Sokhanwar - نشر سخنور

سخنور

در این کانال ضمن دکلمه و تفسیر ابیات شعرای نامدار، تفسیر اشعار دیوان شمس تبریزی، دکلمه غزلیات، حکایات مثنوی معنوی، مجالس سبعه، مقالات شمس تبریزی و منتخب از فیه ما فیه حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی را نیز نشر خواهیم نمود. درورنشر سخنورSokhanwar. Com

Auteur

Sokhanwar - نشر سخنور

Catégorie

Arts

Dernier épisode

10 mars 2026

Où écouter ?

Les podcasts dans l'appli Replaio Radio Bientôt disponible

Les podcasts arrivent très bientôt dans l'appli. Installe-la dès maintenant et découvre en avant-première une toute nouvelle façon de vivre les podcasts

Télécharger sur Google Play Installe-la gratuitement Android 5 M+ de téléchargements · note de 4,8 iOS bientôt

Épisodes

حسن نادیده تماشا دارد - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

حسن نادیده تماشا دارد مژه برداشتنت دیوار است غزل کامل زندگی نقد هزار آزارست هرقدر کم شمری بسیارست دل جمعی که توان گفت کجاست غنچه هم یک سر و صد د‌ستارست به شمار من و ما خرسندیم چه توان‌کرد نفس بیکارست اثر سعی کدام آبله‌ پاست خار این ره مژه خونبارست خاکساران چمن خرمی‌اند سبزه و گل به زمین بسیارست حسن نادیده تماشا دارد مژه برداشتنت دیوار است در عدم نیز غباری دارد خاکم آیینهٔ جوهردارست پیش پا می‌خورم...

خیال دوست به هر لوح نقش نتوان بست - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

خیال دوست به هر لوح نقش نتوان بست به ‌آب ‌حیرت ‌آیینه هست ‌شستن ‌خویش غزل کامل اگر چو غنچه میسر شود شکستن خویش توان شنید صدای ز دام جستن خویش مقیم منزل تحقیق ‌گشتن آسان نیست بده غبار دو عالم به باد جستن خویش خموش گشتم و سیر بهار دل کردم در بهشت ‌گشودم چو لب ز بستن خویش به رنگ شمع در این انجمن جهانی را به سر دواند هوای ز پا نشستن خویش خیال دوست به هر لوح نقش نتوان بست به ‌آب ‌حیرت ‌آیینه هست ‌شستن...

چه سیل است یارب دم تیغ او - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

چه سیل است یارب دم تیغ او که چون از سرم بگذرد پل‌ کند غزل کامل اگر معنی خامشی ‌گل کند لب غنچه تعلیم بلبل ‌کند بساط جهان جای آرام نیست چرا کس وطن بر سر پل‌ کند درین انجمن مفلسان خامشند صراحی خالی چه قلقل ‌کند قبا کن در بن باغ‌،جیب طرب که از لخت دل غنچه فرگل‌ کند زبان را مکن پر فشان طلب مبادا چراغ حیا گل‌کند مکش سر ز پستی‌ که آواز آب ترقی بقدر تنزل‌ کند چه سیل است یارب دم تیغ او که چون بگذرد از سرم...

کاهشم چون شمع مفت دستگاه حیرت است - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

کاهشم چون شمع مفت دستگاه حیرت است نیست بی‌سود تماشا آنچه نقصان می‌ شود غزل کامل: تا دم تیغت به عرض جلوه عریان می ‌شود خون زخم من چو رنگ ازگل نمایان می ‌شود گر چمن زین رنگ می‌بالد به یاد مقدمت شاخ‌گل محمل‌کش پرواز مرغان می‌ شود تا نشاند برلب تیغ تو نقش جوهری در دهان زخم عاشق بخیه دندان می‌ شود ترک‌خودداری‌ست‌مشکل ورنه مشت‌ خاک‌ ما طرف دامانی ‌گر افشاند بیابان می‌ شود هرکه رفت از دیده داغی بر دل ما...

گر نیاید باورت از حیرت آیینه پرس - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

گر نیاید باورت از حیرت آیینه پرس صبح ما را نیست شام نا امیدی چون نفس غزل کامل: بی‌تأمل در دم پیری مده بیرون نفس از کتاب صبح مگذر سرسری همچون نفس جسم خاکی دستگاه معنی پرواز توست راست کن چندی درین‌ خم همچو افلاطون نفس گر نیاید باورت از حیرت آیینه پرس صبح ما را نیست شام نا امیدی چون نفس ای حباب از آبروی زندگی غافل مباش چون ‌گهر دزدیدنی دارد در این جیحون نفس گردبادست اینکه دارد جلوه در دشت جنون یا ز ت...

حیرت آهنگم که می‌فهمد زبان راز من - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

حیرت آهنگم که می‌فهمد زبان راز من گوش بر آیینه نه تا بشنوی آواز من غزل کامل حیرت آهنگم که می‌فهمد زبان راز من گوش بر آیینه نه تا بشنوی آواز من ناله‌ها در سینه از ضبط نفس خون کرده‌ام آشیان لبریز نومیدی‌ست از پرواز من حسن اظهار حقیقت پر نزاکت جلوه بود تا به بزم آیم زخلوت سوخت رنگ ناز من لفظ شد از خودفروشی معنی بیرنگی‌ام نیست غیر از من ‌کسی چون بوی‌ گل غماز من دل به هر اندیشه طاووس بهاری دیگر است در...

آسوده‌ دلی الفت یأس است وگرنه - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

آسوده‌ دلی الفت یأس است وگرنه امید هم اینجا چه‌کم اززحمت بیم است غزل کامل امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است گر بال گشایم دل پرواز دو نیم است نتوان ز سرم برد هوای دم تیغت این غنچه‌گره بستهٔ امید نسیم است شد حاجت ما پرده‌برانداز غنایت سایل همه جا آینهٔ رازکریم است فیض نظرکیست که درگلشن امکان هر برگ‌گل امروزکف دست‌کلیم است جزکاهش جان نیست ز همصحبت سرکش گریان بود آن موم‌که با شعله ندیم است بر صاف‌ضمیران...

تدبیر، علاج مرض ذاتی ‌کس نیست - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

تدبیر، علاج مرض ذاتی ‌کس نیست از شیشه شدن سنگ همان توبه ‌شکن شد غزل کامل روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد آسوده شو ای آینه زنگار کهن شد شبنم به چه امید برد صرفهٔ ایجاد چشمی که گشودم عرق خجلت من شد نشکافتم آخر ره تحقیق‌گریبان فرصت نفسی داشت‌که پامال سخن شد تدبیر، علاج مرض ذاتی ‌کس نیست از شیشه شدن سنگ همان توبه ‌شکن شد حیرت نپسندید ز ما گرم نگاهی بردیم در آن بزم چراغی‌ که لگن شد تنزیه ز آگاهی ما گشت‌ ک...

غفلت عالم فزود از سرگذشت رفتگان - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

غفلت عالم فزود از سرگذشت رفتگان هرکجا افسانه باشد هیچ‌کس بیدار نیست غزل کامل بی‌ادب بنیاد هستی عافیت دربار نیست غیرضبط خود شکست موج را معمارنیست هرکس‌اینجاسودخوددر چشم‌پوشی‌دیده است خودفروشان‌، عبرتی‌، آیینه در بازار نیست حرص‌خلقی رادرین‌محفل به‌مخموری‌گداخت غیر چشم سیر، جام هیچکس سرشار نیست حسن و عشق آیینهٔ شهرت‌گرفت از اتفاق تا نباشد از دو سر محکم صدا در تار نیست سختی دل ناله را سنگ ره آزادگی‌ست...

ای‌ زندگی به حسرت وصل اضطراب چیست - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

ای‌ زندگی به حسرت وصل اضطراب چیست بنشین دمی‌ که قاصد ما از عدم رسد غزل کامل جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسد حلوای آشتی است دو لب‌گر به هم رسد پوشیدن است چشم ز خاک غبارخیز زان سفله شرم‌کن‌ که به جاه وحشم رسد تغییر وضع ما ز تریهای فطرت است خط بی‌نسق شود چو به اوراق نم رسد ساغرکش و، عیارکمال دماغ‌گیر تا میوه آفتاب نخورده است کم رسد ناایمنی به عالم دل نارسیدن است آهو ز رم برآید اگرتا حرم رسد در دس...

بیدل به ره عشق تلاشت خجلم کرد - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

بیدل به ره عشق تلاشت خجلم کرد پیش‌آ قدمی چند که در پای تو افتم غزل کامل کو شور دماغی ‌که به سودای تو افتم گردی کنم ایجاد و به صحرای تو افتم عمری‌ست درین باغ پر افشان امیدم شاید چو نگه بر گل رعنای تو افتم آن زلف پریشان همه جا فتنه فکنده‌ست هر دام که بینم به تمنای تو افتم چون سایه ز سر تا قدمم ذوق سجودی ست بگذار که در پای سراپای تو افتم مپسند که امروز من گمشده فرصت در کشمکش وعدهٔ فردای تو افتم خورشی...

دیده‌ها باز است اما خواب می‌بینیم و بس - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

دیده‌ها باز است اما خواب می‌بینیم و بس تا مژه بر هم نیابد هیچکس بیدار نیست غزل کامل: دیده حیرت نگاهان را به مژگان ‌کار نیست خانهٔ آیینه در بند در و دیوار نیست انقیاد دور گردون برنتابد همتم همچو مرکز حلقهٔ‌گوشم خط پرگار نیست ناتوانی سرمه در کار ضعیفان می‌کند رنگ ‌گل را درشکست خود لب اظهار نیست می‌کشد بی‌مغز، رنج از دستگاه اعتبار جز خم و پیچ از بزرگی حاصل دستار نیست فارغ‌است از دود تا شد شعله‌ خاکست...

بیدل ‌گشودن لبت افشای راز ماست - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

بیدل ‌گشودن لبت افشای راز ماست معنی به خط ز جاده شق قلم رسد غزل کامل جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسد حلوای آشتی است دو لب‌گر به هم رسد پوشیدن است چشم ز خاک غبارخیز زان سفله شرم‌کن‌ که به جاه وحشم رسد تغییر وضع ما ز تریهای فطرت است خط بی‌نسق شود چو به اوراق نم رسد ساغرکش و، عیارکمال دماغ‌گیر تا میوه آفتاب نخورده است کم رسد ناایمنی به عالم دل نارسیدن است آهو ز رم برآید اگرتا حرم رسد در دست جهد ن...

بياد محفل نازش سحر خيز است اجزايم - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

بياد محفل نازش سحرخيز است اجزايم تبسم تا کجاها چيده باشد دستگاه آنجا غزل کامل باوج کبريا کز پهلوي عجز است راه آنجا سرموئي گر اينجا خم شوي بشکن کلاه آنجا ادبگاه محبت ناز شوخي برنميدارد چو شبنم سر بمهر اشک ميبالد نگاه آنجا بياد محفل نازش سحرخيز است اجزايم تبسم تا کجاها چيده باشد دستگاه آنجا مقيم دشت الفت باش و خواب ناز سامان کن بهم مي آورد چشم تو مژگان گياه آنجا خيال جلوه زار نيستي هم عالمي دارد زنق...

بيرون اين بيابان پر ميزند غباري - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

بيرون اين بيابان پر ميزند غباري اي محرمان ببينيد اميد ما نباشد غزل کامل تا مشرب محبت ننگ وفا نباشد بايد ميان ياران ما و شما نباشد بر ما خطا گرفتن از کيش شرم دور است کس عيب کس نه بيند تا بيحيا نباشد با هر که هر چه گوئي سنجيده بايدت گفت تا کفه وقارت پا در هوا نباشد ابرام بي نيازان ذلت کش غرض نيست گر در طلب بميرد همت گدا نباشد از سفله آنچه زايد تعظيم را نشايد نقشيکه جوشد از پا جز زير پا نباشد در پايت...

محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌ام - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌ام سرده‌ای حیرت همان در چشم قربانی مرا غزل کامل دام یک عالم تعلق‌گشت حیرانی مرا عاقبت‌کرد این در واکرده زندانی مرا محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌ام سرده‌ای حیرت همان در چشم قربانی مرا جوش زخم سینه‌ام‌،‌کیفیت چاک دلم خرمی مفت تو ای‌گل‌گر بخندانی مرا ای ادب‌، سازخموشی نیز بی‌آهنگ نیست همچو مژگان ساخت موسیقار حیرانی مرا مدّعمرم‌یک‌قلم‌چون شمع‌دروحشت‌گذشت آشیان هم برنیاور...

بیدل از حیرت زبان درد دل فهمیدنی‌ است - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

بیدل از حیرت زبان درد دل فهمیدنی‌ است آیینه می‌ پوشد امشب نالهٔ عریان ما غزل کامل غیر وحدت بر نتابد همت عرفان ما دامن خویش است چون صحراگل دامان ما شوق در بی‌دست‌وپایی نیست‌مأیوس طلب چون قلم سعل قدم می‌بالد از مژگان ما معنی اظهار صبح از وحشت انشا کرده‌اند نامهٔ آهیم بیتابی همان عنوان ما زین دبستان مصرع زلفی مسلسل خوانده‌ایم خامشی مشکل که‌گردد مقطع دیوان ‌ما وحشت ما زین چمن محمل‌کش صدعبرت است نشکند...

مقیم‌گوشهٔ دل باش‌،‌ گر آسودگی خواهی - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

مقیم‌گوشهٔ دل باش‌، ‌گر آسودگی خواهی که حیرت می‌شود سیماب در آیینهٔ مینا غزل کامل کدامین نشئه بیرون داد راز سینهٔ مینا که عکس موج می‌شد جوهرآیینهٔ مینا چنان صاف ست از زنگ‌کدورت سینهٔ مینا که می‌تابد چو جوهر نشئه از آیینهٔ مینا سزدگرگوش ساغر آشنای این نواگردد که راز میکشان‌گل‌کرده است از سینهٔ مینا کدورت با صفای مشرب ما برنمی‌آید نبندد صورت تمثال زنگ آیینهٔ مینا به تمکینم چسان خفّت رساندکوشش‌گردون...

از تماشاگه حیرت نتوان غافل بود - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

از تماشاگه حیرت نتوان غافل بود بزم بی‌رنگی آیینه سراپا رنگ است غزل کامل بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ است نفس غنچه‌برآبینهٔ شبنم زنگ است از تماشاگه حیرت نتوان غافل بود بزم بی‌رنگی آیینه سراپا رنگ است در مشرب زن و از قید مذاهب بگریز عافیت‌نیست در آن‌بزم‌که سازش‌جنگ است هر طرف موج خیالی‌ست به توفان همدوش کشتی سبز فلک غرقهٔ آب بنگ است غرهٔ هرزه‌دویهای طلب نتوان بود سر ما سجده‌فروش‌کف پای لنگ است ثمر...

مگو بیدل سپند ما دل آسوده‌ای دارد - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

مگو بیدل سپند ما دل آسوده‌ای دارد تسلی هم درین محفل به آتش می‌تپد گاهی غزل کامل در دل زد خیال پرتو مهرت سحرگاهی چراغان فلک چون صبح کردم خامش از آهی چو ماه نو فلک را زیر دست سجده می‌بینم نیازم می‌زند ساغر به طاق ابروی چاهی بهار آرزو نگذاشت در هر رنگ نومیدم ز چشم انتظار آخر زدم‌ گل بر سر راهی چه امکان است فیض از خاک من توفان نینگیزد غبار سینه چاکان در نظر دارد سحرگاهی به بی‌دردی تو هم ای شوق شمعی کش...

خورشید گریبان خیالات ندارد - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

خورشید گریبان خیالات ندارد کو لفظ‌ که در فکر معمای تو افتم غزل کامل کو شور دماغی ‌که به سودای تو افتم گردی کنم ایجاد و به صحرای تو افتم عمری‌ست درین باغ پر افشان امیدم شاید چو نگه بر گل رعنای تو افتم آن زلف پریشان همه جا فتنه فکنده‌ست هر دام که بینم به تمنای تو افتم چون سایه ز سر تا قدمم ذوق سجودی ست بگذار که در پای سراپای تو افتم مپسند که امروز من گمشده فرصت در کشمکش وعدهٔ فردای تو افتم خورشید گر...

نسخهٔ حسن آنقدر روشن سواد افتاده است - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

نسخهٔ حسن آنقدر روشن سواد افتاده است کز تغافل می‌توان خواندن خط نارسته را غزل کامل نیست باک از برق آفت دل به‌آفت بسته‌را زخم‌خنجر فارغ از تشویش دارد دسته را برنمی‌آید درشتی با ملایم‌طینتان می‌شکافد نرمی مغز استخوان پسته را خاک نتواند نهفتن جوهر اسرار تخم طبع‌دون‌کی پاس داردنکتهٔ سربسته را یأس‌ ‌کرد آخر سواد موج دریا روشنم خواندم‌از مجموعهٔ آفاق نقش شسته‌را نشئه را از شوخی خمیازهٔ ساغر چه باک نیست...

در عالم اضداد چه اندیشه صلح است - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

در عالم اضداد چه اندیشهٔ صلحست با خود نتوان ساخت اگر جنگ نگردی غزل کامل برخود مشکن تا همه تن رنگ نگردی ای شیشه نجوشیده عبث سنگ نگردی دور است تلاشت ز ره ‌کعبهٔ تحقیق ترسم‌که به ‌گرد قدم لنگ نگردی تا راه سلامت سپری ضبط نفس‌ کن قانون تو سازست گر آهنگ نگردی چون خاک هواگیر درین عرصه محالست کز خود روی و صاحب اورنگ نگردی در آینهٔ شوخی این جلوه شکستی است بر روی جهان بیهده چون رنگ نگردی پیداست خراشی که ز ن...

وصل هم بیدل علاج تشنه دیدار نیست - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

وصل هم بیدل علاج‌ تشنهٔ دیدار نیست دیده‌ها چندان‌ که محو اوست دیدن ‌آرزوست غزل کامل سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست شمع‌ تصویریم‌و اشک‌ما چکیدن آرزوست بسمل‌ تسلیم هستی طاقت‌کوشش نداشت آن ‌که ما را کرد محتاج تپیدن آرزوست دست و پایی می‌زند هرکس به امید فنا تا غبار این بیابان آرمیدن آرزوست پای تا سر‌کسوت شوق جنون خیزم چو صبح تا گریبان نقش می‌بندم دریدن آرزوست جلوه‌ای سرکن ‌که بربندم طلسم حیرتی ازگلس...

ز محو عشق غیر از عشق نتوان یافت آثاری - ابوالمعانی بیدل 14.03.2021

بقلم: تابش عمر عالمی بکوشش: فهیم هنرور RumiBalkhi. Com

Écoute le podcast سخنور sur Replaio

La radio et les podcasts dans une seule appli - gratuite, sans inscription. Installe-la dès aujourd'hui et ne rate pas le lancement

Télécharger sur Google Play

Replaio n'est pas éditeur de podcasts ; les noms des émissions, les visuels et l'audio appartiennent à leurs auteurs et sont diffusés via des flux RSS publics