Fatemeh Mojeni

هر شب، هزار و یک شب

هر شبتا هزار و یک شببشنوید حکایت یک شب از هزار و یک شب را با صدای فاطمه مجنیروی تلگرام:t.me/harshab_1001shab

Určitě navštivte web podcastu a podpořte jeho tvůrce: castbox.fm

Autor

Fatemeh Mojeni

Kategorie

Society

Web podcastu

castbox.fm

Nejnovější epizoda

27. srp 2024

Kde poslouchat?

Podcasty v aplikaci Replaio Radio Už brzy

Podcasty míří do aplikace už brzy. Nainstaluj si ji teď a jako první uvidíš úplně nový pohled na podcasty

Stáhnout z Google Play Nainstaluj zdarma Android téměř 10 mil. stažení · hodnocení 4,8 iOS už brzy

Epizody

شب یک‌صد و چهل و یکم: ادامه‌ی حکایت کان ماکان 20.11.2020

کان ماکان با اسب به شهر برگشت...

شب یک‌صد و چهلم: ادامه‌ی حکایت کان ماکان 19.11.2020

چون کان ماکان سرگردان ‌صحرا بود ماجراهایی را از سر گذراند، و ناگاه اتفاقا به نام ذات‌الدواهی برخورد...

شب یک‌صد و سی و نهم: ادامه‌ی حکایت کان ماکان 18.11.2020

«و مردم همی می‌گفتند ای ذوالمکان کجایی که کار کان‌ماکان ببینی و آنچه بر او می‌گذرد بدانی که به چه سان از وطن دور گشته...»

شب یک‌صد و سی و هشتم: باقی حکایت ذوالمکان و آغاز حکایت کان ماکان 17.11.2020

چون کان ماکان و قضی‌فکان بزرگ شدند، ماجرایی تازه آغاز می‌شود...

شب یک‌صد و سی و ششم: ادامه‌ی حکایت تاج‌الملوک 15.11.2020

لشگر سلیمان‌شاه به سرزمین ملک شهرمان رسید و پیش از حمله رسول نزد ملک شهرمان فرستادند تا ببیند تاج‌الملوک در چه حال است..

شب یک‌صد و سی و پنجم: ادامه‌ی حکایت تاج‌الملوک 14.11.2020

به درخواست سیده دنیا، عجوز تاج‌الملوک را به قصر او می‌آورد تا این که ...

شب یک‌صد و سی و چهارم: ادامه‌ی حکایت تاج‌الملوک 13.11.2020

به هر حیلت، تاج‌الملوک به تفرجگاه سیده دنیا راه پیدا می‌کند تا خود را به او بنماید...

شب یک‌صد و سی و سوم: ادامه‌ی حکایت تاج‌الملوک 12.11.2020

تاج‌الملوک با کمک عجوز نامه‌ای به سیده دنیا فرستاد، اما ...

شب یک‌صد و سی و دوم: ادامه‌ی حکایت تاج‌الملوک 11.11.2020

تاج‌الملوک، عزیز،‌ و وزیر با شیخ سوق گرم گرفتند و کم‌کم آوازه‌شان به عنوان بازرگانان در شهر پیچید و مردم به دکان آن‌ها سرازیر شدند...

شب یک‌صد و سی و یکم: ادامه‌ی حکایت تاج‌الملوک 10.11.2020

با شنیدن پاسخ منفی سیده دنیا، لشگر بازگشت. این بار تاج‌الملوک، عزیز و وزیر دندان به تنهایی در هیئت بازرگانان راهی جزایر کافور شدند...

شب یک‌صد و سی‌ام: ادامه‌ی حکایت تاج‌الملوک 09.11.2020

وزیر دندان به همراه عزیز راهی جزایر کافور شدند تا سیده دنیا را برای تاج‌الملوک خواستگاری کنند...

شب یک‌صد و بیست و نهم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 08.11.2020

«تاج‌الملوک گفت: به خدا سوگند آن‌چه بر تو گذشته به دیگری نگذشته ولکن قصد من این است که از تو چیزی را بپرسم. ... همی‌خواهم که با من باز گویی که چگونه به دختری که این صورت نگاشته بود برسیدی؟»

شب یک‌صد و بیست و هشتم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 07.11.2020

حکایت عزیز به اینجا می‌رسد که چه شد به این مکان و پیش ملک‌زاده رسید.

شب یک‌صد و بیست و هفتم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 06.11.2020

عزیز چون خود را از همه جا رانده دید، به خانه‌ی خویش بازگشت...

شب یک‌صد و بیست و ششم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 05.11.2020

«فرمود که پای مرا با ریسمان بستند و دست‌های مرا محکم گرفتند و خود برخاسته آهنی در آتش گذاشت و ...»

شب یک‌صد و بیست و پنجم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 04.11.2020

چون یک سال گذشت، عزیز رخصت بیرون رفتن از خانه را یافت که تا شب برگردد. تصمیم گرفت به همان باغ برود. رفت و در باغ گشوده دید...

شب یک‌صد و بیست و چهارم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 03.11.2020

«تو اکنون به حکم کتاب و سنت شوی منی. و به هوش باش که این خانه را که تو در او هستی به سالی یک بار در می‌گشایند.»

شب یک‌صد و بیست و سوم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 02.11.2020

عزیز که خود را در خانه‌ی عجوز یافته بود با درخواست عجیب دختر سیمین‌ساق روبروشد...

شب یک‌صد و بیست و دوم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 01.11.2020

«عجوز چون مرا دید گفت ای فرزند، خط خواندن می‌توانی یا نه؟»

شب یک‌صد و بیست و یکم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 31.10.2020

یک سال از مرگ عزیزه گذشت و عزیز کم‌کم او را فراموش کرده بود...

شب یک‌صد و بیستم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 30.10.2020

«من به او گفتم که دختر عم من پیش از آن که بمیرد مرا بهل کرده و خون خود بر من بخشیده است.»

شب یک‌صد و نوزدهم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 29.10.2020

«پس گریان شد و گفت وای بر تو، خواننده‌ی این بیت از خویشان تو بود یا از بیگانگان؟»

شب یک‌صد و هجدهم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 28.10.2020

«که اگر پس از این بیایی و در اینجا بخوابی سرت از تن با این کارد تند جدا خواهم کرد.» اما این بار اتفاق دیگری می‌افتد...

شب یک‌صد و هفدهم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 27.10.2020

جوان که دیگر از خواب رفتن خود کلافه شده، به پیشنهاد دختر عم این بار پیش از عزیمت سیر می‌خورد...

شب یک‌صد و شانزدهم: ادامه‌ی حکایت عزیز و عزیزه 26.10.2020

باز هم جوان، دختر در محل قرار نمی‌بیند...

Poslouchej podcast هر شب، هزار و یک شب v Replaio

Rádio a podcasty v jedné aplikaci - zdarma a bez registrace. Nainstaluj si ji ještě dnes a nepropásni premiéru

Stáhnout z Google Play

Replaio není vydavatelem podcastů; názvy pořadů, obálky a audio patří jejich autorům a šíří se přes veřejné RSS kanály