Mohammad Tajeran محمد تاجران
خط سفید جاده
این پادکست، سفرنامه من، محمد تاجران، از سفر دور دنیا با دوچرخهام است.گزارش های یک مسافر که سالهاست داره دورنیا با دوچرخه اش سفر میکنه و درخت میکاره و با کودکان در مورد اهمیت درختان صحبت میکنه.طبیعتدوستی که عاشق محیطزیسته خودش در حال آموختن و آموختن و آموختنه و تازه داره سفر کردن رو بعد از ۱۰۴۰۰۰ کیلومتر و ۶۰ تا کشور و کاشتن ۴۰۰۰ درخت در ۲۵۰ مدرسه مختلف دنیا یاد میگیره.وبسایت : www.weneedtrees.comتوییتر : www.twitter.com/tajeranاینستاگرام : www.instagram.com/mohammad.tajeranدستنوشته ها : https://bikaraneha.blogspot.com/پی پال : https://www.paypal.com/paypalme/mohammadtajeranقهوه ای که مهمون...
Author
Mohammad Tajeran محمد تاجران
Category
Podcast website
Latest episode
Jul 11, 2026
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
قسمت 315 چند روز توقف بخاطر بارندگی 16.07.2023 15:50
سلام ،گزارش رو از شهری به نام ایباییتی تقدیم می کنم ، چند روزی هست که اینجا بخاطر بارون متوقف شده م . وقتی با حال خیلی بد روحی بخاطر شرایط این روزهای ایران از کروچیوا خارج شدم ،هنوز تصمیم نگرفته بودم که اول به آبشار ایگواسو برم یا بولیوی ولی بخاطر حال بد و پنج روز مداوم بارندگی که پیش رو بود ،به ایگواسو نرفتم ...
داستان کاظم, عروسک همراهم 14.06.2023 20:12
این داستان عروسکیه که همیشه همراه منه و در عکسهای پنجره صبحگاهی من همیشه هست.
قسمت 314 : سه روز هست که در شهر کرو چیبا هستم و 14.06.2023 26:06
سه روز هست که در شهر کرو چیبا هستم و استراحت می کنم ، بعد از گزارش قبلی ، راه افتادم ، جاده ای که پیش رو داشتم اتوبان پرترافیک و پر از تریلی بود و جاذبه و زیبایی خاصی نداشت و فقط میخواستم رد بشم ،پس با کمک تکنیک استراحتهای متناوب با تمام توان رکاب زدم و با اینکه مسیر ، سربالایی زیادی داشت ، تو چهار روز چهار صد متر رکاب زدم ....
قسمت 313 : پنج صبح که بیدار بشم براتون گزارش می کنم 14.06.2023 21:36
ین گزارش رو از صدو هفت کیلومتری محل اقامتم در سائو پائولو تقدیم می کنم ولی چون کنار اتوبان چادر زدم و صدای پس زمینه زیاد هست ، پنج صبح که بیدار بشم براتون گزارش می کنم ...
قسمت 312 : این گزارش رو از جایی وسط جنگل تقدیم می کنم 14.06.2023 32:38
سلام ، این گزارش رو از جایی وسط جنگل تقدیم می کنم ، با اتوبوس به این شهر اومدم و چون قرار هست امروز با دوستم به کوهنوردی بریم ، دیشب اینجا چادر زدیم . چهارماه گذشته در برزیل بخاطر گرما از خورشید فراری بودم ولی حالا زمستون شده و هوای منطقه سرد هست ، الان من اینجا از لابلای درختها نگاه می کنم و منتظر خورشید هستم که بالا بیاد و این قسمت گزارش رو پر می کنم که حس دل انگیز لمس و درک گرما و نور خورشید تو...
گفتگویی در مورد هزینه های سفر 09.06.2023 46:01
گفتگویی در مورد هزینه های سفر در این اپیزود در مورد نحوه هزینه های سفر و منبع اون صحبت کردم
گفتگوی من با دوستان رادیو ماجرا 09.06.2023 1:07:23
این گقتگوی نسبتا مفصل در رادیو ماجرا ارایه شده و اینجا هم اون رو بارگذاری میکنم.
قسمت 311 : از حس خودم از این شکل زندگی تا ملاقات خوشایند با 26.05.2023 34:59
گزارش رو از کنار شهر سائو سباستییائو تقدیم می کنم ، بعد از اینکه چند لحظه صدای موج اقیانوس رو با هم گوش کنیم ، براتون صحبت می کنم از حس خودم از این شکل زندگی تا ملاقات خوشایند با تنها ایرانی شهر او واتوبا ....
قسمت 310 : این گزارش رو از خونه ی یک برزیلی از شهری که 26.05.2023 14:06
این گزارش رو از خونه ی یک برزیلی از شهری که هنوز اسمش رو نمی دونم تقدیم می کنم .در فرهنگ برزیل صدای بلند صحبت و موسیقی یک چیز کاملا عادیه . در ادامه گزارش قبل ...من به ریو رسیدم و زمان بسیار خوبی رو با دوست قدیمیم هومن گذروندم .و سنگنورد ایرانی حسین معزی کوه رفتیم .....
قسمت 309 : بکگراند صدای موسیقی رستورانی که در ریو دوژانیرو 26.05.2023 27:08
ابتدای این گزارش رو با بکگراند صدای موسیقی رستورانی که در ریو دوژانیرو بودم شروع می کنم ،الان دیگه در ریو دوژانیرو نیستم و در کمپ سایت( اقامتگاه )هستم .در ادامه گزارش از بخش ماجراجویی سفر براتون صحبت می کنم جایی که میخواستم با hitch hike (سفر با ماشینهای گذری…
قسمت 308 . این گزارش دقیقاً در امتداد خط سفید جاده ست 26.05.2023 25:05
این گزارش دقیقاً در امتداد خط سفید جاده ست .سه روز هست که در راهم و مسیرم تا ریو دوژانیرو رو hitch hike می کنم ،با اینکه تو کامیون هستم و صدای اضافه زیاد هست حس و حالش رو دوست دارم و همینجا گزارش رو تقدیمتون می کنم ...
قسمت 307 و براتون صحبت می کنم که چطور سر از اینجا درآوردم 05.05.2023 21:37
درحال حاضر در شهر لنسویس دیامونتینا ،شهری چهارصد کیلومتر داخل برزیل هستم .این شهر اصلا در مسیرم نبودم و براتون صحبت می کنم که چطور سر از اینجا درآوردم ....
قسمت 306 و کنار جاده شانس پیدا کردن جا نیست 05.05.2023 28:11
در اتوبان دوچرخهسواری می کنم ، کنار جاده شانس پیدا کردن جا نیست و فاصله روستاها هم بیشتر هست ،دیشب زمانی که دیگه هوا تاریک شده بود خودم رو به روستایی رسوندم ، پرسیدم و پشت کلیسایی چادر زدم جایی رو انتخاب کردم که صبح آفتاب دیرتر بهش بتابه ....
قسمت 305 کجا میتونم با این وضعیت ( بی پولی) ادامه بدم 05.05.2023 26:15
ادامه گزارش قبل ... وارد جاده شدم و از آراکاجو به سمت جنوب راه افتادم ،همه ی روز دوچرخه سواری کردم و ذهنم درگیر این بود که تا کجا میتونم با این وضعیت ( بی پولی) ادامه بدم ،حین دوچرخهسواری چند تا انبه دیدم که حدس میزدم مسموم باشن ....
قسمت 304 و چالشی که داشتم بی پولی محض بود و 05.05.2023 21:30
بعد از دو شب که کنار ساحل بودم ، دیشب در روستایی چادر زدم ،پنج صبح بیدار شدم و کم کم دارم راه می افتم . ادامه گزارش قبل ... افتادم توی جاده ،مسیرم به سمت جنوب بود ، چالشی که داشتم بی پولی محض بود و هدفم گذر به سلامت از این چالش و مدیریت روانی خودم بود تا غروب دوچرخه سواری کردم تا وارد روستایی شدم و چادر زدم ....
قسمت 303 اونشب بخاطر پشه ها نتونستم بخوابم 05.05.2023 17:16
در ادامه گزارش قبل ... اونشب بخاطر پشه ها نتونستم بخوابم ،فقط زیر پشه بند منتظر بودم صبح بشه شاید با نور آفتاب پشه ها کم بشن ،صبح به مسیرم به سمت خط ساحلی رو ادامه دادم و می خواستم به اولین جایی که رسیدم استراحت کنم ،تصمیم داشتم برای ریکاوری بدنم به ازای هرسه روز دوچرخه سواری ،یک روز استراحت کنم ...
قسمت 302.. دنبال جایی برای شب ماندن بودم 05.05.2023 19:53
بعد از گزارش قبلی که از کافه راه افتادم ،بارندگی بود ،چند بار متوقف شدم وصبر کردم باران بند بیاد ولی بند نیامد ،در برزیل با چنین بارانی برخورد نکرده بودم ،دنبال جایی برای شب ماندن بودم ولی هیچ جایی پیدا نکردم ،تا به روستایی رسیدم...
قسمت 301: یه شب وحشتناک با پشه ها - 22 فروردین 29.04.2023 21:54
در کنار دریاچه ای پر از پشه هستم و همهی بدنم پر از جای نیش پشه . بعداز شبی که کنار اتوبان خوابیدم ، تصمیم گرفتم که مسیر اتوبان رو با ماشین طی کنم و جاده های ساحلی که جذابتر هست رو رکاب بزنم چون برزیل خیلی بزرگ هست .دویست کیلومتر رکاب زدم و چهارصد کیلومتر هم تا جنوب برزیل مونده و ممکن نیست که کل برزیل رو رکاب بزنم ...
قسمت 300: حرکت بعد از ریکاوری - 20 فروردین 29.04.2023 20:32
سیصدمین گزارش از سفرم هست . یاری وهمراهی شما باعث شد تا من گزارش ها رو ادامه بدم و آرشیو خوبی از خاطرات سفرم داشته باشم . بعد از اینکه از خانه ی کلود بیرون اومدم ، به پیپا رفتم . دوست همسر کلود ،گابریل با من تماس گرفت که پیش او برم .سه روز در سوئیتی که گابریل در اختیارم گذاشته بود موندم و استراحت کردم و دیروز از پیپا را افتادم ....
قسمت 299: دور از هیاهوی شهری- 14 فروردین 1401 06.04.2023 27:08
بچه ها سلام گزارش 299 تقدیمتوی میکنم از یک شهر ساحلی به نام پیپا و شهری که خیلی توریستیه و خیلی معروفه به نایت لایفش توی برزیل و خیلی نایت لایف خیلی مفصلی داره کما اینکه من خیلی اهل نایت لایف و بیرون نیستم، من یک جایی توی کلبه جنگلی، یک جایی توی جنگل و این رو ترجیح میدم و همین جا موندم و نرفتم بیرون، رفتم بیرون یک ذره قدم زدن یک ذره راه رفتم ولی برگشتم خونه ترجیح دادم اینجا لای درختها باشم، فضایی...
قسمت 298: زبان اشاره - 8 فروردین 1401 06.04.2023 21:59
بچه ها سلام. گزارش ۲۹۸ مجموعه جهانگرد تقدیمتون میکنم از یه منطقه ساحل نزدیک شهر نادال. الان ۸ روز که اینجام. اون روزدوستم با دختر ۵ سالش اومد دنبالم. من بعد از اون که گزارش قبلی که پر کردم شروع کردم به دوچرخه سواری کردن، اون روز یه روز سنگینی نبود و کلا ۵۰ کیلومتر مسیر داشتم. من باید میرسیدم به یه رودخونه ای و سوار قایق میشدم و میرفتم اون ور رودخونه. اون موقع که رسیدم لب رودخونه (اونجایی که...
قسمت 297: خلوت خودم - 28 اسفند 1401 06.04.2023 21:05
بچه ها سلام گزارش 297 هست که از یه جایی توی خط ساحلی اقیانوس اطلس جنوبی دارم تقدیمتون می کنم من بعد از اون دو شب فوق العاده که اونجا سپری کردم و اون یه روز ریلکس و خوشحالی که اونجا بودم چون اونجا واقعا خوب بود و اون یه روز رو خیلی بهش احتیاج داشتم که یه روز ریلکسی رو یه جایی داشته باشم یه جایی که خب نه نیازی به معاشرت داشته باشم نه نیازی به حرف زدن داشته باشم و خودم باشم و خودم و همش رو توی دنیای...
قسمت 296: اجبار بارون- 26 اسفند 1401 06.04.2023 17:21
بچه ها سلام گزاشتی 296 دوباره من کنار دریاچه ام و نشستم توی چادرم، بارون داره میاد بیرون و منم به اجبار بارون توی چادرم نشستم و زیب چادرم هم کشیدم بالا چون که آب نیاد توی چادر.
قسمت 295: ناگریز از ادامه دادن- 23 اسفند 1401 06.04.2023 28:39
بجا سلام قسمت 295 مجموعه جهانگرده، من از یه جایی که اسمش نمیدونم یه جایی دیشب چادر زدم و الان چادرم رو داشتم جمع می کردم و داشتم آماده میشدم که حرکن کردم گفتم قبلش تا چادرم خوشک بشه گزارش این قسمت رو و یا حداقل یه بخش شو ریکورد کنم من بعد از این زمانی که پیش تیری بودم همچنین گفتم به خاطر اون آسیبی که دیده بودم خیلی خیلی اذیت بودم و کماکان همینجوری من شب از جا به جا شدن توی موقع خواب خیلی برام دردن...
قسمت 294: آکارا - 20 اسفند 1401 06.04.2023 25:26
سلام روزتون بخیر بچه ها، با گزارش 294 در خدمتونم از یه جایی به نام بارینیا دیباخو و یک ساحل به اسم پرایا و نزدیک یک سواحل خیلی معروف برزیر یه ساحل خیلی معروف به اسم جریکواکوارا یه ساحلی بوده که قبلا پاتوق هیپی ها بوده دهه هفتاد، بعد کم کم حالا به یک از جایی خیلی توریستی و جایی که خیلی نایت لایفه خیلی چیزی داره تبدیل شده من دو سر روزه که رسیدم اینجا
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.