ساز یعقوب / فصل سی و دوم 03.05.2026

یعقوب در راه بازگشت به زادگاهش برای ملاقات با برادرش عیسو، هدایایی پیش فرستاد و مردم و اموالش را تقسیم کرد تا از احتمال درگیری جلوگیری کند و از خدا طلب حمایت کرد. شبانه یعقوب تنها ماند و با مردی تا سپیده‌دم کشتی گرفت؛ پس از آن برکت گرفت و نام او به «اسرائیل» تغییر یافت و محل را «فِنیئیل» نامید، اما از ناحیه ران آسیب دید.

فرار یعقوب: از فریب لابان تا فرمان الهی / فصل سی و یکم 08.04.2026

در این قسمت پس از آن‌ که یعقوب دریافت که لابان و فرزندانش نسبت به او خصومت دارند و خدا او را به بازگشت به سرزمین اجدادش فراخواند، همراه خانواده و اموالش مخفیانه فرار می‌کند. یعقوب به راحیل و لیه می‌گوید چگونه پدرشان بارها اجرت او  را تغییر داد و با این حال خداوند برکتش داد. لابان پس از تعقیب یعقوب او را درمی‌یابد اما خدا به او هشدار می‌دهد که آسیبی نرساند. بعد از جستجو و پیدانشدن بت‌هایی که راحیل...

رقابت زنان یعقوب / فصل سی‌ام 07.04.2026

در این بخش، روایت رقابت میان راحیل و لیَه و استفاده از کنیزان خود برای داشتن فرزند بیان می‌شود: راحیل به خاطر نداشتن فرزند به خواهرش حسادت می‌کرد و با دادن بلهه (کنیز خود) به یعقوب صاحب دو پسر یعنی دان و نفتالی شد؛ لیه نیز زلفه را به یعقوب داد و جاد و اشیر از او متولد شدند. سپس با مبادله مهرگیاه، لیه بار دیگر شب با یعقوب خوابید و یساکار و زبولون و دینه زاییده شدند و در نهایت خداوند یوسف را به راحی...

دیدار یعقوب با راحیل / فصل بیست و نهم 07.04.2026

یعقوب در راه به سرزمین مشرق با چوپانان حران روبه‌رو می‌شود، راحیل را در کنار چاه می‌بیند و برای به‌دست آوردن او به منزل پدرش لابان می‌رود و طبق قراری هفت سال برایش کار می‌کند. لابان در روز عروسی، لیه را به‌جای راحیل به یعقوب می‌دهد، سپس یعقوب هفت سال دیگر کار می‌کند و در نهایت هر دو خواهر را به‌همسری می‌پذیرد؛ لیه چهار پسر به‌دنیا می‌آورد: روبین، شمعون، لاوی و یهودا، در حالی که راحیل نازا باقی می‌...

رقابت زنان یعقوب / فصل سی‌ام 06.04.2026

در این بخش، روایت رقابت میان راحیل و لیَه و استفاده از کنیزان خود برای داشتن فرزند بیان می‌شود: راحیل به خاطر نداشتن فرزند به خواهرش حسادت می‌کرد و با دادن بلهه (کنیز خود) به یعقوب صاحب دو پسر یعنی دان و نفتالی شد؛ لیه نیز زلفه را به یعقوب داد و جاد و اشیر از او متولد شدند. سپس با مبادله مهرگیاه، لیه بار دیگر شب با یعقوب خوابید و یساکار و زبولون و دینه زاییده شدند و در نهایت خداوند یوسف را به راحی...

سفر یعقوب به بین‌النهرین: آغاز راهِ سرنوشت / فصل بیست و هشتم 23.03.2026

اسحاق یعقوب را به خانهٔ پدربزرگش در بین‌النهرین نزد لابان فرستاد تا با یکی از دختران خانواده ازدواج کند و از او خواست از زنان کنعانی دوری کند تا برکت الهی شامل نسلش باشد. در راه، یعقوب در بیت‌ئیل خوابی دید که پله‌ای میان زمین و آسمان بود و خداوند به او وعدهٔ زمین، نسل فراوان و همراهی همیشگی داد. یعقوب ستون یادبودی برپا کرد، عهدی با خدا بست و به سفرش ادامه داد تا سرنوشت وعده‌های الهی تحقق یابد.

فریب بزرگ: دریافت برکت یعقوب / فصل بیست و هفتم 22.03.2026

اسحاق که پیر و نابینا شده، از عیسو می‌خواهد از شکار، غذایی برایش پخته و بیاورد تا پیش از مرگ برای عیسو برکت بخواند. ربکا متوجه شده و نقشه می‌کشد و یعقوب را وادار می‌کند با لباس‌های عیسو، پدر را فریب دهد و برکت را بگیرد. پس از خوردن غذا و لمس یعقوب، اسحاق برکت را به او می‌دهد؛ وقتی عیسو بازمی‌گردد و متوجه می‌شود برکت را از دست داده، شدیداً می‌گرید و دشمنى میان برادران شکل می‌گیرد.

برکت و نزاع در وادی جرار / فصل بیست و ششم 22.03.2026

این قسمت زندگی اسحاق در جرار را روایت می‌کند: خداوند به او وعده برکت و نسل زیاد می‌دهد و به همین سبب ثروتمند می‌گردد. ثروت او حسادت فلسطینیان را برمی‌انگیزد و او را از شهر بیرون میکنند و درگیری‌هایی پیش می‌آید که به نام‌گذاری چاه‌های تازه کنده شده (دعوا، دشمنی، آزادی) می‌انجامد؛ در نهایت آشتی با ابی‌ملک برقرار می‌شود.

خانواده ابراهیم پس از سارا / فصل بیست و پنجم 22.03.2026

در این قسمت، زندگی ابراهیم پس از سارا، ازدواج او با قطوره و تولد فرزندان جدیدش، تقسیم دارایی و دفن ابراهیم در مَکفیله روایت می‌شود. نسل‌های اسماعیل و سکونت آنها در سرزمین مشرق و همچنین برکت الهی بر اسحاق شرح داده می‌شود. در پایان تولد ایسو و یعقوب، تفاوت‌های اخلاقی و سرانجام فروش حقِ نخست‌زادگی توسط ایسو در ازای یک کاسه آش عدس بیان می‌گردد.

انتخابی الهی برای اسحاق / فصل بیست و چهارم 15.03.2026

سارا در پیری پسری به نام اسحاق به دنیا آورد و ابراهیم نوکری را سوگند داد تا برای او همسری از خاندان خود بیاورد، نه از کنعانی‌ها. نوکر در کنار چشمه دعا کرد و ربکا با مهربانی به او و شترانش آب داد؛ این علامت انتخاب الهی بود. او با هدایای گرانبها به خانه ربکا رفت، خانواده رضایت دادند و ربکا با خوش‌رویی همراه شد. ربکا به سرزمین کنعان آمد، با اسحاق ازدواج کرد و مایه آرامش او شد. این داستان نشان‌دهنده و...

خاک ماندگار سارا / فصل بیست و سوم 15.03.2026

سارا در حبِرون در سرزمین کنعان درگذشت و ابراهیم برای مرگ او ماتم گرفت. او خواست همسرش را در جایی شایسته دفن کند و به مذاکره با مردم حتیان پرداخت. ابراهیم پس از گفت‌وگو با عفرون، قطعه زمین و غار مکفیله را به قیمت چهارصد سکهٔ نقره خرید و سارا را در آنجا دفن کرد؛ این معامله مالکیت مزرعه و غار را به نام ابراهیم ثبت کرد.

آزمون ابراهیم: قربانی پسر/ فصل بیست و دوم 08.03.2026

در این قسمت خداوند ابراهیم را امتحان می‌کند و از او می‌خواهد پسر عزیزش اسحاق را برای قربانی ببرد. ابراهیم اطاعت می‌کند، اما در آخر فرشتهٔ خدا او را از کشتن پسر بازمی‌دارد و قوچی به عنوان قربانی جانشین اسحاق می‌شود. خدا به خاطر اطاعت ابراهیم او را برکت می‌دهد و نسلش را فراوان می‌سازد. همچنین داستان با اشاره‌ای به نسل‌های ناحور و فرزندانش پایان می‌یابد.

معجزه تولد اسحاق / فصل بیست و یکم 08.03.2026

تولد اسحاق، فرزند وعده داده شده، شادی و سرور را برای سارا و ابراهیم به ارمغان آورد. پس از آن، به خواست سارا، هاجر و اسماعیل رها شدند ولی خدا پشتیبانشان بود و وعده داد از اسماعیل نیز نسلی بزرگ پدید خواهد آمد. ابراهیم نیز با ابی‌ملک پیمان بست و در بئرشبع چاهی به یادگار گذاشت.

ابراهیم، سارا و آزمون ایمان / فصل بیستم 08.03.2026

ابراهیم در سرزمین جرار به‌خاطر حفظ جان خود سارا را خواهرش معرفی می‌کند، اما وقتی سلطان قصد بردن او را دارد، در خواب هشداری می‌بیند که سارا شوهر دارد و باید بازگردانده شود. سارا به ابراهیم بازگردانده می‌شود، ابی ملک هدایایی می‌دهد و به‌واسطه دعای ابراهیم، زنان خانهٔ او که نازا بودند شفا می‌یابند.

شب هولناک برای سدوم / فصل نوزدهم 17.02.2026

دو فرشته به سدوم می‌آیند و لوط آن‌ها را به خانه‌اش دعوت می‌کند. مردمان شهر خانه را محاصره کرده و خواهان تسلیم مهمانان برای رابطه جنسی می‌شوند فرشتگان مردان را کور می‌کنند و از لوط می‌خواهند سریعاً با خانواده‌اش این شهر را ترک کند تا از عذاب در امان بمانند. سدوم و غموره با آتش و گوگرد نابود می‌شوند. بعدها دو دختر لوط او را مست کرده و از او فرزندانی به‌دنیا می‌آورند که جدّ اقوام موابیان و عمونیان می...

وعده پسر برای ابراهیم / فصل هجدهم 16.02.2026

خداوند در کنار درختان ممری در برابر چادر ابراهیم ظاهر شد؛ ابراهیم به مهمانان سه‌نفره‌اش نیکی کرد و غذا آورد. آن مردان به ابراهیم وعده دادند که سارا در پیری پسری به دنیا خواهد آورد و سارا با تردید و خنده پاسخ داد. سپس خداوند از نابودی سدوم خبر داد و ابراهیم با شفاعت خود از خدا طلب بخشش کرد تا به‌خاطر افراد نیکو شهر را از هلاک برهاند.

پیمان جاودان: خطاب الهی به ابراهیم / فصل هفدهم 20.01.2026

خدا به ابرام نود و نه ساله ظاهر شد، او را ابراهیم نامید و به او وعدهٔ نسل‌های بسیار، سرزمین موعود و عهدی جاودان داد. شرط عهد نشانهٔ جسمانی ختنه قرار گرفت؛ هر پسر در روز هشتم تولد باید ختنه شود. خدا به سارا نام جدید داد و وعدهٔ تولد اسحاق را در سال آینده داد.

هاجر و اسماعیل: از آزار تا وعدهٔ الهی / فصل شانزدهم 19.01.2026

سارای از نازایی رنج می‌برد و هاجر، کنیز مصری‌اش، را به ابرام داد تا برای او فرزندی بیاورد. هاجر آبستن شد و پس از حاملگی، سارای را کوچک شمرد و سارای او را اذیت کرد تا حاجر فرار کرد. فرشتهٔ خدا هاجر را در بیابان دید و او را بازگرداند و وعده داد نسل او بسیار شود؛ نام پسر را اسماعیل گذاشتند.

پیمان خدا با ابرام /فصل پانزدهم 19.01.2026

در این قسمت خداوند به ابرام ظاهر می‌شود، به او اطمینان می‌دهد که او را حفظ خواهد کرد و وعده می‌دهد که نسلش مانند ستارگان بسیار خواهد شد؛ ابرام ایمان می‌آورد و نیک شمرده می‌شود. خداوند دستور قربانی می‌دهد، آیندهٔ قوم ابرام را پیش‌گویی می‌کند (اسارت و بازگشت بعد از چهارصد سال) و پیمانی می‌بندد که سرزمین از مصر تا فرات را به نسلش خواهد داد، در حالی که آتش و مشعل از میان تکه‌های قربانی عبور می‌کند.

نبرد دشت سدیم: اسارت لوط /فصل چهاردهم 19.01.2026

در این قسمت چهار پادشاه (امرافل، اریوک، کدرلاعمر و تیدال) با پنج پادشاه دیگر وارد جنگ شدند و در دشت سدیم, لوط اسیر شد و شهرها غارت گردیدند. ابراهیم با 318 جنگجو به تعقیب پرداخت، شبانه حمله کرد، دشمنان را شکست داد و لوط و تمامی اموال بازپس گرفته شد. ملکی‌صدق به استقبال ابراهیم آمد، نان و شراب آورد و او را برکت داد؛ ابراهیم نیز از گرفتن غنیمت از پادشاه سدوم خودداری کرد و سهم همراهانش را بازگرداند.

داوری نهایی: فریاد آزادی 11.01.2026

این قسمت با بازگویی تمثیل عیسی درباره جدایی گوسفندان و بزها آغاز می‌شود و پیام مرکزی کمک به کوچک‌ترین‌ها و داوری نهایی را توضیح می‌دهد. سپس تمثیل به خوانشی معاصر پیوند می‌خورد و مقاومت مردم ایران—از زنان تا جوانان معترض—را به‌عنوان ایستادگی در برابر سرکوب، فقر و بی‌عدالتی نشان می‌دهد و فداکاری‌های آنان برای آزادی و حمایت از مظلومان را برجسته می‌کند. در پایان، پیام امید و عدالت مطرح می‌شود که یاری‌...

جدایی ابرام و لوت: انتخاب سرنوشت‌ساز دشت اردن / فصل سیزدهم 11.01.2026

ابرام و لوت به‌خاطر کمبود چراگاه و اختلاف میان چوپانان از هم جدا شدند؛ لوت دشت اردن و نزدیک سدوم را انتخاب کرد و در شهرهایی که به شرارت معدوف بودند، سکونت گزید. ابرام در کنعان ماند، خداوند به او زمین و نسل بسیار وعده داد، سپس ابراهیم به حبرون رفت

دعوت خداوند از ابراهیم: آغاز سفر ایمان / فصل دوازدهم 26.12.2025

خلاصهٔ این قسمت از داستان: خداوند ابرام را فراخواند تا وطن و خانوادهٔ خود را ترک کند و به سرزمینی که وعده داده شده برود؛ او به او نسل عظیم و برکت برای همگان وعده داد. ابرام همراه سارای و لوط به کنعان آمد، در مکان‌هایی قربانگاه ساخت و در مسیر با خشکسالی مواجه شد. به‌خاطر قحطی ابرام به مصر رفت و برای حفظ خود به مردم گفت سارای خواهر اوست؛ فرعون سارای را به کاخ برد و ابرام را پاداش داد، اما بلایی بر ا...

برج بابل: افسانهٔ همزبانی و پراکندگی انسان‌ها /فصل یازدهم 26.12.2025

در این قسمت روایت برج بابل آمده است: در زمان‌ طولانی مردم زبان واحدی داشتند و تصمیم گرفتند برجی بسازند که به آسمان برسد؛ خدا زبانشان را در هم آمیخت و آنها را در سراسر زمین پراکنده کرد و نام آن شهر بابل گذاشته شد. بخش دوم به شجرهٔ نسل‌های سام تا تارح می‌پردازد؛ تولدها و دوران زندگی فرزندان، از جمله ابراهیم و فامیلش، مهاجرت از اور کلدانیان به کنعان و توقف در حاران.

Listen to the انجیل و عرفان podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.