Mohammad Tajeran محمد تاجران
خط سفید جاده
این پادکست، سفرنامه من، محمد تاجران، از سفر دور دنیا با دوچرخهام است.گزارش های یک مسافر که سالهاست داره دورنیا با دوچرخه اش سفر میکنه و درخت میکاره و با کودکان در مورد اهمیت درختان صحبت میکنه.طبیعتدوستی که عاشق محیطزیسته خودش در حال آموختن و آموختن و آموختنه و تازه داره سفر کردن رو بعد از ۱۰۴۰۰۰ کیلومتر و ۶۰ تا کشور و کاشتن ۴۰۰۰ درخت در ۲۵۰ مدرسه مختلف دنیا یاد میگیره.وبسایت : www.weneedtrees.comتوییتر : www.twitter.com/tajeranاینستاگرام : www.instagram.com/mohammad.tajeranدستنوشته ها : https://bikaraneha.blogspot.com/پی پال : https://www.paypal.com/paypalme/mohammadtajeranقهوه ای که مهمون...
Besuch unbedingt die Website des Podcasts und unterstütze die Macher: castbox.fm
Autor
Mohammad Tajeran محمد تاجران
Kategorie
Podcast-Website
Neueste Folge
22. Okt 2026
Wo hören?
Podcasts in der App Replaio Radio Bald verfügbarPodcasts kommen bald in die App. Installiere sie jetzt und erlebe als Erster einen ganz neuen Blick auf Podcasts
Folgen
قسمت شصت و یکم: بازگشت به سوئیس و سفر - 12 اسفند 1391 19.02.2023 18:20
روز اخری که من ترکیه بودم ویزای شینگنم امد و پرواز کردم به سمت زوریخ
قسمت شصتم: روزهای آخر ترکیه و بازگشت به سوئیس - 4 اسفند 1391 19.02.2023 16:18
شصت قسمت از مجموعه جهانگرد گذشت و من تو این شصت قسمت گذشته تمام تلاشم بر این بود که بتونم که سفر رو اونجور که هستنش و اون جور که من بهش نگاه میکنم معرفی کنم و راجع به اون موضوعات صحبت کنم. البته بخش عمده از این گزارش ها رو من نمیتوستم وارد جزییاتش بشم و بخش عمده ای رو با توجه به عدم شناختی که مخاطبم از روحیه و نوع سفر کردن من داشت رو مجبور بودم به نوعی پوشیده نگهدارم و خیلی باز نکنم موضوعات...
قسمت پنجاه و نهم: سفر به استانبول و مدیترانه و کمی هوای گرم - 27 بهمن 1391 19.02.2023 18:24
تو گزارش قبلی توضیح دادم که نتونستم ویزای شینگنم رو تمدید کنم و تنها گزینه ای که برام باقی مونده بود این بود که بیام اسنانبول
قسمت پنجاه و دوهشتم: تمدید نشدن ویزا وتغییر برنامه های سفر - 20 بهمن 1391 19.02.2023 17:25
همانطو که تو قسمت قبل راجع بهش صحبت کردم، شرایط من شرایط خیلی مناسبی نبود تو سوییس. مناسب از این جهت که چون به ظاهر دشوار بود و شناختی خیلی خوبی نداشتم از اینده اون و اینکه قرار چه اتفاقی بیوفته و قراره من چکار کنم، یکم ازاردهنده و سخت بود. ولی خوب هیچ کارش هم نمیتونستم بکنم. به من یه هفته وقت داده بودن که از منطقه شینگن خارج بشم و از طرفی ویزای من چیزی حدود 20 روز ازش میگذشت و خوب این...
قسمت پنجاه و هفتم: فرصتی برای کوههای سوئیس - 13 بهمن 1391 19.02.2023 18:58
تو ایستگاه قطار دوستای که قرا بود ببینمشون رو دیدم و همه اون شادی رو که من تو وجودشون دیدم و همه اون سرشاری و ذوق و لبخندی که داشتن و با اون اشتیاق دست تکون میدادن که از اونور ایستگاه برم پیششون، پخش عمده ای از اون نگرانی و دلهوره که از تمام شدن پولم همرام بود تو اون لحظه همه چی واقعا از یادم رفت و اینقدر شاد و خوشحال و سرمست بودم از دیدنشون که به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکردم.
قسمت پنجاه و ششم: چالشی که بازمنو درگیر کرد - 6 بهمن 1391 19.02.2023 16:12
تو قسمت قبل همانطور که گفتم به سمت ژنو حرکت میکرذم اما روزی که به سمت ژنو حرکت میکردم بدنم اصلا جواب نمیداد و خیلی خسته بود. شاید برای این بود که شب قبلش خیلی خوب نخوابیده بودم چونکه تو خونه پل هنری از این تشک های بادی برام گذاشته بود و این تشک بادی نصف شب شروع کرد هی بادش کم شدن و باعث شد خیلی راحت نخوابم
قسمت پنجاه و پنجم: ادامه سفر توی سوئیساما این بار تنها - 23 دی 1391 19.02.2023 16:56
با گزارشی دیگه از اروپا در خدمتون هستم و در واقع شریک میشم باهم بخش های کوچکی از سفر چونکه صحبت کردن از خود سفر و بخوای مفصل از سفر بگی و انچه اتفاق میوفته و انچه که هستی و انچه رو که زندگی میکنی خودش ایقدر مفصل و طولانی هست که واقعا یک برنامه 12، 13 دقیقه ای ظرفیت این رو نداره که بخوای خیلی با جزییات درباره سفر صحبت کنی
قسمت پنجاه و چهارم: بهترین لحظات زندگی - 15 دی 1391 19.02.2023 18:36
تو سویس هستم در شهر برن. فکر کنم حداقل 2 هفته اینجا کار دارم و خیلی دوست دارم که باید ببینمشون. اخرین گزارش وقتی بود که زوریخ بودم و اون چند روزی که اونجا بودم کلی اتفاقات داشت.
قسمت پنجاه و سوم: آنچه بهش نیاز هست به دستت میرسه همیشه - 9 دی 1391 19.02.2023 14:59
تو کشور سوییس هستم و مهمون مارگرتا و لوییس یه زوج سوییسی که اولین کمک رو به سفر من کردن و در واقع باعث شروع شدن سفر من شدن هستم. خیلی خوشحالم که بعد 7 سال میبینمشون دوباره.
قسمت پنجاه و دوم: بعضی وقتها اس ام اس ها به موقع ارسال میشن - 2 دی 1391 19.02.2023 16:46
الان یک سال مدامیه که هر هفته با هم بودیم و بخشی از سفر رو باهم تقسیم کردیم و چقدر خوشحالم که تونستم اینقدر منظم باشم و برنامه رو ادامه بدم
قسمت پنجاه و یکم: برف و زمستون و 44 ساعت توی چادر موندن - 24 آذر 1391 19.02.2023 22:34
طبق برنامه باید ادامه داستان های گذشته رو بیان میکردم ولی ترجیح دادم که از اینجا از اتریش و از سرما و شدت برفی که اینجا هست بگم
قسمت پنجاهم: درس هایی از زندگی با مردم کامبوج - 17 آذر 1391 19.02.2023 15:43
تو رستورانی که قرار بود این دوست انگلیسی رو که مهمونش باشم شام خوردیم و رفتیم خونه. همزمان یه پسر ایرلندی با دوست دخترش هم مهمون مارلین بودن. مارلین معلم زبان انگلیسی بود و خیلی کمکم کرد برای زبانم
قسمت چهل و نهم: دردسرهای گذر از مرز کامبوج - 11 آذر 1391 19.02.2023 15:58
روز اخر که تایلد بودم روز بارونی بود و قبل ظهر رسیدم مرز کامبوج، قبل از اینکه بخوام ار مرز رد بشم تو قسمت پاسپورت چک برای خروج از تایلند گفتن اول برو ببین راه میدن و بعد بیا اینجا و خوب این نشونه خوبی نبود اصلا. این نشون میداد ممکنه راهت ندن. رفتم تو مرز کامبوج و گفتن که تو نمیتونی وارد بشی …
قسمت چهل و هشتم: آخرین شبهای تایلند - 3 آذر 1391 19.02.2023 20:08
تو تایلند بودم و بعد از اون شبی که اون اتفاق افتاد و تو اون ابشار من رو با اسلحه بیرون کردن و اون حس حال بدی که ازش داشتم و اون تاثیر ازار دهنده ای که روی ذهن من از تایلند گذاشته بود با اینکه خیلی تجربه خوبی از تایلند داشتم تا قبلش
قسمت چهل و هفتم: پاتایا سرزمین مردمان انتظار - 23 ابان 1391 19.02.2023 16:18
بعد از برگشت از مرکز نگهداری از بیماران ایدزی رفتم بانکوک و باید حرکت میکردم سمت کامبوج. خیلی سعی کردم ویزامو تمدید کنم ولی فقط یک هفته تونستم تمدید کنم.
قسمت چهل و ششم: لوپ بوری و معبدی که پر از مرگ بود - 17 آبان 1391 19.02.2023 16:12
سلام دوباره برمیگردیم به روزهای گذشته به سال 2007 موقعی که تو تایلند بودم وداشتم دوچرخه سواری میکردم. بذارید قبل از اینکه ادامه گزارش این سفر بگم و داستان سفرم بعد از جزیزه فی فی رو براتون روایت کنم این خبر رو بدم که از هفته ایتده دو جلسه به گزارشات هفتگی من اضافه خواهد شد و اون جلسه مربوط خواهد شد به داستان سفر من در حال حاضر.
قسمت چهل و پنجم: جزیره فی فی و گم شدن جلیقه نجات - 10 آبان 1391 19.02.2023 15:47
میخواستم یکی از جزایر تایلند رو برم اسنورکلینگ کنم و اون جزیره رو خوب بگردم.
قسمت چهل و چهارم: سفر به بانکوک - 3 ابان 1391 19.02.2023 13:34
تو تایلند بودیم و دوست افریقا جنوبیم رو دیدم و چند شبی رو پیشش بودم. قرار بود دوستم مهدی رو که از چین میخوست بره ایران وتوقفش تو تایلند بود رو ببینم.
قسمت چهل و سوم: پایان مالزی و آغاز تایلند - 26 مهر 1391 19.02.2023 14:53
تو مالزی بودیم و من از ریک خداحافظی کردم، همانطور که گفتم خیلی خاص بود و چیزی که همیشه تو ذهنم باقی مونده اون حس و حال و اون غم جدا شدن رو که من کمتر تو سفر احساس میکنم رو واقعا احساس کردم
قسمت چهل و دوم: سفر با ریک برای صلح - 19 مهر 1391 19.02.2023 15:43
قسمت قبل درباره برنامه ای که الان در حال اجراش هستم رو تعریف میکردم. ولی با توجه به اینکه گزارش های قبلی رو داشتم ارایه میکردم و اون نظم و ترتیبی که گزارشات داشت و اون رونی رو که داشت طی میکرد و برای اینکه اون روند برش نخوره و از اونجایی که ادم بی نظمی هستم و اینکارو خودم مرتب انجام ندم, بعدا سر و جمع کردنش برام مشکل خواهد بود. قرار شد برنامه های چهارشنبه ما کماکان به روال خودش ادامه پیدا کنه و مر...
قسمت چهل یکم: آغاز دوباره سفر - 12 مهر 1391 19.02.2023 14:23
با توجه به اینکه عازم سفر هستم، گفتم از شرایط تعریف سفر مالزی بیام بیرون و درباره شرابط الانم حرف بزنم. تصمیم دارم چند ماهی رو در ازوپا سفر کنم
قسمت چهلم: فرازرهیل و خرابی دوچرخه - 5 مهر 1391 31.01.2023 15:22
دوچرخه ام تو فرازرهیل خراب شده بود و باید خودم رو یه جوری به شهر بعدی میرسوندم. دو روز تو فرازرهیل موندم
قسمت سی و نهم: آغاز سفر در سرزمین استوایی - 29 شهریور 1391 31.01.2023 16:03
برای من وارد مالزی شدن وارد جنوب شرق شدن در واقع برابر بود با ورود به یک فضا و یه فرهنگ کاملا جدید و متفاوت بشم
قسمت سی و هشتم: کوالالامپور (شهری بنام کوالالامپور) - 22 شهریور 1391 31.01.2023 14:10
در قسمت قبلی گفتم با چه کیفیتی رسیدم کوالالامپور. حدود ساعت 1 شب رسیدم و چون خیلی دیروقت بود نمیتوستم با کسی که قرار بود خونه اش مهمان باشم هماهنگ کنم. رفتم محله چینی ها و اونجا یه هتل گرفتم. و فردا اون روز سفر و زندگی یکی دوماه ام رو تو مالزی شروع کنم.
قسمت سی و هفتم: کاتماندو - 16 شهریور 1391 31.01.2023 14:15
همانطور که تو گزارش قیلی گفتم من تو کاتماندو بودم و بدون هیچ دلیلی فقط بخاطر یه حس اون هتل رو انتخاب کردم و رفتم با وجود اینکه خیلی شرایط بدی داشت و احساس راحتی نمیکردم
Ähnliche Podcasts
Replaio ist kein Herausgeber von Podcasts; die Namen der Sendungen, Cover und Audioinhalte gehören ihren Autoren und werden über öffentliche RSS-Feeds verbreitet