Radio Mojahed - رادیو مجاهد

سروده‌ها

Music FA ↓ 162 episodes

آهنگ‌ها و ترانه‌های انقلابی و شورشی برای نسل برانداز در رادیو مجاهد

Author

Radio Mojahed - رادیو مجاهد

Category

Music

Podcast website

www.spreaker.com

Latest episode

Jun 19, 2024

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

سروده زن باش 12.04.2020

زن باش شاعر‌: محمد قرایی اگر مردي بيا ايران و زن باش حريف اژدها و اهرمن باش آهاي بيژن، سياووش! آي فرهاد منيژه يا نسيم يا ياسمن باش ببين اينجا سپاه كرگدنهاست اگر شيري حريف كرگدن باش اگر رودابه اي، در جنگ شيخان نه يك تن، بلكه صد تا تهمتن باش به پيش صد حريف ناجوانمرد (2) تو يك زن، اهل جنگ تن به تن باش به هرگوشه كمين كرده گرازي مهياي ز هر سو تاختن باش به جنگ گرگ تا دندان مسلح زره وا كرده، يك تا پيرهن...

ترانه روزبه- کرونا جنگ سرنوشت 11.04.2020

کرونا جنگ سرنوشت صدای سرفه های خشک و بوی تند الکل تلوتلو میان کوچه های بی تحمل وقبرهای بی نشان و حجم آه و آهک قحطی ماسک ولی ازدیاد موشک حکیم های جعلی و نسخه های پرخرافه حکومت وقاحت و دورویی و گزافه آخوندکای چینی با سوغات ویروس و بی تفاوتی حکام بی ناموس شیوع یک اپیدمی تلخ چهل ساله و مرگهای زنجیره ای که شد رواله کسب و کار تاجران دین و مذهب و خون و زندگی که شد مچاله من به یاس و عزلت تن نمیدم پولهای م...

سروده- درس نخست معلم 10.04.2020

برای اعتصاب و تحصن شجاعانه معلمان درس نخست معلم ! درود به همت فرهیختگان هم پیمان معلمان و دبیران و دانش آموزان حیاتشان همه رنج است و سختی و محنت به سر زمین پر از ثروتی چنان ایران چرا دبیر و معلم به زیر خط فقر به سر برد و ندارد ره خروج از آن چرا به خاطر یک اعتراض به این بیداد نصیبشان شده سرکوب و در پیِ اش زندان در اعتراض به ظلمی که بر کرامت او روا شود چو تمامی ملت ایران چرا تمام توانش به جای آموزش...

سروده زیر خط فقر 10.04.2020

سروده ای از یک کارگر نیشکر هفت تپه زیر خط فقر نان و پنیری خورده ای کودکت را دست خالی سوی دکتر برده ای زیر خط فقر در سرما شبی خوابیده ای دست پینه بسته یک کارگر را دیده ای زیر خط فقر از درماندگی خندیده ای با شکست عزت نفست مدام جنگیده ای زیر خط فقر در سطل زباله گشته ای با خجالت و نداری سوی خانه رفته ای زیر خط فقر رخت کهنه ای پوشیده ای جای خوابی بهتر از زاغه تو پیدا کرده ای زیر خط فقر با فقر تفکر ساخت...

سروده سهیل 08.04.2020

سهیل سهیل نام کوهی است که بر شهر سنقر مشرف می‌باشد. اسم اصلی این کوه، دالاخانی(خانه عقاب) می‌باشد که در نزد مردم سنقر به سهیل معروف است. در قتل‌عام ۳۰هزار گل سرخ سال ۶۷ دل‌دادِگانی از شهر سنقر که به کاروان عشاق پیوستند کم نبودند. شعر سهیل وصف حال یارانی است که بیاد آن شقایق‌ها و نیز در رستی 30 هزار گل سرخ در سال 67 در همان سالها سروده شده. این شعر نیز در رسای ۳۰هزار گل سرخ در سال ۶۷ سروده شد. سهیل...

سروده زندگی چیست 07.04.2020

زندگی چیست؟ زندگي عشق و شور و ديگر هيچ نفسی در عبور و ديگر هيچ جان تاريك را چو قلعهي سرد فتح كردن به نور و.... ديگر هيچ نور، عشق نثار و رستنهاست پر شدن از سرور و ... ديگر هيچ اهل پرداخت باش و صبر و وفا همچو سنگ صبور و ديگر هيچ از چه چون سايهيي، نشسته به خويش؟ در حصاري قطور و ديگر هيچ چيست كورانه، چرخشي چون موش؟ در دروني نمور و ديگر هيچ عشق را دشتهاست پر بگشا بر بلند غرور و ديگر هيچ غايبي، حاضرم بگ...

سروده صبح روزفتح مردم 07.04.2020

صبح روز فتح مردم شعری است درتجلیل از ایثار وفدا وجانبازی شهیدان راه آزادی . تقدیم به همه شهیدان وزندگانی که راه آنها را ادامه میدهند . صبح روز فتح مردم من میشم تو کوچه هات گم اگه زنده، اگه مرده میهنم ای خاک خونی روز خوب سرنگونی مث موجی توو تلاطم مث بوی گل گندم می پیچم تو شهر و روستا میهنم ای خاک خونی روز خوب سرنگونی می دوم خونه به خونه مث یه باد دیوونه می زنم درای شهرو با بهونه، بی بهونه هی میگم آ...

سروده هفتاد و پنج درصد قلب من 06.04.2020

هفتاد وپنج درصد قلب من هموطنان عزیز شعری که تقدیم تان میشود درباره محتوای کار شاعری است که به مردم متعهد است وشاعری که بدون تعهد به مردم کار می کند. ‍‍‍ هفتاد و پنج درصد قلبم من است و خود (2) آن بیست و پنج درصد دیگر هزار چیز از صبح تا به شب به خودم می رسد دلم (2) صد تا گزینه مانده به روی و به زیر میز آیینه هم که نقش مرا کج نشان دهد با مشت می زنم که شود خرد و ریز ریز من شاعرم؟ من شاعرم؟ به عشق که؟...

سروده عمریست که کارمی کنم 06.04.2020

عمریست که کار می کنم شعر وصف حال کسانی است که از دیدن رنج های مردم میهنشون دلشون به درد می یاد و در راه آزادی میهن شون تلاش می کنند این شعر رو به همه اونها تقدیم می کنیم. عمری ست که کار می کنم با... دردی که هوار می کنم با... یک سینه که جار می کنم با شعری که شعار می کنم با این حنجره ی به دارآویز .... عمریست که جیغ می کشم با حالی که دریغ می کشم با جانی که به تیغ می کشم با جامی ز حریق می کشم با خونی...

سروده چیزهای خوب 05.04.2020

چیزهای خوب بیا کمی به چیزهای خوب فکر کن (2) به آفتاب گرم و بی‌غروب فکر کن و به شمال شهر از جنوب فکر کن و گربه‌ای که ناگهان پلنگ می‌شود! قیام تو که کرده‌ای و می‌کنی هنوز واین صداقتی که از تو می‌کند بروز و دست برندارمت چنین شبانه روز... یقین که بی‌تو روزگار لنگ می‌شود در این‌که لذتی نخواستیم لذتی ست (2) نگو که شعر این وسط کمی خجالتی ست مزخرفاتِ این قبیله پاک صنعتی ست وگرنه حرف این همه جفنگ می‌شود؟ ا...

سروده در استقبال چهارشنبه سوری 05.04.2020

در استقبال چهارشنبه سوری شام وطنم تیره و مهجور مباد گرما و حرارت ز قلوب مردمش دور مباد تا شیخ بسوزد و به خود در پیچد یک کوچه بدون آتش و نور مباد ******** شالوده و پایۀ وطن فرهنگ است با علم و ادب رسوم ما همرنگ است بیهوده گلو پاره کند شیخ مشنگ چون دُن کیشوتی که با خودش در جنگ است ******* این شیخ که بر بمب و اتم می نازد از وحشت چارشنبه جان می بازد تو شعله بکش به خرمن بوتۀ خشک تاریخ خودش حماسه را می س...

سروده رانندگان دلیر 05.04.2020

رانندگان دلیر! به رانندگان و دلیران درود به این رهنوردان ایران درود همه متحد اندر این اعتصاب بمانند محکم به میدان درود به مردان زحمتکش کامیون به هر شهر و هر جای ایران درود به سرما و گرما در روز و شب برانند چون شیر غران درود به آنان که در این میان بیگناه فتادند، ناحق به زندان درود همه پایدارند بر حق خویش به این غیرت و عزم آنان درود حمایت نمائیم از این اتحاد به هر کس که آید به میدان درود

سروده- سایه خورشید 05.04.2020

سروده سایه خورشید یک کمی سایه، یک کمی‌ خورشید (2 بار) یک کمی غصه، یک کمی امید صبح و عصرم پر از همین حس بود شعر من هم به ‌حالتم خندید طول شب فکر مردم بی‌شام هموطن صبح زود شد اعدام دستفروش از پلیس کتک خورده کارتن خواب زیر پل مرده باز یک شوق می‌رسد به دلم حال من خوب می‌شود کم کم که خیابان لبالب از غضب است تیغهٔ صبح بر گلوی شب است امتزاجی ست قلبم از غم و یأس اختلاطی ست از ترانه و ترس می‌خزم زیر چتر یک...

سروده- پاسخ آتش به اختیارها 04.04.2020

پاسخ آتش به‌اختیارها این روزها که سوگ و عزا دینِ لازم است هر روز خنده ی تو در آیینه لازم است وقتی که عشق زیر لگدهای خوک هاست شاید کمی پلنگ و... کمی کینه لازم است در خشت ها چه تار شده عکس قلب ها تأیید میکنی؟ کمی آیینه لازم است؟! این هفت روز هفته که تکرار شنبه هاست بر هم زن اش! کمی آدینه لازم است! آتش- به - اختیار آمده شمشیر می کشد یاران سپر شویم، کمی سینه لازم است

سروده چهارشنبه سوری- موسم برانداز 04.04.2020

چهارشنبه سوری- موسم برانداز سرد است بیا که آتش افروز شویم در زمرۀ اخترانِ شب سوز شویم این شام سیه کنون چهل ساله شده وقت است که شعله زن پیِ روز شویم **** خواهی که وطن شود گلستان، آتش در کوی و به برزن و به بستان، آتش سوزاندنِ ارتجاعِ خشک است، واجب در شهر و به هر بخش و به استان، آتش **** برخیز جوان که جمله سرباز شویم در راه وطن همدل و جانباز شویم آتش بفروز و بر شب تیره بتاز شد موسمِ آنکه ما برانداز ش...

سروده- بازکن پنجره را 04.04.2020

باز کن پنجره را باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکباره آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده است باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست؟ که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد؟ هیچ یادت هست؟ توی تاریکی شب های بلند سیلی سرم...

سروده براندازم 03.04.2020

سروده براندازم من به پیکار خود سر افرازم با تمام توان براندازم ترک و کرد، فارس و لر، بلوچ و عرب هر کجا هر زمان براندازم من جوانی فقیر و بیکارم زین همه ظلم و جور بیزارم همه فریادم و همه خشمم برسر ظالمان،‌ براندازم دختر بی پناه ایرانم کودک کارِ در خیابانم زن بی سرپرست مظلومم زیر این آسمان، براندازم من همان رنجدیده کارگرم آن فراموش گشته برزگرم جایگاهم به زیر خط فقر همره مردمان، براندازم من معلم و یا...

سروده بیانیه- اثری از ویکتور خارا 03.04.2020

بیانیه شعری از ویکتور خارا نه برای خواندن است که می‌خوانم نه برای عرضه صدایم نه من آن شعر را با آواز می‌خوانم که گیتار پراحساس من می‌سراید چرا که این گیتار قلبی زمینی دارد و پرنده‌‌وار پروازکنان در گذر است و چون آب مقدس دلاوران و جان‌فشانان را به مهر و مهربانی تعمید می‌دهد پس ترانه من آنچنان که ویولتا می‌گفت هدفی یافته است آری گیتار من کارگر است که از بهار می‌‌درخشد و عطر می‌پراکند گیتار من دولتمن...

سروده- ای عاشقان 02.04.2020

سروده‌ای عاشقان ای عاشقان، ای عاشقان، پیمانه را گم کرده ام در کنج ویران مانده‌ام، خم خانه را گم کرده ام هم در پی بالاایان، هم من اسیر خاکیان هم در پی هم خانه‌ام، هم خانه را گم کرده ام آهم چو بر افلاک شد، اشکم روان بر خاک شد آخر از اینجا نیستم، کاشانه را گم کرده ام در قالب این خاکیان، عمریست سرگردان شدم چون جان اسیر حبس، شد جانانه را گم کرده ام از حبس دنیا خسته‌ام، چون مرگی پربسته ام جانم از این تن...

سروده شب رفتنی است 14.01.2020

شب رفتنی ست شب را هرگز توان آن نیست که به انکار ستارگان برخیزد ستمگران فریاد برمی آورند ظلمت جاودانه است، اما مشعلها برفراز کوهستان های کردستان در دل جنگلهای گیلان و مازندران در هر شهر و روستا از خزر تا خلیج برافروخته می شوند و با شعله شب سوز خویش نوید می دهند شب رفتنی ست

سروده- قلمت را بردار 27.12.2019

قلمت را بردار، بنویس از فردا از همه رویاها که قرارست به دست منو تو حقیقت بشود بنویس از رسمی که فراموش شده اما فردا، رسم زیبای میان همه گان می‌گردد بنویس نه به اعدام گل سرخ نه به شلاق و شکنجه نه به سرکوبی مردم نه به اجبار لباس و پوشش قلمت را بردار، بنویس از ایران ایران منو تو، از خزر تا عمان بنویس ایرانی میسازیم سراسرهمه شادی همه آبادی ایرانی که در آن صلح و دوستی مشق هر روزه ماست ایرانی که در آن خب...

سروده - یک شب آتش 27.12.2019

یک شب آتش در نیستانی فتاد سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد شعله تا سرگرم کار خیش شد هر نی شمع مزار خیش شد نی به آتش گفت کین آشوب چیست مر تو را زین سوختن مطلوب چیست گفت آتش بی‌سبب نفروختم دعوی بی‌معنیت را سوختم زان که می‌گفتی نیم درصد نمد هم‌چنان در بند خود بودی که بود مردی را دردی اگر باشد خوشست درد بی‌دردی علاجش آتشست درد بی‌دردی علاجش آتشست

سروده- کودک کار 27.12.2019

من کودک کارم من لباسی را می دوزم که خودم هرگز نخواهم پوشید من نانی را می پزم که هرگز تعمش را نخواهم چشید میوه‌های را می‌فروشم که خودم نخورده ام من ماشینی را تعمیر می‌کنم که هرگز سوار نخواهم شد من برنجی را می‌کارم که بر سفره مان سهمی از ان نیست کفشی را واکس می‌زنم که هیچ وقت نخواهم پوشید من در معدنی کار می‌کنم که گرمای زغالش را هرگز حس خواهم کرد ظرفی را درست می‌کنم که هیچ وقت در آن غذایی نخواهم خور...

سروده- زندگی زیباست 27.12.2019

زندگی زیباست چشمی باز کن گردشی در کوچه باغ راز کن هرکه عشقش در تماشا نقش بست عینک بد بینی خود را شکست علت عاشق ز علتها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست من میان جسمها جان دیدم درد را افکنده درمان دیده‌ام دیده‌ام در شاخه احساس ها می تبد دل در شمیم ساسها زندگی موسقی گنجشکهاست زندگی باغ تماشی خداست گر تو را نور و یقین پیدا شود می‌تواند زشت هم زیبا شود حال من در شهر احساسم گمست حال من عشق تمام مردمست زندگ...

سروده- تاسیس سازمان 25.12.2019

سروده تأسیس سازمان قصه از هنگامه غریبی آغاز شد، تاریکی به زبان فریب سخن می‌گفت و قلب بسیاری را ربوده بود ما از آسمان باران و خاک را رویان می‌خواستیم گفتن جز تباهی چیزی در تقدیرتان نیست ما را زندگان مرده‌ای می‌انگاشتن، خو کرده به زنجیرهای قرون و آن زنجیر گسل آمد، با دستان معجزه و قدرت عشق با شمشیر فدا و سپر صداقت، با تن پوش امید و ردای اراده از خویش برون آمد و به کارستان عظیم همت گمارد بشارت رهایی...

Listen to the سروده‌ها podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.