PersianBMS
Tahereh Ghorratol Eeyn | پادکست طاهره قرهالعین
فاطمه برغانی قزوینی ملقب به زرین تاج، زَکیّه، اُم سَلَمه و مشهور به طاهره و قرهالعِیّن، شاعر، خطیب، عارف، محدث ایرانی بود، نام کامل او فاطمه زرین تاج برغانی قزوینیست، پدر و مادرش هر دو مسلمان و مجتهد بودند، اما با علنی شدن دعوت سید علی محمد باب، طاهره به ایشان ایمان آورده و در زمره نزدیکترین یاران ایشان در آمد.
Určitě navštivte web podcastu a podpořte jeho tvůrce: persianbahaimedia.org
Autor
PersianBMS
Kategorie
Web podcastu
Nejnovější epizoda
24. říj 2023
Kde poslouchat?
Podcasty v aplikaci Replaio Radio Už brzyPodcasty míří do aplikace už brzy. Nainstaluj si ji teď a jako první uvidíš úplně nový pohled na podcasty
Epizody
قسمت ۲۰ - شهادت طاهره 24.10.2023 17:16
طاهره که در اتاق نوکران باغ ایلخانی نگاه داشته شده بود در حال سجده و مناجات با قلبی آرام و مطمئن با خدای خود گفتگو میکرد، ناگهان در اتاق باز شد و پیشخدمتی که با وعده عزیزخان سردار به شغلی بهتر، مامور کشتن طاهره شده بود، وارد شد. طاهره که در سجده بود سر از سجده بلند کرده و نگاهی به او انداخت. پیشخدمت سر به زیر انداخت و چند قدم به عقب گذاشت و بعد از آن، پا به فرار گذاشت.
قسمت ۱۹ - مهیای دیدار موعود 17.10.2023 17:33
طاهره گویا میدانست چه چیزی در انتظار اوست. مانند کسی که میخواهد مسافرت کند رفتار میکرد. همه از هم می پرسیدند این رفتار چیست؟ و در حین این کارها به قدری خندان بود که همه بیاختیار به گریه میافتادند.
قسمت ۱۸ - شهادت حضرت باب 10.10.2023 15:28
بیش از یک سال بود که طاهره در خانه کلانتر اقامت داشت و از هر طرف اخبار ناگوار حوادث نیریز و زنجان و کشتار بیرحمانه اصحاب حضرت باب را میشنید. برای طاهره این ظلمها طاقتفرسا بود. از همه دلجویی میکرد گرچه خود بینهایت دلخون بود. امیرکبیر به خیال این که تنها راه آرام کردن کشور و خاموش کردن این مسلک، محو و نابود کردن رهبر آنهاست، دستور قتل حضرت باب را میدهد. خبر شهادت حضرت باب، دیگر فوق طاقت...
قسمت ۱۷- خانه کلانتر 03.10.2023 17:30
خانه کلانتر در ایام ناصرالدین شاه، زندان گروهی از اصحاب حضرت باب بود. طاهره به دستور میرزا تقی امیرکبیر و سپس میرزا آقاخان نوری بیش از دو سال در آنجا زندانی بود. پس از مدتی، مردم و خصوصا شاهزاده خانمهای قاجار که متوجه حضور ایشان در آنجا شده بودند، طاهره را به اتاق بزرگتری منتقل کردند. به دستور امیرکبیر، ماموران باید بر حرکات طاهره نظارت کامل میداشتند و هرگز اجازه نمیدادند که کاغذ و قلم نزدش...
قسمت ۱۶- دستگیر شدن در مازندران 26.09.2023 16:01
پس از حادثه نیالا، طاهره قصد داشت برای تشرف به حضور حضرت باب به آذربایجان برود اما با توجه به خطرات سفر، حضرت بهاءالله موافقت نکردند. در نتیجه، طاهره عازم نور شد. در راه، مدتی را در بارفروش، در خانه ملا محمد حمزه، شریعتمدار کبیر، گذراند. اما به سبب حسادت سعیدالعلما، دیگر مجتهد شهر، طاهره مجبور به ترک بارفروش شد. از آنجا به آمل، سعادتآباد و سپس به دارکلا رفت. در دارکلا یک روز ماند و سپس راهی ق...
قسمت ۱۵ - حادثه نیالا 19.09.2023 15:03
پس از خاتمه گردهمایی بدشت، اصحاب عازم مازندران گردیدند. چون شب شد، در پای کوه بزرگی در نیالا خیمهها برافراشته، استراحت کردند. هنگام سحر قریب پانصد تن از مردم متعصب به آنها هجوم آوردند و اموالشان را به غارت بردند. پس از رهایی از حادثه نیالا، جناب قدوس به جانب شهر خود، بار فروش راهی شد ولی در راه گرفتار و در منزل شیخ محمد تقی، مجتهد ساری، زندانی گردید. ملاحسین بشرویهای ملقب به باب الباب نیز از...
قسمت ۱۴ - حقیقت از پشت حجاب رخ نمود 12.09.2023 15:05
بدشت بود و اصحاب حضرت باب و ایامی که میبایست استقلال آیین حضرت باب به یاران جمع شده، ابلاغ شود. این مسئولیت سنگین را قرهالعین بر عهده گرفته بود. با اجازه میرزا حسینعلی نوری و مشورت با جناب قدوس اولین قدم را که کشف حجاباش در میان اصحاب بود برداشت. همهمه و آشوبی شد و به هتاکی وناسزاگویی کشیده شد. اصحاب برآن شدند که از قدوس یاری بطلبند تا این ادعای قرهالعین بر نسخ قرآن را دفع کند.
قسمت ۱۳ - بدشت درخشان 05.09.2023 17:00
بدشت، ییلاق اشراف، دهکدهای کوچک و زیبا با انواع میوهها و اینک در میان باغهایش هشتاد و یک تن از اصحاب حضرت باب که میانشان برخی از اشخاص برجسته همچون میرزاحسینعلی نوری، میرزا محمدعلی بارفروشی و قرهالعین حضور داشتند اسکان داده شده بودند، در آن ایام همچنان حضرت باب در قلعه چهریق، اسیر زندان غافلان عصر بودند. هنوز قائمیت حضرت باب اعلان نشده بود. میرزاحسینعلی نوری هر روز لوحی به میرزا سلیمان نوری...
قسمت ۱۲ - ملاقات با خورشید 29.08.2023 17:04
دفتر سرنوشت قرهالعین ورق سپید تازهای خورد تا در آن برگ زرین، رویدادهای عظیم دیگری که در تقدیرش بود ثبت گردد و آثار باشکوهی که ماموریتاش در این عالم بود و هدف نهایی و والایی که در دل داشت ظاهر گردد. سفر قرهالعین آغاز شد. با این که در آن زمان خروج زنان از دروازه شمیران، سربازان را به تحقیق بیشتر وا میداشت، اما قرهالعین و خدمهاش خوشبختانه بدون هیچ پرسش و جستجوی مامورین از دروازه گذشتند و راهی...
قسمت ۱۱- خورشید نجاتبخش 22.08.2023 16:02
با آن که ملا محمد برغانی و بستگان او، خانه پدری قرهالعین را تحت نظر داشتند که مبادا ایشان فرار کند، اما اراده الهی بر رهایی قرهالعین تعلق یافت. در ایام حبس ایشان در خانه پدرش، خاتون جان دختر بزرگ حاج اسدالله فرهادی که از فداییان حقیقی قرهالعین بود با تدابیر مختلف و لباسهای متفاوت نزد وی میرفت. گاه به صورت فقیر متکدی و گاه به بهانه رخت آب کشیدن در خانه ملاصالح خود را به قرهالعین میرساند، گاه...
قسمت ۱۰- انتقامجویی بازماندگان ملاتقی 15.08.2023 17:30
این نخستین بار بود که میرزا حسینعلی نوری در طریق آیین جدید، گرفتار زندان میشدند. پس از چند روز با تلاش جعفر قلی خان برادر میرزا آقا خان نوری و چند تن دیگر، ایشان از خانه کدخدا رها شدند. متصدیان امور و روسای کدخدا از ترس جعفر قلی خان از رفتار خود نسبت به میرزا حسینعلی عذرخواهی کردند و با نهایت حسرت و افسوس پی کار خویش رفتند، اما بازماندگان ملاتقی همچنان تلاش میکردند که از اصحاب حضرت باب انتقام ب...
قسمت ۹ - غوغا در قزوین 08.08.2023 15:18
در آن اوقات قرهالعین در خانه پدرش ساکن بود ولی برای انتشار معارف آیین بابی در خانه برادرش مشغول میشد. ملاحسین بشرویهای قبل از عزیمت به ماکو جهت زیارت حضرت باب، در قزوین و در خانه آقامحمدهادی فرهادی، قرهالعین را ملاقات نمود. آقا محمدهادی فرهادی از تجار قزوین بود که خود و خانداناش به آیین بابی ایمان آورده بودند.
قسمت ۸ - آتش خفته در قزوین 01.08.2023 18:37
قرهالعین به طور منظم در خانه برادر خود با زنانی از بزرگان شهر ملاقات و آیین بابی را به آنان ابلاغ میکرد. اندک اندک، افراد تازهای در ظل آیین جدید درآمدند. همه جا حرف از زرین تاج، قرهالعین، دختر حاج ملامحمدصالح برغانی قزوینی بود که بشارت ظهور جدید میداد. در آن زمان قرهالعین برای اصحاب احساس خطر میکرد. اغلب چند تن از زنان و شاگردان ملامحمد تقی، به ظاهر برای مراقبت و در واقع به منظور جاسوسی همر...
قسمت۷- بازگشت به قزوین 25.07.2023 16:14
سرانجام قرهالعین و اصحاب حضرت باب قصد عزیمت به قزوین نمودند. در بازگشت به قزوین، برادران قرهالعین به علاوه چند تن از زنان و خویشان طاهره و گروهی از اصحاب باوفای حضرت باب، همراه قرهالعین بودند. قرهالعین امر فرمود که چند تن از اصحاب عرب، همچون شیخ سلطان کربلایی، شیخ محمد شِبل بغدادی و فرزندش آقا محمد مصطفی به عراق عرب مراجعت کنند. جمعی را نیز بعدا در قزوین، امر به مراجعت عراق کرد.
قسمت ۶ - سفرهای طاهره 18.07.2023 16:45
پس از ۱۵ روز چهار تن از بستگان قرهالعین که همگی آنها از علمای بانفوذ بودند به کرمانشاه آمدند و بدون اطلاع امیر کرمانشاه، با سرتیپ صفرعلی خان، برای اخراج قرهالعین از کرمانشاه و اعزام ایشان به قزوین به مشورت نشستند. پیش از طلوع آفتاب روز دوم ورود بستگان قرهالعین به کرمانشاه، سه خانهای که قرهالعین و همراهانش در آن ساکن بودند، به وسیله صفرعلی خان و سربازاناش محاصره شد.
قسمت ۵ - آشوب کرمانشاه 11.07.2023 17:13
موضوع اقدامات و فعالیتهای قرهالعین به والی بغداد و دربار عثمانی گزارش شد. سه ماه گذشت و پاسخی از دربار نیامد. در این مدت ماموران همچنان در اطراف منزل ایشان مراقبت میکردند. قرهالعین به حکومت مراجعه نمود و اظهار داشت چون خبری از بغداد و استانبول نیامده، من خود به بغداد میروم و آنجا منتظر باب عالی دربار عثمانی میشوم. حکومت موافقت کرد. قرهالعین با شمسالضحی، ورقهالفردوس و والده ملاحسین بشرویه...
قسمت ۴ - نور عیان میشود 04.07.2023 16:15
قرهالعین پس از ایمان آوردن به حضرت باب، عاشقانه به انتشار این آیین نوظهور قیام کرد و مژده ظهور را به همگان داد. هیچ کسی جرات مقاومت در برابر وی را نداشت. رودخانه عظیمی بود که به دریای معارف ظهور جدید، پیوسته بود. امواج دریای بیاناتش دشمنان ظهور جدید را هراسان و مخلصان و نیکدلان را به عرصه ایمان، هدایت مینمود، به همت ملاعلی بسطامی، قرهالعین و اصحاب دیگرِ حضرت باب به زیارت کتاب قیومالاسما فائز...
قسمت ۳ - در جستن نور 27.06.2023 17:19
هنوز از اعلان رسالت حضرت باب دو ماه نگذشته بود که ۱۷ نفر در رویا و یا با الهام الهی به ایشان ایمان آوردند. ملا محمد علی قزوینی عریضه قرهالعین را به حضور حضرت باب رساند. بلافاصله حضرت باب او را همراه دیگر مومنین که به ۱۸ نفر رسیده بودند، ملقب به حروف حی فرمودند.
قسمت ۲ - قرة العین 20.06.2023 16:28
سرانجام آنچه باید واقع میشد رخ داد. ام سلمه قزوینی به طور مخفیانه با سید کاظم رشتی مکاتبه میکرد. سید کاظم رشتی پس از مطالعه رساله ارسالی از طرف ام سلمه قزوینی، نامهای در کمال لطف و دقت به ایشان نوشته و در آغاز نامه او را اینگونه خطاب قرار داد: «یا قرهالعین و روحالفدا». از آن پس، ام سلمه قزوینی، ابتدا در جماعت شیخیه و سپس نزد عموم به قرهالعین مشهور گشت.
قسمت ۱ - تولد یک ستاره 13.06.2023 16:47
آمنه خانم در سال ۱۲۰۲ هجری قمری در قزوین متولد شد. مادرش فاطمه خانم، فاضل و شاعر، پدرش ملامحمد علی قزوینی نیز فاضل و عالم مشهوری بود. آمنه خانم با آن روی زیبا و خوی دلنشین در ۱۷ سالگی با ملاصالح برغانی قزوینی ازدواج کرد.
Podobné podcasty
Replaio není vydavatelem podcastů; názvy pořadů, obálky a audio patří jejich autorům a šíří se přes veřejné RSS kanály