فخری قمیشی
داستانهای مثنوی
مثنوی، مشهور به مثنوی معنوی (یا مثنوی مولوی)، نام کتاب شعری از مولانا جلالالدین محمد بلخیاین کتاب از ۲۶,۰۰۰ بیت و ۶ دفتر تشکیل شده و یکی از برترین کتابهای ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت پارسی پس از اسلام است. این کتاب در قالب شعری مثنوی سروده شده است که در واقع عنوان کتاب نیز هست. خانم فخری قمیشی داستانهای شیرین این کتاب را در قالبی سادهفهم بیان و تفسیرمیکنند
Où écouter ?
Les podcasts dans l'appli Replaio Radio Bientôt disponibleLes podcasts arrivent très bientôt dans l'appli. Installe-la dès maintenant et découvre en avant-première une toute nouvelle façon de vivre les podcasts
Épisodes
#96 - داستان شیرو موش بخش اول 27.06.2023 23:43
مثنوی، مشهور به مثنوی معنوی (یا مثنوی مولوی)، نام کتاب شعری از مولانا جلالالدین محمد بلخی این کتاب از ۲۶,۰۰۰ بیت و ۶ دفتر تشکیل شده و یکی از برترین کتابهای ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت پارسی پس از اسلام است. این کتاب در قالب شعری مثنوی سروده شده است که در واقع عنوان کتاب نیز هست. خانم فخری قمیشی داستانهای شیرین این کتاب را در قالبی سادهفهم بیان و تفسیرمیکنند
#93 - داستان ساختن مسجدالقصی - قسمت دوم 07.05.2023 29:59
حق همیگوید که دیوار بهشت | نیست چون دیوارها بیجان و زشت * چون در و دیوار تن با آگهیست | زنده باشد خانه چون شاهنشهیست * هم درخت و میوه هم آب زلال | با بهشتی در حدیث و در مقال * زانک جنت را نه ز آلت بستهاند | بلک از اعمال و نیت بستهاند 📻 📻 📻 این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www. RadioBamdad.com
#92 - داستان ساختن مسجدالقصی 06.04.2023 29:55
چون درآمد عزم داودی به تنگ * که بسازد مسجد اقصی به سنگ | وحی کردش حق که ترک این بخوان * که ز دستت برنیاید این مکان | نیست در تقدیر ما آنک تو این * مسجد اقصی بر آری ای گزین | گفت جرمم چیست ای دانای راز * که مرا گویی که مسجد را مساز 📻 📻 📻 این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www. RadioBamdad.com
#91 - داستان مرتضی و عنود 22.03.2023 30:00
گفت عاشق امتحان کردم مگیر * تا ببینم تو حریفی یا ستیر | من همی دانستمت بیامتحان * لیک کی باشد خبر همچون عیان | آفتابی نام تو مشهور و فاش * چه زیانست ار بکردم ابتلاش | تو منی من خویشتن را امتحان * میکنم هر روز در سود و زیان 📻 📻 📻 این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www. RadioBamdad.com
#90 - صبر لقمان در کار حضرت داوود 13.03.2023 29:57
رفت لقمان سوی داود صفا * دید کو میکرد ز آهن حلقهها | جمله را با همدگر در میفکند * ز آهن پولاد آن شاه بلند | صنعت زراد او کم دیده بود * درعجب میماند وسواسش فزود | کین چه شاید بود وا پرسم ازو * که چه میسازی ز حلقه تو بتو | باز با خود گفت صبر اولیترست * صبر تا مقصود زوتر رهبرست | چون نپرسی زودتر کشفت شود * مرغ صبر از جمله پرانتر بود | ور بپرسی دیرتر حاصل شود * سهل از بی صبریت مشکل شود | چونک لق...
#89 - داستان گلخن حمام 06.01.2023 29:49
شهوت دنیا مثال گلخنست که ازو حمام تقوی روشنست | لیک قسم متقی زین تون صفاست زانک در گرمابه است و در نقاست | اغنیا مانندهٔ سرگینکشان بهر آتش کردن گرمابهبان | اندریشان حرص بنهاده خدا تا بود گرمابه گرم و با نوا 📻 📻 📻 این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www. RadioBamdad.com
#88 - داستان صوفی و زن خیانتکارش - بخش دوم 28.12.2022 29:54
هیچ پنهانخانه آن زن را نبود سمج و دهلیز و ره بالا نبود | نه تنوری که در آن پنهان شود نه جوالی که حجاب آن شود | همچو عرصهٔ پهن روز رستخیز نه گو و نه پشته نه جای گریز | گفت یزدان وصف این جای حرج بهر محشر لا تری فیها عوج 📻 📻 📻 این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www. RadioBamdad.com
#87 - داستان صوفی و زن خیانتکارش - بخش اول 16.12.2022 29:57
صوفیی آمد به سوی خانه روز خانه یک در بود و زن با کفشدوز | جفت گشته با رهی خویش زن اندر آن یک حجره از وسواس تن | چون بزد صوفی به جد در چاشتگاه هر دو درماندند نه حیلت نه راه | هیچ معهودش نبد کو آن زمان سوی خانه باز گردد از دکان | قاصدا آن روز بیوقت آن مروع از خیالی کرد تا خانه رجوع 📻 📻 📻 این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www....
#86 - گدایی که دو کوری داشت 08.12.2022 29:55
بود کوری کو همیگفت الامان من دو کوری دارم ای اهل زمان | پس دوباره رحمتم آرید هان چون دو کوری دارم و من در میان | گفت یک کوریت میبینیم ما آن دگر کوری چه باشد وا نما | گفت زشتآوازم و ناخوش نوا زشتآوازی و کوری شد دوتا | بانگ زشتم مایهٔ غم میشود مهر خلق از بانگ من کم میشود | زشت آوازم بهر جا که رود مایهٔ خشم و غم و کین میشود 📻 📻 📻 این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه ر...
#85 - دباغ در بازار عطاران 03.12.2022 29:59
آن یکی افتاد بیهوش و خمید چونک در بازار عطاران رسید | بوی عطرش زد ز عطاران راد تا بگردیدش سر و بر جا فتاد | همچو مردار اوفتاد او بیخبر نیم روز اندر میان رهگذر | جمع آمد خلق بر وی آن زمان جملگان لاحولگو درمان کنان | آن یکی کف بر دل او می براند وز گلاب آن دیگری بر وی فشاند | او نمیدانست کاندر مرتعه از گلاب آمد ورا آن واقعه | آن یکی دستش همیمالید و سر وآن دگر کهگل همی آورد تر | آن بخور عود و شک...
#84 - داستان کور و کر و عورا 10.11.2022 29:51
کودکان افسانهها میآورند درج در افسانهشان بس سر و پند هزلها گویند در افسانهها گنج میجو در همه ویرانهها بود شهری بس عظیم و مه ولی قدر او قدر سکره بیش نی بس عظیم و بس فراخ و بس دراز سخت زفت زفت اندازهٔ پیاز مردم ده شهر مجموع اندرو لیک جمله سه تن ناشستهرو اندرو خلق و خلایق بیشمار لیک آن جمله سه خام پختهخوار جان ناکرده به جانان تاختن گر هزارانست باشد نیم تن آن یکی بس دور بین و دیدهکور از سلیم...
#83 - داستان اعتماد بر وفای خرس 09.11.2022 29:55
اژدهایی خرس را در میکشید شیر مردی رفت و فریادش رسید شیر مردانند در عالم مدد آن زمان کافغان مظلومان رسد بانگ مظلومان ز هر جا بشنوند آن طرف چون رحمت حق میدوند آن ستونهای خللهای جهان آن طبیبان مرضهای نهان محض مهر و داوری و رحمتند همچو حق بی علت و بی رشوتند این چه یاری میکنی یبکارگیش گوید از بهر غم و بیچارگیش مهربانی شد شکار شیرمرد در جهان دارو نجوید غیر درد هر کجا دردی دوا آنجا رود هر کجا پستیست آ...
#81 - داستان سه مسافر 20.10.2022 29:46
یک حکایت بشنو اینجا ای پسر تا نگردی ممتحن اندر هنر آن جهود و مؤمن و ترسا مگر همرهی کردند با هم در سفر با دو گمره همره آمد مؤمنی چون خرد با نفس و با آهرمنی مرغزی و رازی افتند از سفر همره و همسفره پیش همدگر در قفس افتند زاغ و جغد و باز جفت شد در حبس پاک و بینماز کرده منزل شب به یک کاروانسرا اهل شرق و اهل غرب و ما ورا مانده در کاروانسرا خرد و شگرف روزها با هم ز سرما و ز برف چون گشاده شد ره و بگشاد...
#80 - شغال در خم رنگرزی 12.09.2022 30:22
و آن شغال رنگرنگ آمد نهفت * بر بناگوش ملامتگر بکفت | بنگر آخر در من و در رنگ من * یک صنم چون من ندارد خود شمن | چون گلستان گشتهام صد رنگ و خوش * مر مرا سجده کن از من سر مکش | کر و فر و آب و تاب و رنگ بین * فخر دنیا خوان مرا و رکن دین | مظهر لطف خدایی گشتهام * لوح شرح کبریایی گشتهام | ای شغالان هین مخوانیدم شغال * کی شغالی را بود چندین جمال | آن شغالان آمدند آنجا بجمع * همچو پروانه به گرداگرد...
#79 - دعای واعظ در حق بد کاران 25.08.2022 29:58
آن یکی واعظ چو بر تخت آمدی * قاطعان راه را داعی شدی | دست برمیداشت یا رب رحم ران * بر بدان و مفسدان و طاغیان | بر همه تسخرکنان اهل خیر * برهمه کافردلان و اهل دیر | مینکردی او دعا بر اصفیا * مینکردی جز خبیثان را دعا | مر ورا گفتند کین معهود نیست * دعوت اهل ضلالت جود نیست | گفت نیکویی ازینها دیدهام * من دعاشان زین سبب بگزیدهام | خبث و ظلم و جور چندان ساختند * که مرا از شر به خیر انداختند | هر گ...
#78 - مرد گِل خوار و عطار 18.08.2022 29:50
پیش عطاری یکی گِلخوار رفت * تا خرد ابلوج قند خاص زفت | پس بر عطار طرار دودل * موضع سنگ ترازو بود گل | گفت گل سنگ ترازوی منست * گر ترا میل شکر بخریدنست | گفت هستم در مهمی قندجو * سنگ میزان هر چه خواهی باش گو | گفت با خود پیش آنک گلخورست * سنگ چه بود گل نکوتر از زرست | همچو آن دلاله که گفت ای پسر * نو عروسی یافتم بس خوبفر | سخت زیبا لیک هم یک چیز هست * که آن ستیره دختر حلواگرست | گفت بهتر این چن...
#77 - داستان خوارزمشاه و اسب امیر - بخش دوم 11.08.2022 29:53
سپ سنگین گاو سنگین ز ابتلا * میشود مسجود از مکر خدا | پیش کافر نیست بت را ثانیی * نیست بت را فر و نه روحانیی | چست آن جاذب نهان اندر نهان * در جهان تابیده از دیگر جهان | عقل محجوبست و جان هم زین کمین * من نمیبینم تو میتوانی ببین | چونک خوارمشه ز سیران باز گشت * با خواص ملک خود همراز گشت | پس به سرهنگان بفرمود آن زمان * تا بیارند اسپ را زان خاندان | همچو آتش در رسیدند آن گروه * همچو پشمی گشت...
#76 - داستان خوارزمشاه و اسب امیر - بخش اول 26.07.2022 29:48
ود امیری را یکی اسپی گزین * در گلهٔ سلطان نبودش یک قرین | او سواره گشت در موکب به گاه * ناگهان دید اسپ را خوارزمشاه | چشم شه را فر و رنگ او ربود * تا به رجعت چشم شه با اسپ بود | بر هر آن عضوش که افکندی نظر * هر یکش خوشتر نمودی زان دگر | غیر چستی و گشی و روحنت * حق برو افکنده بد نادر صفت | پس تجسس کرد عقل پادشاه * کین چه باشد که زند بر عقل راه | چشم من پرست و سیرست و غنی * از دو صد خورشید دارد روشن...
#75 - داستان شاه و عارف 21.07.2022 29:57
گفت شاهی شیخ را اندر سخن *** چیزی از بخشش ز من درخواست کن | گفت ای شه شرم ناید مر ترا *** که چنین گویی مرا زین برتر آ | من دو بنده دارم و ایشان حقیر *** وآن دو بر تو حاکمانند و امیر | گفت شه آن دو چهاند این زلتست *** گفت آن یک خشم و دیگر شهوتست | شاه آن دان کو ز شاهی فارغست *** بی مه و خورشید نورش بازغست | مخزن آن دارد که مخزن ذات اوست *** هستی او دارد که با هستی عدوست | خواجهٔ لقمان بظاهر خواجه...
#74 - حضرت سلیمان و دادخواهی پشه 13.07.2022 29:45
پشه آمد از حدیقه وز گیاه *** وز سلیمان گشت پشه دادخواه | کای سلیمان معدلت میگستری *** بر شیاطین و آدمیزاد و پری | مرغ و ماهی در پناه عدل تست *** کیست آن گمگشته کش فضلت نجست | داد ده ما را که بس زاریم ما *** بینصیب از باغ و گلزاریم ما | مشکلات هر ضعیفی از تو حل *** پشه باشد در ضعیفی خود مثل | شهره ما در ضعف و اشکستهپری *** شهره تو در لطف و مسکینپروری | ای تو در اطباق قدرت منتهی *** منتهی ما د...
#73 - آب خوردن کره اسب 15.06.2022 29:24
آنک فرمودست او اندر خطاب *** کره و مادر همیخوردند آب | میشخولیدند هر دم آن نفر *** بهر اسپان که هلا هین آب خور | آن شخولیدن به کره میرسید *** سر همی بر داشت و از خور میرمید | مادرش پرسید کای کره چرا *** میرمی هر ساعتی زین استقا | گفت کره میشخولند این گروه *** ز اتفاق بانگشان دارم شکوه | پس دلم میلرزد از جا میرود *** ز اتفاق نعره خوفم میرسد | گفت مادر تا جهان بودست ازین *** کارافزایان بدند...
#72 - داستان نماز چهار هندو 08.06.2022 29:47
چار هندو در یکی مسجد شدند *** بهر طاعت راکع و ساجد شدند | هر یکی بر نیتی تکبیر کرد *** در نماز آمد بمسکینی و درد | مؤذن آمد از یکی لفظی بجست *** کای مؤذن بانگ کردی وقت هست | گفت آن هندوی دیگر از نیاز *** هی سخن گفتی و باطل شد نماز | آن سیم گفت آن دوم را ای عمو *** چه زنی طعنه برو خود را بگو | آن چهارم گفت حمد الله که من *** در نیفتادم بچه چون آن سه تن | پس نماز هر چهاران شد تباه *** عیبگویان بیشت...
#71 - عارفی که بر مرگ فرزند نمیگریست 07.06.2022 29:49
بود شیخی رهنمایی پیش ازین *** آسمانی شمع بر روی زمین | چون پیمبر درمیان امتان *** در گشای روضهٔ دار الجنان | گفت پیغامبر که شیخ رفته پیش *** چون نبی باشد میان قوم خویش | یک صباحی گفتش اهل بیت او *** سختدل چونی بگو ای نیکخو | ما ز مرگ و هجر فرزندان تو *** نوحه میداریم با پشت دوتو | تو نمیگریی نمیزاری چرا *** یا که رحمت نیست در دل ای کیا | چون ترا رحمی نباشد در درون *** پس چه اومیدستمان از تو...
#70 - جوجه تیغی و مار 19.05.2022 29:56
چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را * میدان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما | ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان * کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا | خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر * با نقش گرمابه مکن این جمله چالیش و غزا | گر تو کنی بر مه تفو بر روی تو بازآید آن * ور دامن او را کشی هم بر تو تنگ آید قبا | پیش از تو خامان دگر در جوش این دیگ جهان * بس برطپیدند و نشد درمان نبود ال...
#69 - اعرابی و مرد فیلسوفنما 05.05.2022 29:56
یک عرابی بار کرده اشتری * دو جوال زفت از دانه پری | او نشسته بر سر هر دو جوال * یک حدیثانداز کرد او را سال | از وطن پرسید و آوردش بگفت * واندر آن پرسش بسی درها بسفت | بعد از آن گفتش که این هر دو جوال * چیست آکنده بگو مصدوق حال | گفت اندر یک جوالم گندمست * در دگر ریگی نه قوت مردمست | گفت تو چون بار کردی این رمال * گفت تا تنها نماند آن جوال | گفت نیم گندم آن تنگ را * در دگر ریز از پی فرهنگ را | تا...
Podcasts similaires
Replaio n'est pas éditeur de podcasts ; les noms des émissions, les visuels et l'audio appartiennent à leurs auteurs et sont diffusés via des flux RSS publics