Ali Erfanian

مثنوی خوانی | Masnavi Khani

Arts FA ↓ 294 episodes

اين بار مولانا را نخوانيم، بلكه بفهميممثنوي را بيت به بيت گوش كنيم و پيام مولانا با زبان ساده دريابيمگر شدی عطشان بحر معنویفرجه‌ای کن در جزیره‌ی مثنویتبلیغات:+98 996 569 1194حمایت:https://hamibash.com/masnavipodcast

Author

Ali Erfanian

Category

Arts

Podcast website

podcasters.spotify.com

Latest episode

Jan 22, 2026

Where to listen?

Podcasts in the app Replaio Radio Coming soon

Podcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts

Get it on Google Play Install for free Android 5M+ downloads · 4.8 rating iOS soon

Episodes

قسمت نوزدهم ابیات 485 تا 520 30.12.2019

.

قسمت هجدهم ابیات 455 تا 484 29.12.2019

.

قسمت هفتدهم ابیات 429 تا 454 28.12.2019

.

قسمت شانزدهم ابیات 407 تا 428 27.12.2019

قسمت شانزدهم ابیات 407 تا 428

قسمت پانزدهم- ابیات 381 تا 406 27.12.2019

قسمت چهاردهم- ابیات 381 تا 406

قسمت چهاردهم- ابیات 348 تا 380 17.03.2019

.

قسمت سیزدهم - ابیات 324 تا 347 07.03.2019

بود شاهی در جهودان ظلم‌ساز دشمن عیسی و نصرانی گداز عهد عیسی بود و نوبت آن او جان موسی او و موسی جان او شاه احول کرد در راه خدا آن دو دمساز خدایی را جدا گفت استاد احولی را کاندر آ زو برون آر از وثاق آن شیشه را گفت احول زان دو شیشه من کدام پیش تو آرم بکن شرح تمام گفت استاد آن دو شیشه نیست رو احولی بگذار و افزون‌بین مشو گفت ای استا مرا طعنه مزن گفت استا زان دو یک را در شکن چون یک بشکست هر دو شد ز چشم...

قسمت دوازدهم - ابیات 285 تا 323 05.03.2019

   آن منافق با موافق در نماز از پی استیزه آید نه نیاز در نماز و روزه و حج و زکات با منافق مؤمنان در برد و مات مؤمنان را برد باشد عاقبت بر منافق مات اندر آخرت گرچه هر دو بر سر یک بازی‌اند هر دو با هم مروزی و رازی‌اند هر یکی سوی مقام خود رود هر یکی بر وفق نام خود رود مؤمنش خوانند جانش خوش شود ور منافق تیز و پر آتش شود نام او محبوب از ذات وی است نام این مبغوض از آفات وی است میم و واو و میم...

قسمت یازدهم - ابیات 247 تا 284 03.03.2019

   بود بقالی و وی را طوطیی خوش‌نوایی سبز و گویا طوطیی بر دکان بودی نگهبان دکان نکته گفتی با همه سوداگران در خطاب آدمی ناطق بدی در نوای طوطیان حاذق بدی خواجه روزی سوی خانه رفته بود بر دکان طوطی نگهبانی نمود گربه‌ای برجست ناگه بر دکان بهر موشی طوطیک از بیم جان جست از سوی دکان سویی گریخت شیشه‌های روغن گل را بریخت از سوی خانه بیامد خواجه‌اش بر دکان بنشست فارغ خواجه‌وش دید پر روغن دکان و جامه...

قسمت دهم - ابیات 222 تا 246 28.02.2019

   کشتن آن مرد بر دست حکیم نه پی اومید بود و نه ز بیم او نکشتش از برای طبع شاه تا نیامد امر و الهام اله آن پسر را کش خضر ببرید حلق سر آن را در نیابد عام خلق آنک از حق یابد او وحی و جواب هرچه فرماید بود عین صواب آنک جان بخشد اگر بکشد رواست نایبست و دست او دست خداست همچو اسمعیل پیشش سر بنه شاد و خندان پیش تیغش جان بده تا بماند جانت خندان تا ابد همچو جان پاک احمد با احد عاشقان آنگه شراب جان...

قسمت نهم - ابیات 182 تا 221 26.02.2019

   شه فرستاد آن طرف یک دو رسول حاذقان و کافیان بس عدول تا سمرقند آمدند آن دو امیر پیش آن زرگر ز شاهنشه بشیر کای لطیف استاد کامل معرفت فاش اندر شهرها از تو صفت نک فلان شه از برای زرگری اختیارت کرد زیرا مهتری اینک این خلعت بگیر و زر و سیم چون بیایی خاص باشی و ندیم مرد مال و خلعت بسیار دید غره شد از شهر و فرزندان برید اندر آمد شادمان در راه مرد بی‌خبر کان شاه قصد جانش کرد اسپ تازی برنشست و...

قسمت هشتم - ابیات 144 تا 181 24.02.2019

   گفت ای شه خلوتی کن خانه را دور کن هم خویش و هم بیگانه را کس ندارد گوش در دهلیزها تا بپرسم زین کنیزک چیزها خانه خالی ماند و یک دیار نه جز طبیب و جز همان بیمار نه نرم نرمک گفت شهر تو کجاست که علاج اهل هر شهری جداست واندر آن شهر از قرابت کیستت خویشی و پیوستگی با چیستت دست بر نبضش نهاد و یک بیک باز می‌پرسید از جور فلک چون کسی را خار در پایش جهد پای خود را بر سر زانو نهد وز سر سوزن همی جوی...

قسمت هفتم - ابیات 117 تا 143 21.02.2019

   از وی ار سایه نشانی می‌دهد شمس هر دم نور جانی می‌دهد سایه خواب آرد ترا همچون سمر چون برآید شمس انشق القمر خود غریبی در جهان چون شمس نیست شمس جان باقیست کاو را امس نیست شمس در خارج اگر چه هست فرد می‌توان هم مثل او تصویر کرد شمس جان کو خارج آمد از اثیر نبودش در ذهن و در خارج نظیر در تصور ذات او را گنج کو تا در آید در تصور مثل او چون حدیث روی شمس الدین رسید شمس چارم آسمان سر در کشید واجب...

قسمت ششم - ابیات 93 تا 116 19.02.2019

   دست بگشاد و کنارانش گرفت همچو عشق اندر دل و جانش گرفت دست و پیشانیش بوسیدن گرفت وز مقام و راه پرسیدن گرفت پرس پرسان می‌کشیدش تا بصدر گفت گنجی یافتم آخر بصبر گفت ای نور حق و دفع حرج معنی‌الصبر مفتاح الفرج ای لقای تو جواب هر سئوال مشکل از تو حل شود بی‌قیل و قال ترجمانی هرچه ما را در دلست دستگیری هر که پایش در گلست مرحبا یا مجتبی یا مرتضی ان تغب جاء القضا ضاق الفضا انت مولی‌القوم من لا ی...

قسمت پنجم - ابیات 78 تا 92 16.02.2019

از خدا جوییم توفیق ادب بی‌ادب محروم گشت از لطف رب بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد بلک آتش در همه آفاق زد مایده از آسمان در می‌رسید بی‌شری و بیع و بی‌گفت و شنید درمیان قوم موسی چند کس بی‌ادب گفتند کو سیر و عدس منقطع شد خوان و نان از آسمان ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان باز عیسی چون شفاعت کرد حق خوان فرستاد و غنیمت بر طبق مائده از آسمان شد عائده چون که گفت انزل علینا مائده باز گستاخان ادب بگذاشتند چون گ...

قسمت چهارم - ابیات 55 تا 77 13.02.2019

شه چو عجز آن حکیمان را بدید پا برهنه جانب مسجد دوید رفت در مسجد سوی محراب شد سجده‌گاه از اشک شه پر آب شد چون به خویش آمد ز غرقاب فنا خوش زبان بگشاد در مدح و دعا کای کمینه بخششت ملک جهان من چه گویم چون تو می‌دانی نهان ای همیشه حاجت ما را پناه بار دیگر ما غلط کردیم راه لیک گفتی گرچه می‌دانم سرت زود هم پیدا کنش بر ظاهرت چون برآورد از میان جان خروش اندر آمد بحر بخشایش به جوش درمیان گریه خوابش در ربود...

قسمت سوم - ابیات 35 تا 54 11.02.2019

بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماست آن بود شاهی در زمانی پیش ازین ملک دنیا بودش و هم ملک دین اتفاقا شاه روزی شد سوار با خواص خویش از بهر شکار یک کنیزک دید شه بر شاه‌راه شد غلام آن کنیزک پادشاه مرغ جانش در قفس چون می‌طپید داد مال و آن کنیزک را خرید چون خرید او را و برخوردار شد آن کنیزک از قضا بیمار شد آن یکی خر داشت و پالانش نبود یافت پالان گرگ خر را در ربود کوزه بودش آب می‌نامد بدست...

قسمت دوم - ابیات 19 تا 34 09.02.2019

بند بگسل باش آزاد ای پسر چند باشی بند سیم و بند زر گر بریزی بحر را در کوزه‌ای چند گنجد قسمت یک روزه‌ای کوزهٔ چشم حریصان پر نشد تا صدف قانع نشد پر در نشد هر که را جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و عیب کلی پاک شد شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای طبیب جمله علتهای ما ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد عشق جان طور آمد عاشقا طور مست و خر موس...

قسمت اول - ابیات 1 تا 18 07.02.2019

بشنو این نی چون شکایت می‌کند از جداییها حکایت می‌کند کز نیستان تا مرا ببریده‌اند در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من سر من از نالهٔ من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست تن ز جان و جان ز تن...

Listen to the مثنوی خوانی | Masnavi Khani podcast in Replaio

Radio and podcasts in one app - free, with no sign-up. Install today and do not miss the launch

Get it on Google Play

Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.