Ferdosi

Shahpod. شاه پاد

شامل دوره کامل شاهنامه خوانی در کلاب هاوس. طرح مینیاتوراز هنرمند گرامی بانو فرحناز سلطانی

Autor

Ferdosi

Kategorie

Education

Podcast-Website

castbox.fm

Neueste Folge

22. Apr 2024

Wo hören?

Podcasts in der App Replaio Radio Bald verfügbar

Podcasts kommen bald in die App. Installiere sie jetzt und erlebe als Erster einen ganz neuen Blick auf Podcasts

Bei Google Play herunterladen Kostenlos installieren Android fast 10 Mio. Downloads · Bewertung 4,8 iOS bald

Folgen

نشست شاهنامه خوانی ۹۹ -گشتاسپ ۱۷ رستم و اسفندیار۸ پایان 19.12.2022

  چنین گفت با رستم اسفندیار که اکنون سرآمد مرا روزگار تو اکنون مپرهیز و خیز ایدر آی که ما را دگرگونه‌تر گشت رای مگر بشنوی پند و اندرز من بدانی سر مایه و ارز من بکوشی و آن را بجای آوری بزرگی برین رهنمای آوری تهمتن به گفتار او داد گوش پیاده بیامد برش با خروش همی ریخت از دیدگان آب گرم همی مویه کردش به آوای نرم چو دستان خبر یافت از رزمگاه ز ایوان چو باد اندر آمد به راه ز خانه بیامد به دشت نبرد دو...

نشست شاهنامه خوانی ۹۸ -گشتاسپ ۱۶ رستم و اسفندیار ۷ 13.12.2022

بدانست رستم که لابه به کار نیاید همی پیش اسفندیار کمان را به زه کرد و آن تیر گز که پیکانش را داده بد آب رز همی راند تیر گز اندر کمان سر خویش کرده سوی آسمان همی گفت کای پاک دادار هور فزایندهٔ دانش و فر و زور همی بینی این پاک جان مرا توان مرا هم روان مرا که چندین بپیچم که اسفندیار مگر سر بپیچاند از کارزار تو دانی که بیداد کوشد همی همی جنگ و مردی فروشد همی به بادافره این گناهم مگیر توی آفرینندهٔ ماه...

نشست شاهنامه خوانی ۹۷ -گشتاسپ ۱۵ رستم و اسفندیار ۶ 09.12.2022

  چو شد روز رستم بپوشید گبر نگهبان تن کرد بر گبر ببر کمندی به فتراک زین‌بر ببست بران بارهٔ پیل پیکر نشست بفرمود تا شد زواره برش فراوان سخن راند از لشکرش بدو گفت رو لشکر آرای باش بر کوههٔ ریگ بر پای باش بیامد زواره سپه گرد کرد به میدان کار و به دشت نبرد تهمتن همی رفت نیزه به دست چو بیرون شد از جایگاه نشست سپاهش برو خواندند آفرین که بی‌تو مباد اسپ و گوپال و زین همی رفت رستم زواره پسش کجا بود در...

نشست شاهنامه خوانی ۹۶ -گشتاسپ ۱۴ رستم و اسفندیار ۵ 06.12.2022

  چنین گفت با رستم اسفندیار که ای نیک دل مهتر نامدار من ایدون شنیدستم از بخردان بزرگان و بیداردل موبدان ازان برگذشته نیاکان تو سرافراز و دین‌دار و پاکان تو که دستان بدگوهر دیوزاد به گیتی فزونی ندارد نژاد فراوان ز سامش نهان داشتند همی رستخیز جهان داشتند تنش تیره بد موی و رویش سپید چو دیدش دل سام شد ناامید بفرمود تا پیش دریا برند مگر مرغ و ماهی ورا بشکرند بیامد بگسترد سیمرغ پر ندید اندرو هیچ آی...

نشست شاهنامه خوانی ۹۴ -گشتاسپ --۱۲ رستم و اسفندیار- ۳ 02.12.2022

  چو رستم برفت از لب هیرمند پراندیشه شد نامدار بلند پشوتن که بد شاه را رهنمای بیامد هم‌انگه به پرده سرای چنین گفت با او یل اسفندیار که کاری گرفتیم دشخوار خوار به ایوان رستم مرا کار نیست ورا نزد من نیز دیدار نیست همان گر نیاید نخوانمش نیز گر از ما یکی را برآید قفیز دل زنده از کشته بریان شود سر از آشناییش گریان شود پشوتن بدو گفت کای نامدار برادر که یابد چو اسفندیار به یزدان که دیدم شما را نخست...

نشست شاهنامه خوانی ۹۳ -گشتاسپ ۱۱‍ رستمو اسفندیار ۲ 25.11.2022

  ز بلبل شنیدم یکی داستان که برخواند از گفتهٔ باستان که چون مست باز آمد اسفندیار دژم گشته از خانهٔ شهریار کتایون قیصر که بد مادرش گرفته شب و روز اندر برش چو از خواب بیدار شد تیره شب یکی جام می خواست و بگشاد لب چنین گفت با مادر اسفندیار که با من همی بد کند شهریار مرا گفت چون کین لهراسپ شاه بخواهی به مردی ز ارجاسپ شاه همان خواهران را بیاری ز بند کنی نام ما را به گیتی بلند جهان از بدان پاک بی‌خو...

نشست شاهنامه خوانی ۹۲ -گشتاسپ ۱۰) 23.11.2022

کنون خورد باید می خوشگوار که می‌بوی مشک آید از جویبار هوا پر خروش و زمین پر ز جوش خنک آنک دل شاد دارد به نوش درم دارد و نقل و جام نبید سر گوسفندی تواند برید مرا نیست فرخ مر آن را که هست ببخشای بر مردم تنگدست همه بوستان زیر برگ گلست همه کوه پرلاله و سنبلست به پالیز بلبل بنالد همی گل از نالهٔ او ببالد همی چو از ابر بینم همی باد و نم ندانم که نرگس چرا شد دژم شب تیره بلبل نخسپد همی گل از باد و باران ب...

نشست شاهنامه خوانی ۹۱ -گشتاسپ ۹ 16.11.2022

 نشست شاهنامه خوانی ۹۱ -گشتاسپ ۹

نشست شاهنامه خوانی ۹۰ -گشتاسپ ۸ 16.11.2022

  چو تاریکتر شد شب اسفندیار بپوشید نو جامهٔ کارزار سر بند صندوقها برگشاد یکی تا بدان بستگان جست باد کباب و می آورد و نوشیدنی همان جامهٔ رزم و پوشیدنی چو نان خورده شد هر یکی را سه جام بدادند و گشتند زان شادکام چنین گفت کامشب شبی پربلاست اگر نام گیریم ز ایدر سزاست بکوشید و پیکار مردان کنید پناه از بلاها به یزدان کنید ازان پس یلان را به سه بهر کرد هرانکس که جستند ننگ و نبرد یکی بهره زیشان میان ح...

نشست شاهنامه خوانی ۸۹ -گشتاسپ ۷ 12.11.2022

سخن گوی دهقان چو بنهاد خوان یکی داستان راند از هفتخوان ز رویین دژ و کار اسفندیار ز راه و ز آموزش گرگسار چنین گفت کو چون بیامد به بلخ زبان و روان پر ز گفتار تلخ همی راند تا پیشش آمد دو راه سراپرده و خیمه زد با سپاه بفرمود تا خوان بیاراستند می و رود و رامشگران خواستند برفتند گردان لشکر همه نشستند بر خوان شاه رمه یکی جام زرین به کف برگرفت ز گشتاسپ آنگه سخن در برگرفت وزان پس بفرمود تا گرگسار شود داغ د...

نشست شاهنامه خوانی ۸۸ -گشتاسپ ۶ 09.11.2022

  برآمد بران تند بالا فراز چو روی پدر دید بردش نماز پدر داغ دل بود بر پای جست ببوسید و بسترد رویش به دست بدو گفت یزدان سپاس ای جوان که دیدم ترا شاد و روشن‌روان ز من در دل آزار و تندی مدار به کین خواستن هیچ کندی مدار گرزم آن بداندیش بدخواه مرد دل من ز فرزند خود تیره کرد بد آید به مردم ز کردار بد بد آید به روی بد از کار بد پذیرفتم از کردگار جهان شناسندهٔ آشکار و نهان که چون من شوم شاد و پیروزبخ...

نشست شاهنامه خوانی ۸۷ -گشتاسپ ۵ 04.11.2022

  چو این نامه‌ا فتاد در دست من به ماه گراینده شد شست من نگه کردم این نظم سست آمدم بسی بیت ناتندرست آمدم من این زان بگفتم که تا شهریار بداند سخن گفتن نابکار دو گوهر بد این با دو گوهر فروش کنون شاه دارد به گفتار گوش سخن چون بدین گونه بایدت گفت مگو و مکن طبع با رنج جفت چو بند روان بینی و رنج تن به کانی که گوهر نیابی مکن چو طبعی نباشد چو آب روان مبر سوی این نامهٔ خسروان دهن گر بماند ز خوردن تهی ا...

نشست شاهنامه خوانی ۸۶ -گشتاسپ ۴ 01.11.2022

  برآمد بسی روزگاری بدوی که خسرو سوی سیستان کرد روی که آنجا کند زنده و استا روا کند موبدان را بدانجا گوا جو آنجا رسید آن گرانمایه شاه پذیره شدش پهلوان سپاه شه نیمروز آنک رستمش نام سوار جهاندیده همتای سام ابا پیر دستان که بودش پدر ابا مهتران و گزینان در به شادی پذیره شدندش به راه ازو شادمان گشت فرخنده شاه به زاولش بردند مهمان خویش همه بنده‌وار ایستادند پیش وزو زند و کشتی بیاموختند ببستند و آذر...

نشست شاهنامه خوانی ۸۵ -گشتاسپ ۳ 29.10.2022

  چو اسفندیار آن گو تهمتن خداوند اورنگ با سهم و تن ازان کوه بشنید بانگ پدر به زاری به پیش اندر افگند سر خرامیده نیزه به چنگ اندرون ز پیش پدر سر فگنده نگون یکی دیزه‌ای بر نشسته بلند بسان یکی دیو جسته ز بند بدان لشکر دشمن اندر فتاد چنان چون در افتد به گلبرگ باد همی کشت ازیشان و سر می‌برید ز بیمش همی مرد هرکش بدید چو بستور پور زریر سوار ز خیمه خرامید زی اسپ‌دار یکی اسپ آسودهٔ تیزرو جهنده یکی بود...

نشست شاهنامه خوانی ۸۴ -گشتاسپ ۲ 26.10.2022

سخن چون بسر برد شاه زمین سیه پیل را خواند و کرد آفرین سپردش بدو گفت بردارشان از ایران به آن مرز بگذارشان فرستادگان سپهدار چین ز پیش جهانجوی شاه زمین برفتند هر دو شده خاکسار جهاندارشان رانده و کرده خوار از ایران فرخ به خلخ شدند ولیکن به خلخ نه فرخ شدند چو از دور دیدند ایوان شاه زده بر سر او درفش سیاه فرود آمدند از چمنده ستور شکسته دل و چشمها گشته کور پیاده برفتند تا پیش اوی سیه‌شان شده جامه و زرد ر...

نشست شاهنامه خوانی ۸۳ -گشتاسپ 21.10.2022

  چو یک چند سالان برآمد برین درختی پدید آمد اندر زمین در ایوان گشتاسپ بر سوی کاخ درختی گشن بود بسیار شاخ همه برگ وی پند و بارش خرد کسی کو خرد پرورد کی مرد خجسته پی و نام او زردهشت که آهرمن بدکنش را بکشت به شاه کیان گفت پیغمبرم سوی تو خرد رهنمون آورم جهان آفرین گفت بپذیر دین نگه کن برین آسمان و زمین که بی‌خاک و آبش برآورده‌ام نگه کن بدو تاش چون کرده‌ام نگر تا تواند چنین کرد کس مگر من که هستم ج...

نشست شاهنامه خوانی ۸۲ -لهراسپ ۴ 18.10.2022

چنین است گیهان ناپایدار برو تخم بد تا توانی مکار همی خواهم از دادگر یک خدای که چندان بمانم به گیتی به جای که این نامهٔ شهریاران پیش بپویندم از خوب گفتار خویش ازان پس تن جانور خاک راست سخن گوی جان معدن پاک راست

نشست شاهنامه خوانی ۸۱ -لهراسپ ۳ 15.10.2022

  بشد اهرن و هرچ گشتاسپ خواست بیاورد چون کارها گشت راست ز دریا به زین اندر آورد پای برفتند یارانش با او ز جای چو هیشوی کوه سقیلا بدید به انگشت بنمود و خود را کشید خود و اهرن از جای گشتند باز چو خورشید برزد سنان از فراز جهانجوی بر پیش آن کوه بود که آرام آن مار نستوه بود چو آن اژدهابرز او را بدید به دم سوی خویشش همی درکشید چو از پیش زین اندر آویخت ترگ برو تیر بارید همچون تگرگ چو تنگ اندر آمد بر...

نشست شاهنامه خوانی ۸۰ -لهراسپ ۲ 11.10.2022

  چو بشنید قیصر بر آن برنهاد که دخت گرامی به گشتاسپ داد بدو گفت با او برو همچنین نیابی ز من گنج و تاج و نگین چو گشتاسپ آن دید خیره بماند جهان‌آفرین را فراوان بخواند چنین گفت با دختر سرفراز که ای پروریده بنام و بناز ز چندین سر و افسر نامدار چرا کرد رایت مرا خواستار غریبی همی برگزینی که گنج نیابی و با او بمانی به رنج ازین سرفرازان همالی بجوی که باشد به نزد پدرت آبروی کتایون بدو گفت کای بدگمان م...

نشست شاهنامه خوانی ۷۹ -لهراسپ 07.10.2022

  چو لهراسپ بنشست بر تخت داد به شاهنشهی تاج بر سر نهاد جهان آفرین را ستایش گرفت نیایش ورا در فزایش گرفت چنین گفت کز داور داد و پاک پر امید باشید و با ترس و باک نگارندهٔ چرخ گردنده اوست فرایندهٔ فره بنده اوست چو دریا و کوه و زمین آفرید بلند آسمان از برش برکشید یکی تیز گردان و دیگر بجای به جنبش ندادش نگارنده پای چو موی از بر گوی و ما در میان به رنج تن و آز و سود و زیان تو شادان دل و مرگ چنگال ت...

شست شاهنامه خوانی ۷۸ -پایان کیخسرو 04.10.2022

  به ایرانیان گفت پیروز شاه که بدرود باد این دل افروز گاه چو من بگذرم ز این فرومایه خاک شما را بخواهم ز یزدان پاک به پدرود کردن رخ هر کسی ببوسید با آب مژگان بسی یلان را همه پاک در بر گرفت به زاری خروشیدن اندر گرفت همی گفت کاجی من این انجمن توانستمی برد با خویشتن خروشی برآمد ز ایران سپاه که خورشید بر چرخ گم کرد راه پس پرده‌ها کودک خرد و زن به کوی و به بازار شد انجمن خروشیدن ناله و آه خاست به ه...

نشست شاهنامه خوانی ۷۷ -کیخسرو۴۵ 30.09.2022

  به ایرانیان گفت هنگام من فراز آمد و تازه شد کام من بخواهید چیزی که باید ز من که آمد پراگندن انجمن همه مهتران زار و گریان شدند ز درد شهنشاه بریان شدند همی گفت هرکس که ای شهریار که را مانی این تاج را یادگار چو بشنید دستان خسرو پرست زمین را ببوسید و برپای جست چنین گفت کای شهریار جهان سزد کآرزوها ندارم نهان تو دانی که رستم به ایران چه کرد به رزم و به بزم و به ننگ و نبرد چو کاووس کی شد به مازندر...

نشست شاهنامه خوانی ۷۶ -کیخسرو۴۴ 28.09.2022

  غمی شد دل ایرانیان را ز شاه همه خیره گشتند و گم کرده راه چو بشنید زال این سخن بردمید یکی باد سرد از جگر برکشید به ایرانیان گفت کاین رای نیست خرد را به مغز اندرش جای نیست که تا من ببستم کمر بر میان پرستنده‌ام پیش تخت کیان ز شاهان ندیدم کسی کاین بگفت چو او گفت ما را نباید نهفت نباید بدین بود همداستان که او هیچ راند چنین داستان مگر دیو با او هم‌آواز گشت که از راه یزدان سرش بازگشت فریدون و هوشن...

نشست ۷۵ -کیخسرو۴۳ کشته شدن افراسیاب 22.09.2022

  بیامد جهاندار با تیغ تیز سری پر ز کینه دلی پر ستیز چنین گفت بی‌دولت افراسیاب که این روز را دیده بودم به خواب سپهر بلند ار فراوان کشید همان پردهٔ رازها بردرید به آواز گفت ای بد کینه جوی چرا کشت خواهی نیا را بگوی چنین داد پاسخ که ای بدکنش سزاوار پیغاره و سرزنش ز جان برادرت گویم نخست که هرگز بلای مهان را نجست دگر نوذر آن نامور شهریار که از تخم ایرج بد او یادگار زدی گردنش را به شمشیر تیز برانگی...

نشست ۷۴ -کیخسرو۴۲ جنگ بزرگ۸ 16.09.2022

بدان دختران رد افراسیاب نگه کرد کاووس مژگان پر آب پس پردهٔ شاهشان جای کرد همانگه پرستنده بر پای کرد اسیران و آن کس که بود از نوا بیاراست مر هر یکی را جدا یکی را نگهبان یکی را به بند ببردند از پیش شاه بلند از آن پس همه خواسته هرچه بود ز دینار وز گوهر نابسود به ارزانیان داد تا آفرین بخوانند بر شاه ایران زمین دگر بردگان مهتران را سپرد به ایوان ببرد از بزرگان و خرد بیاراستند از در جهن جای خورش با پرست...

Höre den Podcast Shahpod. شاه پاد in Replaio

Radio und Podcasts in einer App - kostenlos und ohne Anmeldung. Installiere sie noch heute und verpasse den Start nicht

Bei Google Play herunterladen

Replaio ist kein Herausgeber von Podcasts; die Namen der Sendungen, Cover und Audioinhalte gehören ihren Autoren und werden über öffentliche RSS-Feeds verbreitet