Mohammad Tajeran محمد تاجران
خط سفید جاده
این پادکست، سفرنامه من، محمد تاجران، از سفر دور دنیا با دوچرخهام است.گزارش های یک مسافر که سالهاست داره دورنیا با دوچرخه اش سفر میکنه و درخت میکاره و با کودکان در مورد اهمیت درختان صحبت میکنه.طبیعتدوستی که عاشق محیطزیسته خودش در حال آموختن و آموختن و آموختنه و تازه داره سفر کردن رو بعد از ۱۰۴۰۰۰ کیلومتر و ۶۰ تا کشور و کاشتن ۴۰۰۰ درخت در ۲۵۰ مدرسه مختلف دنیا یاد میگیره.وبسایت : www.weneedtrees.comتوییتر : www.twitter.com/tajeranاینستاگرام : www.instagram.com/mohammad.tajeranدستنوشته ها : https://bikaraneha.blogspot.com/پی پال : https://www.paypal.com/paypalme/mohammadtajeranقهوه ای که مهمون...
Besuch unbedingt die Website des Podcasts und unterstütze die Macher: castbox.fm
Autor
Mohammad Tajeran محمد تاجران
Kategorie
Podcast-Website
Neueste Folge
22. Okt 2026
Wo hören?
Podcasts in der App Replaio Radio Bald verfügbarPodcasts kommen bald in die App. Installiere sie jetzt und erlebe als Erster einen ganz neuen Blick auf Podcasts
Folgen
قسمت 309 : بکگراند صدای موسیقی رستورانی که در ریو دوژانیرو 26.05.2023 27:08
ابتدای این گزارش رو با بکگراند صدای موسیقی رستورانی که در ریو دوژانیرو بودم شروع می کنم ،الان دیگه در ریو دوژانیرو نیستم و در کمپ سایت( اقامتگاه )هستم .در ادامه گزارش از بخش ماجراجویی سفر براتون صحبت می کنم جایی که میخواستم با hitch hike (سفر با ماشینهای گذری…
قسمت 308 . این گزارش دقیقاً در امتداد خط سفید جاده ست 26.05.2023 25:05
این گزارش دقیقاً در امتداد خط سفید جاده ست .سه روز هست که در راهم و مسیرم تا ریو دوژانیرو رو hitch hike می کنم ،با اینکه تو کامیون هستم و صدای اضافه زیاد هست حس و حالش رو دوست دارم و همینجا گزارش رو تقدیمتون می کنم ...
قسمت 307 و براتون صحبت می کنم که چطور سر از اینجا درآوردم 05.05.2023 21:37
درحال حاضر در شهر لنسویس دیامونتینا ،شهری چهارصد کیلومتر داخل برزیل هستم .این شهر اصلا در مسیرم نبودم و براتون صحبت می کنم که چطور سر از اینجا درآوردم ....
قسمت 306 و کنار جاده شانس پیدا کردن جا نیست 05.05.2023 28:11
در اتوبان دوچرخهسواری می کنم ، کنار جاده شانس پیدا کردن جا نیست و فاصله روستاها هم بیشتر هست ،دیشب زمانی که دیگه هوا تاریک شده بود خودم رو به روستایی رسوندم ، پرسیدم و پشت کلیسایی چادر زدم جایی رو انتخاب کردم که صبح آفتاب دیرتر بهش بتابه ....
قسمت 305 کجا میتونم با این وضعیت ( بی پولی) ادامه بدم 05.05.2023 26:15
ادامه گزارش قبل ... وارد جاده شدم و از آراکاجو به سمت جنوب راه افتادم ،همه ی روز دوچرخه سواری کردم و ذهنم درگیر این بود که تا کجا میتونم با این وضعیت ( بی پولی) ادامه بدم ،حین دوچرخهسواری چند تا انبه دیدم که حدس میزدم مسموم باشن ....
قسمت 304 و چالشی که داشتم بی پولی محض بود و 05.05.2023 21:30
بعد از دو شب که کنار ساحل بودم ، دیشب در روستایی چادر زدم ،پنج صبح بیدار شدم و کم کم دارم راه می افتم . ادامه گزارش قبل ... افتادم توی جاده ،مسیرم به سمت جنوب بود ، چالشی که داشتم بی پولی محض بود و هدفم گذر به سلامت از این چالش و مدیریت روانی خودم بود تا غروب دوچرخه سواری کردم تا وارد روستایی شدم و چادر زدم ....
قسمت 303 اونشب بخاطر پشه ها نتونستم بخوابم 05.05.2023 17:16
در ادامه گزارش قبل ... اونشب بخاطر پشه ها نتونستم بخوابم ،فقط زیر پشه بند منتظر بودم صبح بشه شاید با نور آفتاب پشه ها کم بشن ،صبح به مسیرم به سمت خط ساحلی رو ادامه دادم و می خواستم به اولین جایی که رسیدم استراحت کنم ،تصمیم داشتم برای ریکاوری بدنم به ازای هرسه روز دوچرخه سواری ،یک روز استراحت کنم ...
قسمت 302.. دنبال جایی برای شب ماندن بودم 05.05.2023 19:53
بعد از گزارش قبلی که از کافه راه افتادم ،بارندگی بود ،چند بار متوقف شدم وصبر کردم باران بند بیاد ولی بند نیامد ،در برزیل با چنین بارانی برخورد نکرده بودم ،دنبال جایی برای شب ماندن بودم ولی هیچ جایی پیدا نکردم ،تا به روستایی رسیدم...
قسمت 301: یه شب وحشتناک با پشه ها - 22 فروردین 29.04.2023 21:54
در کنار دریاچه ای پر از پشه هستم و همهی بدنم پر از جای نیش پشه . بعداز شبی که کنار اتوبان خوابیدم ، تصمیم گرفتم که مسیر اتوبان رو با ماشین طی کنم و جاده های ساحلی که جذابتر هست رو رکاب بزنم چون برزیل خیلی بزرگ هست .دویست کیلومتر رکاب زدم و چهارصد کیلومتر هم تا جنوب برزیل مونده و ممکن نیست که کل برزیل رو رکاب بزنم ...
قسمت 300: حرکت بعد از ریکاوری - 20 فروردین 29.04.2023 20:32
سیصدمین گزارش از سفرم هست . یاری وهمراهی شما باعث شد تا من گزارش ها رو ادامه بدم و آرشیو خوبی از خاطرات سفرم داشته باشم . بعد از اینکه از خانه ی کلود بیرون اومدم ، به پیپا رفتم . دوست همسر کلود ،گابریل با من تماس گرفت که پیش او برم .سه روز در سوئیتی که گابریل در اختیارم گذاشته بود موندم و استراحت کردم و دیروز از پیپا را افتادم ....
قسمت 299: دور از هیاهوی شهری- 14 فروردین 1401 06.04.2023 27:08
بچه ها سلام گزارش 299 تقدیمتوی میکنم از یک شهر ساحلی به نام پیپا و شهری که خیلی توریستیه و خیلی معروفه به نایت لایفش توی برزیل و خیلی نایت لایف خیلی مفصلی داره کما اینکه من خیلی اهل نایت لایف و بیرون نیستم، من یک جایی توی کلبه جنگلی، یک جایی توی جنگل و این رو ترجیح میدم و همین جا موندم و نرفتم بیرون، رفتم بیرون یک ذره قدم زدن یک ذره راه رفتم ولی برگشتم خونه ترجیح دادم اینجا لای درختها باشم، فضایی...
قسمت 298: زبان اشاره - 8 فروردین 1401 06.04.2023 21:59
بچه ها سلام. گزارش ۲۹۸ مجموعه جهانگرد تقدیمتون میکنم از یه منطقه ساحل نزدیک شهر نادال. الان ۸ روز که اینجام. اون روزدوستم با دختر ۵ سالش اومد دنبالم. من بعد از اون که گزارش قبلی که پر کردم شروع کردم به دوچرخه سواری کردن، اون روز یه روز سنگینی نبود و کلا ۵۰ کیلومتر مسیر داشتم. من باید میرسیدم به یه رودخونه ای و سوار قایق میشدم و میرفتم اون ور رودخونه. اون موقع که رسیدم لب رودخونه (اونجایی که...
قسمت 297: خلوت خودم - 28 اسفند 1401 06.04.2023 21:05
بچه ها سلام گزارش 297 هست که از یه جایی توی خط ساحلی اقیانوس اطلس جنوبی دارم تقدیمتون می کنم من بعد از اون دو شب فوق العاده که اونجا سپری کردم و اون یه روز ریلکس و خوشحالی که اونجا بودم چون اونجا واقعا خوب بود و اون یه روز رو خیلی بهش احتیاج داشتم که یه روز ریلکسی رو یه جایی داشته باشم یه جایی که خب نه نیازی به معاشرت داشته باشم نه نیازی به حرف زدن داشته باشم و خودم باشم و خودم و همش رو توی دنیای...
قسمت 296: اجبار بارون- 26 اسفند 1401 06.04.2023 17:21
بچه ها سلام گزاشتی 296 دوباره من کنار دریاچه ام و نشستم توی چادرم، بارون داره میاد بیرون و منم به اجبار بارون توی چادرم نشستم و زیب چادرم هم کشیدم بالا چون که آب نیاد توی چادر.
قسمت 295: ناگریز از ادامه دادن- 23 اسفند 1401 06.04.2023 28:39
بجا سلام قسمت 295 مجموعه جهانگرده، من از یه جایی که اسمش نمیدونم یه جایی دیشب چادر زدم و الان چادرم رو داشتم جمع می کردم و داشتم آماده میشدم که حرکن کردم گفتم قبلش تا چادرم خوشک بشه گزارش این قسمت رو و یا حداقل یه بخش شو ریکورد کنم من بعد از این زمانی که پیش تیری بودم همچنین گفتم به خاطر اون آسیبی که دیده بودم خیلی خیلی اذیت بودم و کماکان همینجوری من شب از جا به جا شدن توی موقع خواب خیلی برام دردن...
قسمت 294: آکارا - 20 اسفند 1401 06.04.2023 25:26
سلام روزتون بخیر بچه ها، با گزارش 294 در خدمتونم از یه جایی به نام بارینیا دیباخو و یک ساحل به اسم پرایا و نزدیک یک سواحل خیلی معروف برزیر یه ساحل خیلی معروف به اسم جریکواکوارا یه ساحلی بوده که قبلا پاتوق هیپی ها بوده دهه هفتاد، بعد کم کم حالا به یک از جایی خیلی توریستی و جایی که خیلی نایت لایفه خیلی چیزی داره تبدیل شده من دو سر روزه که رسیدم اینجا
قسمت 293: پائولینو نوس- 15 اسفند 1401 06.04.2023 32:06
بچه ها سلام روزتون بخیر، گزارش 293 و حالا این یک بخشی از گزارش هست که امشب یا فردا بقیه گزارش رو براتون بگم. من دیروز بعد از اینکه از اون خونه کشیش راه افتادم. من در واقع قرار بود که توی کلیسا بمونم، توی اون اتاق های کلیسا بمونم و بعد زن کشیش اومدش گفتش که تو آدم خوبی هستی بیا خونه مون و خیلی بامزه بود برام، یه حس خیلی قشنگی بود که آدمها بدون یه حس خوب بهم بدن، بدون کلام بدون ارتباط کلامی، بدون هی...
قسمت 292: خوابیدن در کلیسا- 11 اسفند 1401 06.04.2023 26:48
بچه ها سلام این گزارش 292 که تقدم شد می کنم این صدایی که شنیدین توی کلیسا هست و شب قراره تو که این کلیسا بخوابم و منتظرم که مراسمشون تموم بشه که بتونم شب بخوابم اینجا
قسمت 291: روآ دا آلگریا- 7 اسفند 1401 06.04.2023 35:07
بچه ها سلام این گزارش 291 هست که من از شهر آرورا تقدیمتون می کنم، تو چادرم دراز کشیده بودم و خواب بودم که یهو با بارون شدید بیدار شدم و دور ورم پر آب بود، برای خودم سقف درست کرده بودم و نگران بالای سرم نبودم اما آبی که را افتاده، دور تا دور چادر را محاصره کرده اب امده زیر چادر ..
قسمت 290: بارون شدید - 4 اسفند 1401 06.04.2023 17:33
سلام این گزارش 290 هست و من ظهر اومدم بیرون، اومدم از شهر بزنم بیرون کنار جاده وایستم و گفتم برم یک کم جلوتر. یکم جلوتر که اومدم بارون گرفت و اومدم زیر یه سقفی وایستادم که بارون بند بیاد و الان دورم همهش آب جمع شده تا مشت پا میرم تو اب اگر بخوام از اینجایی که هستم بیام بیروم. بارون هم هی داره شدیدنر و شدیدتر میشه و بند نمیاد و یک جور کلافه گی و اینجور خب باید چه غلطی بکنم و اینجور اومدم سراغم که خ...
قسمت 289: هابر ماینکی - 3 اسفند 1401 06.04.2023 21:31
حالا من رسیدم یه جا شب گزارش رو پر می کنم فقط بخواستم این صدای هابر ماینکی رو بشنبین. بچه ها میریم گذارش ادامه اش رو داشته بشیم، من روی دوچرخه ام و احتمالا صداهای محیط و اگه ماشین رد بشه صدای ماشین و اینها خواهد بود، اما اگه که خیلی ببینم که خیلی صدا اذیت میکنه، قطع میکنم. حالا یه تیکه کوچولوش رو تست میرم چون این جا در سربالای سرازیری زیاد داره و تو سرازیری ها خوب به طبع صدای باد خواهد بود همین حا...
قسمت 288: هتل مونت موریا - 29 بهمن 1401 06.04.2023 28:22
بچه ها سلام این گزارش 288 از مجموعه جهانگرد که تقدمیتون میکنم. من از جنگل آمازون تقریبا خارج شدم و یه شهری هم به اسم پراچا هستم یه شهر کوچولوی در مسیر. امروز استراحت کردم که فردا ادامه مسیر بدم به سمت مارابا احتمالا از مارابا با ماشین برم ساولویس اون یه تیکه از مارابا تو ساولویس رو دوچرخه سواری نکنم و از ساولویس جاده ساحلی رو به سمت جنوب به سمت ساپاولو برم
قسمت 287: وسط جنگل آمازون - 20 بهمن 1401 06.04.2023 24:42
بچه ها سلام روزتون بخیر این گزارش 287 از مجموعه جهانگرده از توی وسط جنگل های امازون دارم تقدیم کنم روی دوچرخه ام ئ توی یه جاده خاکی خیلی خیلی سختی در اینجا دارم دوچرخه سواری میکنم و اینجا دیگه پر از گل و ماسه هست و یک سره گیرم میکنم و یکسره باید هل بدم و گفتم که یه فرصت بسیار بسیار بسیار خوبیه که همینجا کزارش پر کنم
قسمت 286: حس و حال خوب الان - 16 بهمن 1401 06.04.2023 26:41
بچه ها سلام این گزارش 286 هست که تقدیمتون میکنم من امروز گزارش قبلی رو تازه امروز پر کردم و اپلود کردم ولی الان آمده بودم تو میدون روستا نشسته بودم و اون گوشه یکی برای خودش داره ساز میزنه و دوروش دارن میرقصن و حال و هوایی اینجا قدر خوب بود که دوست داشتم که تو این حال و هوا بکم حرف بزنیم، یکم فارغ از گزارش سفرنابه باشه از حس و حال باشم و مکتوب کنمش
قسمت 285: از وسط پارک جنگلی محافظت شده- 13 بهمن 1401 06.04.2023 30:08
بچه ها سلام این گزارش 285 هست. من نمیخوام خیلی حرف بزنم، فقط اومدم توی یه پارک ملی وسط جنگل آمازان و این بخش جنگل، بخشیه که همیشه جنگل بوده و یه منطقه حفاظت شده است که حتی برای ورودش باید ثبت نام کنی و اجازه ورود به هر کسی نمیدون و باید با راهنما بیایی و در واقع تحت کنترل بیایی اینجا و فقط گفتم که گزارش 285 رو از اینجا شروع کنم تا یه بخشی از این نجواهای آمازان رو توی این گزارش داشته باشم&nbs...
Ähnliche Podcasts
Replaio ist kein Herausgeber von Podcasts; die Namen der Sendungen, Cover und Audioinhalte gehören ihren Autoren und werden über öffentliche RSS-Feeds verbreitet