Fatemeh Mojeni
هر شب، هزار و یک شب
هر شبتا هزار و یک شببشنوید حکایت یک شب از هزار و یک شب را با صدای فاطمه مجنیروی تلگرام:t.me/harshab_1001shab
Where to listen?
Podcasts in the app Replaio Radio Coming soonPodcasts are coming to the app soon. Install now and be the first to see a whole new take on podcasts
Episodes
شب یکصد و نودم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 09.01.2021 6:13
و حالا بشنوید از ملکه بدور...
شب یکصد و نودم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 08.01.2021 5:11
سرانجام ملک شهرمان حرف قمرالزمان را باور کرد...
شب یکصد و هشتاد و نهم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 07.01.2021 2:40
«پس ملک به او گفت به خدای موسی و ابراهیم سوگند همی خورم که مرا به دختر و مکان او آگاهی نیست.»
شب یکصد و هشتاد و هشتم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 06.01.2021 5:42
«آنگاه ملک با قمرالزمان گفت ای فرزند چه بود آن سخن که با خادم و وزیر گفتهای که دوش با دختر خوبرو خفته بودم؟»
شب یکصد و هشتاد و هفتم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 05.01.2021 5:34
وزیر به قمرالزمان گفت: «به عقل خود باز گرد و خاطر به وسوسه مشغول نکن و این سخنان مگو» اما با اصرار قمرالزمان چارهی دیگری جست...
شب یکصد و هشتاد و ششم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 04.01.2021 4:43
«آنگاه ملک با قمرالزمان گفت ای فرزند چه بود آن سخن که با خادم و وزیر گفتهای که دوش با دختر خوبرو خفته بودم؟»
شب یکصد و هشتاد و پنجم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 03.01.2021 4:24
«چون فجر بدمید قمرالزمان بیدار شد و به چپ و راست نگاه کرد. دخترک را در نزد خود نیافت.»
شب یکصد و هشتاد و چهارم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 02.01.2021 6:04
و حالا نوبت ملکه بدور است که چشم باز کند و قمرالزمان را ببیند...
شب یکصد و هشتاد و سوم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 01.01.2021 5:16
ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان
شب یکصد و هشتاد و دوم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 31.12.2020 4:15
طبق سفارش حکم، جنیان قمرالزمان را بیدار کردند تا ملکه بدور را کنار خود خفته بیند...
شب یکصد و هشتاد و یکم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 30.12.2020 5:19
چون میمونه و دهنش نتوانستند به توافق برسند از میان معشوق هر یک کدام نیکوتر است، عفریت دیگری را خواستند که بین آنها حکم شود و او برای قضاوت فکری کرد...
شب یکصد و هشتادم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 29.12.2020 3:42
میمونه در وصف معشوق خود شعر میخواند...
شب یکصد و هفتاد و نهم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 28.12.2020 5:00
پس هر دو قمرالزمان و ملکه بدور را به دیگری نشان دادند تا ببینند کدام نیکوتر است!
شب یکصد و هفتاد و هشتم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 27.12.2020 5:19
پس از این که دهنش از معشوقش سخن گفت، میمونه هم لب باز کرد و از معشوق خود -قمرالزمان- حرف زد...
شب یکصد و هفتاد و هفتم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 26.12.2020 4:02
دهنش گفت: «و در آن سرزمین ملک غیور را دختری بود که خدا در این زمان بهتر از او کس نیافریده و نمی دانم که او را چگونه صفت کنم و اگر بخواهم او را چنانچه سزای او است مدح گویم زبان من عاجز شود و بیان من قاصر آید.»
شب یکصد و هفتاد و ششم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 25.12.2020 6:35
«آنگاه میمونه از چاه به در آمد و قصد آسمان کرد که از خبرهای آسمانی آگاه شود...»
شب یکصد و هفتاد و پنجم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 24.12.2020 2:44
قمرالزمان شب را در آن زندان خوابید اما آن مکان، مکانی قدیمی بود که قمرالزمان و نگهبان تنها ساکنان آن نبودند...
شب یکصد و هفتاد و چهارم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 23.12.2020 3:43
در همان حال که ملک شهرمان در مشورت با وزیر تصمیم جدیدی گرفته بود، قمرالزمان در خلوت زندان از گفتهی خود با پدر پشیمان شد...
شب یکصد و هفتاد و سوم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 22.12.2020 3:10
پدر به قمرالزمان گفت که تو تادیب نشدهای و او را به زندان افکند.
شب یکصد و هفتاد و دوم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 21.12.2020 3:46
در آغاز فصل سوم از هزار و یک شب، در نخستین روز زمستان، بشنوید حکایت این را که قمرالزمان چطور از اصرار پدر خشمگین شده و با او در جمع درشتی میکند...
شب یکصد و هفتاد و یکم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 20.12.2020 3:02
در شب یلدا، بشنوید ماجرای ملک شهرمان را تا شب سال نو...
شب یکصد و هفتادم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 19.12.2020 3:19
ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان
شب یکصد و شصت و نهم: آغاز حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 18.12.2020 4:17
آغاز حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان
شب یکصد و شصت و هشتم: پایان حکایت علیبنبکار و شمسالنهار 17.12.2020 5:20
«اهل بغداد از برای جنازه بیرون رفتند...»
شب یکصد و هفتاد و سوم: ادامهی حکایت ملک شهرمان و قمرالزمان 15.12.2020 3:10
پدر به قمرالزمان گفت که تو تادیب نشدهای و او را به زندان افکند.
Similar podcasts
Replaio is not a podcast publisher; show names, artwork and audio belong to their authors and are distributed through public RSS feeds.