Fatemeh Mojeni

هر شب، هزار و یک شب

هر شبتا هزار و یک شببشنوید حکایت یک شب از هزار و یک شب را با صدای فاطمه مجنیروی تلگرام:t.me/harshab_1001shab

Não deixe de visitar o site do podcast e apoiar quem o produz: castbox.fm

Autor

Fatemeh Mojeni

Categoria

Society

Site do podcast

castbox.fm

Último episódio

27 de ago de 2024

Onde ouvir?

Podcasts no app Replaio Radio Em breve

Os podcasts estão chegando ao app. Instale agora e seja o primeiro a descobrir um jeito totalmente novo de curtir podcasts

Baixe no Google Play Instale grátis Android 5 mi+ downloads · nota 4,8 iOS em breve

Episódios

شب نودم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 30.09.2020

«این لوقا بس دلیر بود و در بلاد روم چون او مرد در بزرگی جثه و تیراندازی و نیزه‌گذاری نبود.» بشنوید حکایت نبرد ملک شرکان و لوقا بن شملوط...

شب هشتاد و نهم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 29.09.2020

بشنوید از داخل لشگر ملک افریدون...

شب هشتاد و هشتم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 28.09.2020

ملک ذوالمکان از بغداد به روم لشگر می‌کشد...

شب هشتاد و هفتم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 27.09.2020

بعد از به تخت نشستن ملک ذوالمکان، ملک شرکان و او با هم دیدار می‌کنند...

شب هشتاد و ششم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 26.09.2020

می‌شنویم پایان ماجرای ملک نعمان را از زبان وزیر دندان...

شب هشتاد و پنجم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 25.09.2020

می‌شنویم ادامه‌ی آنچه گذشت بین عجوز و ملک نعمان، از زبان وزیر دندان..

شب هشتاد و چهارم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 24.09.2020

«رسول خلیفه گفت با ایشان مراوده کن ولی دوستشان مدار. ابوحنیفه گفت چگونه می‌شود که من به دریا اندر شوم و جامه‌ی من تر نگردد؟»

شب هشتاد و سوم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 23.09.2020

«ابراهیم با شقیق گفت شما را عادت چگونه است؟ گفت چون خوردنی پدید آریم بخوریم وچون گرسنه بمانیم شکیبایی پیشه کنیم. ابراهیم گفت سگان بلخ چنین کنند.»

شب هشتاد و دوم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 22.09.2020

شنوندگان گرامی، از ۱۳ تیر تا به امروز یک فصل با شما همراه بودم و هر شب هزار و یک شب خواندم. خوشحالم که در این یک فصل به صدایم گوش دادید و داستان‌ها را دنبال کردید. قدردان پیام‌هایی هستم که برایم فرستادید و قدردان صبوری‌تان در مورد اشکالات ناگزیر کار هستم. در فصل پیش رو، پاییز، تلاشم بر این است که کیفیت ضبط صدا و بیان کلمات بهبود پیدا کند. ممنون می‌شوم از مسیری که در قسمت اطلاعات کانال معرفی شده نظ...

شب هشتاد و یکم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 21.09.2020

ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان

شب هشتادم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 20.09.2020

ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان

شب هفتاد و نهم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 19.09.2020

ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان

شب هفتاد و هشتم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 18.09.2020

در اوج داستان،‌ ناگهان می‌شنویم نصیحت کنیزکان!

شب هفتاد و هفتم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 17.09.2020

سرانجام دیگران از بازگشت ذوالمکان و نزهت‌الزمان باخبر می‌شوند...

شب هفتاد و ششم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 16.09.2020

«وزیر دندان چون نام ملک نعمان بشنید گریان شد و گفت...»

شب هفتاد و پنجم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 15.09.2020

«قصد من این است که با برادر به خلوت اندر نشینیم. چه دیرگاهست که از هم جدا گشته‌ایم...»

شب هفتاد و چهارم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 14.09.2020

«ذوالمکان گفت: از پدر و مادر و پیوندان خویش جدا گشتم ولی عزیزترین ایشان نزد من خواهری بود که روزگار مرا از او دور کرده...»

شب هفتاد و سوم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 12.09.2020

نزهت‌الزمان از پیدا کردن خواننده‌ی شعرها دست برنکشید...

شب هفتاد و دوم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 12.09.2020

«حزن و اندوهش به هیجان آمد و خواست که بخواند. تونتاب گفت: چه قصد داری؟ ذوالمکان گفت: می‌خواهم شعری بخوانم شاید آتش دل فرو نشیند. تونتاب گفت: تو ماجرا نمی‌دانی و آگاه نیستی که از کشته شدن چطور خلاص یافتی.»

شب هفتاد و یکم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 11.09.2020

نزهت‌الزمان آواز برادر بشنید... 

شب هفتادم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 10.09.2020

در همان حال که نزهت‌الزمان عزم سفر به بغداد و ملاقات ملک نعمان می‌کرد، از حال ذوالمکان خبردار می‌شویم. 

شب شصت و نهم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 09.09.2020

چون پرده از راز برافتاد، ملک شرکان و نزهت‌الزمان اندیشیدند که چه تدبیر کنند.

شب شصت و هشتم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 08.09.2020

«نزهت‌الزمان گفت من خاتون تو و خاتون هر آن کس که در این قصر است هستم، شرم نداری که مرا کنیزک گویی؟»

شب شصت و هفتم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 07.09.2020

مشاطگان نزهت‌الزمان را آماده می‌کنند که ملک شرکان او را کابین کند...

شب شصت و ششم: ادامه‌ی حکایت ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ذوالمکان 06.09.2020

نزهت‌الزمان تتمه‌ی فصل دویم می‌گوید. «یا ملک، این دولت و حشمت که تو را ست لایزال است یا زوال خواهد پذیرفت؟»

Ouça o podcast هر شب، هزار و یک شب no Replaio

Rádio e podcasts em um só app - grátis e sem cadastro. Instale hoje e não perca o lançamento

Baixe no Google Play

O Replaio não é o publicador dos podcasts; os nomes dos programas, as capas e o áudio pertencem aos seus autores e são distribuídos por feeds RSS públicos